پيشرفته
 

موضوعات :

  • علوم انسانی

  • کلمات کليدي :


    مطلب بعدي >   1636 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 11 : جنگی که بود جنگی که هست

    دموكراسی به زبان خوش یا به زور دگنگ

    روهندا رومانی

    حلقه نورافكن یك‌به‌یك و به‌نوبت چهره گویندگان اخبار را كه روی صحنه تاریك ظاهر می‌شوند، روشن می‌كند. گوینده خبری الجزیره خبر ورود اشغالگران به عراق را سراسیمه می‌خواند. مسؤول خبری لبنان به سربازان هشدار می‌دهد برای پیشگیری از سوختن پوستشان در آفتاب سوزان عراق از كرم ضد آفتاب استفاده كنند، تا اگر كشته شدند دست‌كم قیافه درست و حسابی‌ای برای تشییع جنازه داشته باشند. مسؤول خبری آمریكا كلاه گاو‌چرانی به‌سر گذاشته و با صدایی شبیه شیهه اسب قول آزادی و تغییرات دمكراتیك می‌دهد.
    پشت‌سرهم: الجزیره، تلویزیون كویت، تلویزیون آمریكا، تلویزیون عراق. ناگهان نورافكن روی گوینده خبر سوری می‌افتد كه سرش را روز میز گذاشته و چرت می‌زند. گوینده سرش را بلند می‌كند، خمیازه‌ای می‌كشد و كش و قوسی می‌رود و برگه‌های خبر را به‌كندی مرتب می‌كند: "نیروهای آمریكایی یك‌ماه پیش عراق را اشغال كردند... و حالا می‌پردازیم به درس جغرافیا از شمال سوریه."
    "شبی كه بغداد سقوط كرد" تماشاگران سوری را مجذوب خود كرده است. بیش از دو‌ماه است كه این نمایش‌نامه به كارگردانی همام‌الحوت، طنز‌پرداز سیاسی سوریه، هر شب پانصد نفر را در حلب و شام به تماشای خود می‌كشاند. به‌رغم قیمت گران بلیت، صندلیهای سالن هر‌شب رزرو می‌شود. و قرار است نمایش همام الحوت برای نخستین‌بار در بیروت و قاهره نیز اجرا شود.
    همام‌الحوت به‌كمك همكارانش، عمر خاشوم و مازن طاها (دو مهندس) نمایش‌نامه را شش ماه پس از اشغال عراق نوشته و در حلب روی صحنه بردند.
    نمایش‌نامه "شبی كه بغداد سقوط كرد" ظرف سه‌ساعت و نیم‌ زمان اجرای خود این سؤال را مطرح می‌كند كه چرا این شهر باستانی و فخر جهان عرب به‌سرعت تسلیم "مهاجمان" غربی شد.
    حوت و بازیگران آماتورش به‌كمك هجو، طنز بزن - بكوب، تكه‌های معنادار و تك‌گوییهای عاطفی و سوزناك به این پرسشها پاسخ می‌دهند؛ محبوبیت تئاتر برای بیننده سوری به‌خاطر این است كه همام الحوت دست خود را درست روی علت اصلی این ضعف و زبونیها می‌گذارد؛ شیوع فساد در همه سطوح جامعه، ضعف رسانه‌ها، شكست تز سرمایه‌داری، فقدان اخلاق و از همه مهم‌تر، جدایی دولتها از مردم كه از معضلات ریشه‌دار اجتماعی در جهان عرب است.
    حوت در اوایل دهه 1990 و در دوران ریاست جمهوری حافظ‌اسد، با كارگردانی و اجرای طنزهای سیاسی كه جامعه سوریه را تمسخر می‌كرد و تلنگر زدن به مقامات دولتی در زادگاهش، حلب، صاحب اسم و رسمی شد. درحال‌ حاضر بر این باور است كه بشاراسد به نیازهای مردم توجه بیشتری نشان داده است و به‌همین دلیل از انتقاد مستقیم او پرهیز می‌كند ولی از هجو دیگر مقامات بلند پایه‌ای نظیر مصطفی طلّاس، وزیر سابق دفاع سوریه، ابایی ندارد.
    اما در نمایش "شبی كه بغداد سقوط كرد"، انتقادهای او صرفاً به‌نظام اجتماعی و سیاسی سوریه محدود نمی‌شود، بلكه تمام جهان عرب و استكبار و انگیزه‌های پنهان آمریكا در پشت تجاوز به عراق را مورد پرخاش قرار می‌دهد.
    حوت در صحنه‌ای می‌گوید: "آمریكا بعد از لبنانیزه كردن عراق می‌خواهد عربستان را عراقیزه كند. جنگ داخلی از عراق به عربستان كشیده خواهد شد؛ آنها سپس خلیج‌فارس را عربستانیزه می‌كنند، اردن را خلیجیزه می‌كنند، سوریه را اردنیزه می‌كنند، مصر را سوریزه می‌كنند، سومالی را مصریزه می‌كنند، یمن را سومالیزه می‌كنند و سرانجام به‌سراغ ایران خواهند رفت."
    منتقدان الحوت وی را متهم به ارائه اثری می‌كنند كه فقط مشتی جیغ و داد، تكه‌پرانی و انتقادهای تكه‌پاره است و با تحریك احساسات مردم لبخندی بر لبانشان می‌نشاند، بی‌آنكه آنان را درباره مشكلات جاری سوریه و جهان عرب به فكر وادارد.
    اما پاسخ الحوت ساده است: "طرح نگرانیهای مردم سوریه و خنداندن آنها توأم با تلنگر زدن به اندیشه‌هایشان. او پس از نمایش می‌گوید: "روشنفكران كشور ما به تافته جدابافته‌ای تبدیل شده‌اند؛ نخبگانی منزوی. من می‌خواهم امیدهای توده‌ها را منعكس كنم. بنابراین خود را در جایگاه كسی می‌بینم كه برای ذائقه همه توده‌ها، نه تنها در سوریه بلكه در تمام جهان عرب، طرحی درمی‌اندازد.
    او به مسایل فرقه‌گرایی، دمكراسی و فساد پرداخته و ایادعلاوی، كردها، سنیها و آمریكاییان را در صحنه عراق نشان می‌دهد كه هر یك زیر پای آن دیگری را خالی می‌كند، مأموران فاسد امنیتی در فرودگاه كه از بازرگانان رشوه می‌گیرند و مذهبی نماهایی كه نماز اول وقتشان ترك نمی‌شود اما تا پول نگیرند حتی یك نامه ساده را هم امضا نمی‌كنند.
    حوت می‌گوید آتش این فسادِ نهادینه شده از گورِ خودِ ما ـ در خاندان عربی ـ برمی‌خیزد. وقتی كه پدر فاسد است، به‌راحتی خرید و فروش می‌شود و می‌تواند دزدی كند ـ و همسرش از او سؤال نمی‌كند و مادرش در برابر او سكوت اختیار كرده ـ وقتی هیچ‌كس این وضعیت را زیر سؤال نمی‌بَرَد؛ معنایش این است كه همه ما راه دزدی را آموخته‌ایم. یك بام و دوهوایی كه بین زن و مرد عرب وجود دارد بخشی از مشكل را شكل می‌دهد. برای اصلاح جامعه عربی باید خانواده عرب اصلاح شود.
    اما نظامی كه روی بنیادهای سست خانواده‌های نابه‌روال بنا شده، چگونه می‌تواند دمكراسی بسازد؟
    یكی از مشكل‌سازترین قسمتهای نمایش به طرح مشكلات ناشی از تشكیلِ تحمیلی دمكراسی در یك خانواده دیكتاتورمنشِ سوری می‌پردازد. خانواده در اول نمایش شبیه یك دیكتاتوری نظامی است. پدر خانواده باتومی در دست دارد و با فریاد و عربده دستوراتی را به همسر، دختر و دو پسر وحشت‌زده‌اش می‌دهد؛ آنان نیز لباس نظامی پوشیده‌اند. تا اینكه یك ژنرال وارد منزل شده تا پدر دیكتاتور را از مسئله تازه روز مطالعه سازد.
    / ژنرال به پدر خسته می‌گوید: "اگر ما خودمان به زبان خوش دمكراسی را پیاده نكنیم، به زور دگَنگ به خوردمان خواهند داد."
    پدر چاره‌ای برایش نمانده. او اعلام نظام دمكراسی می‌كند تا همه‌چیز با رأی همه اعضای خانواده تصمیم گرفته شود. تنها چیزی كه از محدوده دمكراسی مستثنی می‌شود صندلی قرمزرنگی در میانه صحنه است.
    این دمكراسی عربیزه افتضاح بالا می‌آورد. دختر خانواده به روابط مشكوك روی می‌آورد. همسر به میل خود از خانه خارج شده و لباس تنگ بدن‌نما می‌پوشد، و پسران درگیر خرید و فروش و دلالی شده و دایماً با تلفنهای همراه صحبت می‌كنند. در برابر انظار بیننده عرب، خانواده منظم عرب به یك خانواده بی‌بند‌وبار از هم پاشیده غربی تبدیل می‌شود.
    و در انتهای نمایش، صندلی قرمز ـ نماد قدرت فساد و شكست همه دمكراسی‌ها ـ همچنان در میانه صحنه نمایان است.
    الحوت می‌گوید: "به عراق بنگرید. دمكراسی مورد حمایت آمریكا، به‌ویژه پس از روشدن ماجرای شكنجه زندانیان ابوغریب، دمكراسی اصیلی نیست. نه در عراق كه حتی در آمریكا و انگلستان هم از دمكراسی اثری نیست.
    اگر چنین بود تظاهرات مردمی در شب آغاز جنگ می‌توانست بوش و بلر را از ادامه جنگ منصرف كند."
    باوجودی كه الحوت حامی دمكراسی است ولی آن را نیاز فوری جهان عرب نمی‌داند و می‌افزاید:
    "عربها "دمو" (مردم) را گرفته‌اند و "كراسی" (سالاری) را رها كرده‌اند. مردم برای رهبران عرب دعا می‌كنند و از خدا طول عمرشان را می‌خواهند و همان رهبران به مردم ستم روا می‌دارند. دمكراسی غربی با فرهنگ و سنن دینی ما در خاورمیانه سازگار نیست. جهان عرب به عدالت نیازمند است."
    الحوت با ستایش از جنبشهای مقاومت لبنان، و جنبش حماس و جهاد اسلامی و مقاومت مردمی عراق از آنها به ناب‌ترین و پاك‌ترین نیروهای جهان عرب یاد می‌كند (كه در اینجا حضار به‌شدّت او را تشویق می‌كنند). وی همچنین دولتهای ایران و سوریه را به‌خاطر اتخاذ سیاستهای روشن و منصفانه بین‌المللی تحسین می‌نماید. او معتقد است صرف‌نظر از نوع حكومت آنچه اولویت دارد عدالت است زیرا برای مردم زندگی راحت و شرافتمندانه‌ای فراهم می‌سازد و همه ـ از پادشاه گرفته تا مردم عادی ـ در برابر قانون برابرند.
        

    صرف‌نظر از نوع حكومت آنچه اولویت دارد عدالت است زیرا برای مردم زندگی راحت و شرافتمندانه‌ای فراهم می‌سازد و همه ـ از پادشاه گرفته تا مردم عادی ـ در برابر قانون برابرند.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    سوره