پيشرفته
 

موضوعات :

  • هنرهای تجسمی

  • کلمات کليدي :

  • عکاسی
  • عکس
  • اجتماعی

  • سعید صادقی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • احساس عکاس و عکس های احساس در جنگ

  • جست و جوی هویت گمشده

  • روایتی تازه از زندگی

  • شهادت دوربینها

  • مطلب بعدي >   768 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15 : جشنواره شاه سلطان حسینی

    زیر پوست‌ِ عكاس


    سعید صادقی
        

     


    در دوران كنونی با گسترده‌‌ترشدن ارتباطات مسئله چندگانگی فرهنگی و كاربردی ابزارهای فرهنگی سلیقه‌های ما را با ایجاد شرایطی از درون می‌پاشد و با قدرت مسلطش فرهنگها را وادار به عقب‌نشینی می‌كنند. در این میان كسانی كه به نحوی با هنر سر و كار دارند، می‌توانند با نفوذ به لایه‌های عمیق‌تر به پیش بروند و با عرصه‌های معادله‌سازی، با اشتیاق، موضوع و ظرفیتها را برای ذهنها آمیخته كرده به پیش حركت نمایند. باید پرسید چه كسانی می‌توانند چنین عرصه‌هایی را بسازند. نخست، باید این باور را داشته باشیم كه نمی‌توان همه چیز را از طریق آموزشهای كلاسیك به دست آورد. چرا كه تنها این تجربه‌ها و اندوخته‌های فردی هستند كه در نهایت نتیجه می‌دهند. مشخصا‌ً در اوج شكوه احساس می‌كنیم كه در لحظه خلاق قرار گرفته‌ایم. آنچه در نهایت هوشمندی عقیده عملی شود و شرایطی را به‌وجود آورد تا آنچه را كه در توان دارد به نمایش بگذارد. هر كسی باید به همان اندازه‌ای كه مهارت دارد در مقابل استعدادش احساس مسئولیت كند. لحظه شكوفا شدن یك موهبت واقعی است و هر انسانی كه تجربه‌اش كند، لحظات خوبی را بر اساس درونیاتش به دست می‌آورد.
    در دل آسمان سایه انداختن نبوغ و مهارت در وجود هر كسی باید حل شود. در ایجاد باورپذیری ارتباط انسان معاصر را كه تنها از طریق احساسهای شفافی كه از مغز و روحمان در ذهن می‌آمیزند و در مقابل نگاههای با اشتیاق انسانها قرار می‌گیرد، چگونه روح و جوهره تركیب قاب را پیدا كنیم و در اختیار خود دربیاوریم و ذهن را به یك لغت‌نامه تصویری تبدیل كنیم تا تصاویر قابها، با ساختار و رنگ مناسب، با نظم و تركیبی مناسب، فرم روایی و خلاقیت بصری در حقیقت‌ِ ذهن‌ِ ما قرار گیرد. این‌گونه است كه می‌توانیم بر روی املوسیون نگاتیوها قصه‌گوی توانمندی باشیم كه در هنگام به صدا درآوردن شاتر دوربین، در پی كشف حس واقعیت‌ باشیم. حقیقتهایی را كه محترم می‌شماریم، از بطن رنجها و دردها زائیده شده‌اند. حسرت‌ِ زندگی با میزان رنجی كه سبك سنگین می‌كنیم، با معیار حقیقتی عینی با چشم دوربین می‌گردد. چشمهای ما نمی‌توانند چشمهای مضطرب را فراموش كنند. چین و چروكهای اطراف چشمهای ما وقتی نگاه دوخته‌شده‌اش همدل با لحظه‌هایی كه ثبت می‌شوند، با ویزور دوربین می‌باشد.
    به‌هر حال عصری كه در آن زندگی می‌كنیم، همه انسانها به‌دنبال سلامت می‌گردند. این یك واقعیت است كه در شكار لحظه‌ها، بدون خسته شدن، دوربینهایی كه بر روی خاكهای این سرزمین گامهایش را بلند برمی‌دارد، خودش را بخشی از طبیعت پاك و صاف این سرزمین قرار می‌دهد كه با زیبایی نفسهایش، با تجسم عیار زیبایی‌شناختی‌اش در میان نورهایی كه بر اثر تابش خورشید در فرم رنگهای گوناگون، در فضای طبیعت پاشیده می‌شوند، با نفوذ در قاب تصاویر، عكسها را به عینیت در زندگیها و رنجهایش را نیز به نمایش می‌گذارد. انگیزه‌های اصلی كه زیر پوست عكاس، به شكل پنهان بخشی از آرمانهایش در جامعه‌‌شناختی زندگی انسانها است، در قالب تصاویر عكس متجلی می‌شود و این همسفر شدن عكاس و دوربین، در شكار لحظه‌هاست كه با عشق نهفته در قابهای ذهنی روح بیننده را دگرگون می‌كند.
    مهم‌ترین ویژگی در هنر عكاسی، در نگاه چشمهایی است كه به‌دنبال خود می‌كشاند و آدمی در آرامش پس از نگاه كردن با احساس و یا اندیشه‌ای كه نسبت به جهانی كه در آن زندگی می‌كند، تصاویر عكسها را بپذیرند.
    این سؤال پیش می‌آید كه آیا آنچه كه در هنر عكاسی جست‌وجو می‌كنیم، عكس‌برگردان موضوعات است كه چشمها می‌بینند و عكاس آن را ثبت می‌كند و یا تقلیدی از واقعیت است یا چون یك مستندساز، شاهدی بر حقیقتهاست و یا ذهن خود را به سود نزدیك‌تر شدن و یا برضرر دورتر شدن، به واقعیت كاهش یا اضافه كند، این نوع نگاه تا چه حد ذهنیت بیننده را معین به آن معنای قاب‌ِ عكس خواهد كرد.
    در حقیقت تصاویر عكسها نمی‌توانند كپی از واقعیت باشند، بلكه تفسیری از واقعیت است كه عكاس با ذهنیت زیبایی‌شناختی‌اش آن را ثبت می‌كند و این پرسشها را برمی‌انگیزد. در عرصه عكاسی ادراك بصری انسانها، از منظر عكاسان، همیشه در جست‌وجوی ذهنی‌شان بخش جدانشدنی از وجود آنها می‌باشد كه تصاویر عكسها را در باورپذیری ارتباطات، انسان معاصر و حتی آیندگان را در فشار شاتر دوربینشان مغز و روح خود را درگیر می‌كنند. در فضای واقعی به‌وجود آوردن ارتباطات در میان انبوه سایه‌ها، با نورهای كم و تیره‌اش و تلاش برای احیاء، هر اندازه كم باشد، مورد علاقه هر انسانی می‌باشد. و این خصیصه در هنر عكاسی هست. برای بازتاب و قادر بودن واقعیت مقابل چشم لنز و در بینش نگاه عكاس قرار می‌دهد كه با قابلیتهای خود اعتماد باورها را به دست آورد. خود عكاس نیز در تركیب عكسهایش شخصیت ویژه‌ای دارد یا تنها فقط یك ناظر است و یا از خلال تصاویر عكسهایش در صدد راه یافتن به درون انسانهاست كه آدمی را با تمام مشكلاتش وادار به مكس در مقابل قاب عكس می‌كند.
    ذهن عكاس با خلاقیت بصری در تبدیل احساساتش در ساختار مناسب و نظم و تركیبی در زبان خاص‌ِ تجسم عیار زیبایی‌شناختی‌اش، در روابط متقابل انسانها و در عمق وجودش بازنمایی می‌كند. و برای رسیدن به چشمان بیننده‌اش باید از روح و جوهره عكس با او ارتباط برقرار كند و یا حس همدلی‌اش به‌چشم بیاید. در این زمینه هر كس دیدگاه خود را دارد كه در عكاسی بازسازی اجزای تركیب‌ِ تصاویر و عمق مهم‌ترین شروع جست‌وجوهاست كه بتواند لحظه‌های ثبت‌شده را باورپذیر نماید.
    چنین عكاسانی كه با تصاویر افكارشان را بازگو می‌كنند، باید در جهت شناخت و تجسمهای ذهنیتشان مطلع باشند كه قرار است چه كاری انجام دهند. از زمانی كه دوربین عكاسی در فرهنگ و زندگی روزمره جوامع وارد شده است. با تأثیرگذاری‌اش در شیوه رسیدن به حقیقت و انتقال درك آن، نگاه چشمها را به‌ دنبال خود دارد. و همین مبنای نگرش می‌تواند بستر ذهنی نگاهها با ابزار ارتباطی‌اش كه دوربین كامل كند. عكاسان شكارچیان احساسات انسانها هستند. و انسان امروزی كه به‌شدت درگیر زندگی شتاب‌زده خود است قادر به دیدن جزئیات زندگی نیست و هر روز تنها نمای بیرونی را تماشا می‌كند ولی جزئیات زندگی با ذهن عكاسان هنرمند روبه‌رویش قرار می‌گیرد. و پرداختن به زندگی با چشم‌ِ دوربین با نوعی وسواس كه فرصت عمیق شدن به انسانها را در تركیب عكسها قاب می‌كند، عمق قدرتش را در ارتباط با احساس انسانها كسب می‌كند. با داشتن پس‌زمینه فكری در روابط و مناسبات اجتماعی می‌تواند حرف تازه‌ای در تصاویر عكسها جلوه كند كه قدرت رشد‌ِ فرهنگ بصری جامعه را زنده و كارآمد سازد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره