ثبت نام نسخه PDF

مصائب کاپيتاليسم ( مقالات  -   راه : 30+8 - دي و بهمن87)

گزارشي از همايش جستاري در ماهيت و مفهوم کاپيتاليسم

 

اشاره: همايش «کاپيتاليسم‏، جستاري در ماهيت و مفهوم» بهمنظور واکاوي جنبههاي اين پديده و همچنين تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم آن بر جهان امروز و آينده با حضور چند اقتصاددان و جامعه شناسان مطرح در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. اين همايش کار مشترک بسيج دانشجوئي دانشگاههاي تهران علامه طباطبائي، شهيد بهشتي، امام صادق(ع) و  مرکز تحقيقات علم و دين بود. قطعا همکاريهاي اين چنيني بسيجهاي دانشجويي افقهاي جديدي را براي رسيدن به بسيج «دانشجويي» مورد نظر حضرت امام  باز خوهد کرد.

جلسه با سخنان دکتر شهرام پرستش درباره ماهيت نظام کاپيتاليسم و ارزشهاي آن شروع شد. وي گفت: از نگاه جامعه شناسان مکتب انتقادي، نظام سرمايهداري ارزشهاي اعتقادي را در زير خاک دفن کرده است. وي به اين نکته اشاره کرد که ارزشهايي را که نظام سرمايهداري به عنوان ارزشهاي فرابشري معرفي کرده است مانند علم و آگاهي، بي طرف نبوده و داراي جهت گيري ميباشند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به اينکه عقل در نگاه فيلسوفان عصر رنسانس اسطوره بوده، افزود: نکتهاي که به عنوان ارزش متعالي انتخاب کردند، عقل است چرا که بسياري از فيلسوفان قصد داشتند با اين ابزار، از همه چيز راززدايي کنند. از آن دوران به بعد، عقل تا جايي ارتقاي درجه يافت که به عنوان يک داور بي طرف شناخته شد و به عنوان امري فرا تاريخي که هيچ نسبتي با بورژوازي ندارد، پديدار گشت.
به گفته وي، وقت آن فرا رسيده که در ارزش پديدههاي ارزشي به خصوص در مورد عقل و آگاهي يک نوع بازنگري صورت گيرد.
دکتر سيدحامد وارث سخنران بعدي اين جلسه بود. اين استاد دانشگاه تجاري شدن پديدهها را مهمترين عنصر در روند مدرنيته در غرب دانست و تصريح کرد: در غرب همه چيز به سمت تجاري شدن حرکت ميکند، حتي فرهنگ نيز از اين قاعده مستثني نمانده و شکل تجاري به خود گرفته است. امروز ما شاهد هستيم که دين نيز به نوعي تجاري و بازاري شده، چون عرضه و تقاضا پيدا کرده است، حتي آموزش و پرورش که در اسلام هدفش تربيت انسان فرهيخته است، نيز تجاري شده و امروزه نظام سرمايهداري از آموزش و پرورش استفاده ميکند، تا نيروي انساني متخصص مورد نياز خود را تربيت کند.
دکتر وارث بحران اخير در غرب را داراي ابعاد معنوي دانست و عنوان کرد: درست است که معنويت در غرب سکولار است اما اين معنويت همواره نياز بشر بوده است. وي با اشاره به اينکه معنويت در غرب به عنوان ابزار تلقي ميشود، خاطر نشان کرد: اگر در نظام سرمايه داري از معنويت صحبت ميشود، ابزاري است تا بگويد معنويت چه کمکي ميتواند به سود بيشتر کند چرا که چيزي جز بهره وري در اين نظام اصالت ندارد.
وي معتقد بود: پس از فروپاشي شوروي، بازگرايي در غرب تشديد شد و عدم توازن در آنجا، تحت عناويني مانند خصوصي سازي، کوچک کردن دولت و از اين قبيل پديدار شد اما امروز علي رغم آن بحثها مداخله بزرگي براي حل مساله بازار از سوي دولتهاي غربي صورت ميگيرد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به ترسيم يک ايدئولوژي جديد توسعه توسط اسلام اشاره کرد و اظهار داشت: اسلام بايد 2 نوع نظام يافتگي پيدا کند، يکي در متن خود از طريق مجادلات کلاميو فلسفي و ديگري نظام يافتگي بيروني که درست در همين جاست که نظام سرمايه داري در مقابل اسلام قرار ميگيرد.
وي تأکيد کرد: امروز دولت در غرب، دولت شرکتها است و اين دقيقاً در مقابل دولت اسلامياست چرا که دولت اسلامينميتواند دولت شرکتها باشد.
اين استاد دانشگاه در پايان دولت اسلاميرا دولت تعليم و تربيت خواند و گفت: در توسعه اسلامي، آنچه اهميت دارد، فرهنگ محوري است، برخلاف غرب که بازار محوري را مد نظر قرار ميدهند.
دکتر ناصر فکوهي بحث خود را با اين پرسش که "آيا اين بحران اقتصادي است يا اجتماعي؟" شروع کرد و گفت: اين بحران با وقايعي که تاکنون اتفاق افتاده، تنها با يازده سپتامبر قابل مقايسه است.
ايشان با اشاره به اين نکته که جهان بعد از اين بحران تغيير خواهد کرد، تصريح کرد: امروز بحث اصلي اين است که آيا سرمايهداري ادامه مييابد يا خير؟  سالهاست که اقتصاددانان نئوليبرال سعي کردند اين مسئله را يک مسئله اقتصادي قلمداد کنند.
فکوهي دعواي اصلي را بر سر سرمايه داري اجتماعي و سرمايه داري بي ضابطه دانست و گفت: بايد بررسي کرد چه اتفاقي طي ماههاي اخير افتاد؟ در انتخابات اخير امريکا، کانديداي جمهوري خواهان يعني مک کين که از سياستهاي اقتصادي بي ضابطه حمايت ميکرد، ناگهان موضع گرفت و خواستار دخالت دولت در اقتصاد شد.
اين استاد دانشگاه با نفي اقتصادمحوري در اداره جهان تاکيد کرد: مگر ميشود با يک سري عدد، انسانها را صاحب خانه کرد، اقتصاد وارد يک تيپ خودشيفتگي شد و به اشکال کاملاً انتزاعي تفکر رسيد و گمان کرد ميتواند با فرمول، مشکل دنيا را حل کند.
وي در ادامه به اين نکته اشاره کرد که کساني که بحران کنوني نظام سرمايه داري را با بحران 1930 مقايسه ميکنند دو دسته هستند. يا اصلا اطلاعي از بحران سال 1930 و نيز بحران فعلي سرمايهداري ندارند و يا انسانهاي حيلهگري هستند که قصد دارند اين بحران را تحريف شده و کوچک جلوه دهند: چراکه مقياس اين بحران، با بحران قبل قابل مقايسه نيست ولي ميخواهند انسانها را فريب دهند و از اين رو ميگويند، ميتوان از اين بحران عبور کرد.
اين استاد جامعه شناسي دانشگاه تهران در مورد نقاط قوت و ضعف نظام کاپيتاليسم گفت: طرفداران نظام سرمايهداري در مورد نقاط قوت اين نظام به افزايش سطح رفاه و نيز گسترش تکنولوژي اشاره ميکنند و با ارائه آمار و ارقام، افزايش ابزارهاي تکنولوژيک را در زندگي افراد سعي در مثبت جلوه داده عملکرد سرمايه داري دارند. اما بايد از آنها پرسيد مگر افزايش تعداد موبايلها و تلويزيونها خوب است؟ چه کسي ارزشمند بودن اينها را تائيد کرده است؟
وي در ادامه به اين نکته تاکيد ورزيدند که سرمايه داري با معيارها و ملاکهاي خودش به قضاوت درباره خود ميپردازد و هنگاميکه به بحران ميرسد به ساختارهاي انتزاعي که زماني نقض کننده آنها بوده، پناه ميبرد! به عنوان مثال سرمايه داري در زمان اوج خود دين را ناديده ميگيرد اما در زمان بحران به مردم توصيه ميکند که به کليسا بروند و دعا کنند!
سخنران بعدي اين جلسه دکتر ابراهيم فياض بود که با موضوعيت “بحران معنائي سرمايهداري” به ايراد سخنراني پرداخت. وي در ابتدا به اين نکته اشاره کرد که بحران سرمايهداري بيش از آنکه بحران اقتصادي باشد بحران معنائي است. امروز سرمايه داري دچار عدم گردش مالي است و ميگويند اين مسئلهاي اساسي در به وجود آمدن بحران است در صورتي که چنين چيزي نيست چرا که آن نظام معنايي که باعث به وجود آمدن سرمايهداري ميشود، ديگر وجود ندارد و امروز ديگر کسي تمايلي به خريد ندارد، امروز مردم غرب يا دارند و خرج نميکنند و يا ندارند و خرج نميکنند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه جامعه ايران هنوز قدرت خريد دارد و نبايد با تأکيد بر بحران غرب در ايران ايجاد نگراني کرد، اظهار داشت: ايران و آلمان از جمله کشورهايي هستند که از اين بحران در امان مانده اند و در حال حاضر هر 2 کشور به سمت سرمايه گذاريهاي گسترده با يکديگر حرکت کرده اند چراکه آلمان مازاد بودجه دارد و حتي مرکل در جلساتي که غرب براي حل اين بحران تشکيل ميهد، شرکت نميکند چون بحران خاصي ندارند.
اين جامعه شناس با بيان اينکه غرب مصرف بيشتر را موجب رفاه بيشتر ميدانست، گفت: در اينجا بود که هستي انسان با مصرف برابر شد و سرمايهداري، افقهايي ايجاد کرد که مصرف را کعبه آمال معرفي ميکرد، لذا توليد ميکردند تا مصرف شود و البته انسانها نيز از آن، احساس رضايت ميکردند ولي امروز ديگر اينگونه نيست.
وي معتقد بود بحران تقاضا و مصرف ارتباط نزديکي با بحران معنا دارد به اين معني که جامعه سرمايه داري به دليل تکرار مصرف و تاکيد روزمره بر زندگي مصرفي، معناي آن را در بين انسانها از بين برده و آن را به يک عادت بي معني و پوچ تبديل کرده است. به نظر اين استاد دانشگاه تکرار نقطه آغاز بحران سرمايهداري است.
ميزگرد تخصصي با موضوع « بازار در نظام سرمايهداري با عطف بحران مالي 2008» بخش دوم اين همايش بود که با حضور اقتصاددانان مطرح کشور از جمله «دکتر موسي غني نژاد»، «دکتر مسعود درخشان» و «دکتر محمد مالجو» برگزار شد.
دکتر موسي غنينژاد در سخنانشان تاکيد کرد: نظام بازار نظاميمبتني بر مبادله داوطلبانه است و در طول تاريخ زندگي اجتماعي بشر وجود داشته است و پديدهاي متاخر و مربوط به 200، 300سال پيش نيست و تنها در 250 سال اخير به صورت يک نظريه نظام يافته مطرح شده است. وي کاپيتاليسم را بي ارتباط با نظام بازار خوانده و گفت: اصطلاح کاپيتاليسم يک اصطلاح مارکسيستي است که در آن يک يا چند نفر سرمايه دار هدايت کننده جريان اقتصاد هستند اما نظام بازار بر مبادله داوطلبانه تک تک افراد تاکيد دارد.
وي خاطر نشان کرد نظام بازار بر آزادي و حق انتخاب افراد بنا شده است و اين آزادي و داوطلبانه بودن مبادلهي افراد به معني ابتناء اين نظام بر اخلاق و ارزشهاي انساني ميباشد که متاسفانه غالبا در تحليلها آن را ناديده ميگيرند.
وي نظم بازار را يک نظم انتزاعي که به هيچ وجه قابل مشاهده و اندازهگيري نيست دانست و تاکيد کرد: اينکه بحران مالي در غرب را به نظام بازار نسبت ميدهند اشتباه بزرگي است زيرا نظام بازار يک سازمان مشخص نيست که ما او را مسئول بحران قلمداد کرده و از او پاسخي مطالبه کنيم. نظام بازار امري اعتباري و بوده و جنبه کاملا انتزاعي دارد.
وي افزود: معمولا افراد تحقق و مصداق کامل نظام بازار را در غرب و به خصوص آمريکا ميدانند و بحران مالي کنوني را نيز به تبع آن نتيجه اين نظام تلقي ميکنند، در حالي که آمريکا از دوران رياست جمهوري بوش تاکنون بيش از هر زمان ديگري از نظام بازار دورتر شده است و آمريکا اصلا نماينده نظام بازار نيست و هم اکنون از اين منظر در رتبه هفتم جهان قرار دارد.
پس از اتمام سخنان ايشان، دکتر مسعود درخشان استاد دانشگاه علامه طباطبائي به ارائه نظريات خود در اين مورد پرداختند. وي با اشاره به سخنان دکتر غني نژاد، اين نکته را خاطر نشان کرد که اصلا چيزي به عنوان نظام بازار وجود ندارد و کاربرد واژه «نظام» بازار داراي ابهام بوده و نياز به تعريف روشن تري دارد. وي بازار را صرفا محلي براي خريد و فروش دانسته و بکار بردن واژه نظام را در کنار کلمه بازار امري بي معني قلمداد کرد و تنها در صورتي ترکيب « نظام بازار» را معتبر دانست که گفته شود « نظام بازار آزاد». وي واژه کاپيتاليسم را مورد اتفاق تمامياقتصاددانان مطرح دانست و گفت: بارز ترين ويژگي نظام کاپيتاليسم حاکميت سرمايه و اصالت آن است و در مواقع بحران مهمترين هدف نجات سرمايه است و نه نجات انسانها.
وي همچنين مخالف اين ادعاي دکتر غني نژاد مبني بر داوطلبانه بودن مبادله افراد در بازار بود. زيرا معتقد بود که مبادله امري فطري در انسانهاست و متصف کردن امر فطري و ناگزير در افراد به صفت داوطلبانه امري پوچ و بيمعني است. همانطور که نفس کشيدن داوطلبانه بيمعني است، مبادله داوطلبانه هم نامفهوم است. انسانها به صورت فطري وارد مبادله ميشوند اما در اين مبادله استثمار ميشوند.
در ادامه دکتر محمد مال جو به ارائه نظرات خود پرداختند. ايشان به اين نکته اشاره کردند که نيازهاي بشر نامحدود هستند و منابع در اختيار او هم به شدت محدود و ناکافي ميباشد و اين موجب شده است که در طول تاريخ بارها و بارها شاهد جنگ افروزيها بر سر تصاحب منابع کمياب باشيم. وي نظام بازار را مکانيسم حل مصالحهآميز ارضاي نيازهاي نامحدود از طريق منابع محدود دانست و به اين نکته نيز اشاره کرد که نظام بازار با توزيع نابرابر سرمايه و مهارت پيوند خورده است زيرا تاريخ جوامع بشري سرمايه و مهارت را به طور برابر در اختيار افراد قرار نداده است و لذا رقابت در بازار با برابري آغاز نميشود.
در ادامه مجددا دکتر غني نژاد به بحث در مورد بحران مالي پرداخت. وي با تاکيد بر تمايز نظام بازار و نظام کاپيتاليسم، سعي در مبرا ساختن نظام بازار از بحران داشت که با مخالفت دکتر مسعود درخشان مبني بر بي معني بودن نظام بازار، مواجه شد. دکتر درخشان بر اين نکته تاکيد داشت که هيچ يک از اقتصاددانان مطرح دنيا در هيچ جا واژه « نظام بازار» را بکار نبرده اند و عبارت « نهاد بازار» را براي اين مفهوم مناسبتر ميدانست. علي رغم مخالفت دکتر درخشان، دکتر غني نژاد همچنان تاکيد خود را بر واژه « نظام بازار» ادامه داده: اما مجددا با مخالفت دکتر درخشان مواجه گرديد. اين مخالفتها دست آخر به اعتراض دکتر غنينژاد انجاميده و موجب خروج وي از جلسه شد.

 

:.:::. Copyright © 2009 « دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي » All Rights Reserved ::.
Developed By WWW.BESTDEVELOPER.IR  &  Design By WWW.IRICT.IR