پيشرفته
 

موضوعات :

  • ویژنامه شعر و موسیقی ضد استکباری
  • موسیقی و سرود

  • کلمات کليدي :

  • موسیقی
  • هنر اعتراض

  • سلیم غفوری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • پنج سال دیگر عمار «مرجع» می‌شود

  • مطلب بعدي >   2554 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 27 : صدور انقلاب به زبان موسیقی

    جنبش آوای نو

    موج نوی موسیقی اعتراضی امریکای لاتین؛ از وکتور خارا تاکنون

    سید سلیم غفوری[i]

    حرکت آوای نو در اواخر دهه ی 1950 و اوایل دهه ی 1960 از آرژانتین، شیلی و اروگوئه آغاز شد. این موسیقی لهجه و شیوه موسیقی محلی آمریکای لاتین را با اشعار پیشرفته و اغلب سیاسی ادغام کرده و شهرت و محبوبیت فوق العاده ای در تمامی آمریکای لاتین به دست آورده است. ریشه های «آوای نو» را می توان در بازخیز علاقه به موسیقی سنتی و فولکلور یافت که به خصوص در آرژانتین و شیلی، از اواخر دهه ی  1950 تا اوایل دهه ی 1960 اتفاق افتاد. گسترش جنبش «آوای نو» در سراسر آمریکای لاتین از دهه ی 1960 آغاز شد. هدف از این گسترش به وجود آوردن یک نوع ابراز احساسات فرهنگی پر اهمیت بود که مستقیما از نارضایتی های اجتماعی جاری در منطقه سخن می گفت.

    در آن زمان، تحت حکومت دیکتاتور آرژانتینی، خوان پِرون Juan Peron، ایستگاه های رادیوی، ملزم به پخش «موسیقی ملی» بودند. خواننده آرژانتینی، «آتاهالپا یوپانکو Atahualpa Yupanqui» با اجرای نوع جدیدی از موسیقی، محبوبیت پیدا کرد. او تکنیک فوق العاده گیتارش را با فولکلور محلی ترکیب و ترانه هائی اجرا کرد که داستان «مرد عامی» را باز می گفت.

    ایده ای مشابهی هم در شیلی و اروگوئه گسترش یافت، ]از این رو باید گفت که[ احتمالا بزرگترین خدمتی که شیلی به موسیقی کل آمریکا کرده، نقشی است که در انتشار «موسیقی نو» داشته. شالوده موسیقایی انتخاب شده، از موسیقی آندی بود با همراهی ریتم ها و آلات موسیقی باستانی بی شماری که پیدایش آنها تا دوران Pre-encounter عقب می رفته است؛ و اشعار آنان انعکاسی از آزادی خواهی مردم آمریکای لاتین و فریاد آنان برای صلح و عدالت اجتماعی، علی الخصوص برای ستمدیدگان و فرهنگ های بومی محروم بود.

    در این میان باید به هنرمند شیلیایی، «ویولتا پارا» Violeta Para، اشاره کرد. ]او ابتدا[ در مورد فولکلور شهر زادگاهش تحقیق کرد و سپس در تمام شیلی کارش را ادامه داد. سفرهای تحقیقاتی و اجرای سه موسیقی فولکلور کمک کرد تا این نوع موسیقی در سطح ملی شهرت و محبوبیت فراوانی کسب کند. «پارا» در به وجود آمدن علاقه به موسیقی «چانسون» فرانسه French chanson music ]موسیقی قهوه خانه ای دهه 60 فرانسه [و همچنین در آلات موسیقی بومیان آمریکا مانند [Amerindian] «کینا» Quena (نوعی فلوت) و «چارانگو»Charango  (نوعی ساز زهی) نقش مهمی داشت. او در دهه 1960 با فردی سوییسی-فرانسوی به نام «گیلبرت فاوره» Gilbert Favre آشنا شد که بعدها گروه بولویایی «لوس خایراس» Los Jaires را تاسیس کرد. این گروه در ادامه کار تبدیل به گروهی با نفوذ در پیشرفت موسیقی بولیوی شد. مرکز فرهنگی که «پارا» در «لارینا» La Reina تاسیس کرد و بعدها کلوپ شبانه «پنا دلوس پارا» Pena de Los Parra که توسط دو فرزندش اداره می شد، نقطه آغاز و تثبیت جنبش «آوای نو» محسوب می شوند. این کلوپ شبانه و مرکگز فرهنگی بانی موسیقی دانان و کنسرت هایی شد که تمرکز بر سنت های فولکلور آمریکای لاتین داشتند. بسیاری از این هنرمندان، اتنومیوزیکولوژیست[ii] ethnomusicologists هایی بودند که در مورد روش های سنتی زادگاه های خود و مناطق روستایی اطراف مطالعه می کردند. البته در سال 1969 دانشگاه کاتولیک سانتیاگو Universided Catolica اولین فستیوال «آوای نو» شیلی را برگزار کرد.

    اگرچه «آوای نو» از سنت فولکلور ریشه گرفته، ترانه هایش از مردمی صحبت می کند که از بی عدالتی رنج می برند. ویکتور خارا Victor Jara یکی از شناخته شده ترین هنرمندان «آوای نو» بوده است. وی در ترانه «لوچین» زندگی بچه هایی که در فقر زندگی می کنند را با عشق توصیف می کند. آواز دیگرش، «آنجلیتا» Angelita Huenuman داستان یک زن بافنده روستایی را شرح می دهد و «پراگونتاس»  Pragutas Por Puerto Monttحمله 1961 دولت را به خانواده های روستایی غیر مسلح در بندر «پارتومونت» Paerto Monett را تقبیح می کند. ترانه های ویکتور خارا عموما تجلیل از مردم محروم حومه شهر و روستاییان است که با عنوان هایی از قبیل «شخم زدن» El Aarado، «کمند»El Lazo ، «کج بیل»La Pala ، و یا «جایی در بندر» En Alqun Lugar DEL Puerto که در مورد ماهیگیران است، مشخص می شود. و بالاخره ترانه «دعائی برای یک کارگر» Plegaria a un Labrador که دعائیست برای یک کارگر تا قدرت دستانش را ببیند و با دست های برادرانش همراهی کند تا مسیر زندگی شان را تغییر دهند.

    در اوایل دهه 1970 در زمان ریاست جمهوری «سالوادور آلنده» در شیلی، هنرمندان «آوای نو» از قبیل گروه های مشهور و مردمی «اینتی ایلیمانی» Inti-illimani و «کوییلا پایون» Quilapayun گسترش یافتند. اما در 11 سپتامبر 1973 رئیس جمهور شیلی - سالوادور آلنده- توسط یک کودتای نظامی مورد حمایت سازمان سیا برکنار و 16 سال حکومت دیکتاتوری ژنرال آگوستو پینوشه، آغاز گردید. «ویکتور خارا» به همراه تعداد زیادی دانشجو و هواداران «آلنده»به قتل رسید. تعدادی از خوانندگان و موسیقیدانان «آوای نو» موفق به فرار از کشور شدند که با آوارگی در نقاط مختلف جهان زندگی کردند. ترانه ها سانسور شدند و فقط به برخی از آنها که داستان خود را به رمز بیان می کردند، اجازه نشر داده شد. مانند ترانه «فاخته» El Palomo اثر «اسوالدو تورس» Osvaldo Torres که تمثیل فاخته ای بود که به دست یک شکارچی بی رحم کشته می شود. تمامی پرندگان جمع می شوند تا خواستار جوابی از شکارچی  شوند، اما شکارچی از ترس همانجا جان می سپارد.

    نکته جالب توجه اینکه علیرغم سرکوب دولت پینوشه، گروه های موسیقی از تبعیدگاه خود به اعتراض به دولت پینوشه ادامه دادند و آوای نو» با الهام بخشیدن به خوانندگان سرتاسر آمریکای لاتین تا دورترین نواحی شمال مکزیک رفت. «آوای نو» به عبارتی مصطلح در میان مردم تبدیل شد و بسیاری از کلوپ های شبانه، درهای خود را به روی موسیقی دانان و آهنگسازان جوان مکزیکی همچون «یولوکومبا»  Yolocamba [(السالوادور)، کارلس Carlos و «انریک مجیا» Luis Enriqu Mejia (نیکاراگوئه)، «لوس فولکلوریستاس»Luis Folkloristas ، «گابینو پالومارس»Gabino Palomares ، «اسکار چاوز» Oscar Chavez و «آمپارو اوچوآ» Amparo Ochoa (مکزیک) گشودند. در کوبا «آوای نو»، با نام «نووا تروآ»  Nueva Trovaو توسط دو خواننده، به نام های «سیلویو رودریگز» Sylvio Rodriguez و «پابلو میلانس»  Pablo Milanes متولد شد.

    موسیقی دان آمریکای جنوبی، «مرسدس سوسا»Mercedes Sosa ، «آلفردو زیتاروس»Alfredo Zitarrosa ، «سزار ایسلا» Sesar Isella و «دایل ویختلی» Daniel Viglietti از اروگوئه، همه در حال سرودن تاریخ مردم در ترانه هایشان بودند. تاریخی که از بی عدالتی حکومت های ستمگر، سرکوب مردم رنج دیده و از قهرمانان حقوق بشر و مساوات سخن می گفت. باز از طرف شمال، «علی پریمرا» Ali Primera، اهل ونزوئلا، ترانه هایی سرود که استثمار شرکت های نفتی را محکوم می کرد. در آمریکای مرکزی، «کارلوس گودوی» Carlos Godoy و «لوئیس گودوی» Luis Mejia Godoy درباره گرفتاری های کشاورزان فقیر و کارگران نیکاراگونه ترانه ایجاد کردند. «آوای نو» همواره این مشتراکات را داشته داشته است. این نوع موسیقی ریشه در سنت های فولکلور در روستاهای آمریکای لاتین دارد و اشعار آن، داستان های مردم عامی را می سراید. این ترانه ها ستایشی از مردم و سنت های کشورشان هستند که نوعی مخالفت و اعتراض به آرزوها و بی عدالتی هایی که توسط ثرومتندان و قدرتمندان اعمال شده اند را زیر سوال می برد.

    از زمان بازسازی دموکراسی در 1994، گروه های باقیمانده یا جدید شیلیایی با شکل معاصر «آوای نو» دوباره ظاهر شده و امروزه سیر تکاملی خود را ادامه می دهند. در اواخر دهه 1980 و پس از بازگشت دموکراسی در دهه 1990، گروه های جدید موسیقی مانند: «لا لی» La ley، «اس ترس» Los Tres و «لاس پریزونرز» Los Prisioneros پدیدار شده اند.

    «آوای نو» امریکای لاتین از موسیقی پاپ روزمره آمریکای لاتین متفاوت است. ترانه هایی از قبیل "Para el camino" در زمره گروه های موسیقی عامی Salsa، Ballads و نمونه اسپانیایی زبان ترانه های موفق امریکای شمالی یا ترانه های سنتی که به شبک پاپ اجرا می شوند مانند " "Cumbiaو "ranchera" نمی گنجد. اگرچه «آوای نو» به اندازه سبک های عامی روزمره شناخته شده نیست، اما با اهمیت اجتماعی والاترش موفق به تماس با مردم در آمریکای لاتین شده که فراتر از قلمرو موسیقایی می رود.

    با وجود اینکه «آوای نو» به عنوان جنبشی برای آمیزش اشکال موسیقی سنتی با شعرهایی با مضمون اجتماعی آغاز شد؛ و با وجود اینکه هر کشور منطقه ]امریکای لاتین[ آوای نو» مخصوص خود را داراست که مسائل محلی، اجتماعی، سیاسی و انواع موسیقی خود را انعکاس می دهد، می توان در کل، «آوای نو» را به عنوان نوعی موسیقی که قصد داشته تغییرات اجتماعی را حمایت کند و ترفیع دهد، شاخت. موسیقیدانان «آوای نو» به دنبال خلق نوعی سرگرمی برای فرار از واقعیات نیستند. بلکه آنان می کوشند تا صدای واقعیات موجود و مشکلات اجتماعی، به روشی پرمعنا باشند. آنها در یک تعهد شریکند و آن ابزار صحیح است و اعتراض مطلق به آنچه که آنها در بیشتر موسیقی های تجاری، «ترانه های مصرفی و دورانداختنی» می نامند:

    "من از اضطراب و سرور می خوانم

    من می خوانم چون خواندن باقیست

    تا اثر خود را بر زمان باقی بگذارم

    برای گفتن حرف های ممنوع"

     



    [i]- سید سلیم غفوری، مستندساز، پژوهشگر فرهنگی و عضو هیئت مدیره مرکز فرهنگی میثاق. برگرفته با تلخیص و ویراست از کتاب:

    صفری- محمد، آوای نو: نگرشی بر جنبش موسیقی نوین آمریکای لاتین، مرکز فرهنگی میثاق، چاپ اول، تهران 1385.

    [ii]- اتنوموزیکولوژی، در معنای کلمه مطالعه ی موسیقی جوامع (قومیت ها)، به عنوان مطالعه ی موسیقی در زمینه اجتماعی و فرهنگی خود تعریف شده است. در این معنا این دانش ترکیبی از انسان شناسی و موسیقی شناسی است و بسیاری از تاثیرات شکل گرفته و تحول یافته را از یک سو با انسان شناسی، جامعه شناسی، روانشناسی و فرهنگ عامه و از سوی دیگر با موسیقی شناسی، نظریه موسیقی، تاریخ هنر و  نقد ادبی به اشتراک می گذارد. با وجود اینکه زمینه ی این رشته را می توان در اواخر قرن نوزدهم یافت، استفاده از اصطلاح اتنوموزیکولوژی از دهه ی 1950 متداول شد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه