پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه جهانی(بین الملل)
  • اندیشه

  • کلمات کليدي :

  • فرانسه
  • حجاب
  • زن
  • دانش اموز

  • شادی ضابط

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   263 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 15 : جشنواره شاه سلطان حسینی

    آزادی به سبك فرانسوی

    لائیسیته و مسئله حجاب در مدارس فرانسه

    شادی ضابط

    شادی ضابط دانشجوی ایرانی یكی از دانشگاههای تولوز در این مقاله سیر برخورد دولت فرانسه با حجاب و مبانی قانونی آن در «مهد آزادی» توضیح داده و نكات دقیقی را در این مقوله تصویر كرده است.

    فرانسه همواره به‌عنوان كشوری آزاد، دمكرات، بیگانه‌دوست و پذیرای فرهنگهای گوناگون شناخته شده است. از سال 1950 كه مهاجرت مسلمان عرب (به‌ویژه الجزائر كه زمانی مستعمره فرانسه بوده) به این كشور آغاز شد، دین اسلام پای بر این خاك نهاد و رفته‌رفته قوت گرفت. امروزه تعداد مسلمانهای فرانسه را طبق آمار رسمی حدود 5میلیون نفر (12/1 جمعیت كل كشور) رقم می‌زنند و اسلام دومین مذهب بعد از كاتولیك (43 میلیون نفر) محسوب می‌گردد. بعد از حوادث 11 سپتامبر و مبارزه جهانی علیه تروریسم، بدبینی نسبت به مسلمانان در جوامع غربی و از جمله فرانسه بالا گرفت. از جمله اقدامات این كشور كه در راستای همین هدف انجام شد و سر و صدای زیادی در محافل خبری به پا كرد، قانون منع حجاب در مدارس می‌باشد.
    در این مقاله به‌عنوان كسی كه از نزدیك شاهد جریانات و تحولات آخر در فرانسه بوده‌ام دلایل، انگیزه‌ها و نتایج این قانون را بررسی كرده‌ام.







    1ـ لائیسیته در فرانسه
    واژه لائیسیته Laicite از ریشه لاتین Laios به معنای مردم گرفته شده و لائیك laic (متضاد كلمه Clerc به‌معنای روحانی مسیحی) بیانگر كسی است كه به مردم تعلق داشته باشد نه به هیئت روحانیون مسیحی. چرا كه در قرون وسطی لائیك به كسی گفته می‌شد كه غسل تعمید داده شده بود و بدین ترتیب در زمره مسیحیان درآمده بود در‌حالی‌كه «روحانی مسیحی» به كسی اطلاق می‌شد كه عهده‌دار منصبی در كلیسا بود.
    كلمه لائیسیته برای اولین‌بار در سال 1873 به‌منظور جدایی كلیسا و دولت و با این تعریف وارد فرهنگ لغتهای زبان فرانسه شد: چیزی كه وابسته به روحانیت مسیحی نیست یا چیزی كه مذهبی نباشد. تعریف اول به قرون وسطی برمی‌گردد و تعریف دوم به قرن 19 و بی‌طرفی دولت در امور دینی مربوط می‌شود. با توجه به تعریف دوم كه اصول لائیسیته را تا به امروز توجیه می‌كند، دولت لائیك نه به دین خدمتی می‌كند و نه از او كمك می‌گیرد. در فرهنگ لغتهای امروزی(1) لائیسیته به غیر دینی بودن و جدایی حوزه‌های دین و سیاست اطلاق می‌گردد قانون اساسی فرانسه اصل لائیسیته را در دو مورد مطرح می‌سازد: مورد اول قانون جدایی كلیسا و دولت (مصوب سال 1905 ماده 1: جمهوری فرانسه آزادی مذهب را قبول دارد. ماده 2: جمهوری هیچ دینی را به رسمیت نمی‌شناسد و به هیچ دینی كمك مالی نمی‌كند). مورد دوم مصوب سال 1946 ماده 1: فرانسه یك جمهوری غیر قابل تقسیم، لائیك، دمكراتیك و اجتماعی است. به بیان دیگر دمكراسی و لائیسیته جدایی ناپذیرند و روحیه اجتماعی و مردمی بودن یك جمهوری به‌زعم قانون اساسی فرانسه روحیه لائیك بودن آن جمهوری است. چرا كه جمهوری متعلق به همه مردم است دمكراسی حاكمیت مردم است و این به معنای آن است كه یك شاخه خاص به یك انجمن ویژه نمی‌تواند در رأس آن قرار بگیرد. در اصل، لائیسیته از جمله حقوق اساسی شهروندان محسوب می‌شود و بنا به این قانون لائیسیته معنایی ندارد جز به رسمیت شناختن همه مردم به‌عنوان خواست قانونی مناصب سیاسی. به همین دلیل است كه لائیسیته می‌تواند انسجام ملی یك جامعه را ضمانت كند. جامعه‌ای كه مردمش همگی یك مذهب خاص دارند و آن بی‌مذهبی است. بنابراین دولت لائیك هم از نظر ایدئولوژیكی بی‌طرف است و هم به اعتقادات شخصی هر گروه احترام می‌گذارد.

    2
    . مدرسه: نخستین آماج
    بنا به تعریف قوانین حاكم بر فرانسه مدرسه از نمادهای اولیه دمكراسی و از پایگاههای مهم آموزش لائیسیته است. مدرسه آزادكننده از تمام قیمومیتهای اجتماعی و همه جزم‌اندیشیها از جمله اندیشه دینی است. ژول فری ملقب به پدر مدرسه لائیك، نخستین كسی بود كه در سال 1883 قانونی را به اصل لائیسیته در موسسات آموزش دولتی اختصاص داد. وی با شعار آموزش لائیك، اجباری و رایگان، قانون مبنی بر حضور مذهب در مدرسه را (با هدف كنار گذاشتن نقش كلیسا در آموزشهای مدارس) نقض كرد. وی می‌گوید: «قانونگذار در نظر دارد تا سرانجام بین مدرسه و كلیسا دو زمینه‌ای كه همیشه در هم خلط شده‌اند فرق بگذارد: اعتقادات كه شخصی آزاد و متغیر است و دانش كه عمومی و برای همه لازم است».(2)
    نظریه‌پردازان لائیسیته در فرانسه معتقدند اگر قرار باشد مدارس دولتی آموزشهای مذهبی خاصی را تعلیم دهند دانش‌آموزان بی‌دین یا معتقد به ادیان دیگر به‌خاطر امتیازی كه مدرسه دولتی به تعداد خاصی از دانش‌‌آموزان می‌دهد مورد ظلم واقع خواهند شد. البته می‌توان مذهب را به‌عنوان موضوعات فرهنگی مثل بسیاری از موضوعات دیگر به روش عقلانی و در كلاسهای تاریخ یا فلسفه مورد بررسی قرار داد و این در چهاچوب مدرسه لائیك می‌گنجد. اما ‌آموزشهای مذهبی فقط در مدارس خصوصی ممكن است. این دوگانگی تعلیمات مذهبی در خانه و تعلیمات لائیك در مدرسه باعث می‌شود كه شخصیت كودكان در استقلال كامل ساخته شود. در عین حال هم خانه و هم مدرسه قدرت خود را دارا هستند. به عقیده این دسته از افراد مدرسه لائیك تعدادی انسان محصور در اعتقاد و سنت تولید نمی‌كند بلكه انسانهایی می‌سازد كه هر كدام به‌طور مستقل قابلیت قضاوت دارند.
    علاوه بر آموزش خالی از دین از دیگر خصیصه‌های مدرسه لائیك عدم حضور هر گونه نشان آشكار مذهبی است. مطابق قانون، حمل نشان مذهبی چنانچه به‌منظور نمایش گذاردن مذهب و در نتیجه نوعی تبلیغ برای آن انجام شود ممنوع اعلام می‌گردد. این قانون تمام افراد حاضر در مدرسه اعم از كاركنان و دانش‌آموزان را شامل می‌شود.

    3
    . حجاب و قانون لائیسیته
    اولین جنجالهای مربوط به حجاب در مدارس فرانسه در سال 1989 (1368) آغاز شد: سه دانش‌‌آموز دوره راهنمایی به‌وسیله مدیر اخراج شدند. لیونل ژوسپن وزیر آموزش و پرورش وقت مخالفان حجاب را به آرامش فراخواند و تصریح كرد كه مدرسه نمی‌تواند كسی را اخراج كند چرا كه برای پذیرفتن به‌وجود آمده است. اما از صدور حكمی قاطع در این زمینه خودداری كرد و امور مربوط را به شورای دولت واگذار كرد. این شورا نیز طی قانونی تصمیم‌گیری را به‌عهده مدیران مدرسه گذاشت. چنانچه مدیری تشخیص می‌داد كه دانش‌آموزی به منظور آشكار ساختن تعلق به دینی خاص از نشان مذهبی (كیبا ـ نوعی كلاه یهودیان ـ صلیب، روسری) استفاده می‌كند می‌توانست او را به‌علت نقض قانون لائیسیته اخراج كند. (در همین‌جا خاطر نشان می‌سازیم كه در این سالها (1989 ـ 2003) موردی به‌علت حمل صلیب یا كیبا مشاهده نشد ولی اخراج دختران محجبه همچنان ادامه داشت.)
    این قانون تا سال 2003 به‌قوت خود باقی بود و حضور حجاب در مدرسه كم و بیش دیده می‌شد. در سال 2003 اخراج دختران با حجاب رفته‌رفته بیشتر شد تا در ژوئیه 2003 (تیر 1382) رئیس جمهور فرانسه ژاك شیراك هیئتی را به سرپرستی شخصی به نام استازی مشخص كرد تا به عنوان نماینده دولت به بررسی و بحث در زمینه اجرای بهتر لائیسیته در مدرسه بپردازد. این جمع در دسامبر 2003 (دی ماه 1382) قانونی را مبنی بر ممنوعیت حمل هر نوع نشان آشكار مذهبی (یعنی نشانهایی كه حمل آنها مؤید به رخ كشیدن و اعلام صریح مذهب است) پیشنهاد كرد.(3)این قانون 4 روز بعد به تأیید شیراك رسید و پس از تأیید مجلس و سنا از سال تحصیلی آینده قابل اجرا می‌باشد.

    4
    . آزادی به سبك فرانسوی
    با تأیید ژاك شیراك كشور فرانسه كشوری آزاد ساده‌ترین قسم آزادی ـ انتخاب نوع لباس پوشیدن ـ را از شهروندان می‌گیرد. كشوری مدافع حقوق بشر ـ ابتدایی‌ترین حق را از دختران سلب می‌كند: حق با سواد شدن. البته واضح است كه هدف این قانون تنها حجاب اسلامی است. سالهاست كه مدافعین لائیسیته صلیب شمایل قدیسین مسیحیت ستاره‌های داوود یهودیت كیبا و آموزشهای دین مسیحیت را در مدارس دولتی نادیده می‌گیرند و در عوض روسری اجازه حضور در مدرسه ندارد. در نتیجه تنها كسانی كه اجازه حمل نشان مذهبی در مدارس را ندارند دختران مسلمان هستند. وانگهی دولتی كه ادعای بی‌دینی در تمام امور دولتی را دارد سال تحصیلی مدارس را با تقویم مسیحی تنظیم كرده است. تعطیلیهای بعدازظهر چهارشنبه و عیدهای مسیحی گواه این مدعاست. در یكی از استانها (آلزاس) هنوز كلاسهای آموزش مذهبی برقرار است. مدارس خصوصی كاتولیك از كمكهای مالی دولت برخوردارند و دختران مسلمان اخراج می‌شوند چون روسری با اصل لائیسیته در مكانهای دولتی تناقض دارد.(4)
    ژاك شیراك در یكی از نطقهای ریاست جمهوری خود در ماه مه 2003 (اردیبهشت 1382) می‌گوید هیچ كس در فرانسه نباید به‌خاطر اصل و نسبتش مذهب یا رنگ پوستش بترسد یا مورد تبعیض واقع شود. (ناگفته نماند كه در همان جمع و در كمال بی‌تفاوتی بقیه افراد زنان محجبه فقط به‌خاطر ظاهر مذهبی‌شان متحمل تحقیر و تبعیض شدند.(5) و خود ایشان با تصویب قانون منع حجاب قانونی را وضع كرد كه به گفته بعضی از اندیشمندان فرانسوی تبعیض گذارنده و نمایانگر نوعی استعمار مكانهای عمومی می‌باشد.(6) در مقاله‌ای (7) می‌خوانیم اخراج دختر بچه‌ها از مدرسه لاییك در‌حالی‌كه جرمی مرتكب نشده‌اند برای ما ننگ است و تصویب قانونی كه حجاب را در مدرسه جرم می‌داند یك گندكاری است. از دلایلی كه مقامات فرانسه متفكران و عوام برای مخالفت با حجاب ذكر می‌كنند تبعیض آشكاری است كه حجاب بین زن و مرد قائل می‌شود چیزی كه قانون اساسی فرانسه به‌شدت محكوم می‌كند. حجاب در باور اكثر فرانسویها نشان اطاعت زن از مرد‌ ـ به‌ویژه شوهر، پدر و برادرش ـ می‌باشد. این عده با بلند كردن علم تبعیض قصد دفاع از حقوق زنان مسلمان كه ـ به ظن آنها ـ به اجبار محجب شده‌اند دارند. اینكه این باورهای غلط از كجا ناشی می‌شود و به چه دلیل برگ برنده مخالفین حجاب محسوب می‌شود بحثی جداگانه می‌طلبد اما حتی اگر حجاب باعث سلب آزادی زن شود با تحمیل این قانون آیا او احساس آزادی خواهد كرد؟ در ثانی كجای این مسئله اصول جمهوری را تهدید می‌‌كند اگر شخصی با انتخاب نوع پوشش دلخواهش آزادی خود را از دست بدهد؟ چگونه می‌شود این قانون را نوعی بیگانه‌ستیزی و اسلام‌ستیزی ندانست كه پشت نقاب مبارزه برای لائیسیته پنهان شده است؟

    5
    . تجربه شخصی
    دانشگاههای فرانسه در سالهای گذشته به راحتی پذیرای دانشجویان محجبه بوده‌اند؛ هر چند كه گهگاه خبر مخالفت استادی با حضور یك دانشجوی محجبه در كلاس به گوش می‌رسید، ولی این امر باعث اخراج و یا عدم ثبت نام وی نمی‌گردید.
    دانشگاهی كه من در آن مشغول به تحصیل می‌باشم (LE MIRAIL) در شهر تولوز فرانسه و در یكی ازمناطق مسلمان نشین این شهر واقع شده است. به گفته یكی از دانشجویان در سال 1999 (یكسال قبل از آنكه نگارنده این سطور وارد این دانشگاه شود)، تنها یك دختر محجبه در این دانشگاه مشغول به تحصیل بود. در سال 2000 كه من وارد این دانشگاه شدم، این تعداد از 4 تا 5 نفر تجاوز نمی‌كرد. در طی این سه سال رفته رفته به تعداد دانشجویان محجبه افزوده شد تا جایی كه امسال حضور حجاب در این دانشگاه به‌طور چشمگیری خودنمایی می‌كند البته این مسئله از چشم مقامات دانشگاه نیز دور نماند. در‌حالی‌كه تا امسال، عكس با حجاب برای پرونده ثبت‌نام پذیرفته می‌شد، با شروع سال تحصیلی جدید (2004 ـ 2003) بدون آنكه شرط بی‌حجاب بودن عكس در شرایط ثبت‌ نام ذكر شود، پس از اخذ پرونده از دانشجویان و در مراحل پایانی كار با تلفن با دانشجویان محجبه تماس حاصل شده و به ایشان خبر داده می‌شد كه: «پرونده ثبت‌نام به علت وجود عكس با حجاب مردود است و اگر مایل به ادامه تحصیل هستید باید عكس بی‌حجاب تحویل دهید.» و این در حالی بود كه دانشجویان محجبه سایر دانشگاها در همین شهر بدون هیچ مشكلی ثبت نام كرده بودند.
    اما گویا سختگیریها به همین‌جا ختم نمی‌شود. وقتی از یكی از دانشجویان راجع به حجاب و حضور در كلاس می‌پرسم، می‌گوید كه یكی از اساتید اعلام كرده كه سر جلسه امتحان باید بدون حجاب حاضر شوند!
    شورای دانشگاه برای آنكه گوی سبقت را در عمل به قانون لائیسیته از دیگر دانشگاهها برباید، طی بخش‌نامه‌ای به ریاست دانشكده‌ها از لزوم عمل به این قانون سخن گفته است و تعدادی از دانشجویان محجبه را كه در بخش كتابخانه یكی از دانشكده‌ها مشغول به كار بودند از كار بركنار كرده است. در قسمتی از این بخش‌نامه آمده است: هر چند داشتن حجاب در كلاس درس نوعی بی‌احترامی به اساتید می‌باشد ولی فعلاً قبول یا رد این دسته از دانشجویان بر عهده خود استاد است، هر چند كه هنوز حضور حجاب در دانشگاهها ممنوع نشده است ولی مقامات در صدد آماده‌سازی جو جامعه در این زمینه هستند.

    6
    . آینده
    دولت فرانسه مدرسه را به‌عنوان نقطه شروع كم‌رنگ كردن باورهای اسلامی در نظر گرفته است. با متقاعدكردن افكار عمومی به‌خصوص مسلمانان حجاب را در زمره مستحبات دین اسلام معرفی می‌كنند و در نتیجه كم‌كم زنان محجبه به‌عنوان مسلمانان افراطی شناخته می‌شوند و اگر به همین منوال پیش برویم حق ورود به تمام مكانهای دولتی از ایشان سلب خواهد شد. بدین ترتیب بذركینه بین شهروندان عرب و فرانسوی پاشیده شد. قانون لائیسیته كه سالهاست برای ایجاد وفاق ملی در خاك فرانسه ریشه می‌دواند چه ثمرهایی خواهد داد؟


    پانوشت ها:


    1.Dictionnaire encyclopedique illustre Hachette, 2001
    2. Dominique Borne: “Laicite, le sens d’un ideal” Revu du Centre internationale d’e’tudes pedagogigues’ numero 7, septembre 1990
    3. این هیئت مواردی را نیز در زمینه‌های دیگر پیشنهاد كرد كه در این بحث نمی‌گنجد.
    4. خاطرنشان می‌شویم دختران محجبه اخراجی، یا ترك تحصیل می‌كنند یا در مدارس خصوصی مسیحی كه مشمول این قانون نمی‌شوند ثبت‌نام می‌كنند و یا به‌طور مكاتبه‌ای به تحصیل ادامه می‌دهند و در هر دو مورد باید هزینه مالی زیادی بپردازند.
    5. Khadija marfouk “Nul en france ne doit rencontrer la peur” www. Saphhirnet.info
    6. “Oui a la laicite’ non aux lois d’exception” www. Humanit. Fr
    7. Dominique cohn, Bendit Cohn “Une loi serait une saloperie” Le Monde 2 Numero 34, P: 64



    منابع:


    www. Saphirnet. Fr
    www. Laic.fr
    www. Elysee.fr
    www.humanite.fr
    “Laicite’ le sens d’ un ide’al” Revu du centre internationale d’etudes pe’dagogiques, numero 7, septembre 1990
    - Dominique Cohn, Bendit Cohn KUne loi serait une saloperie”, Le Monde 2, umero 34, P: 64.

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره