پيشرفته
 

موضوعات :

  • هنرهای تجسمی
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

  • کلمات کليدي :

  • عکاسی
  • ارمانهای انقلاب
  • سعید صادقی
  • عکس
  • هنر انقلاب

  • سعید صادقی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • جست و جوی هویت گمشده

  • روایتی تازه از زندگی

  • زیر پوست‌ِ عكاس

  • شهادت دوربینها

  • مطلب بعدي >   1028 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 18 : قرائت دینی از عدالت یا قرائت عادلانه از دین؟

    احساس عکاس و عکس های احساس در جنگ

    سعید صادقی

    اشاره:

    صادقی عكاسی است به «ناآرامی» خو كرده و آرام گرفته؛ حرفهای فراوانی برای گفتن دارد كه با وجود عكسهای فراوانی كه از صحنه‌های جنگ و انقلاب گرفته، ناگفته مانده است...
    شاید همینهاست كه وقتی به حرفهای نگفتنی‌اش اضافه می‌شود، سیلابی از كلمات و احساسات خروشان را بر قلم و دفترش روان می‌كند و مجال روان گفتن و نوشتن را از او می‌گیرد!
    گاهی به چندین جمله پی‌درپی او یك «فعل» بیشتر نمی‌رسد و گاهی به چندین مفهوم ذهنش یك «كلمه» .... «فعلی» كه كارهای زیادی بر عهده اوست و «كلمه‌ای» كه ... جنگ هم همین جور بود

    هنر عكاسی هنر تجربه احساسات است كه با انگیزه‌های درونی برای رسیدن به دریای درون انسانها داستان خود را بیان می‌كند و احساسات را برای نیاز هویت جمعی برمی‌‌انگیزاند؛ در حقیقت در تركیب تصاویر احساس عكاس راه پیدا می‌كند. عناصر زیبایی‌شناسی سالهای دفاع مقدس ایران در درون آدمهای درگیر جنگ بود. به همین دلیل بستن قاب برای عكاس سخت بود كه به سادگی بتواند جهان‌بینی خود را در ظاهر خشونتهای جنگ جست‌وجو كند؛ عكاس جنگ با قرار دادن خود در وسط میدان نبرد درباره آنچه اتفاق می‌افتد از طریق تصاویر عكسها ارتباط برقرار می‌كند و این ارتباط و گفت‌‌وگوی خاموش درباره جنگ است كه باعث می‌شود عكاس در صحنه جنگ با تمام احساس خود همه اطراف را نگاه ‌كند و با دیدن رنجها و دردهایی كه به واسطه اصابت گلوله‌ها ایجاد می‌شوند، از درون ذهنش درونیات مردان درگیر جنگ را بر روح و روان انسانهای دیگر می‌نشاند.
    شرایط عكاسی در جنگ دشوار است؛ چرا كه برای رسیدن به موقعیت باطن جنگ همواره باید در مركز جنگ بود تا با احساس درون خود شرایط غیرقابل تحمل انسان درگیر جنگ را احساس كرد و آن احساسها را در وضعیت قابل باور در تركیب قابهای عكس قرار داد و این عكاس جنگ است كه به‌عنوان یك شاهد با عكسهای خود گواه باورهای انسان درگیر جنگ است كه در میان انواع خطرها و تراژدیها غرق می‌شود. عكاس جنگ، با شكافتن احساسها و انگیزه‌های «انسان درگیر جنگ» آن را در شرایط طاقت‌فرسا در تركیبهای عكس خود بروز می‌دهد و این عكسها با غلبه بر احساسات مردمی كه دور از صحنه‌های جنگ به سر می‌برند، آنها را از حالت بی‌تفاوتی خارج می‌كند و برمی‌انگیزاند.
    به این نكته هم اشاره كنیم كه بدترین چیز در این احساس آن است كه عكاس به‌دنبال منفعت باشد. در حقیقت آن عكاسی كه از باورهای خود دست بكشد، با هتك حرمت انسان درگیر جنگ، نقش خود را توجیه می‌كند. وجود عكاس جنگ در صحنه جنگ بخشی از نبرد با دشمن است كه با عكسهای خود از رنجها و مرگها و پیروزیها، در بیداری انسانها تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل است كه عكاس جنگ باید نزدیك سوژه باشد تا عكسهایش مؤثر واقع شوند. برای همین است كه عكاس جنگ باید با درك عمیق آنچه بر سر مردم می‌آید و آنها را وادار به مقاومت می‌كند، از ژرفنای وجودش در تركیب قاب عكس نفوذ كند و این ذهنیت عكاس جنگ كه در زاویه دید او و نوع نگاهش تجلی یافته، می‌تواند جوهره انسان درگیر جنگ را طوری در تركیب عكسها توصیف بكند كه چشمهایی با دیدن آن تصویرها در احساسات مردان جنگ شریك بشوند. در حوادث هشت سال جنگ و تهاجم بر ایران این عكاسان بودند كه با نگرش در چهره‌های انسانهای درگیر مقاومت و ثبت آنها شكوه ارزشها را قاب می‌گرفتند.
    مسئولیت واقعی یك عكاس در جنگ این است كه در میان فجایع و تراژدیهای جنگ با بیان تصویری مؤثر، در قضاوت برای تاریخ نیز مؤثر باشد. هر چند تمامی صحنه‌های جنگ خشن و ویران‌كننده است اما دوربین عكاس جنگ می‌تواند لحظه‌های انسانی را نیز ثبت كند و من به‌ عنوان یك عكاس با احساسی كه در جنگ تجربه كرده‌ام، برانگیختن احساس انسانها برای جبران ویرانیها را از توانایی عكاسی جنگ می‌دانم و می‌توان گفت شاخصه مهم عكاسی در جنگ برانگیختن و ثبت احساس انسان درگیر جنگ است. این دگرگونی در عكاسی سالهای دفاع مقدس، به پشتوانه مقاومتها و تأثیرگذاری انسانهای درگیر جنگ بود كه ذهنیات اعتقادی و ایمان و فرهنگ خود را در تمامی صحنه‌های دفاع مقدس به همراه داشتند و این، تنها رمز نهفته در درون آدمهای درگیر سالهای جنگ بود كه دفاع ملت ایران را با همه جنگهای دنیا متفاوت می‌كرد و امروز با گذشت سالها از پایان جنگ باید به عكاسانی كه در سالهای جنگ قاب عكسها را بسته‌اند پرداخته‌ شود.
    در این ارتباط عكاسان جنگ با زحمات زیادی كه در كشف و ثبت تصویری رفتارهای نیروهای درگیر جنگ عمل كرده‌اند شناخته شده‌اند. در آن سالهای جنگ تنها بهره‌گیری از ابزار دوربین عكاسی در میدان جنگ كافی نبود؛ زیرا میدانهای دفاع مقدس ما زیبایی درونش را حبس و پنهان می‌كرد و برای آشكار كردن این زیبایی نیازمند كشیدن زحمات زیاد می‌شدیم و این اعتبار عكاسان جنگ است كه سایه احساساتشان بر تصویر عكسهایشان احساس می‌شود. آنها برای بستن قاب این زیبایی پنهان در تركیب مناسب با باورهای عاشقانه مردان خاكریزهای دفاع مقدس هم‌نفس شدند. در سالهای جنگ با احساسات عاشقانه دو انسان روبه‌روییم، یكی اسلحه به دست شلیك می‌كرد و دیگری با دوربین عكاسی با بستن قاب عكس شلیك می‌كرد و هر دو در آن فضای خشن جنگ تجسم عشق واقعی بوده و در كنار هم قرار گرفته‌اند.
    عكاس جنگ واقعاً باید عاشق باشد تا زاویه عكسهایش مانند جهت‌گیری مردان درون خاكریزها برای رسیدن به آرزوهای كشورش مؤثر باشد و اینجا هیچ ذهن مادی‌ای نمی‌تواند زیبایی پنهان‌شده در خشونتهای ظاهری جنگ را درك كند و تنها آیینه روح عكاس جنگ است كه به دنبال زیبایی‌ و جست‌وجوگر احساسات ناب زیبایی‌شناسانه مردان جنگ است.
    و عكاس بدون درك عاشقانه‌ و ارتباط گرفتن با حقیقت زیباییهای دفاع مقدس، نمی‌تواند با مخاطب خود ارتباط برقرار كند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره