پيشرفته
 

موضوعات :

  • علوم انسانی

  • کلمات کليدي :

  • علوم انسانی
  • مدرنیته

  • احمد مؤمنی راد

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1058 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 11 : جنگی که بود جنگی که هست

    دنیای بدون مرز

    مبانی فكری و فلسفی جهانی‌سازی

    احمد مؤمنی‌راد

    اشاره :
    جهانی‌سازی واژه‌ای است كه اتفاق نظر چندانی درباره مفهوم دقیق آن وجود ندارد و متفكرین با توجه به نوع نگاهشان به مسئله، تعاریف مختلفی از آن ارائه كرده‌اند. این مقاله در صدد است با توجه به اهمیت وافر این پدیده نو در گفتمان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان، با ذكر مختصری از تاریخچه و تقسیم‌بندی آن به تعاریف مختلف این پدیده پرداخته و سپس با احصاء و بررسی نظریه‌هایی كه به‌گونه‌ای مرتبط با این مسئله هستند به مبانی معرفتی آنان دست پیدا كرده و در یك جمع‌بندی، مبانی نظری و فلسفی "جهانی‌سازی" را ارائه دهد.

    ***
    در چند دهه اخیر به‌ویژه بعد از فروپاشی بلوك شرق و پایان جنگ سرد، جامعه بشری در آستانه ورود به دوران جدیدی است كه تحولات پرشتاب و همه‌جانبه‌ای را به‌دنبال دارد، دوره‌ای كه با تحول در بسیاری از مفاهیم و اصول روابط بین‌الملل، دریچه‌هایی نو در روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی كشورهای مختلف گشوده است.
    جهانی شدن یا به‌تعبیر دیگر جهانی‌سازی، موقعیتی راهبردی را در میان مسائل بین‌المللی جهت مطالعه و پژوهش پیدا نموده است و به‌عنوان یك پدیده نو وارد عرصه‌های گوناگون گفتمان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دنیا شده است و بسیاری از روشنفكران، سیاستمداران و اقتصاددانان جوامع مختلف را به خود مشغول كرده است.
    از بعد اقتصادی، جهانی شدن همگون‌سازی قیمتها، تولیدات، دست‌مزدها، داراییها و نرخهای بهره در سراسر جهان است و به‌دنبال تحولات شگرف فنی و اطلاعاتی، كنترل دولت مل‍ّی بر اقتصاد مل‍ّی معنی خود را به‌نحو فزاینده‌ای از دست می‌دهد و عناصر اصلی سیاستهای اقتصادی و مالی مل‍ّی، جهانی می‌شوند. قدرت شركتهای چندمل‍ّیتی یا فرامل‍ّی افزایش چشمگیری یافته و بودجه این شركتها از بودجه بسیاری از دولتهای مل‍ّی بیشتر می‌شود. از ب‍ُعد سیاسی، یكسان‌سازی جهان در عرصه سیاست صورت می‌گیرد و مناسبات اجتماعی و ساختار مدیریتی جوامع گوناگون از الگویی واحد تأثیر می‌پذیرند. با ظهور و گسترش اختیارات نهادهای سیاسی جهانی، حاكمیت مل‍ّی دولتها عملاً دچار محدودیت می‌شود. از بعد فرهنگی، با گسترش شبكه‌های ارتباطی و افزایش رسانه‌های بین‌المللی، تبادل اطلاعات به‌آسانی صورت گرفته و جریان تبادل فرهنگی نهایتاً به‌سمت یكسان‌سازی فرهنگی پیش می‌رود.

    تاریخچه:

    برخی از نویسندگان، شروع جهانی‌سازی را زمان فراعنه مصر و اسكندر مقدونی دانسته و برخی دیگر معتقدند كه زمانی، امپراطوری بریتانیای كبیر، و در دوره‌ای آلمان هیتلری، داعیه حكومت جهانی داشتند، لذا شروع جهانی‌سازی به آن دوره‌ها برمی‌گردد. نقطه آغازین جهانی‌سازی به‌معنای مدرن آن سال 1970 است زمانی‌كه دكتر كلاوس شواب (Klaus Schwab)، متخصص مدیریت بازرگانی عده‌ای از مدیران اجرایی رده بالای اروپایی را به یك ضیافت غیر رسمی در "داوس"
    (Davos)، دهكده‌ای در سوئیس دعوت كرد و برای آنان در مورد افقهای جدید در صنعت و تجارت جهان سخن گفت. از آن تاریخ تاكنون هر سال نشست مهمی در این محل برگزار می‌شود و امروزه داوس به‌صورت یك مركز برجسته اقتصادی درآمده است و رهبران و مدیران كشورهای مختلف با پرداخت 14 هزار دلار به ازای هر نفر در آن شركت می‌كنند و مباحث آن را دنبال می‌كنند.1

    تقسیم‌بندی:

    با نگاهی دقیق به تاریخ جهان، می‌توان سه دوره برای جهانی شدن قائل شد:

    ● دوره اول:

    دوره ظهور امپراطوریهای بزرگ مثل امپراطوری روم و ایران و ظهور ادیان بزرگی همچون اسلام و مسیحیت و... در دوره ظهور امپراطوریهای بزرگ برای اولین‌بار یك اراده سیاسی منطقه وسیعی از دنیا را در برگرفت و عمومیت و شمولیت پیدا كرد. در دوره ظهور ادیان بزرگ نیز مرزهای جغرافیایی، نژادی، قومی، زبانی شكسته شد و پیامی جهانی به همه‌جا ارسال شد.

    ● دوره دوم:

    دوره ظهور صنعت و انقلاب علمی و صنعتی است كه دوره تولید توده‌وار است و محصولات و كالاهای صنعتی با استاندارد واحد، در همه نقاط دنیا توزیع شده به‌فروش رسید.

    ● دوره سوم:

    دوره ظهور مورس و تلگراف و به‌دنبال آن اختراع ابزار الكترونیكی همچون رادیو، تلویزیون، فاكس، اینترنت و... و درحقیقت انقلاب ارتباطات است.2
    جهانی شدن از جهت دیگر به دو نوع تقسیم می‌شود:
    1ـ جهانی شدن سخت‌افزاری:
    وسایل ارتباطی، ابزار گردش اطلاعات و... سخت‌افزار جهانی شدن هستند و این نوع جهانی شدن تابع سخت‌افزار آن است و بستگی به فن‌آوریهای جدید و اختراعات و اكتشافات در جهان دارد. به این نوع جهانی شدن، جهانی شدن "پروسه‌ای" نیز گفته می‌شود.
    2ـ جهانی شدن نرم‌افزاری:
    چگونگی استفاده از سخت‌افزار و نحوه برنامه‌ریزی و به‌كارگیری آن را نرم‌افزار جهانی شدن گویند. هر سخت‌افزار جدید، یك رفتار جدید را در جامعه جهانی ایجاد می‌كند و یك نوع اثرگذاری خاص خود را دارد. به این جهانی شدن، جهانی شدن "پروژه‌ای" نیز اطلاق می‌شود.
    نظام سلطه جهانی به رهبری امریكا درصدد اجرای پروژه جهانی‌سازی در جهان است. حمله عراق به كویت در سال 1990 و حوادث 11 سپتامبر 2002 بهترین دستاویز برای اجرای این پروژه بودند تا غرب جنگ صلیبی تمام‌عیار خود را مرحله‌به‌مرحله به پیش ببرد.

    جهانی‌سازی یا جهانی شدن، پروژه یا پروسه؟

    گروهی از تحلیل‌گران مسائل بین‌المللی معتقدند كه بین جهانی‌سازی و جهانی شدن تفاوت وجود دارد، آنان جهانی شدن را یك فرایند یا "پروسه" اجتناب‌ناپذیر می‌دانند كه به‌صورت طبیعی در حیات نظام بین‌الملل به‌وجود آمده و به‌صورت خودكار به پیش می‌رود و در آن كشورهایی كه از قدرت اطلاعاتی بالایی برخوردار هستند نقش‌آفرینی بیشتری خواهند داشت... ولی جهانی‌سازی یك "پروژه" است كه قدرتهای بزرگ به‌ویژه امریكا در پی اجرای آن در سطح جهان می‌باشند.3 اینان معتقدند كه امریكا با تكیه بر فن‌آوری و انقلاب ارتباطات درصدد است جهانی با مؤلفه‌های مورد نظر خود بسازد. در سال 1992، ال‌گور رئیس ستاد انتخاباتی آقای كلینتون در نطقی اعلام كرد كه تخریب محیط زیست در هر نقطه دنیا، تخریب محیط زیست امریكا محسوب می‌شود و دولت امریكا نمی‌تواند نسبت به تخریب محیط زیست بی‌تفاوت بماند، مفهوم این سخن این است كه امریكا برای حفظ محیط زیست ناگزیر است كه اداره دنیا را به عهده بگیرد.
    برخی از متفكران در كنار كلمات جهانی‌سازی4 و جهانی شدن5، واژه عالمی شدن6 را نیز مطرح كرده‌اند و در تبیین مفهوم آن گفته‌اند كه عالمی شدن یعنی اندیشیدن به فراتر از جهان فیزیكی، تفكر درباره حقیقت دنیا و اینكه جهان را به‌گونه‌ای بسازیم كه تمام مردم دنیا از نعمتهای دنیا استفاده كنند نه یك قشر و گروه خاص و بعد به‌عنوان مثال به انقلاب اسلامی ایران در سال 57 اشاره می‌كنند و آن را حركتی در راستای عالمی شدن می‌دانند. توسعه عالمی شدن یعنی اینكه در اسلام به فراسوی مرزهای سیاسی، جغرافیایی، زبانی و نژادی بیندیشیم.7

    تعاریف:

    واژه جهانی‌سازی از جهتی، مفهومی كاملاً جدید و از جهت دیگر مقو‌له‌ای قدیمی محسوب می‌شود. بسیاری از انگاره‌های جهانی‌سازی به‌شكل آرمان‌خواهانه آن قرنها پیش توسط مصلحان، علمای اخلاق، حقوقدانان، سیاستمداران و رهبران جوامع مطرح شده است. تعابیری همچون همبستگی ملتها، برابری و برادری همه انسانها، انصاف دولت جهانی، حقوق بشر و... از دیرباز مطرح بوده است از سوی دیگر این واژه، یك مفهوم كاملاً جدید است زیرا مختصات و ویژگیهای آن با آنچه كه قبلاً طرح شده بود به‌كلی متفاوت است. ظهور این پدیده باعث تحرك شگفت‌انگیز اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ارزشی شده است و ضمن كاهش فاصله زمان و مكان، تفاسیر جدیدی از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، دولت، اقتدار، امنیت، نهادهای بین‌المللی و... به‌دست داده است. به‌هرحال این پدیده چالشها و تعارضاتی را به‌همراه دارد و می‌تواند باعث تحول مفاهیم و تغییر مصادیق در روابط بین‌الملل شود.8
    برخی از نویسندگان ویژگیهای اصلی عصر جهانی‌سازی را با مفاهیمی چون ظهور دهكده الكترونیك جهانی، پیدایش قبیله جهانی، انقلاب اطلاعاتی، گسترش جهان‌آگاهی، پایان جغرافیا و عصر اسپرنتیك عنوان كرده‌اند.
    اقتصاددانان، جهانی‌سازی را گامی به‌سوی ادغام كامل بازارهای جهانی تلقی می‌كنند. برخی از دانشمندان علوم سیاسی آن را به‌عنوان حركتی در جهت دور شدن از مفهوم تعریف‌شده قراردادی دولت و قلمرو حاكمیت ناحیه‌ای و ظهور بازیگران قدرت غیر دولتی در نظم نوین جهانی می‌نگرند، برخی دیگر جهانی‌سازی را همگون‌سازی فرهنگی و "دنیای بدون مرز" می‌دانند.
    مجموعاً می‌توان گفت كه واژه جهانی‌سازی دارای طیف گسترده‌ای از تعاریف است كه تحلیل‌گران و نویسندگان در رشته‌های مختلف علوم... ارائه كرده‌اند. در زیر برخی از این تعاریف ذكر می‌شود.
    آنتونی گیدنز جامعه‌شناس و استاد روابط بین‌الملل دانشگاه لندن:
    جهانی‌سازی، به‌معنای گسترش روابط اجتماعی، اقتصادی در سراسر جهان است و در یك نظام جهانی جنبه‌های متعددی از زندگی مردم از سازمانها و شبكه‌های اجتماعی‌ای تأثیر می‌پذیرند كه هزاران كیلومتر از آنها دورتر هستند، در این وضعیت جهان را باید به‌عنوان یك نظام واحد قلمداد كرد. جهانی‌سازی یك پدیده جدید تاریخی و انسانی است كه تغییرات طوفانی در مشت خود دارد.9 فرایند جهانی شدن را نباید در مسائل صرفاً اقتصادی خلاصه نمود زیرا كه این پدیده حد و مرز اقتصادی را درمی‌نوردد و بر فضای سیاسی، تكنولوژی، اجتماعی و از همه مهم‌تر فضای فرهنگی ملت، قومیتها و هویتها را نیز تحت تأثیر مستقیم خود قرار می‌دهد.
    توسعه ارتباطات و فرایند اثرگذاری ابزارهای ارتباطی و مخابراتی به‌حدی گسترده شده است كه به‌طور ملموس وارد زندگی خصوصی افراد و خانواده‌ها شده و تعریف جدیدی از راه و روش زندگی ارائه نموده است.10
    هانس پیتر مارتن و هارولد شومان نویسندگان كتاب دام جهانی شدن:
    جهانی شدن، فرایند یكسان‌سازی در هرگونه تغییر خوراك یا پوشاك و آداب و سنن مردم جهان است.11
    آلبرو معتقد است جهانی شدن فرایندی است كه به‌وسیله آن مردم جهان درون یك جامعه جهانی ادغام می‌گردند. جامعه‌ای كه در آن انسانیت برای اولین‌بار به شكل یك بازیگر جمعی درمی‌آید.12
    مانوئل والبرشتاین: جهانی شدن یعنی پیروزی اقتصاد جهانی سرمایه‌داری كه همراه یك تقسیم كار جهانی13 است. این اقتصاد جهانی سرمایه‌داری توسط منطق انباشت سرمایه هدایت می‌شود.
    مورنسن: جهانی‌سازی یعنی تشدید و تقویت روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در ورای مرزها.14
    رژه گارودی: جهانی‌سازی نظامی است كه قدرتمندان را با ادعای روابط آزاد و آزادی بازار قادر می‌سازد اصنافی از دیكتاتورهای ضد انسانی را بر مستضعفان تحمیل نمایند.
    سنت ژان پل دوم: جهانی شدن پدیده‌ای وحشی و سركش و فقط به‌سود ثروتمندان است كه باید با آن مخالفت كرد. اقتصاد بدون حد و مرز نباید نیازهای انسان را فراموش كند بلكه رشد اقتصادی باید با ارزشهای انسانی همراه باشد.
    مهاتیر محمد: دنیای جهانی‌سازی‌شده نمی‌تواند دنیای عادلانه و رعایت‌كننده مساوات باشد بلكه جهان تحت كنترل قدرتهای بزرگ درخواهد آمد همان‌طور كه در پی فروپاشی جنگ سرد تعداد بی‌شماری جان خود را از دست دادند، انتظار می‌رود كه در پی جهانی‌سازی هم این اتفاق بلكه بدتر از آن تحقق یابد. در یك دنیای جهانی‌سازی‌شده كشورهای قدرتمند و مسلط درست، همچون دوران استعمار قادر خواهند بود اراده و خواست خود را بر دیگر كشورها تحمیل كنند.
    محسن عبدالحمید: جهانی شدن ابزاری برای سلطه كشورهای شمال بر جنوب به‌ویژه كشورهای اسلامی است. این كشورها، تمام همت خود را مصروف مبارزه با اسلام در تمامی ابعاد اعتقادی، اقتصادی و ارزشی آن كرده‌اند.15
    دكتر نعیمه شومان: در پرتو جهانی‌سازی كشورهای فقیر نه‌تنها استقلال سیاسی خود را از دست می‌دهند بلكه به بردگی كشیده می‌شوند آن‌چنان‌كه گویی در حكم بدهكارانی هستند كه به‌هیچ‌وجه توان پرداخت بدهیهای خود را ندارند درنتیجه هیچ اختیاری برای فسخ پروژه‌های پیشنهادشده به‌خود را ندارند.16
    هوبر درین وزیر امور خارجه فرانسه: این پدیده (جهانی شدن) پس از نابودی جهان دوقطبی، اصولاً گرایشی است به‌سوی همگن‌سازی جهان بر اساس الگوهای غربی امروزه سلطه ایالات متحده امریكا در تمام زمینه‌ها، مشهود و محسوس است. سلطه سیاسی، نظامی، اقتصادی و فن‌آوری به‌دلیل وجود اینترنت و تبلیغات بی‌سابقه به‌شیوه و سلیقه CNN، رسانه‌ها و دلار امریكا را نمی‌توان انكار كرد.17

    بررسی نظریه‌ها:

    به‌منظور تبیین مبانی نظری و فلسفی و خاستگاه فكری جهانی‌سازی ضروری است كه نظریه‌های معتبر و مطرح در سطح جهان كه به‌گونه‌ای به مسئله جهانی شدن مرتبط می‌شود، بررسی و مبانی فكری آنها به‌دست آید. در استقرار انجام‌شده 9 نظریه احصاء شده كه بررسی می‌شود:

    نظریه پایان تاریخ:
    فرانسیس فوكویاما، معاون ژاپنی‌الاصل بخش برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه امریكا تابستان 1989 با پیش‌بینی پیروزی لیبرالیسم غربی بر كمونیسم آن را به‌عنوان "پایان تاریخ" مطرح نمود و به‌زعم وی آخرین راه حل معضل بی‌ثباتی و عدم امنیت جوامع غیر غربی برای رسیدن به ترقی، پیشرفت و سعادت انسانی، برقراری دمكراسی حقوق بشر و بازار آزاد رقابت اقتصادی است.
    وی می‌گوید: آنچه ما شاهد آن هستیم تنها پایان جنگ سرد یا عبور از یك مرحله ویژه تاریخی نیست بلكه ما شاهد پایان تاریخی هستیم كه نقطه عطف آن تكامل ایدئولوژیك و جهان‌شمولی برای لیبرال غربی به‌عنوان آخرین دولت بشری است.
    فوكویاما با پردازشی نو از اندیشه هگل درباره آخرالزمان چنین می‌اندیشد كه "جریان حقیقی تاریخ" در سال 1806 (سال پیروزی ناپلئون در "اینا") كمال معنوی پیدا كرده است و پس از ظهور سست محتوم فاشیسم و ماركسیسم، سرانجام سیطره دمكراسی لیبرال می‌انجامد و به كمال مادی هم می‌رسد.18 و تنها آلترناتیو واقعی و معتبر لیبرالیسم را فاشیسم و كمونیسم می‌داند كه فروپاشیده‌اند ولی معتقد نیست كه هیچ اندیشه دیگری وجود ندارد بلكه به‌نظر او در "پایان تاریخ" برخی جوامع به‌صورت لیبرالیسم موفق درآمده19 و بقیه هم از ادعای خود مبنی بر ارائه اشكال و الگوهای متفاوت و برتر درباره ساماندهی انسانی چشم می‌پوشند. درواقع لیبرالیسم از آن‌رو بر جهان مسلط می‌شود كه در برابرش، ایدئولوژی بسیج‌كننده‌ای برای رویارویی با آن وجود ندارد. دیدگاه فوكویاما شبیه نظریه "دانیل یل" در سی‌سال پیش‌تر درباره پایان ایدئولوژیها در نظریه تاریخی ماركسیسم درباره رسیدن به مرحله نهایی حیات بشری است و نیز ریشه اندیشه او، درحقیقت اندیشه "ماكس وبر" در باب پوزیتویسم است، وبر با تأكید جهان‌شمول بودن عقلانیت ابزاری، مدعی است كه جهانی شدن یعنی هم‌سطح كردن و این كار در زمانی محقق خواهد شد كه عقلانیت جدای از ارزشها، معیار ارزیابی قرار گیرد.20

    نظریه برخورد تمدنها:
    سابقه و ریشه نظریه برخورد تمدنها را باید در آراء و نظریات "توین‌بی" جست‌وجو نمود كه در سال 1947 در كتاب خود به‌نام "تمدن در بوته آزمایش" مطرح كرده است. او عنوان فصل یازدهم كتاب خود را "برخورد میان تمدنها" نام‌گذاری كرده است، پس از 50 سال و بعد از فروپاشی شوروی، در تابستان 1993 ساموئل هانتیگتون رئیس مؤسسه استراتژیك دانشگاه هاروارد در مقاله‌ای در شماره تابستانی نشریه فارین افرز می‌گوید: سیاست جهانی اینك وارد مرحله جدیدی شده است، فرضیه من این است كه اصولاً نقطه اصلی برخورد در این جهان نو، نه رنگ و بوی ایدئولوژیكی دارد و نه بوی اقتصادی، شكافهای عمیق میان افراد و به‌اصطلاح نقطه جوش برخوردها دارای ماهیت فرهنگی خواهد بود. پس دولت ـ ملتها نیرومندترین بازیگران در عرصه جهان باقی خواهند ماند. لیكن درگیری اصلی در صحنه سیاست خارجی میان ملتها و گروههایی با تمدنهای مختلف روی خواهد داد.21
    او جهان آینده را عرصه كنش و واكنش بین 7 یا 8 تمدن بزرگ می‌داند، تمدن غربی، كنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاوی ـ ارتدكسی، امریكای لاتین و احتمالاً آفریقایی.22
    هانتینگتون كانون درگیری در آینده نزدیك را بین غرب و چند كشور اسلامی ـ كنفوسیوسی می‌داند. او سپس با ذكر این نكته كه مفهوم تمدن جهانی، از تمدن غرب برآمده است به برتری پیروزی تمدن غربی تصریح می‌كند.

    نظریه موج سوم:
    الوین تافلر در كتابش تحت عنوان "موج سوم" مشكل آینده جهان را بر اساس نوع قدرت و تقسیم آن ترسیم می‌كند و قدرت را مهم‌ترین و یا تنها عامل مؤثر سیاسی جهان و ساختار اجتماعی بشر می‌داند از نظر او در عصر كشاورزی پیش از انقلاب صنعتی، قدرت سیاسی در عرصه بین‌المللی ناشی از "توان نظامی" بود و در دو قرن اخیر ناشی از "توان اقتصادی" است و در قرن 21 ناشی از "توان علمی" خواهد بود.23
    به دیگر سخن او معتقد است كه سه گونه تمدن در جهان وجود دارد كه هریك نظام خاصی برای تولید در دست دارد. تمدن كشاورزی (موج اول)، تمدن صنعتی (موج دوم) و تمدن علمی و اطلاعاتی (موج سوم) كه راه آینه جهان، درنتیجه برخورد آنها با هم ایجاد و مشخص خواهد شد.
    در این تمدنها اگرچه عناصری از مذهب، فرهنگ و قومیت وجود دارد ولی این پیوندها توسط نیروهای صنعتی ضعیف شده‌اند، لذا در تمدن موج سوم تأثیر این عناصر بسیار اندك و در تمدن كشاورزی در بالاترین حد است. او هریك از این تمدنها را به‌دلیل اینكه با مذاهب، فرهنگها و قومیتهای متفاوتی درگیر است یك "ابرتمدن" می‌نامد كه با مفهوم رایج تمدن چندان سازگار نیست.
    تافلر نماد تمدن كشاورزی را كج‌بیل و نماد تمدن صنعتی در خط مونتاژ و نماد تمدن فراصنعتی را كامپیوتر می‌داند از نظر او این سه تمدن در نقاط مختلف جهان با هم برخورد خواهند داشت چه به شكل جنگ و خشونت و چه مبارزه منفی و اشكال دیگر برخورد.24
    از نظر تافلر، خصوصیت جهان آینده، پیوند انقلابی میان دانش، ثروت و جنگ است، تافلر مشكل آینده جهان را نتیجه برخورد موج اول و دوم و سوم می‌داند كه یقیناً نه "پایان تاریخ" فوكویاماست و نه "زوال و انحطاط امریكا"ی پل كندی، از نظر تافلر، دمكراسی لیبرال با همه اشكالات علمی خود، بهترین راه و رسم زندگی اجتماعی است، توان اطلاعاتی غرب به‌نحو طبیعی دخالت آنها را از یك جمع واحد میس‍ّر بلكه ضروری كرده است پس دنیای لیبرال باید خطر بنیادگرایی را جدی گرفته و تلاش كند از همه امكانات برای جهان‌شمول كردن ارزشهای لیبرال استفاده كند و در این صورت دنیای آینده كه دنیایی با محوریت اطلاعات است، دارای نظم و همگونی خواهد بود.25

    نظریه دهكده جهانی

    مارشال مك‌لوهان در سال 1961، با اشاره به رشد سریع الكترونیك و انقلاب رسانه‌های تصویری، جهان را یك گستره عظیم خواند و عنوان كرد كه افكار جهان همه با یك نوع تفكر و فرهنگ پیش خواهد رفت و جامعه جهانی حكم یك دهكده جهانی را خواهد یافت.26
    دیدگاه مك‌لوهان، مبتنی بر انقلاب در عملیات با اطلاعات است كه جهان كنونی را به یك دهكده تبدیل كرده است و حتی ارتباطات در جهان فعلی از ارتباط افراد یك دهكده سریع‌تر و راحت‌تر شده است. در همه دنیا یك دریای واحد اطلاعاتی است كه سرچشمه و منبع آن در غرب است این تحول در اطلاعات سبب تماس نزدیك فرهنگهای بومی غیر غربی با فرهنگ غربی دمكراسی لیبرال شده است و در این تماس طبعاً فرهنگ قوی و غالب، فرهنگهای دیگر را جذب و هضم می‌كند و تفكر لیبرالیسم در سراسر جهان رواج می‌یابد فرهنگها یك‌كاسه می‌شوند و عناصر كلیدی ساختار اجتماعی (اقتصاد، سیاست، فرهنگ و...) همه به‌سوی یكسان شدن پیش رفته و نهایتاً مقتضی ایجاد یك حكومت جهانی كه فرهنگ و ساختار اجتماعی "دهكده جهانی" هویت آن را مشخص می‌كند، خواهد بود، با این مقدمات ضرورتاً حكومت جهانی با فرهنگ دمكراسی لیبرال تشكیل می‌شود.27

    نظریه نظم نوین جهانی:

    نظم نوین جهانی بر اساس تعریفی كه از آن شده است، سیستمی از امنیت جهانی است كه به‌موجب آن دولتها و مردم می‌توانند صرف نظر از ایدئولوژی، در كنار هم به‌طور صلح‌آمیز زندگی كنند و یكدیگر را برادر خود بدانند و منافع امنیت جمعی خود را حفظ كنند.
    جرج بوش پدر، رئیس جمهور امریكا در بحبوحه جنگ خلیج فارس در سال 1990، با اشاره به فروپاشی بلوك شرق و پایان جنگ سرد و ورود دنیا به یك نظام تك‌قطبی این نظریه را مطرح كرد. این نظریه درحقیقت یكی از طرحهای ارائه‌شده توسط "كمیسیون سه‌جانبه" است28 و نخبگان و اندیشمندان این كمیسیون، تحقیق بر روی پروژه جهانی‌سازی در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ را در دستور كار خود دارند، "شورای روابط خارجی" كه درحقیقت دولت پنهان امریكاست در پی دستیابی به نظم نوین جهانی به قرائت امریكایی است. جرج بوش پدر در یكی از سخنرانیهایش با اشاره به نظم نوین چنین می‌گوید: "امید بشریت به ایالات متحده است و امریكائیان مسئولیت بی‌همتایی را برای به‌انجام رساندن كار دشوار آزادی به‌عهده دارند. در جهانی كه پیوسته در حال تغییر است رهبری امریكا ضروری است.29" گرچه سیاستمداران، نظریه‌پردازان و استراتژیستهای امریكایی همیشه سعی می‌كنند اهداف سلطه‌جویانه نظام میلیاریستی ایالات متحده امریكا را در سخن از نظم نوین جهانی پنهان دارند ولی از لابه‌لای سخنان كیسینجر، برژینسكی، گری‌سیك و... جملاتی مشابه آنچه بوش پدر بیان كرده است، بسیار یافت می‌شود.30

    نظریه پایان دولت ـ ملت

    كنیچی اومای ژاپنی در سال 1995 در كتابش این نظریه را ارائه كرده است و جامعه روشنفكری اروپا را به واكنش واداشته است. او دیدگاههای نگران‌كننده‌ای درباره سرنوشت جهانی شدن ارائه نموده است و اعتقاد دارد سرعت و پیشرفت جهانی شدن چنان قوی است كه دولتها و ملتها قدرت مهار آن را ندارند و نقش قدرت و خط مشی آن را در بازار بی‌مرز جهانی مهم دانسته و جایی برای منافع مل‍ّی در آن نمی‌بیند، به‌عبارت دیگر منافع مل‍ّی در این بازار جایی ندارد.31
    مهم‌ترین نقطه‌نظرات این پژوهشگر و پیروان او را كه از افراطی‌ترین طرفداران جهانی شدن محسوب می‌شوند به‌شرح زیر است:
    رقابتی بین كشورها وجود ندارد، رقابتی اگر باشد بین مناطق است نه كشورها. آن‌هم منطقه‌های سرمایه‌داری. در این نظر كه دولتها باید مردم را در مقابل خطر استثمار حفاظت كنند مراودات و حتی حمایت از سرمایه را نیز به دولت واگذار می‌كنند. بازار خود جهت و محل سرمایه را تعیین می‌كند. با حذف مرزها، یكپارچگی در عرصه تجارت و اقتصاد صورت می‌گیرد و اطلاعات بدون دخالت دولتها به‌سرعت و مستقیم به‌دست مصرف‌كننده می‌رسد و راه دخالت دولت در این میان برای تشخیص منافع مل‍ّی بسته است، افراد به منافع خود می‌نگرند نه به منافع مل‍ّی.
    مردم دوست دارند به‌سبك عمومی و جهانی زندگی كنند، در دهكده جهانی كه ارزشها كمتر متكثر شده، اقتصاد پورالیستی است.
    از این پس دولتها دارای منابع اصلی اقتدار نیستند، اقتدار بر آگاهی و جریان سریع اطلاعات خواهد بود.

    نظریه گیدنز

    آنتونی گیدنز جامعه‌شناس مشهور انگلیسی كه او را واضح نظریه "ساخت‌یابی"32 نامیده‌اند، بر اساس دیدگاهی جامعه‌شناختی، جهانی شدن را پدیده‌ای بسیار جدید ارزیابی می‌كند. او معتقد است كه جهانی شدن فرایندی صرفاً اقتصادی نیست كه بر اساس اقتصاد بازار قابل فهم باشد. جهانی شدن نه پایان سیاست، نه پایان دولت ـ ملت و نه پایان خانواده و نه پایان فرهنگ، بلكه در مواردی تقویت‌كننده سیستمهای مل‍ّی و تصمیمهای محلی است. او می‌گوید جهانی شدن به‌معنای یكپارچه شدن جامعه جهانی نیست.33
    جهانی شدن منشوری سه‌وجهی است كه فشار به پایین آن احیای ناسیونالیسم است و فشار به بالای آن، جهانی شدن و فشار به اطرافش ایجاد مناطق جدید اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی است كه گاهی مرزها را نیز درمی‌نوردد. جهانی شدن پدیده‌ای چندبعدی است كه پیامدهای آن در هر گوشه از جهان، متفاوت است.
    گیدنز معتقد است كه جهانی شدن دارای دو قطب دیگر نیز هست: 1ـ فردی شدن كه قطب شخصی جهانگرایی است، فردی شدن به‌معنی ایجاد هویت شخصی در افراد است كه روندی آزادساز است، آزاد از تأثیر آداب و سنن و زیر پا گذاشتن فرهنگ سنتی و 2ـ جهانی شدن نهادهای بزرگ.34
    تعبیر گیدنز از جهانی شدن، جهان رهاشده است، (World Runaway). او از طرفداران جهانی شدن به‌حساب می‌آید.

    نظریه نهادینه كردن اقتصاد مبتنی بر بازار

    برخی جهانی شدن را یك ایدئولوژی می‌دانند مانند لیبرالیسم كه هدف از آن این است كه ایدئولوژی اقتصاد مبتنی بر بازار را در كشورهای گوناگون نهادینه كند، ایدئولوژی‌ای كه سعی دارد به ا‌َشكال گوناگون، اقتصاد جهانی مبتنی بر بازار را گسترش دهد و آن را سرنوشت محتوم مردم بداند، این گروه معتقدند كه اقتصاد جهانی در حال درونی شدن است و دارای اساسی پویاست. این پویایی را هم نیروهای غیر قابل مهار هدایت می‌كنند.35

    نظریه توجه به نیازهای غیر مادی

    این دیدگاه، جهانی شدن را سطحی‌تر از آنچه گذشت می‌نگرد و معتقد است كه با حفظ اصول و ارزشهای معنوی می‌توان با آن به مبارزه برخاست... این نظریه با عنایت به ابعاد درونی انسان كه در تحلیلهای مربوط به جهانی شدن تا حدودی مغفول است مانده است. انسانیت را تنها از بعد مادیت نمی‌بیند بلكه ایجاد تعادل بین نیازهای مادی و معنوی را در پی می‌گیرد.
    ژان ژاك دوپیرو، یكی از صاحب‌نظران غربی، به دو دسته نیازهای اساسی (مادی و معنوی) معتقد است. او آرامش روحی، تعادل فكری، اعتمادبه‌نفس و تأمین اجتماعی را اساس نیاز معنوی می‌داند و معتقد است كه در آرامش روحی، آنچه به فرد مربوط می‌شود وجود روحیه آزادگی و آزادمنشی است و آنچه مربوط به جامعه است وجود عدالت اجتماعی است.36

    نتیجه

    واژه جهانی‌سازی كه چند دهه است به شكلی جدی اندیشمندان و متفكران جوامع گوناگون را به‌خود مشغول كرده است دارای طیف گسترده‌ای از معانی و مفاهیم است و دریافتهای متنوعی از آن در بین سیاستمداران، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان وجود دارد...
    با مطالعه و پژوهش پیرامون نظریه‌هایی كه هریك به‌گونه متعر‌ّض مسئله جهان و آینده آن شده‌اند و سالها در میدان بحث و بررسی و نقد و رد‌ّ و قبول مطرح بوده‌اند، می‌توان زیرساختهای فكری و فلسفی و مبانی معرفتی جهانی‌سازی را دریافت.
    از بین 9 نظریه‌ای كه به‌ضرورت به‌طرح اجمالی آنها پرداخته شد، اندیشه "تافلر" ریشه در اندیشه و دیدگاههای ماركس و انگلس و هگل دارد، اندیشه فوكویاما ملهم از دیدگاههای "ماكس وبر" در باب پوزیتولیسم است هانتینگتون با الهام از اندیشه‌های "توین‌بی" به‌طرح نظریه "برخورد تمدنها" پرداخته و مبانی اصلی اندیشه او در این نظریه دكترین "جهان‌بینی سنتی توازن قدرت" است.
    نظریه پایان دولت ـ ملت و نظریه نهادینه كردن اقتصاد مبتنی بر بازار به‌شدت متأثر از دیدگاههای اقتصادی نظام سرمایه‌داری لیبرال ارائه شده‌اند. نظریه جامعه‌شناختی گیدنز انگلیسی هم تلاش دارد تا ثابت كند جهانی شدن صرفاً یك فرایند اقتصادی نیست او نیز در چهارچوب فكر نظام لیبرال دمكراسی غرب از طرفداران جدی جهانی شدن است، تنها نظریه "توجه به نیازهای غیر مادی" توانسته است تا حدی خود را از چنبره گرایشات فكری حاكم در غرب بیرون بكشد و نیم‌نگاهی هم به ماورای جهان مادی پیرامون خود داشته باشد.
    نظریه نظم نوین جهانی و دهكده جهانی نیز ملهم از لیبرالیسم و مؤید برتری فن‌سالارانه آن طراحی و ارائه شده‌اند تا امریكا بتواند "ناظم" آن نظم و "كدخدا"ی دهكده ساخته خود باشد.
    در یك كلام، مبانی نظری و فلسفی غالب تئوریها و نظریه‌پردازیها در باب جهانی‌سازی و جهانی شدن لیبرالیسم است كه آبشخور فكری تمدن غرب می‌باشد، تمدنی كه به‌لحاظ معرفت‌شناسی، متافیزیك را كنار زده و شك‌گرایی، اومانیسم، سكولاریسم و پلورالیسم از مشخصه‌های اصلی آن می‌باشد. تمدنی كه علم را به‌جای ایمان، زمین را به‌جای آسمان، انسان را به‌جای خدا و دنیا را به‌جای آخرت برگزیده است.

    ...........................

    پانوشتها:

    1- http://www.jadi.net/soc
    /Globalization.htm
    به نقل از: رفیعی دكتر محمدحسین، مقاله آن‌سوی جهانی شدن. ص 107.
    2ـ ر.ك. به مجله معرفت ـ میزگرد بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن ـ ش 55 ـ ص 8.
    3ـ عاملی دكتر محمد ـ میزگرد بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی‌سازی و پیامدهای آن ـ مجله معرفت ـ ش 55 ـ ص 4.
    4ـ Globalism
    5ـ Globalization
    6ـ Universality
    7ـ مولانا پروفسور حمید ـ میزگرد بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی‌سازی و پیامدهای آن ـ مجله معرفت ـ ش 55 ـ ص 6.
    8ـ قوام دكتر سید عبدالعلی ـ بحرا معنا در عصر جهانی، فصلنامه سیاست خارجی ـ شماره 3 ـ ص 14.
    9ـ گیدنز آنتونی ـ مبانی جامعه‌شناسی ـ ترجمه منوچهر صبوری ـ نشر نی ـ تهران 1373 ـ ص 78.
    10ـ ر.ك. به: مقاله جهانی شدن، عوامل و پیامدها و... ـ روزنامه جمهوری اسلامی 15/4/1381 ـ صفحه 14.
    11ـ ر.ك. به: هانس پیتر مارتن ـ مجله عالم‌المعرفت ـ ترجمه عدنان عباس‌علی ـ ش 238 ـ 1998.
    12ـ ر.ك. به: پدیده جهانی شدن فرهنگ جهانی ترجمه عبدالحسین آدرنگ ـ مؤسسه انتشارات آگاه ـ تهران 1373.
    13ـ نظام بین‌المللی تقسیم كار، مسئله‌ای بسیار مهم در اقتصاد دنیاست. تقسیم كار فعلی به‌صورت استعماری توسط قدرتهای بزرگ این‌گونه طراحی شده است: كشورهای غربی تولید یك دسته از صنایع با ارزش افزوده فوق‌العاده همانند محصولات بیوتكنولوژی، میكروپروسسورها، طراحی كامپیوترها، تجهیزات پزشكی و... را برای خود نگاه داشته‌اند و تولید بقیه صنایع همانند محصولات پتروشیمی، سیمان، آهن، فولاد، مس و... را به كشورهای توسعه‌نیافته واگذار كرده‌اند. كشورهای پیشرفته كالاهای تولیدشده توسط كشورهای در حال توسعه را به‌قیمت ارزان می‌خرند با تغییر و تبدیل در آن محصولاتی جدید با ارزش افزوده بسیار بالا تولید می‌كنند با قیمتی صدها برابر كالای اولیه به كشورهای فقیر و در حال توسعه می‌فروشند...
    14ـ ر.ك. به: مقاله جهانی شدن، عوامل و پیامدها... ـ روزنامه جمهوری اسلامی ـ 15/4/1381 ـ ص 14.
    15ـ ر.ك. به: جهانی شدن از منظری اسلامی ـ محسن عبدالحمید ترجمه شاكر لوائی ـ نشر علوم ـ تهران 1380.
    16ـ ر.ك. به: قضایا فی‌الفكر العربی المعاصر ـ محمد عابدالجابری ـ دارالكتاب ـ بیروت ـ 1994 ـ ص 147.
    17ـ بیگدلی علی ـ مقاله فرصتها و تهدیدها در جهانی شدن ـ روزنامه كیهان ـ 20/10/1379 ـ ص 12.
    18ـ لاریجانی محمدجواد، كاوشهای نظری در سیاست خارجی، تهران، شركت انتشارات علمی فرهنگی ـ 1374 ـ ص 270.
    19- Fukuyama Francis, (1992), "The End of History and the last man", New York, Avon Books. P 42.
    20ـ بهداروند محمدمهدی، مقاله جهانی شدن، عوامل و پیامدها، روزنامه جمهوری اسلامی، 15/4/1381، ص 14. برای مطالعه بیشتر در مورد اندیشه‌های فوكویاما رجوع كنید به: فنی‌نژاد موسی، پایان تاریخ و آخرین انسان (گزارش كتاب فوكویاما) ماهنامه اطلاعات سیاسی اقتصادی شماره 63 و 64 ـ ص 22 ـ 28 و بنواآلن، بازگشت تاریخ، شامگاه بلوك‌بندیها و پگاه ملتها، ترجمه رستگار، ماهنامه اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، شماره 49 و 50 ـ ص 19.
    21ـ امیری مجتبی ـ هانتینگتون و منتقدانش ـ تهران ـ ص 45.
    22ـ همان ـ ص 49.
    23ـ تافلر آلوین و هایدی، جنگ و پادجنگ (زنده ماندن در سپیده‌دم سده بیست‌ویكم) ترجمه مهدی بشارت، انتشارات اطلاعات، 1374 ـ ص 50.
    24ـ ر.ك. به: تافلر آلوین و هایدی ـ به‌سوی تمدن جدید (سیاست در موج سوم) ـ ترجمه محمدرضا جعفری ـ تهران، سیمرغ ـ 1374 ـ ص 120 ـ 35.
    25ـ لاریجانی محمدجواد، كاوشهای نظری در سیاست خارجی ـ تهران ـ شركت انتشارات علمی فرهنگی ـ 1374 ـ ص 273.
    26ـ لاریجانی دكتر محمدجواد، كاوشهای نظری در سیاست خارجی ـ شركت انتشارات علمی فرهنگی ـ تهران 1374 ـ ص 270.
    27ـ ر.ك. به مقاله جهانی شدن، عوامل و پیامدها، محمدمهدی بهداروند ـ روزنامه جمهوری اسلامی ـ 22/4/1381 ـ ص 8.
    28ـ مؤمنی‌راد احمد ـ مقاله ظلم منظم (نظم نوین جهانی) ـ روزنامه ابرار ـ ش 2549 ـ ص 6.
    29ـ دانشكده اطلاعات ـ نظم نوین جهانی ـ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای اجتماعی ـ تهران ـ ص 121.
    30ـ مؤمنی‌راد، همان
    31- Ohmae, Kenichi, "The End of the nation - state; The Rise of Regional Economies (London, Collins, 1995) P. 35-42.
    32- Theory of Structuration
    33- Giddens, Anthony, (1990), The Consequences of Modernity, London, Polity Press, P. 74.
    34ـ طالب دكتر مهدی، فرایند جهانی شدن از منظر جامعه‌شناختی، مجله معرفت، شماره 45، ص 27 برای مطالعه بیشتر مراجعه كنید به: 1ـ گیدنز آنتونی، گفتارهایی درباره یكپارچگی جهان رهاشده ـ ترجمه عبدالوهاب سعیدی، تهران ـ نشر علم و ادب 1379 و 2ـ گیدنز آنتونی، جامعه‌شناسی ـ ترجمه منوچهر صبوری ـ تهران ـ نشر نی ـ 1373.
    35ـ طالب دكتر مهدی ـ مقاله فرایند جهانی شدن از منظر جامعه‌شناختی ـ مجله معرفت ـ ش 45، ص 12.
    36ـ همان، ص 13.

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره