پيشرفته
 

موضوعات :

  • سیاست بین‌الملل

  • کلمات کليدي :

  • حکومت و سیاست
  • تبلیغات انتخاباتی
  • امریکا

  • ع.ف آشتیانی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • مردم دنیا باید بترسند!

  • دامنه خطر آمریکا برای ایران اسلامی

  • در جست و جوی امید

  • هنرمندان و سیاستمداران

  • جنگ جهانی دوم پس از شصت سال

  • امت خفته

  • به جهاد آموزشی نیازمندیم

  • یك عروسك و یك قرص نان

  • این كارگردان آشوبگر

  • جهانی شدن و تنوع فرهنگی

  • مطلب بعدي >   740 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 17 : فردای انتخابات...

    پول ، پول و پول

    نوشته : لوزلیمبان / ترجمه : ع.ف.آشتیانی


    اشاره:

    رلي جرمن از كاركشته‌هاي آگهي‌هاي بازرگاني است كه در 1965 از طرف فرديناند ماركوس براي مديريت تبليغات انتخاباتي‌اش به كار دعوت شد. از نظر او برنامه‌اي كه ماركوس براي جلوس بر سرير رياست جمهوري فيليپين اجرا مي‌كرد شبيه يك سرمايه‌گذاري خانوادگي بود كه ايملدا، همسر ماركوس، سكانش را به دست داشت.
    جرمن ماجرا را اين‌چنين تعريف مي‌كند:
    «يك شب ايملدا من و گروه توليدم را به خانة ماركوس در سان خوآن دعوت كرد و ما را يكراست به اتاق مخصوصش كه از كف تا سقف پر از جعبه‌هاي كفش بود هدايت كرد. از اينكه او غريبه‌ها را به اتاق اختصاصي‌اش آورده بود غافلگير شدم اما راز اين كار خيلي زود برملا شد. ايملدا سه جعبه كفش پر از پول به ما تعارف كرد و با اين ح‍ُق‍ّه شيرين توانست ما را براي به تخت نشاندن شوهرش اجير كند.»
    از سال 1965 راديو در فيليپين دوران طلايي خود را شروع كرده بود، و تلويزيون نيز كم‌كم خانه‌ها را تسخير مي‌كرد. اينها ابزار مبارزات و رقابتهاي سياسي و انتخاباتي اين كشور جنوب شرق آسيا بودند. با اين وجود، در همان سالهاي آغازين حرفة تبليغات هم مثل زمان حال، كاركشته‌هايي مانند جرمن همواره پشت صحنه فعاليت كرده و مي‌كنند. آنها درواقع بخش پنهان‌ِ تيمي هستند كه به‌طور سن‍ّتي از قوم و خويشان معتمد كانديدا تشكيل مي‌شوند.
    قدمت كار «متخصصان مبارزات انتخاباتي» بيش از اينهاست. به محض آنكه آمريكا شيوة انتخابات را به فيليپين آورد و درواقع تحميل كرد، مبارزات انتخاباتي به سبك و سياق آمريكايي نيز خودبه‌خود وارد شد. در اين روش به كمك رسانه‌هاي گروهي مي‌كوشند از بعضي افراد‌ِ خاص چهره‌اي مردمي بسازند. متخصصان روابط عمومي را استخدام مي‌كنند و در طي زمان از نظرسنجي نيز كه ابزاري پيشرفته محسوب مي‌شود كمك مي‌گيرند. كانديداهايي مانند مانوئل كوئزون، رامون ماگساي‌ساي و فرديناند ماركوس به واسطة ترفندهاي متخصصان افكار عمومي در قالب چهره‌هايي محبوب به مردم (رأي‌دهندگان) قالب شده و از طريق روزنامه‌ها و راديو و تلويزيون بر سر زبانها افتادند. فيليپين در منطقة آسيا اولين كشوري است كه فنون انتخاباتي كشورهاي مدرن را آموخته و به كار گرفته است.
    استخدام و اجراي دانش انتخاباتي كشورهاي مدرن در بستر سياسي جهان سوم امر ساده‌اي نيست. به رغم بهره‌مندي صوري فيليپين از شيوه‌هاي مبارزاتي مدرن، حيات سياسي آن هنوز به دست خانواده‌ها و خاندان‌ها بازي مي‌خورد. با توجه به تضعيف احزاب سياسي ـ به موازات تضعيف ساير نهادهاي اجتماعي ـ تنها سازمان سياسي مبنايي‌ِ باقي‌مانده در كشور، خانواده است. اين بستر فئودالي‌ِ خاندان‌گرا مانع رشد و تبلور متخصصان رقابت سياسي شده است.
    امروز چهار دهه پس از آنكه ايملدا ماركوس موفق شد با نيرنگهاي رنگارنگ، شوهرش را بر مسند رياست جمهوري بنشاند هنوز هم فعاليتهاي سياسي در فيليپين فاصلة بسيار زيادي با يك پروژة سياسي روان، مرتب و منضبط دارد. دستگاه مبارزات سياسي در فيليپين ـ به‌ويژه ساز و كاري كه براي نامزدهاي رياست جمهوري طراحي شده ـ ساختاري پيچيده با زيرگروهها و شاخ و برگهاي متعدد دارد. متخصصان‌ِ اين «حرفه» را در حصار‌ِ يك اقليت‌ِ گمنام و خاموش كه بردة گردانندگان اصلي هستند قرار مي‌دهند. گردانندگان نيز به نوبة خود معمولاً خويشان و دوستان يك قبيلة سياسي هستند. پس در مجموع تعجب نمي‌كنيم كه اين نوع فعاليتها به يك رابطة خانوادگي شباهت دارد كه نقش زن در آن، مديريت رقابتها و تبليغات است، شوهر براي تأمين مخارج پول در مي‌آورد و هر نوع ط‍ُفيلي و سياهي لشكري كه در تصور بگنجد در پشت صحنه از اين تشكيلات آويزان‌اند.
    مجلس فيليپين به‌تازگي با تصويب قانوني، منع استفاده از آگهي‌هاي سياسي را لغو كرد كه بدين ترتيب راه ديگري براي برنده شدن كانديداها اضافه نمود. پيام اين مصوبه به كانديداها فراهم شدن فضا و مجال بيشتر براي حرفه‌اي‌هاي عالم تبليغات است.
    كانديداها از اين تحول استقبال كردند زيرا براي افزايش آراي خود امكان تازه‌تري يافتند اما دليلي ندارد كه اين مسئله براي مردم هم خبر خوشي به حساب آيد. چنانچه دان نيمو، دانشمند سياسي آمريكايي در كتابش به نام «ترغيب‌كنندگان سياسي» گفته است: «اجير كردن حرفه‌اي‌ها در رقابتهاي انتخاباتي مساوي است با پيچيده‌تر شدن تقل‍ّبها. بي‌ترديد تكنولوژي‌هاي جديد امكان و احتمال‌ِ فريبكاري و تقل‍ّب سيستماتيك در فرآيند انتخابات را موجب مي‌شود.» كانديداها در قاب تصاوير و در محيط‌هايي ديده خواهند شد كه به هيچ وجه منعكس‌كنندة شخصيت واقعي آنان نيست و معلوم نمي‌كند كه پس از تصدي مقام جديد خود چه خواهند كرد. با تردستي‌ها و چشم‌بندي‌هاي حرفه‌اي‌تري كه در كار است تميز‌ِ واقعيت از جعليات براي مردم دشوارتر مي‌شود.
    در دمكراسي‌هاي‌ِ به اصطلاح مدرن غرب براي هر قسمت از يك مبارزة انتخاباتي، كارشناس و متخصص مجزايي وجود دارد. صنعت انتخابات در آمريكا صنعتي عريض و طويل است كه كاركنانش عبارتند از مديران برنامة انتخاباتي، مشاوران سياسي، عناصر روابط عمومي، سخنراني‌نويسان، كارشناسان سمعي ـ بصري و جمع‌كنندگان اعانه. آنها طبق قواعد خاصي عمل مي‌كنند و استراتژي‌هاي فعاليتشان را بر اساس داده‌هاي حاصل از روش‌هاي علمي تعيين مي‌كنند كه به واسطة مؤلفة ديگر اين صنعت شكوفا ـ يعني پژوهش در مبارزات انتخاباتي (شامل مأموران افكارسنجي، روان‌شناسان و متخصصان علوم رفتاري) گردآوري مي‌شود.

    چنين امكاناتي در فيليپين وجود ندارد و متخصصان فوق‌الذكر بسيار اندكند. مثلاً براي افكارسنجي فقط دو يا سه مؤسسه معتبر و مستقل مشغول به كارند. متخصص چهره‌سازي، مشاور سياسي و مدير مبارزات انتخاباتي نيز به تعداد انگشتان دست هستند. دو سال پيش سازماني موسوم به «انجمن مشاوران سياسي آسيا» با هدف گرد آوردن تكنسين‌هاي سياسي و تبديل رايزني سياسي و فعاليتهاي انتخاباتي از سطح نازل‌ِ بازيگري و صنعتگري به سطح علمي تأسيس شد. اما به قول يك مشاور سياسي: «هنوز هم پيدا كردن يك متخصص قلب كه قادر به عمل جراحي قلب باز باشد از پيدا كردن يك استاد مغزشويي راحت‌تر است.»
    به همين دليل خدمة كشتي‌ِ فعاليت‌هاي سياسي فيليپين همچنان اعضاي خاندان‌ها و دوستانشان هستند. مثلاً تشكيلات «فرناندو پو» را خواهران و برادران و طرفدارانش در دنياي سرگرمي‌سازي اداره مي‌كنند. برادرش، كونراد پو، در امر تداركات و پشتيباني است؛ خواهرش، اليزابت پو، برنامه‌ريزي مي‌كند؛ تينو توتو، كمدين قهار، مدير مبارزات انتخاباتي است. حتي به دو بازيگر به نامهاي رز كورتز و ريچارد گومز نقشهايي براي بازي در سناريويش داده است، لشكري از دوستان بدل‌كارش تفن‍ّني در نقش‌ِ سخنگو، تظاهراتچي، و حتي محافظان شخصي دور و برش را گرفته‌اند.
    خانم گلوريا آرويو از اين قافله عقب نيفتاد. مديريت برنامه‌هاي انتخاباتي را به برادرش داده بود كه برايش پول جمع مي‌كرد؛ با اينكه در يك رسوايي معلوم شد شوهرش قصد داشته با نام مستعار، ميليونها پزو را كه متعلق به مبارزات انتخاباتي‌ِ سال 1998 او بود به جيب بزند و از بابت اين رسوايي نقره‌داغ شده بود اما باز او را بر حساس‌ترين قسمت كار گماشت.
    البته اين‌طور نيست كه فعاليت‌هاي خانوادگي هميشه يك سرمايه‌گذاري بي‌نتيجه و ناكارآمد باشد. مجرب‌ترين قبيله‌هاي سياسي در مواردي جايگاه فعاليتهاي سياسي را به سطح هنر ارتقاء داده‌اند و به مرور زمان چگونگي بالا بردن ظرفيت و كارآيي نيروي انساني، منابع و ارتباطات را آموخته‌اند. خواص اين طبقه مهارت‌هاي ويژه‌اي كسب كرده‌اند. آنان اعضاي تيزهوش و پرجاذبه را در خط مقدم و جلوي ديد رسانه‌ها مي‌گذراند؛ تردستها و زيرك‌ترها را در حوزة مديريت‌ِ پشت صحنه نگاه مي‌دارند و آدمهايي مثل پرسشگر، محافظ شخصي و حتي در صورت نياز، بزن بهادر را نيز اجير مي‌كنند.
    يكي از مشاوران سياسي در باب صنعت تبليغات مي‌گويد: «اين يك صنعت زيرزميني است، آدمهايش كارت ويزيت ندارند، خود را معرفي نمي‌كنند، در كنفرانسهاي مطبوعاتي ظاهر نمي‌شوند، خدماتشان را تبليغ نمي‌كنند. اكثرشان با توصيه و سفارش و حوالة شفاهي استخدام مي‌شوند. بهترين‌هايشان هميشه مشتري دارند و مجبورند خيلي‌ها را دست به سر كنند. حرفه‌اي‌ها غالباً در حياط خلوت مي‌مانند يا چندان مهم‌ّ و سرشناس نيستند كه به مردم معرفي شوند.»
    رازداري امر قابل دركي است. آنها غالباً مشاغل مستقلي دارند: گزارشگري، ستون‌نويسي، تجارت، حقوقدان، يا كارمند دولت. فعاليت‌هاي انتخاباتي و سياسي را به علت فصلي و مقطعي بودن نمي‌توان به‌عنوان شغلي قابل ا‌ِتكا براي امرار معاش تلقي كرد. متخصصان سياسي اكثراً به همين دليل كارشان را به مضارعه‌كاري تشبيه مي‌كنند.
    ارائه خدمت به سياستمداران در مشاغل رسمي‌ِ افراد يادشده يك تابوي اخلاقي است. روزنامه‌نگاري كه در مقام كارگزار روابط عمومي يا مشاور سياسي ايفاي نقش كند قواعد استقلال حرفه‌اي و بي‌طرفي را زير پا گذاشته است.
    برخي از بنگاه‌هاي تبليغاتي حتي سابقة مشاركت خود در فعاليت‌هاي سياسي را منكر مي‌شوند. با اين وجود از سال 1965 رقابت نامزدهاي رياست جمهوري همواره عرصة پيكار مديران بنگاه‌هاي تبليغاتي بوده است.
    خويشتن‌داري و رازداري‌ِ حرفه‌اي‌هاي اين رشته ناشي از عوارض كارهاي سياسي است. فعاليت‌هاي سياسي غالباً كاري كثيف و مسئله‌دار تلقي مي‌‌شود. بازيگرانش درگير زد و بندها و حقه‌هاي كثيفي هستند كه از لاسيدن با گروههاي خاص، خ‍َلق مواضع يك كانديدا در موضوعات روز، تا دلالي پروپاگاند، خريدن رسانه‌ها و چانه‌زني بر سر خريد و فروش آراء با رهبران احزاب محلي را شامل مي‌شود.
    سنگين‌ترين ضربه‌اي كه به متخصصان تبليغات سياسي وارد شد مربوط به دوران ماركوس مي‌شود. پس از آنكه او در 1972 حكومت نظامي اعلام و انتخابات را ملغي كرد، مهارت‌ها و ذوق اهل اين فن تنها براي تبليغ و ترويج مرام «كيلوسانگ باگونگ ليپونان» (تنها حزب‌ِ سياسي‌ِ فعال در آن زمان) يا «جامعة جديد» او به خدمت گرفته شد.
    در اين فضا بستري براي رشد و بالندگي گردانندگان ماهر سياسي در زمينة مديريت مبارزات انتخاباتي يا مشاورة سياسي فراهم نمي‌شد. البته آكادمي توسعه فيليپين و وزارت كشور ظاهراً به پرورش مديران سياسي اهتمام داشتند تا آنها بتوانند مهارت‌هايشان را در حوزة مديريت سازمان‌هاي سياسي بيفزايند، اما جهت‌گيري همة برنامه‌ها به نفع ماركوس بود. پس يك گزينه مي‌ماند: گريختن از نظام و پيوستن به سازمانهاي فعال يا گروههاي چپ زيرزميني مانند جبهة دمكراتيك خلق يا حزب كمونيست فيليپين.
    شايد مردم‌ِ بي‌خبر از همه‌جا بايد شاكر باشند كه فيليپين هنوز هم جمع كوچكي از كارشناسان مديريت برنامه‌هاي انتخاباتي را دارا مي‌باشد كه نتيجه‌اش رقابتهاي آشفته و مغشوشي است كه دست كانديداها را يا بيش از حد انتظار براي مردم رو مي‌كند يا اطلاعات‌ِ قطره‌چكاني مي‌دهد طوري كه مردم سردرگم و عصباني مي‌شوند. شيوة انتخابات رياست جمهوري در حال حاضر مانند روشهاي صد سال پيش‌ِ آمريكاست. نيمو در كتاب «ترغيب‌كنندگان سياسي» كه در سال 1970 منتشر شد، نوشته است: «صد سال پيش، كانديداها براي تصدي مقامي عالي بر هوش و ذكاوت، دوستان، و چند همفكر مورد وثوق متكي بودند. كم بودند افراد متخصصي كه فكر و نظرشان يا يك طرح خلا‌ّق و ابتكاري را بفروشند. درواقع متخصصان مبارزات سياسي در آن دوران عمدتاً سياستمداران حزبي بودند.»

    به گفتة نيمو، صنعت‌ِ مديريت رقابت سياسي، «مولود‌ِ مستقيم» حرفة روابط عمومي است كه در دهة 1920 رواج يافت. در آن سالها كاپيتاليست‌ها زير هجوم اعتراضات و انتقادات مصرف‌كنندگاني بودند كه از طريق روزنامه‌ها از شيوه‌ها و ترفندهاي تجاري‌ِ مخر‌ّب و غير انساني آنها مطلع مي‌شدند. خنثي كردن انتقادات و اعتراضات مستلزم وجود متخصصاني بود كه چهرة خوشايندي از صنعت آمريكا نشان دهند و اين‌گونه بود كه كارگزار روابط عمومي پا به عرصه گذاشت. نيمو ادامه مي‌دهد: «اين آدمها در اين فرآيند به نحوي ماهرانه و با زيركي از ابزار و وسايل ارتباط جمعي استفاده مي‌كردند؛ نتيجه‌اش پيدايش حوزة شكوفا و پررونق تبليغات انبوه شد.» ديري نپاييد روابط عمومي و تبليغات انبوه به‌ويژه با ظهور تلويزيون پا به عرصة سياست گذاشتند و حرفه يا فني را پايه‌گذاري كردند كه از كانديداهاي سياسي چهرة خوب و پسنديده‌اي مي‌سازد.
    نيمو گوشزد مي‌كند كه فعاليتهاي انتخاباتي به سرعت به نبردي براي افشاگري‌هاي عمومي تبديل شدند. البته پيروزي در اين نبرد به سادگي حاصل نمي‌شود. عوامل متعددي براي جلب توجه رأي‌دهندگان به رقابت مي‌پردازند و كانديداها محتاج آدم‌هايي هستند كه نه‌تنها در چهره‌سازي از كانديدا تبحر دارند بلكه در ارسال پيام به مؤثرترين شيوة ممكن نيز يد طولايي داشته باشند. اين هدف محقق نمي‌شود مگر با بهره‌برداري كامل از نيروي انساني، زمان و منابع.
    كوتاه اينكه مبارزات سياسي نيازمند استراتژي است.
    تيكويا از كاركنان سابق مجلس آمريكا و قوة مقننة فيليپين كه تربيت‌شدة آمريكاست مؤلفه‌هاي تشكيل‌دهندة يك استراتژي مبارزاتي خوب را بيان مي‌كند. اين مؤلفه‌ها در كتابي به نام «سياستهاي مبارزاتي» قيد شده كه جمعيت رأي‌دهنده، پيام ارسالي، مديريت منابع، زمان و تاكتيك‌ها را تعريف و مشخص مي‌سازد.
    در قسمت تاكتيك‌ها به تماس مستقيم با رأي‌دهندگان اشاره شده مثلاً از طريق برنامه‌ها و اجتماعات مخصوص، راه‌پيمايي و حتي مراجعة خانه به خانه و در تاكتيك‌هاي غير مستقيم از آگهي در رسانه‌ها، تابلوهاي اعلانات و... نام مي‌برد.
    وجود يك تيم حرفه‌اي براي پياده كردن استراتژي‌ها از ا‌َه‍َم‌ّ واجبات است. چنين تيمي موظف است كارهاي هيئتي و بي‌برنامة سنتي را سر و سامان ببخشد كه البته واقعيت‌هاي جهان سومي در فيليپين مي‌تواند مانع ساماندهي باشد.
    تيكويا مي‌گويد: «گاهي يك كانديدا از تيمي استفاده مي‌كند كه با اعضاي خانواده‌اش درگير مي‌شوند. مشكلاتي از اين دست فقط روند انتخابات را كند مي‌كنند.
    از ديگر توصيه‌هاي كتاب «سياست‌هاي مبارزاتي» به سياستمداران اين است كه حركت‌هاي خود را از پيش طراحي كنند، از بهترين آدمها كمك بگيرند، و براي مصرف منابع خود برنامه‌ريزي دقيقي داشته باشند. اما عادت فيليپيني‌ها اين است كه هميشه فكرشان از عقب مي‌آيد و كارشان را تا دقيقة نود به تأخير مي‌اندازند.
    متخصصان رقابت‌هاي سياسي در فيليپين مجبورند با كانديداهاي وسواسي و ايرادگير كه مي‌كوشند تمام مراحل و جزئيات را كنترل كنند، سر و كله بزنند. يك مشاور سياسي مي‌گويد: «قاعدة اصلي مبارزات سياسي حكم مي‌كند كه كانديدا نمي‌تواند در آن‌ِ واحد هم فكر كند هم بازي كند. بنابراين در برنامه‌اش نبايد دست تنها باشد.»
    اما بسياري از كانديداها حاضر نيستند كارها را به اهل فن بسپارند. مشاوران سياسي مي‌گويند، گلوريا آرويو علي‌رغم وظايف سنگينش در مقام رئيس جمهور و كانديدا خودش در مورد مكان و چگونگي مسافرت‌هاي انتخاباتي‌اش تصميم مي‌گرفت. حتي اعضاي تيمش نيز سر در نياوردند چرا او تپه‌هاي كاوينتي در لاگونا را نقطة آغاز فعاليتش براي دور بعدي رياست جمهوري انتخاب كرد. او پس از اين نقطه به شمال رفت و ناظران را در حدس و گمان گذاشت تا با هوش خود الگوي برنامه‌اش را ـ البته اگر اصلاً الگويي وجود داشته باشد ـ بفهمند. مشاوري مي‌گويد: «به مسيرش روي نقشه كه نگاه مي‌كرديم مي‌ديديم مثل رقص زنبور است. بالا، پايين، جلو، عقب.»
    ر‌ِلي جرمن سه عنصر مهم را در يك فعاليت انتخاباتي برمي‌شمرد: «پول، پول و پول.»
    جوزف استرادا در سال 1998 پول هنگفتي در اختيار داشت. افراد زيادي به او كمكهاي نقدي كردند يا چيزهايي را به او اهدا نمودند. از مشخصه‌هاي سفرهاي انتخاباتي استرادا كاروان‌هاي موتوري بود كه او در آنها مي‌نشست و براي مردم آب‌نبات مي‌انداخت كه هيچ‌وقت كم نمي‌آمد چون پشت سر هم برايش مي‌رسيد.
    بين اركان يك فعاليت مبارزاتي «رابطه‌اي متقابل» برقرار است. تا چهره يا تصوير كانديدايي در ميان مردم محبوب مي‌شود نتايج تحقيقات و نظرسنجيها به نفع او بالا مي‌رود، و پول به سويش مي‌‌آيد. كانديدايي كه بيشتر رؤيت شود و چهره‌اي گيراتر از رقبا در ميان مردم پيدا كند انواع و اقسام كمك‌ها و حمايت‌ها را دريافت مي‌نمايد. در فيليپين كه به‌طور سن‍ّتي كسبه و تجار چيني ـ فيليپيني مبالغ كلاني در مبارزات انتخاباتي هزينه مي‌كنند در ابتدا به همة كانديداها به يك اندازه بذل و بخشش مي‌كنند. به مرور پس از آنكه سرآمد بودن يكي از كانديداها و سبقت او بر ساير رقبا روشن شد پول بيشتري به حساب آن كانديدا واريز مي‌كنند.
    با اين حال، آن‌طور كه تيكويا مي‌گويد جمع‌آوري اعانه هنوز از وجوه پنهان اما بسيار مهم و حياتي فعاليت‌هاي سياسي فيليپين است. كانديداها در جريان رقابتهاي خود از افشاي منابع و تأمين‌كنندگان مالي خودداري مي‌كنند و شيوه‌هاي جمع‌آوري پول نيز هميشه آشكار نيست. به گفتة تيكويا تأمين هزينة انتخابات در آمريكا يك تخصص است. ترتيب دادن گردهمايي و پذيرايي از ميهمانان با شام، ارسال نامه و درخواست كمك مالي از حاميان، از فنون اين تخصص به شمار مي‌آيند. البته براي مبالغي كه حاميان و طرفداران مي‌توانند اهدا كنند حد و حدودي تعريف شده. اما در فيليپين به جاي تعيين حدود و ثغور مبالغ‌ِ پرداختي، قشر كمك‌كننده را تعيين كرده‌اند كه عمدتاً كسبه و تجار چيني ـ فيليپيني هستند؛ علاوه بر اين‌ها، آدم‌هاي گنده‌تري هم پيدا مي‌شوند كه در ازاي ف‍َربه كردن حساب‌هاي بانكي كانديداها قول مالكيت فلان سياره و ستاره و ماه و يا قطعه‌اي و لقمه‌اي از اقتصاد را از آنان مي‌گيرند!!

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره