پيشرفته
 

موضوعات :

  • اندیشه
  • علوم انسانی

  • کلمات کليدي :

  • علوم انسانی
  • معنویت
  • اندیشه دینی

  • محمدرضا دهشیری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • اگر ثمره انقلاب رادیو معارف باشد كافی‌ست؛ مردم می‌گویند

  • زندگی تاریك بود

  • وارث مدیریت سکولار

  • مطلب بعدي >   903 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب  
    راه شماره 13 : نگاهی به حال و آینده توزیع در جبهه فرهنگی انقلاب

    گذار از معنویت محض

    انسانها در جست‌وجوی دین ؛
    گفت‌وگو با استاد مهدی هادوی


    گفت و گو از :محمد رضا دهشیری

    اشاره:

    «برتراندراسل» می‌گفت روزگای این تصور وجود داشت كه دین می‌تواند بعضی مشكلات بشر را حل كند ولی امروز دیگر نمی‌توانیم چنین امیدی داشته باشیم. ما باید راه حل مشكلاتمان را در جای دیگری پیدا كنیم. «نیچه» هم از مرگ‌ِ خدا حرف می‌زد. البته با دیدگاه انتقادی خودش. او می‌گفت خدا در عرف م‍ُرده و با مرگ خدا انسانیت هم در غرب مرده است. «سارتر» نیز نظرش همین بود. در مقابل، پیش‌گوییهایی هم از سوی متفكرین جهان اسلام صورت می‌گرفت. «الثمانیات س‍َن‍ِی‌َ الاسلام» (دهه 1980 میلادی سالهای اسلام است.) این پیش‌بینی یكی از متفكرین عراق بود. در سالهای قبل از انقلاب؛ «من می‌بینم كه اسلام از شمال آفریقا تا خاور‌ِ دور در حال زنده شدن است.» و این پیش‌بینی دكتر شریعتی بود در همان سالها.


    در چنین شرایطی پدیده انقلاب اسلامی رخ داد...
    هادوی نمونه‌هایی از این دست، زیاد در آستین دارد. او چهره ناشناخته‌ای نیست؛ در صحنه‌های جهانی تبلیغ اسلام و انقلاب اسلامی حضور دارد. و مد‌ّعی است: «توجه جهان به اسلام، در چند ماه اخیر سیر جهشی داشته است» و سوره پیگیر مستندات این اد‌ّعاست.
    آنچه صحبتهای او را خواندنی‌‌تر می‌كند؛ شرح مشاهدات شخصی او است.

    انقلاب اسلامی رخ داد. این جریان نه تنها در ایران و خاورمیانه و جهان اسلام بلكه در كل جهان باعث شد مسیر بشریت تغییر كند و در غرب اندیشمندانی مانند «میشل فوكو» تحت تأثیر این جریان قرار بگیرند. «فوكو» اوایل انقلاب اسلامی را درك كرد. كسانی مثل فوكو كه درواقع منتقد تمدن غرب بودند شیفته این جریان و اتفاقی كه داشت می‌افتاد شدند (نه اینكه شیفته اصل اسلام شوند) اتفاقی كه با توجه به خلأیی كه در جهان پیدا شده بود، باید می‌افتاد.
    درواقع انسان با بحران معنویت روبه‌رو شده بود؛ انقلاب اسلامی باعث شد مجموعه‌ جهان، توجه تازه‌ای نسبت به دین پیدا كند و این توجه باعث شد كه نه فقط اسلام احیاء بشود، بلكه این روند به احیای دین در جهان، منجر شد. شیوع شگفت‌آور حجاب در جای‌جای جهان اسلام، شاهدی بر این مدعاست.
    چون درواقع دین در وضعیتی قرار گرفته بود كه به قول مهندس بازرگان متدینین دین‌داری‌شان را مخفی می‌كردند و مخفیانه نماز می‌خواندند، یك منع فرهنگی پیدا شده بود.
    كم‌كم این جریان برعكس شد؛ حالا متدینین می‌خواستند دیانتشان را اظهار كنند؛ حجاب نمادی است برای اظهار دیانت و اینكه زنی حاضر می‌شود پرچم دیانت خود را به دست بگیرد و در خیابان راه بیفتد، نشان می‌دهد كه نه تنها دیگر از دین‌داری احساس سرافكندگی نمی‌كند بلكه احساس سربلندی، افتخار و غرور هم می‌كند.
    الان در غرب با حجاب برخورد می‌كنند چون می‌فهمند كه حجاب تنها یك تكه پارچه نیست كه زن خودش را در آن می‌پوشاند؛ یك پرچم است كه هزاران شعار فرهنگی و سیاسی را اعلام می‌كند. زمانی سفیر وقت فرانسه در ایران به قم آمد.
    زمانی بود كه فرانسویها با مسئله حجاب اولین برخوردهاشان را شروع كرده بودند. حدود سال 1372، در مورد مسئله حجاب بحثی با او داشتم و گفتم شما كه مدعی پرچمداری حقوق بشرید و انقلاب كبیر فرانسه را سرلوحه سامان یافتن حقوق بشر می‌دانید، آزادی پوشش جزء آزادیهای اساسی محسوب می‌شود و در اعلامیه حقوق بشر هم مطرح است؛ چرا به زنهای مسلمان اجازه نمی‌دهید كه لباس اسلامی را بپوشند. ایشان ابتدا سعی كرد استدلالهایی بكند ولی در نهایت گفت ما در انقلاب كبیر فرانسه برای سكولاریسم شهید دادیم.
    ما سكولاریسم را مجانی به دست نیاورده‌ایم كه مجانی از دست بدهیم ما معتقدیم كه این حجاب، نوعی اعتراض به سكولاریسم و آرمانی است كه برای آن انقلاب كردیم؛ به همین دلیل به هیچ وجه نمی‌توانیم با این مسئله كنار بیائیم.
    با ظهور انقلاب اسلامی امیدی در جهان پیدا شد كه دین می‌تواند راه حل باشد و این امید باعث شد كه همه به سمت دین بیایند؛ یعنی اگر شما از آن زمان به بازگشت مردم به سمت دین نگاه كنید می‌بینید كه كلیساها شلوغ شد.
    بودائیها حركت تازه‌ای شروع كردند؛ البته این بازگشت مجدد به دین با نوعی تجدید نظر همراه شد، یعنی الان به تصویر و تصوراتی كه در گذشته از دین برای‌شان ارائه می‌شد قانع نیستند.
    پرسشهای جد‌ّی نسبت به ادیان مطرح می‌شود و این پرسشهای جد‌ّی از سر عناد با دین نیست؛ بلكه از سر اشتیاق به سمت دین است. واقعا‌ً این جست‌وجوی فطری برای دین است كه این پرسشها را ایجاد ‌كرده، بودائیها به‌طور جدی با این پرسش مواجهند كه بودیسم؛ جز تأثیری فردی و كاملاً منزوی از جامعه چه تأثیر دیگری می‌تواند داشته باشد و می‌خواهند چهره اجتماعی به آن بدهند. الان در تایلند متفكران بودایی، سعی می‌كنند، بین مفاهیم اجتماعی مثل دموكراسی و بودیسم، پیوند بزنند؛ با بعضی از آنها من شخصاً ارتباط دارم.
    این به خاطر آن است كه بشر امروز به دنبال دینی است كه در عین تأمین معنویت، راه حل برای زندگی اجتماعی‌اش هم داشته باشد؛ توقع این‌چنینی از دین را انقلاب اسلامی ایجاد كرد.
    مسیحیها در تلاشند كاستیهایی را كه در آئین مسیحی هست؛ جبران كنند مثلاً بخشی از جریانات الان سعی می‌كنند كه بین مسیحیت و بین زندگی عادی یك ارتباط منطقی، ایجاد بكنند. یك مركز كاتولیكی در نیویورك هست با نام لاتین اپوس دی (به معنی راه) و بسیار هم فعال است. شعار این مركز «عبادت در حال كار» است، یعنی انسان بتواند در زندگی عاد‌ّی، عبادت كند.
    این نسبت به مفاهیم عادی مسیحیت كه عبادت را در شكل خاص و در مكان خاص كه كلیساست؛ محصور می‌كنم؛ نوعی تجدیدنظر است كه مفهوم عبادت را توسعه داده به زندگی عادی كشانده است به چیزی كه در اسلام به طور كاملی وجود دارد و عادی‌ترین رفتارهای زندگی در اسلام می‌تواند به عبادت تبدیل شود. بشر در جست‌وجوی دینی است كه مشكل عبادت آن، محصور و محدود در یك قالب خاص نباشد و طوری نباشد كه او را از زندگی اجتماعی و فعالیتهای عادی و از لذایذ طبیعی محروم بكند یعنی بشر نمی‌خواهد معنویت را با از دست دادن مادیت بدست بیاورد.
    از نظر ما مسجد یك مكان فیزیكی است كه برای عبادت بهتر است به مسجد برویم یا در جماعت شركت كنیم اما عبادت بستگی به این مكان و جماعت ندارد؛ در‌حالی‌كه در فرهنگ مسیحی كلیسا صرفاً یك مكان فیزیكی نیست. در فرهنگ مسیحی گفته می‌شود اولین كلیسایی كه در خلقت، شكل گرفت در آسمان بود و آن كلیسا پدر، پسر روح‌القدس بود. آنها كلیسا را ظرفی می‌دانند كه در آن ظرف بین افراد و خدا با واسطه‌ای روحانی، اتحادی شكل می‌گیرد اصطلاح روحانی، اصطلاحی است كه از فرهنگ مسیحی آمده است؛ در مسیحیت، روحانی واسطه بین مردم و خداست.
    در فرهنگ اسلام، عالم دینی، متخصص دین است نه اینكه چیزی متفاوت با بقیه انسانها باشد به همین دلیل اسلام معتقد نیست كه عالم دینی خصلتهای انسانی خود را كنار بگذارد؛ حتی رسول اكرم(ص) نیز زندگی بشری داشته و در قرآن هم تأكید شده است در‌حالی‌كه در مسیحیت به‌دلیل اینكه روحانی واسطه‌ بین انسان و خداست، باید بر انسانیت خود پابگذارد پس از ازدواج منع می‌شود به خاطر اینكه ازدواج، نمادی از انسان بودن او است. و این نماد باید شكسته شود تا شخص بتواند نقش واسطه را ایفا بكند.
    روحانی امكان اتحاد و ارتباط را ایجاد می‌كند و به همین دلیل شما باید در كلیسا عبادت كنید و عبادت را نمی‌‌توانید در خانه و محل كار انجام دهید تا آن نتایج حاصل شود، این مفاهیم امروز به‌طور جدی در فرهنگ غرب با بحران مواجه است و به همین خاطر است كه در این فضا پرفروش‌ترین ر‍ُ‌مان، رمانی است به نام «داوینچی ك‍ُد» به معنی «رمز داوینچی» گرچه این رمان ناظر به آثار داوینچی است اما بحث اصلی این رمان، یك بحث دینی است نه هنری. تمام بحث نویسنده این است كه عیسی یك انسان فناپذیر و البته پیامبر بوده و این انسان با زنی به نام مریم مجدلیه ازدواج كرده و دختری به نام سارا داشته است. نویسنده در این كتاب اصرار بر این دارد كه كلیسا این حقایق را به‌خاطر اغراض سیاسی‌اش مخفی نگه داشته است. این كتاب مهم‌ترین اعتقادات كلیسایی را به اشكال مختلف، مورد هجوم قرار داده است. این كتاب در مدت كوتاهی كه از چاپش می‌گذرد، در حال ترجمه شدن به زبانهای مختف است و میلیونها نسخه از آن به فروش رسیده است. نویسنده آن یك آمریكایی است به نام «د‍َ‌ن ب‍ِر‍َ‌ون» به نظر من از لحاظ ادبی این رمان خیلی قوی نیست. كه اگر بخواهیم از نظر ادبی نمره‌گذاری كنیم چنانچه به این كتاب نمره پانزده را بدهیم به ر‌ُمان‌ِ «من‌ِ او»ی‌ِ آقای امیرخانی باید نمره صد بدهیم. همچنین این ر‌ُمان، یك قالب پلیسی دارد؛ حتی جذابیت جنایی آن در حد‌ّ كارهای آگاتا كریستی هم نیست. این ر‍ُمان، این همه توجه را به خود جلب كرده است. چون مهم‌ترین اعتقادات مسیحی را مورد هدف قرار داده است.
    البته نویسنده نمی‌خواسته خود را به‌عنوان یك مخالف دین معر‌ّفی كند و فقط می‌خواسته بگوید كه عیسی تنها یك پیامبر بزرگ خدا بوده است نه اینكه خدا به زمین آمده باشد و در قالب عیسی تجسد پیدا كرده باشد. نویسنده در این كتاب به‌طور غیر مستقیم و ضمن داستان سعی كرده آدرس اسناد تاریخی بحث را هم بدهد؛ عل‍ّت فروش بالای این كتاب، این است كه مردم به دنبال دینی هستند كه بتوان از آن عقلانی دفاع كرد. من با آدمهای زیادی برخورد كرده‌ام كه وقتی از آنها می‌پرسی شما دین‌داری یا بی‌دینی می‌گوید من كلیسا نمی‌روم؛ پس می‌شود گفت كه بی‌دینم؛ چون نماد دین‌داری را كلیسا رفتن می‌‌دانند ولی بعد می‌گویند: البته من به خدا اعتقاد دارم ولی آن خدایی كه كلیسا می‌گوید را نمی‌پذیرم؛ چون خدای كلیسا ویژگیهای بشری دارد.
    در بروز ظاهری موضوع می‌بینیم كه مردم، نسبت به مسائل دینی، خیلی حساس شده‌اند.
    همین فیلم «مصائب مسیح» با چه استقبالی روبه‌رو شد! درحالی‌كه به زبانی پخش شد كه كسی آن را نمی‌فهمید.
    من طی‌ّ چند سال اخیر در همایشهای مختلفی شركت كرده‌ام. در سال 2000 میلادی، اجلاسی در نیویورك برگزار شد و تحت عنوان «صلح هزاره رهبران دینی و معنوی جهان» كه در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل بود. این اجلاس برمی‌گشت به اینكه دین در قرن 21 احیاء می‌شود. هانتینگتون در سال 2000 میلادی در دانشگاه زوریخ گفت: قرن 21 میلادی، قرن «نوزایی ادیان»‌است. او گفت: مردم به سمت دین حركت كرده‌‌اند و نمونه‌‌هایی هم مثال زد. از جمله این نمونه‌ها بازگشت روسیه به كلیسای ارتدوكس، بازگشت بوداییهای خاور‌ِ دور به بودیسم و ظهور انقلاب اسلامی ایران است. «هانتینگتون» بعد از یازده سپتامبر، بسیار فعال شد و در مصاحبه‌هایش گفت كه حادثه یازده سپتامبر، نمادی است از نظریه برخورد تمد‌ّنها كه من گفتم. تمد‌ّن اسلامی با تمد‌ّن مسیحی و تمد‌ّن غرب به مبارزه برخاسته است. «هانتینگتون» در حمله آمریكا به افغانستان و عراق هم بسیار فعال بود. تقریباً یك‌سال از حمله به عراق گذشته بود كه مصاحبه‌ای با مجل‍ّ‍ه «لاپوئن» كرد و گفت: من باید اعتراف كنم كه ما در این جنگ شكست خوردیم و در تمام صحنه‌ها اسلام پیروز شده است و شواهدی از این پیروزی آورده.
    اعتراف «هانتینگتون» كه خودش ضد‌ّ تمد‌ّن اسلامی است و پرچم‌دار جنگ علیه مسلمانهاست خیلی مهم است. در آغاز قرن 15 قمری شاهدیم كه بشریت وارد یك‌دوره جدید شده است و یكی از نمادهای این دوره كه خیلی بروز پیدا كرده است، تشكیل اجلاسهای ادیان در سطح جهان است از جمله اجلاسهای بین ادیان. ما با اینكه رصد می‌كنیم این اجلاسها را و سعی داریم در همه شركت كنیم؛ باز هم نمی‌توانیم . اجلاس «صلح هزاره» كه مقام معظم رهبری هم پیامی فرستاده بودند و آیت‌ا.. جوادی آملی قرائت كردند. منتهی شد به تشكیل شورای جهانی رهبران دینی در سال 2002 در تایلند. از سال 2002 تا به حال در سطح جهان، شاهد تحر‌ّك‌ِ عمومی به سمت مفاهیم دینی از یك سو و اقبال عمومی به سمت دین از سوی‌ِ دیگریم؛ به نحوی كه تحو‌ّلات به قدری سریع است كه واقعا‌ً باورنكردنی است.
    در پارلمان جهانی ادیان در بارسلون، بین 15 تا 20 جلسه هم‌زمان تشكیل می‌شد؛ در این جلسات بین 100 تا 5000 نفر شركت می‌كردند كه خیلی از شركت‌كنندگان شخصیتهای برجسته دانشگاهی و دینی و نویسندگان و فعالان سیاسی بودند. این حجم و این تنو‌ّع حضور برایم خیلی عجیب بود.. الان همه سعی می‌كنند مباحثشان را به دین ربط بدهند. اگر زمانی اعلامیه حقوق بشر به‌عنوان نماد سكولاریسم و فعالیت غیر دینی معر‌ّفی می‌شد؛ امروز در همین پارلمان جهانی ادیان، بخشی تحت عنوان سمپوزیوم حقوق بشر و دین بود كه تلاش می‌كرد تا یك اعلامیه قوق بشر بر اساس دین طراحی كند؛ البته اعلامیه حقوق بشر اسلامی را 25 سال پیش شورای مسلمانان حقوق بشر كنار دین مطرح كرد قرار است چند ماه دیگر اجلاسی در دهلی نو برپا شود تحت عنوان «حقوق بشر و دین». یعنی مفاهیم سكولار هم خودشان را به سمت دین نزدیك می‌كنند؛ در افتتاحیه پارلمان جهانی ادیان، وقتی خانم شیرین عبادی صحبت كرد، حقوق بشر را دست‌آورد‌ِ بشری ذكر كرد و گفت ما نمی‌‌توانیم از ادیان، توقع حقوق بشر داشته باشیم. این حرف با افكار عمومی مواجه شد. هزاران نفر كه از جاهای مختلف آمده بودند، این حرف به نظرشان، حرف بی‌ربطی آمد. همه انتظار داشتند، عكس این مطلب از سوی یك ایرانی مطرح شود و تصورشان این بود كه این حرف، دیدگاه ایران است كه در مراجعاتی كه به ما داشتند، گفتیم: این نظرات شخصی ایشان است. در حال حاضر یك حركت عمومی به سمت دین آغاز شده است و مردم بنا بر فطرت خودشان، دنبال دینی‌اند كه به نظر من اگر شاخصه‌هایش را در نظر بگیرید: می‌شود اسلام و اگر این شاخصه را تبیین كنید: می‌شود تشی‍ّع. همین باعث شده است كه اجلاسهای متعد‌ّد شكل گرفته است و ساختارهای قدرت به‌دنبال این موضوع‌اند كه انرژی فوق‌العاده‌ای كه در سطح جهان در حال شكل‌گیری است را در جهت اهداف خودشان كنترل كنند. هدف نهفته در پشت این اجلاسها استفاده از پتانسیل دینی پیدا شده در جهان برای اغراض سیاسی است ولی فعلا‌ً آگاهی عمومی مردم، دستیابی به اهداف این‌چنینی را سخت كرده است؛ در پارلمان ادیان در اسپانیا ما شاهد جریان عجیبی بودیم. انتقادات علنی از آمریكا توسط آمریكاییها! نه آدمهای معمولی بلكه انتقادها توسط شخصیتهای برجسته آمریكایی، مطرح می‌شد؛ مثلاً یك استاد آمریكایی به نام نیتل، موقع سخنرانی گفت: من عذر می‌خواهم كه مجبورم با زبان امپریالیسم سخن بگویم ولی چه كنم كه این زبان مادری من است. یك استاد ‌آمریكایی دیگر گفت این فقط ما نیستیم كه بوش داریم كه منشأ جنگف نفاق، دشمنی و دودستگی است؛ تمد‌ّنهای دیگر هم بوش داشتند. طوری از بوش می‌گفت كه ما از فرعون و شیطان می‌گوییم. همه نگران بودند كه مبادا بوش انتخاب شود؛ می‌گفتند متأسفانه سطح فرهنگی افكار عمومی آمریكا پایین است و هنوز اكثرا‌ً مردم آمریكا، حقایق را نمی‌فهمند و احتمال رأی آوردن بوش هست. هر چند این نگرانی به خاطر این نیست كه به موضع ابرقدرتی آمریكا اعتراض دارند بلكه به این خاطر است كه معتقدند بوش دارد موضع ابرقدرتی آمریكا را تضعیف می‌كند ولی انقلاب اسلامی او‌ّلین ضربه را بر ب‍ُت‌ِ ابرقدرتی وارد كرد و جریانهای اخیر، آخرین نمادهای هیمنه ابرقدرتها را شكست. شبكه ABC برنامه‌‌ای دارد به نام Nighat Line . این برنامه در زمانی كه لانه جاسوسی آمریكا اشغال شد؛ علیه ایران شروع شد. شب عرفه دو سال قبل، از من برنامه‌ای پخش كردند كه در ایران تهیه شده بود. من در آن برنامه 25 دقیقه‌ای، درباره حوزه، اسلام، انقلاب اسلامی، دیدگاههای ما نسبت به آمریكا و مطالبی كه در ایران مسایل عاد‌ّی است؛ صحبت كردم. موقع پخش برنامه با من تماس گرفتند و قرار شد آدرس E-mail به مخاطبان بدهند تا سؤالاتشان را بپرسند. نامه‌های خیلی زیادی آمد و بسیاری‌شان با این مقدمه شروع می‌شد كه از اطلاعاتی كه در اختیارمان گذاشتید؛ متشكریم ولی چرا این قدر دیر؟ چرا بعد از این‌همه سال كه از انقلاب اسلامی می‌گذرد؛ این حرفها را به ما می‌گویید. با اینكه در رابطه با ایران طی این‌ سالها، این‌قدر مطلب پخش شده است ولی گویی با دنیای جدیدی مواجه شده بودند. اول برنامه با شعار «مرگ بر آمریكا»ی تظاهرات در ایران شروع می‌شد و بعد گوینده برنامه این تعبیر را می‌گفت كه وقتی اسم ایران می‌آید؛ ما یاد گروگان‌گیری می‌افتیم و بعد جمله مرا پخش می‌‌كند كه من از دست مردم آمریكا عصبانی نبودم ولی در بسیاری از موارد از حكومت و سیاستهای آمریكا عصبانی بودم. خیلی از آنها برای من نوشتند كه ما هم از بسیاری از سیاستهای آمریكا ناراضی هستیم. الآن رسانه‌ها به جایی رسیده‌اند كه مجبور شدند یكسری از حقایق را بگویند و همین مقدار كه از فیلترهای مختلف می‌گذرد؛ در سطح جهان بسیار تأثیرگذار است. امروزه یك ج‍ُنبش فراگیر به سمت اسلام در سطح آمریكا در حال شكل‌گیری است.
    و آمریكا كه بیشترین فشار را بر جهان اسلام دارد و بیشترین تبلیغات را علیه اسلام دارد به حاصل‌خیزترین سرزمین برای رشد اسلام تبدیل شده است.
    الآن جنبشی در جهان اسلام، در حال شكل‌گیری است كه در مقابل سازش با سلطه ایستاده است. پیام انقلاب اسلامی، مبارزه دینی با ابرقدرتهاست و ما شاهد این قضیه هستیم. روز قدس دو سال قبل در مسجد بزرگ پاریس، سخنرانی داشتم ك اوین باری بود در چنین روزی در آن مسجد، سخنرانی برگزار می‌شد. سخنرانی من نه سیاسی بود و نه عاطفی. درباره دین و رابطه‌اش با عقل بود. جمعیت انبوه حاضر دور من حلقه زده بودند؛ مرا می‌بوسیدند و می‌گفتند چشم امید ما به ایران است. در دوران حج، وقتی زائران به بعثه مراجعه می‌كنند، می‌بینیم كه به ایران نه به‌عنوان یك كشور، بلكه به‌عنوان نقطه‌ای كه اسلام در آنجا مطرح است نگاه می‌كنند.
    در جنوب تایلند، جریانی هست كه بعد از انقلاب، شیعه شده‌اند. یك مجموعه پر انرژی و اكثرا‌ً جوان؛ از این جریانات در كشورهای مختلف وجود دارد. جریان تشی‍ّع در شمال آفریقا به‌صورت یك جنبش درآمده است. در مصر، تونس، مراكش و حتی فلسطین. چند سال پیش در اجلاس بیروت «حماس» مطرح كرد كه حزب‌ا... لبنان در پی شیعه كردن مردم فلسطین است و سید حسن نصر‌ا... آن را رد كرد و گفت ما دنبال حقوق مسلمانانیم و به تشی‍ّع كاری نداریم، گروههای فلسطینی حاضر در اجلاس برخاستند و گفتند ما خودمان دنبال تشی‍ّع هستیم. یكی از كتابهایی كه در فلسطین، بسیار متقاضی دارد، «مفاتیح‌الجنان» است كه نمادی از شیعه سنتی است.
    دو سه سال پیش در بعثه، یك نفر روحانی و یك نفر استاد دانشگاه نیجری با من صحبت می‌كردند؛ آنها تحت تأثیر تبلیغات رسانه‌های كشورهای اسلامی مبنی بر اینكه ایران می‌خواهد با غرب ارتباط برقرار كند، می‌گفتند اگر به اینجا رسیدید كه مصالح ملی شما در ارتباط با آمریكاست؛‌ما با شما مخالفت نمی‌كنیم، ولی این پروسه را در چند سال به تأخیر بیندازید تا ما در آفریقا به یك توانی برسیم كه بتوانیم روی پای خودمان بایستیم؛ الآن ایران تكیه‌گاه ماست و اگر آن را از دست بدهیم؛ نمی‌توانیم راهمان را ادامه دهیم. مشاور سیاسی پادشاه تایلند، به من می‌گفت، شاه تایلند دوست دارد با ایران رفیق باشد؛ ما دوست داریم خود را از یوغ آمریكا نجات دهیم ولی وابستگیهای اقتصادی ما طوری است كه نمی‌توانیم؛ یعنی او ایران را نماد استقلال، نماد رهایی از قدرت آمریكا می‌دید و نزدیك شدن به ایران را نماد استقلال كشورش می‌دانست. تا 100 روز پس از واقعه یازده سپتامبر، صدها هزار نفر به اسلام گرویدند كه واقعیت بیش از این تعداد هم هست. بعد از این واقعه تا چند ماه، قرآن به‌عنوان پرفروش‌ترین كتابها در سطح جهان مطرح بود. تمام قرآنهای انبارهای اروپا و آمریكا فروخته شد. انبار كتابهای ایران در انگلستان كه طی 20 سال فروش نرفته بود و كتابهای اول انقلاب كه با كیفیت پایینی هم چاپ شده بود، پس از این واقعه فروخته شد. غرب در این حادثه می‌‌خواست چهره اسلام را خراب كند ولی چون خیلی از اطلاعاتی كه می‌گفت با واقعیتهای اسلام ناسازگار بود، در خیلی از موارد، خود غرب با بحران مواجه می‌شد؛ از طرف دیگر همان اندك اطلاعات صحیحی كه بیان می‌شد؛ زمینه همراهی با اسلام را فراهم آورد. نه اینكه دنیا گل و بلبل شده است و سرمایه‌داری و دشمنان اسلام شكست خورده‌اند ولی موقعیت ما در سطح جهان، دائما‌ً رو به بهبود است؛ هر چند از خیلی از فرصتها استفاده نكرده‌ایم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره