پيشرفته
 

موضوعات :

  • ویژنامه شعر و موسیقی ضد استکباری
  • موسیقی و سرود
  • شعر
  • امریکای لاتین

  • کلمات کليدي :

  • شعر اعتراض
  • سرود
  • امریکا لاتین

  • حسن ابراهیم زاده

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1278 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 27 : صدور انقلاب به زبان موسیقی

    پابلو نرودا و رئیس جمهور امریکا

    نگاهی به اشعار ضد امریکایی نرودا

    حسن ابراهیم زاده

    «پابلونرودا» شاعر انقلابی شیلیایی و همرزم «سالوادر آلنده» از جمله شاعرانی است که در مجموعه اشعار خود تصویری از رئیس جمهور وقت امریکا و شیوه های سرنگونی یک انقلاب مردمی توسط عوامل سازمان سیا ارائه می دهد. امروز نیز جهانیان شاهد همان شیوه ها و شعارها از سوی رئیس جمهوری و دولت امریکا با سایر ملت ها و دولت ها است.

    استکبار، تغذیه و پشتیبانی روزنامه های وابسته، دخالت در امور داخلی سایر کشورها به بهانه صلح، سازمان دهی اعتصاب ها، سازمان اپوزیسیون های اقشار مرفه... از ویژگی های امریکا و دولت این کشور در نابودی انقلاب هاست که پابلونرودا در آخرین مجموعه اشعار خود به نام «انگیزه نیکسون کشی و جشن انقلاب شیلی » به تصویر کشیده است.

    این مجموعه، که در سال 1973 و درست هشت ماه پیش از کودتای امریکایی ژنرال پینوشه و کشته شدن آلنده به رشته تحریر درآمده است، هفت سال بعد در سال 1980 به چاپ رسید.

    نرودا، که تنها 12 روز پس از کودتا، زنده ماند و در 23، 1973 چشم از جهان فرو بست، دغدغه های شعرای انقلابی امروز را در برخورد با امریکا به منصه ظهور می رساند.

    نرودا در مقدمه این کتاب می نویسد: «در این کتاب، احضار، محاکمه و احتمالا نابودی مردی با سلاح سنگین شعر انجام می گیرد؛ کاری که برای نخستین بار به عمل آمد.»

    نرودا در این مقدمه با نفی حربه همیشگی آمریکا در وارد کردن تهمت تروریست و حمایت (1)  از تروریست توسط انقلابیون و دولت های انقلابی، دوگانگی برخورد امریکا با مقوله تروریست را در حمایت امریکا از قاتلان ژنرال اشنایدر به تصویر می کشد و می نویسد: «من مخالف سرسخت تروریسم هستم، نه تنها به علت آن که تقریبا همیشه وسیله اجرای ظلم و جبن غیر مسؤولانه ای بوده است، بلکه بدین علت که نتیجه آن همچون خنجرهای بران تندگذر، مردمی را که در وضعیت اصلی دست نداشته اند زخم می زند.

    با این وجود، شرایط میهن من، اعمال وحشتناکی که آرامش سیاسی ما را تیره گردانده، روح مرا می آزرد. قاتلان ژنرال اشنایدر در شرایطی تحت نظر در خانه شخصی و یا استراحت در هتل های باشکوه خارجی به سر می برند. محکومیت برخی خیانت پیشگان به کمتر از آنچه در کشورم به عنوان جریمه دزدیدن یک مرغ می شود، کاهش داده شده است.»(2)

    نرودا در پایان مقدمه خود می نویسد: «از هیچ کس پوزش نمی طلبم. سرودهای من در برابر دشمنان مردمم، به مانند سنگ های آرائوکانی ها سخت و تازنده است. این عملیات ممکن است عملیات کوتاه مدتی باشد، اما من آن را به انجام می رسانم و به کهن ترین سلاح، شعر، توسل می جویم. سرود و دفترچه توسط کلاسیک ها و رمانتیک ها به یک منظور به کار برده شده و هدف آن نابودی دشمن بوده است. حالا به جای خود! می خواهم شلیک کنم!»(3)

    نرودا در اولین شعر این مجموعه، به نام «با استمداد از والت ویتمن(4)  می آغازیم » سعادت کره زمین و ساکنان آن را در گرو مردن رئیس جمهور وقت امریکا می داند و می نویسد:

    هیچ کس بر زمین روی سعادت نخواهد دید

    هیچ کس بر این سیاره کاری در خور نمی تواند کرد

    تا هنگامی که آن دماغ، همچنان در واشنگتن نفس می کشد. (5)

    وی در این شعر امریکا را به رغم پیشرفت تکنولوژی، آموزگار مشق آدمکشی و کاخ سفید را مدرسه تروریست ها می خواند و می گوید:

    بی هیچ تاسفی به اجرا در می آورم

    حکم تیرباران جنایتکاری در محاصره

    که به رغم سفرهایش به ماه

    بر روی زمین، چندان آدم کشته است

    که کاغذ از هم می درد و قلم در هم می شکند

    تا نام تبهکاری را رقم زند

    که از کاخ سفید، مشق آدمکشی می کند. (6)

    نرودا در شعر «با مضامین دیگر بدرود می گویم»، نیکسون را در دادگاه اشعارش محکوم به مرگ می کند و با نامیدن او به «سوسک» تاخیر در به اجرا درآوردن اعدام وی را موجب رنج بیش تر مردم شیلی و ویتنام می خواند و می گوید:

    اکنون رسمیت دادگاه را اعلام می کنم.

    پرسش در دستور این است: بودن یا نبودن

    اگر جنایتکار را زنده بگذاریم

    مردم همچنان رنج خواهند دید

    و این جنایتکار که رئیس جمهور هم هست

    همچنان مس شیلی را از گمرگ خانه هایش خواهد ربود

    و در ویتنام، شکم بیگناهان را خواهد درید

    یک هفته هم صبر نباید کرد

    و نه حتی یک روز دیگر

    چرا که برای ستم های غیرانسانی این سوسک است. (7)

    نرودا در شعر «سرود کیفر» از نیکسون به «شغالی پرت و بی خیال » یاد کرده و می نویسد:

    مردمی که نیکسون نادان

    بی آن که حتی نامشان را بداند

    فرمان قتلشان را صادر کرد

    آن شغال پرت و بی خیال

    وی در شعری «چهره یک مرد» را به «موشی » تشبیه می کند که درصدد جویدن شیلی است و مردم شیلی را کسانی می خواند که بر آنند به او «درس شرف » بدهند.

    این موش می خواهد شیلی را بجود

    و نمی داند که شیلیایی های کوچک

    می خواهند به او درس شرف دهند (8)

    نرودا در شعر «یک درس » رسوا کردن جنایتکارانی چون رئیس جمهور امریکا را وظیفه شاعران می داند و می نویسد:

    بازگشت به نیکسون مرا شاد می کند:

    چرا که داوری جنایات بی امانی

    که به فرمان یک جانی بدنام رخ می دهد

    وظیفه شاعری سرگردان است. (9)

    او در شعر «با یک شعر روشن » شعرهای خود را به گلوله هایی تشبیه می کند که پیکر رئیس جمهور امریکا را نشانه رفته و او را از پای درخواهند آورد...

    داریم نیکسون دیوانه سوراخ سوراخ می کنیم

    با یک شعر روشن و قلبی راست بر هدف نشسته

    چنین است که من می گویم نیکسون باید از پا در اوفتد

    با رگباری از گلوله های خشن و دادخواه:

    خشابم را پر از شعرهای ثلاثی کرده ام. (10)

    نرودا در شعر «صلح، اما نه صلح او»، «صلح »‌خواهی امریکا را توام با آباد کردن گورستان ها و حربه ای تبلیغاتی برای کشتار انسان های بی گناه می خواند و صلح خواهی واقعی را از آن ملت هایی چون ویتنام می شمارد.

    صلح برای ویتنام! ببین چه کرده ای

    در آرامش گورستانی

    پر از مردگانی که سوزاندی!

    با خطی از آتش که تا ابد می سوزد

    آنان که به خاکشان سپردی، سراغت را می گیرند

    نیکسون، دستان توانای انقلاب

    تو را خواهد یافت، در هر کجای زمین که باشی

    و تن پلیدت را درهم خواهد کوفت:

    و ویتنام است که تو را به شکست می کشاند.

    نیکسون، من صلح پیروزمندانه ات را باور ندارم!

    تجاوز تو دفع شد و به شکست انجامید.

    این صلح تو نبود، نیکسون خون آلود!

    نیکسون، رئیس جمهور خون آشام

    این مدال پشیمانی از آن توست

    این صلح ملت های معصومی است

    که تو به آتش و رنج شان درافکندی

    این صلح ویتنام است

    که سفیران و اسناد تو واژگونه اش کرده اند

    صلح کشوری ست خون داده

    که جهان را از برگ غاری پوشانده

    که از خون ریخته اش رسته است. (11)

    وی در شعری به نام «روزنامه طوطی ها» به نقش مخرب روزنامه «ال مرکوریو» که سیاستی جز بر زبان راندن سخنان بیگانگان و ایجاد تفرقه نداشت، می پردازد.

    و سرکرده نیویورکی

    مدیر پپسی کولا

    از همان جا برای نوچه های قدیمی اش دستور می فرستد

    روزنامه «ال مرکوریو» هر روز اظهار لحیه می کند

    و نیکسون سرمقاله هایش را تقریر می کند.

    این هم شد روزنامه شیلیایی، مرده شور!

    آه چه آیه های یاسی، چه هرزه درآیی هایی

    که این طوطیان استاد ازل رقم می زنند! (12)

    نرودا در شعر «پیروزی » اشاره به خائنانی می کند که با گرفتن پول از سرمایه داران و شرکت های مس وابسته به امریکا، زمینه اعتصاب کارگران را فراهم می ساختند.

    و معدن داران را به اعتصاب فرا خواندند

    و پول از نیکسون گرفتند:

    سی سکه نقره برای خائنان (13)

    نرودا در شعر «اینجا می مانم » به سرمایه داران، خودباختگان فرهنگی امریکا و کسانی اشاره می کند که با شعار نبودن آزادی در شیلی، مجامع بین المللی و حقوق بشر را به دخالت در شیلی فرا می خوانند می نویسد:

    برای ما همه جایی هست در دیار من

    بگذار آنان که خود را زندانی می پندارند

    گورشان را گم کنند با ترانه هاشان

    دولتمندان همیشه بیگانه بوده اند

    بگذار عمه هاشان را بردارند و بروند میامی!

    من اینجا می مانم تا با کارگران هم آوا شوم

    در این تاریخ و جغرافیای نو (14)

    نرودا عامل اصلی سقوط انقلاب شیلی را، آن دسته از مردمی می داند که دعوت به تسلیم شدن در برابر امریکا می کنند وی در شعر «خواندن، رکودو در کنار دریا» می گوید:

    شیلی را همان مردمانی می کوبند

    که ما را به سوی تسلیم می رانند

    و برما چنگ و دندان می یازند. (15)

    «نرودا» حامی اصلی معترضان را نیکسون و برپادارندگان «حزب ملی » را سرمایه داران و رانت خوارانی می داند که در صدد به حاشیه راندن و نابودی عامه مردم برآمده اند. وی در شعر «آی. تی. تی » می گوید:

    و اعتصاب کارفرمایان را راه انداختند

    در حالی که حامی اصلی شان نیکسون بود

    این شکم سیران می خواهند

    هر کس که توی «حزب ملی » نیست

    از گرسنگی بمیرد. (16)

    پابلو نرودا در شعری به نام «هشدار ابدی »، ملت خود را به وحدت و ائتلاف دعوت می کند و درباره «قشر مرفه و صاحبان سرمایه » که سیاست را با پول و قدرت را با شایعه پراکنی و غوغاسالاری مطبوعاتی گره زده بودند، می گوید:

    ملت! در این تند باد توفانی

    تو باید مشتت را گره کنی و بدی را واپس برانی

    هر شب، کفتاران زوزه می کشند

    و انقلاب شیلی را می آلایند

    هر روز دشمن می کوشد

    تا آتش انقلابی را خاموش کند

    و نیروهای متحد پیروزی انقلابی را

    تجزیه کند

    و این دشمنان تلخ کام نگونسار

    برآنند که تاج افتخار پیروزی های ما را به خاک بسپارند. (17)

    بذر تفرقه و تنش روزنامه های وابسته، صاحبان سرمایه، منادیان شعار آزادی و سازمان دهندگان اعتصاب ها که با پشتوانه مالی سازمان سیا به بار نشسته بود، موجب شد که هنگام حمله کودتاچیان به مقر آلنده، آلنده تنها به استقبال مرگ رود و 12 روز بعد نیز سراینده مجموعه شعر، «انگیزه نیکسون کشی و جشن انقلاب شیلی » بدرود حیات کند تا نیکسون مدافع صلح! و آزادی! در آسایش با بمب های ناپالم درصدد برقراری دمکراسی در جهان برآید.

    و امروز جای آلنده ها، در عصر توحش خالی است که چگونه نیکسون ها با کمک صاحبان سرمایه، و انحصار رسانه های جهانی، و با شعار دمکراسی روشنفکران ساده لوح سایر کشورها را فریب داده و کشورهای آزاد و مستقل را با هزاران برچسب از صحنه بین المللی خارج می کند.

     

    پی نوشت ها:

    1.  انگیزه نیکسون کشی و جشن انقلاب شیلی، ترجمه فرامرز سلیمانی، احمد کریمی حکاک، ص 17

    2. همان، ص 18

    3. همان، ص 19

    4. والت ویتمن شاعر آزاده قرن نوزدهم امریکا

    5. همان، ص 21

    6. همان، ص 22

    7. الی 17. ص 23 / ص 51 / ص 48 / ص 49 / ص 52 - 53 / ص 77 / ص 32 / ص 40 / ص 46 / ص 79 / ص 84

     

    منبع: سایت حوزه

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه