پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلامی و بیداری
  • جبهه جهانی

  • کلمات کليدي :

  • سلفی
  • وحدت امت اسلامی

  • حميدرضا غريب رضا

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • عربستان فردا

  • ولايت يهود و نصارا را پذيرفته‌اند

  • «جبهه جهانی مستضعفان در فضای مجازی»

  • آنفولانزاي تشيع در فلسطين!

  • یا کربلاء تلمسی وجهی

  • مطلب بعدي >   869 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 10 : گفتگو با یک متهم به تشویش اذهان عمومی

    جرات برنامه ريزي
    گفتگو با حسن صفار، روحاني برجسته قطيف عربستان درباره راهبردهاي تقريب

    شيخ حسن صفار از جمله روحانيون شيعه حجاز است که در قم تحصيل کرده و سابقه مبارزه سياسي با حکومت پادشاهي عربستان را در کارنامهاش دارد.
    او و جمعي از همفکرانش در مقطعي به اين نتيجه رسيدند که با پذيرش برخي شرايط سعودي امکانات و تسهيلاتي را براي جامعه شيعيان عربستان به دست آورند. او هماکنون در مناطق شيعهنشين عربستان نماد يک روحاني ميانهرو به شمار ميآيد.

    چه دلايلي براي دگرگوني گفتمان برخي شخصيتهاي معتقد به تقريب مذاهب وجود دارد؟ آيا معتقد نيستيد پروژه حساب شدهاي از سوي دشمنان وحدت امت اسلامي وجود دارد که دعوت کنندگان به همزيستي و اعتدال را هدف گرفته است؟
    تغيير گفتمان برخي شخصيتهاي تقريب و وحدت اسلامي، دو علّت اساسي دارد: علت نخست حوادث سياسي است که رنگ مذهبي به خود گرفته، مانند حوادث عراق که به پيدايش جنايتهاي زشتي منجر گرديد. اين حوادث باعث شد دو طرف يکديگر را به رها کردن شهرهايشان وادار کنند و مواضع سياسي و جهتگيريهاي رسانهاي، شکل طايفهاي به خود گرفت. پيامد اين مسايل، در ميان شيعيان و اهل سنّت بر احساسات و انديشه ها بازتاب داشته است. دشمنان نيز از اين فضا براي ايجاد دغدغه و شک  نسبت به يکديگر سوء استفاده کردند.
    بدون شک دشمنان در پيدايش اين فتنه کور در عراق نقش اساسي داشتهاند و يکي از اهدافشان بهرهبرداري از فضاي فتنه براي چندپاره کردن صفوف امت اسلامي بوده است.
    حوادث پديد آمده در لبنان بعد از جنگ سي و سه روزه هم در تغيير مواضع بيتاثير نبوده است. با بالا گرفتن نبرد سياسي ميان مخالفان و موافقان دولت، وقتي حزب الله براي دفاع از موجوديت خود، اسلحه به کار برد، حوادث 17 مي، به وجود آمد ولي برخي جريان هاي مغرض به اين مساله ابعاد طائفهاي و مذهبي دادند و در اين جهت از آن بهره برداري کردند.
    با کمال تأسّف برخي رهبران اسلامي نيز از حوادث عراق و لبنان به شکل منفي متأثر شده، اعتدال خود را از دست دادند و آرمان وحدت و تقريب را در شرايط دشوار و در موقعيت مصيبت و شدّت رها کردند.
    علّت دوم فشار جريانهاي متعصّب و تندرو است. اين گروهها از پيامد فتنههاي طايفهاي استفاده کردند و فعاليتها و گفتمان تحريککننده خود را افزايش دادند. با بزرگنمايي برخي حوادث، خبرسازي دروغ، شايعهپراکني و ارايه تفسيرهاي نابجا و تحليلهاي  نادرست، شخصيت هاي متمايل به تقريب و وحدت را در دايرهاي تنگ محاصره کردند و تحت فشار رواني بيرحمانهاي قرار دادند.  تمرکز بر برخي شخصيتهاي اسلام گرا بود که نقش قابل تقديري در ترويج تقريب و وحدت اسلامي داشتند. با کمال تأسف، تندروها به اهدافشان رسيدند و بعضي نمادهاي اعتدال در تور نقشههاي مخالف با مسير وحدت اسلامي و تقريب مذاهب گرفتار شدند.
    البته همانطور که نسبت به سستي و ضعفي که اين شخصيتها دچار شدهاند، ناراحت هستيم، بايد نسبت به مواضع رهبران و شخصيتهاي بيدار و مقاومي که در برابر اين توفانهاي بنيانبرانداز، بينش خود را از دست ندادند، ارادهشان سست نشد و نگاهشان مشوش نگرديد، افتخار کنيم. آرزو مي کنم امت اسلامي از اين مصيبت و فتنه در سريعترين وقت ممکن و با کمترين زيان عبور کند.
    آيا در برابر فعاليتهاي اين گروهها، ما برنامهريزي فراگير يا راهبردي سنجيده براي عملي کردن تقريب مذاهب داشتهايم؟ اگر راهبردي تدوين کرديم آيا به آن عمل کردهايم ؟ آيا به شکل عملي، پيگير اجرايي شدنش بوده ايم يا اين استراتژي ها تنها جوهر روي کاغذ باقي مانده اند؟
    روشن است که نسبت به مساله وحدت و تقريب و رويارويي با جريانهاي تفرقه گرا و فتنه هاي طايفهاي کوتاهي کرده ايم. رهبران ديني شيعه و سني جرأت برنامهريزي فراگير و استناد به راهبردي همهجانبه براي عمليکردن وحدت و تقريب نداشتهاند. غالبا به شعارها و سخنرانيها و نظريهپردازيهاي کلي اکتفا شده است  .
    تدوين راهبرد تقريب، نيازمند اندکي خودانتقادي و عبور از رفتارهايي است که موجب تحريک طرف مقابل ميشود. لازمه داشتن راهبرد همچنين قبولاندن اين نکته به خود است که ديدگاه ديگري هم وجود دارد. بايد حق بيان باورها و حضور عملي ديگران را به رسميت بشناسيم.
    لازمه داشتن راهبرد، فراهم کردن ابزار و امکانات پشتيباني کننده براي عملي کردن و اجراست. اشکال و ناسازگاري اين جا روشن مي شود، اشکال از جانب کساني است که امور سياسي را در دست دارند.
     سازمان آيسسکو برنامهريزي خوبي در اين زمينه انجام داده بود ولي بعيد است حکومتها به اين برنامه ملتزم شوند. البته اين خود گامي موفق در اين مسير به شمار مي آيد.
    شما تجربههاي خوب و موفقي در دعوت به همزيستي و گفتگو داشته ايد. آن هم در جامعهاي مانند عربستان که ميتوان ادعا کرد فعاليت وحدت گرايانه در آن، مانند راه رفتن با پاي برهنه روي خار است. در اين جهاد فکري و فرهنگي چه دست آوردي داشتهايد؟ به برخي فعاليتهاي وحدت گرايانه و پيامدهاي عملي آن اشاره کنيد.
    نخبگان بيدار شيعه در عربستان تلاشهاي ارزشمندي را براي رويارويي با حالت گسست و دشمني مذهبي و همچنين در مبارزه با تبعيض طايفهاي انجام دادهاند. تلاش اين نخبگان در سه محور خلاصه مي شود:
    توليد گفتمان و فرهنگ اسلامي ملي که به وحدت اسلامي و تقريب دعوت مي کند و همچنين ارايه راهکارها و برنامههاي مناسب در اين مسير. اين نخبگان به خطرهاي تفرقه و تبعيض مذهبي، براي امنيت ملي و منافع امّت اسلامي هشدار داده اند.
    ابتکار عمل در ايجاد ارتباط با گروهها و جريان هاي مختلف از جمله جريان هاي ديني سلفي.
    پيگيري تحقق عدالت و مساوات ميان شهروندان و درمان مشکلات تبعيض مذهبي و ارايه طرحها و پيشنهادهايي به مسوولان دولت براي رسيدن به اين آرمان. به حمد خدا فرهنگ وحدت و تقريب، در مقايسه با نادر بودنش در گذشته، امروز در دامنه گستردهتري قابل مشاهده است. در روزنامههاي عربستان و در وسايل ارتباط جمعي مطالبي نوشته ميشود که نسبت به تفرقه و جنگ مذهبي هشدار مي دهد. انجمن هايي وجود دارد که علني و صريح اين مسايل را بررسي مي کنند.
    طبيعتا گرايشها و صداهاي بلندي هم وجود دارد که همچنان بسيج نيروها و تحريک احساسات و کينه توزي را عليه مذاهب اسلامي دنبال مي کند؛ مانند بيانيه اي که بيست و دو نفر از شيوخ سلفي صادر کردند. البته بيانيهها و مقالههاي بسياري هم از طرف شيعيان و اهل سنّت در محکوم کردن اين بيانيه صادر شد.
    بهحمدالله دروازههاي ارتباط همچنان باز است که باعث اميدواري به ايجاد رابطه بهتر ميان گروه هاي مختلف شده است. گسست و دوري، فضا را براي سوء ظن و پذيرش شايعهها و پرنمودن جانها از نفرت و کدورت باز ميکند. در حالي که ايجاد ارتباط، فرصت آشنايي و آگاهي نسبت به يکديگر و ريشه دار کردن محبت، اطمينان و احترام متقابل را فراهم مي آورد و همچنين فضا را براي تعاون در نيکوکاري و تقوا مهيا مي کند .
    برخي انجمنها در رياض و جده و ديگر مناطق شخصيتهاي شيعه را ميهمان کرده و برخي از انجمنها و مجالس شيعه نيز در قطيف برخي از شخصيتهاي اهل سنّت سلفي را ميهمان نموده اند  .
    اما در سطح دولت، با وجود حل برخي مشکلات در زمينه تبعيض مذهبي، بسياري از مسايل همچنان بدون حل باقي مانده است. نوعي تنبلي و سستي براي حل و درمان اين مسايل وجود دارد که همين مساله باعث مي شود، جامعه شيعه در معرض احساس نااميدي و ناخشنودي قرار بگيرد.
    چگونه وارد گفتگو با سلفيها شده ايد؟ آيا کسي که شما را کافر مي داند، گفتگو با شما را مي پذيرد؟ يا اينکه جريان معتدلي در ميان سلفي ها وجود دارد که تکفيري نيست و مي توان بر روي مشترکات با آنها تفاهم داشت؟
    بله در ميان سلفيها، مساحتي از اعتدال و پذيرش گفتگو با ديگران را يافتهايم. همه معتقدان به مکتب سلفي در يک قالب نميگنجند، چنان که در تمامي مذاهب و جامعهها افراد تندرو و معتدلي با تفاوت در نسبت مساحتشان وجود دارد. دعوت پادشاه عربستان به گفتگوهاي ملي هم گروههاي معتدل سلفي را به اين مساله تشويق کرده است.
    ما به عنوان شهروندان يک کشور گزينهاي جز پذيرش يکديگر و بازنگري در مواضعمان نسبت به هم، در چارچوب اهداف شريعت و منافع ملي پيش رو نداريم، به ويژه اين که در اطراف ما، در مناطق ديگر، کشتارها و جنگ هايي واقع مي شود که همه از آن زيان مي بينند.
    آينده وحدت امت اسلامي را چگونه مي بينيد؟ به نظر شما آيا امت اسلامي از اين گردنه عبور مي کند؟ آيا اميدي به تولد هوشياري جديد اسلامي بعد از اين درد سخت و فتنه و هرج و مرج وجود دارد؟
    به نظر مي رسد آينده وحدت امت اسلامي به اندازه زيادي به تغيير سياسي و فرهنگي که امت به آن چشم دوخته، بستگي دارد. در سايه استبداد سياسي که از نزاعهاي داخلي براي مشغول کردن مردم به يکديگر بهرهبرداري مي کند، وحدت شکل نميگيرد. استبداد با ايجاد تفرقه مانع وحدت مردم براي مطالبه حق خود در مشارکت سياسي و عدالت مي شود.
    از طرف ديگر وحدت با حاکميت فرهنگ تکصدايي که به رسميت شناختن تکثر مذهبي و فکري را نفي مي کند و حق ديگران را در بيان نظر و حتي وجود منکر مي شود و به شکل حرفهاي به تحريک عليه طرف مقابل مي پردازد، محقق نخواهد شد.
    اميدمان به خدا بسيار است. اميدواريم فرزندان امّت اسلامي را ياري کند تا برخيزند و توده ها بيدار شوند و به سوي ايجاد تغيير سياسي و فرهنگي که نشانههاي آن آشکار و بشارتهاي آن نمايان شده، حرکت کنند. همين اميد است که قلب هايمان را اطمينان بخشيده و مايه تفأل خير  به آينده اي بهتر شده است. ان شاء الله.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه