پيشرفته
 

موضوعات :

  • امریکای لاتین
  • ویژنامه شعر و موسیقی ضد استکباری

  • کلمات کليدي :


    گریگ لوکارد

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1852 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 27 : صدور انقلاب به زبان موسیقی

    شیلی، آهنگ نو و ویکتور خارا

    موسیقیهای سیاسی محبوب و عام (2)


    گریگ لوکارد

    مدل موسیقی شیلی بسیار متفاوت از مدل موسیقی جامائیکا می باشد زیرا ریشه های آن در فرهنگ بومی آمریکا و اسپانیولی است و نه آفریقایی و انگلیسی. با این وجود موسیقی عامه پسند، بخصوص جنبش آهنگ نو، در تحرکات و گفتمان سیاسی دهه های 1960، 1970 و 1980 نقش بسیار مهمی داشت. تا سال 1973 افراد شیلی می توانند ادعا کنند که روند طولانی مدتی از حکومتهای دموکراتیک انتخابی داشته اند شامل چپگرایان افراطی، میانه روها و احزاب راست گرا.

    اما در حالیکه شیلی برخلاف جامائیکا، بیشتر افرادش در سطح متوسط بودند، میزان افراد باسواد و شهرنشین بالا بود و گروههای سیاسی بصورت توده ای بودند، مانند بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نه چندان با ثبات بر اساس اقتصاد تک محصولی عمدتا مبتنی بر صادرات مواد معدنی ( مس، نیترات ) بود و توسط شرکتهای آمریکایی قدرتمند کنترل می شد.

     علاوه بر این اقتصاد از دهه 1960 در رکود بود و این مسئله باعث افزایش فاصله بین فقیر و غنی شده بود. نشانه هایی از فرهنگ امپریالیستی نیز در برنامه ها، فیلمها و سرویس های خبری و مجله های آمریکایی یافت می شد که در فرهنگ عام و رسانه های جمعی بسیار تاثیرگذار بودند.

    در انتخابات 1970، شیلی از افزایش قطبی سازی سیاسی متضرر شد و مشکلات سیاسی اجتماعی آن افزایش یافت. احزاب مختلف آزادیخواه و جپ گرا در یک اتحاد متمرد با هم متحد شدند که اتحاد عام نامیده میشد و قول تغییرات سیاسی را میداد و دکتر سالوادور آلنده را بعنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی کرد، او یکی از افراد حزب سوسیالیست بود. آلنده در یک رقابت سه نفره پیروز شد. شیلی اکنون یک حکومت جدید افراطی داشت که متعهد به تغییرات اجتماعی اقتصادی بود. آلنده قول " سوسیالیسم برای شیلی " را داد در حالیکه شراب قرمز و کلوچه گوشت میخورد دوباره تعهدش را به تداوم دموکراسی پارلمانی بیان کرد.

     آلنده تغییرات ساختاری را آغاز کرد، بانکها و تعدادی از صنایع خارجی را با مصالحه ملی کرد، از جمله یکی از صنایع مس که تحت کنترل شرکتهای آمریکایی بود. دولت اتحاد عام تغییراتی را بمنظور استفاده از مزارعی که مورد استفاده قرار نمی گرفتند انجام داد و این زمینها را بین ساکنان روستایی تقسیم کرد، از خواسته های اتحادیه های کارگری حمایت کرد و کلینیک های بهداشت و مدارس بهتری را در مناطق زاغه ای اطراف سانتیاگو ایجاد کرد. افراد سطح پایین شهری و روستایی اکنون امید زندگی بهتری را دارند.

    دولت اتحاد عام، رنسانسی در فرهنگ شیلی نیز ایجاد کرد. دولت آلنده بسیار بهم پیوسته بود و پیروزی خود را به میزان زیادی وابسته به جنبش جدیدی به نام آهنگ جدید بود که نتیجه واکنش به تسلط فرهنگی آمریکا بود. یکی از سازمانهای طرفدار آلنده می گوید: اعتقادات ما، تاریخ ما، رسوم ما، شیوه زندگی و اندیشیدن ما توسط هجوم آمریکا خفه شده بود. آنها اشعار مبتذل، که مرتبط با دغدغه ها و نیازهای یک کشور عقب افتاده نبود را به ما تحمیل می کردند.

    از بعضی نظرات آهنگ شیلی در تضاد با موسیقی عام دهه 1960 در آمریکا که نقش مهمی در سیاستهای مترقی و فعالیتهای اعتراضی به جنگ ویتنام داشت. برای آنکه به منبع الهام آنها پی ببریم باید نگاهی به رسوم عام روستاییان شیلی بیندازیم، نخبگان اجتماعی اقتصادی موسیقی را بعنوان حرکتی ارتجاعی تحقیر میکردند. اگر چه این حرکت بسیاری از انواع مختلف موسیقی بومی را در آمریکا گسترش داد، اما در کل آهنگ نو منعکس کننده ترکیبی از اشکال موسیقی سنتی عام است که دغدغه آن اعتراض  و تفسیر سیاسی اجتماعی میباشد. از یک نظر آهنگ نو نوعی کتاب تاریخی، راهنمای سفر و منبع اطلاع رسانی به مخاطبان میباشد. اگر چه ساده انگارانه است اگر آهنگ نو را کاملا سیاسی بدانیم، اما تمام متن آن سیاسی بوده است.

    ویولتا پارا متولد سال 1918 و دختر یک معلم مدرسه، در ابتدای پیشرفت آهنگ نو شیلی ،شخصیتی کلیدی بود. اوبه جمع آوری، نوشتن و خواندن موسیقی عام پرداخت بعضی از آهنگهای او بیان کننده نگرانیها در مورد جامعه، اقتصاد و مشکلات سیاسی شیلی میباشد. همانند وودی گوسری در آمریکا پارا نیز تاثیر شگرفی بر موسیقیدانان جوان داشت کسانیکه شروع به آموختن ابزار موسیقی سنتی و جمع آوری و نوشتن آهنگهای خودشان کرده بودند. او همچنین تاثیر زیادی بر موسیقیدانان دیگر کشورهای آمریکای لاتین داشت. تا آنجا که پیشگام آهنگ نو کوبا سیلویو رودریگز می گوید: ویولتا ابدی است، هیچ چیز نیست که وامدار او نباشد.

    معروفترین آهنگ او به نام "بخاطر زندگی ممنون" تبدیل به یک کلاسیک در تمام آمریکای لاتین شد و در سراسر دنیا توسط هنرمندان مورد استفاده قرار گرفت. کافه ای که پارا در سانتیاگو ایجاد کرد به محلی برای ملاقات نوازندگان و دیگر افراد شیلی که به آهنگ نو علاقه داشتند و احزاب چپ گرا تبدیل شد. پارا در سال 1967 مرد اما مکتب او پلی ساخت بین موسیقی عام گذشته و علاقه رو به افزایش   موسیقی دانان جوان. در طول دهه 1960 تعدادی از موسیقیدانان و گروه ها به عنوان جنبش آهنگ نو شناخته شدند از جمله فرزندان ویولتا، انجل و ایزابل که اداره کافه را به عهده گرفتند.

    گروه های وابسته به  توده مردم مانند اینتی – ایلیمانی و کیولاپایون در نواختن ابزار بومی اندین(Andean) تخصص داشتند. اما مهمترین و شاید تاثیر گذارترین موسیقیدان آهنگ نو، ویکتور خارا بود، که در کشورهای دیگر امریکای لاتین نیز به شهرت چشمگیری دست یافت. خارا که در یک خانواده کشاورز به دنیا امده بود، در دهه 1960 به شهرت جهانی به عنوان یک کارگردان تاتر بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی اش دست یافت. اما کم کم به سوی آهنگ نو و نواختن گیتار کشیده شد، او ابتدا با کیولاپایون و بعدها با اینتی – ایلیمانی کار کرد.

    خارا آهنگهای زیادی در مورد دغدغه های عامه مردم، مبارزه برای عدالت اجتماعی و ناکارآمدی های دولت میانه رو در اواخر دهه 1960 نوشت و ضبط کرد. خارا در آهنگهایی مانند " مردمی که به باد تبدیل می شون "، " آهنگ آزادی"، "چه کسی کارمینسیتا را کشت" و "شیشا نه لیموناد" ( اعتراض به افراد متوسط جامعه که ساکت مانده بودند) مضامین سیاسی را بیان میکند.

    خارا در شعرش ادعا می کند که: من برای عشق به خواندن نمیخوانم /یا اینکه صدایم را به دیگران نشان دهم/ بلکه برای اصولی می خوانم/ که با گیتار راستینم ساخته می شوند..../ شاید اینده بهتر باشد.

    موسیقی خارا دقیقا به قلب موضوع اشاره میکند. آهنگ "نیایش یک کارگر" او با فراخواندن کارگران به اتحاد و بدست  گرفتن کنترل  زندگی شان، مخاطبانش را هیجان زده میکند : برخیز/ به دستانت نگاه کن/ دست برادرت رابگیر/ اکنون می توانیم رشد کنیم / ما همه از یک خونیم و با همیم/ آینده می تواند از امروز آغاز شود / ما را از حاکمی که مارا در این بدبختی قرار داده رهایی بخش / حکومت عدالت و برابری آمده است.

    شاید تلخ ترین، ستیزه گرانه ترین و بحث برانگیزترین آهنگ او در دهه 1960 آهنگ "سوالاتی در مورد پورتو منت" باشد، آهنگی که در آن یکی از مقامات دولتی که دستور قتل عام کارگران معترض را داده بود بشدت مورد انتقاد قرار میگیرد: او باید یک حرامزاده باشد که به سربازان دستور شلیک داد.

    در اواخر دهه 1960 و 1970 آهنگ نو شیلی رونق یافت و عمدتا با سیاستمداران چپ گرا معرفی شد. قبل از 1970 رسانه های جمعی بطور گسترده ای آهنگ نو را انکار میکردند و بسیاری از هنرمندان در لیست سیاه قرار داشتند، اما این حرکت بر دانشگاهها و سازمانهای کارگری تسلط یافت. با انتخاب آلنده در سال 1970  آهنگ نو شیلی مورد توجه رسانه های جمعی قرار گرفت و کم کم به هنر محبوب و عام تبدیل شد و تاثیر زیادی بر روی عامه مردم گذاشت.

    دولت جدید دستور داد که 40 % از کسانیکه در رادیو موسیقی می نوازند باید اهل شیلی باشند و از موسیقیدانان آهنگ نو و آهنگهایشان برای پیشبرد سیاستهایش استفاده کرد و گروههایی مانند اینتی ایلیمانی و کیولا پایون را بعنوان سفیرانی بین المللی منصوب کرد. خارا که گیتارش را ابزار مبارزه می خواند به حزب کمونیسم ( عضوی از اتحاد عام ) پیوست و علیرغم ذات سرکشش، در جنبش آلنده ها یک فرد فرهنگی شد. آهنگ نو با صحبت از دغدغه های طبقه کارگر و فقرا اکنون محبوب ترین موسیقی شیلی میباشد. که با تاثیر موسیقی TOP 40  آمریکا مقابله میکند. اگرچه دولت اتحاد عام هیچگونه سانسور شدید یا همسان سازی را بر رسانه ها تحمیل نمیکند، بیشتر این بخش در دست بخش خصوصی میباشد.

    آهنگ نو یک جنبش منطقه ای بود که به دیگر کشورها هم کشیده شد و موسیقیدانانی را از دیگر کشورها مانند آرژانتین، اروگوئه، پرو، برزیل، السالوادور، کوبا و بعدها نیکاراگوئه با خود همراه ساخت.

    بعدها تعدادی از خوانندگان موسیقی عام در آمریکا در مورد خارا و ویولتا پارا نوشتند و با آنها آهنگهایی را اجرا کردند. همانطورکه باب مارلی و دیگر موسیقیدانان رگی از مضمونهای تاریخی و بین المللی استفاده کردند، موسیقیدانان شیلی نیز بر روی موضوعات بین المللی تمرکز کردند و آهنگهایی در مورد جنگ ویتنام، انقلاب کوبا یا رهبر آزادی ونزوئلا در قرن 19 یعنی سیمون بلوار نوشتند. اما دولت اتحاد عام با مشکلات زیادی روبرو شد. گروه مخالف محافظه کار که کنگره را در دست داشت و رسانه خصوصی را کنترل میکرد با تغییرات بنیادی که خواسته جنبش فقرا و چپ گرایان بود مخالفت کرد.

    آلنده که نمی خواست طبقه متوسط را به انزوا بکشاند و یا اتحادش متلاشی شود با احتیاط عمل میکرد. در این میان، دولت نیکسون در آمریکا و دولتهای نظامی آمریکای جنوبی با آلنده که دوست فیدل کاسترو در کوبا بود و با تجربه شیلی برای تغییر دموکراتیک همکاری نمی کردند. نیکسون می ترسید تجربه شیلی برای تغییر صلح آمیز به سوسیالیسم به مدلی خطرناک برای کشورهای آمریکای جنوبی تبدیل شود که این امر سلطه و منافع اقتصادی آمریکا را به خطر می انداخت.

    بنابراین آمریکا مخفیانه با رهبران حزب راست شیلی و افسران ارتش همکاری میکرد تا آلنده را تضعیف کند و   تحریم های اقتصادی بین المللی را بر صادرات شیلی تحمیل کند و مانع از دادن وامهای بین المللی به این کشور شود و همچنین نارضایتی و آشوبهای اجتماعی به پا کند. سیاست عدم قبول نتایج انتخابات شیلی توسط آمریکا امری بود که هنری کسینجر، مشاور امنیت ملی نیکسون، بخوبی به آن اشاره کرد : نمی فهمم چرا باید از کشوری حمایت کنیم که با بی مسئولیتی مردم خودش بسمت کمونیسم میرود.

    خیلی زود اقتصاد در بحران قرارگرفت، از یک سو به دلیل فشار امریکا و کمبود مشتری برای محصولات و در نتیجه ان نا ارامی کارگران که باعث ایجاد نارضایتی در بین طبقه متوسط نسبت به النده شد. با این وجود دموکراسی شیلی رو به پیشرفت بود و علیرغم مشکلات شدید اقتصادی، اتحاد عام قدرت پارلمانی خود را در انتخابات میان دوره ای سال 1973 افزایش داد، همزمان با اینکه مشکلات و تهدید ها علیه دولت النده افزایش می یافت، به نظر می امد خارا به این نتیجه رسیده است که تجربه ناب کلا به صورت غم انگیزی پایان خواهد یافت. همانگونه که در آهنگش به نام "اعلامیه" می گوید : یک آهنگ زمانی معنا دارد که در رگ های مردمی که در حال زمزمه ان می میرند جریان داشته باشد، مردمی که خالصانه ان آهنگ را می خوانند.

    آهنگ برای خارا در واقع حکم سلاحی برای مبارزه را داشت. در 11 سپتامبر 1973 دولت شیلی با کودتایی که توسط امریکا حمایت میشد، سرنگون شد.النده در حالی که سعی می کرد از کاخ ریاست جمهوری دفاع کند کشته شد و یا خود کشی کرد. گروه نظامی سیستم تروری را اغاز کرد که در ان ده ها هزار نفر از طرفداران النده گرداوری شدند. حداقل 6 هزار نفر از طرفداران اتحاد عام و شاید هم تعداد بیشتری به قتل رسیدند و یا ناپدید شدند و هزاران نفر دیگر از کشور گریختند و صدها نفر از افراد شیلی برای سالها به عنوان زندانی سیاسی در زندان ها باقی ماندند. این رژیم نظامی جدید به صورت علنی بسیاری از کتاب ها و آهنگ هایی که خرابکارانه نامیده می شدند را در اتش سوزاند.

    بین سالهای 1973 و 1989 زمانی که دموکراسی به حالت اول بازگشت، مردم شیلی از دیکتاتوری نظامی و مستبدی که توسط امریکا حمایت میشد، رنج می بردند.

    جنبش آهنگ نو و حامیان ان مرد هدف  بودند. تنها موسیقیدانانی که در خارج بودند مانند اینتی ایلیمانی و    کیولاپایون ها  توانسته بودند فرار کنند، و آهنگ کیولاپایون "مردمی که متحدند هرگز شکست نمی خورند " در سراسر امریکای لاتین برای گروه های فعال به عنوان شعار مقاومت باقی ماند.

    خارا در ملا عام در مقابل هزاران زندانی دیگر که در استادیوم ورزشی سنتیاگو بودند، اعدام شد و انگشتانش به عنوان نماد قطع شد. قبل از مرگ خارا موفق شد آهنگی بخواند که چند ساعت قبل از مرگش نوشته بود : ما تنها پنج هزار نفریم، در گوشه ای از این شهر / چقدر دشوار است بخوانم، زمانی که قرار است با افتخار بخوانیم / سکوت و فریاد پایان آهنگ من است.

    ضبط آهنگ جدید و ابزار موسیقی عام ممنوع اعلام شد، حتی افرادی که آهنگ های خارا را می خواندند و یا زمزمه می کردند به شدت تنبیه می شدند. فرهنگ وارداتی و بر خاسته از نخبگان سالهای قبل از النده یکبار دیگر فرهنگ غالب شد.

    موسیقیدانان آهنگ نو که تبعید شده بودند به فعالیت خود در خارج از کشور تا بازگشت دموکراسی به شیلی  ادامه دادند، به خصوص در مکزیک یا غرب اروپا. آهنگ نو در زادگاه خودش تبدیل به یک جنبش زیرزمینی شد.  اما هنوز هم آهنگ نو در بسیاری از مناطق امریکای لاتین، موسیقی محبوب بود . محبوبیت ان در بین جوانان طبقه تحصیل کرده شهری که از نظر سیاسی مترقی بودند، نسبت به کشاورزان و کارگرانی که برایشان انگونه تعیین شده بود، بیشتر بود.

    در سال 2009 دولت اتحاد میانه چپ که قسمت عمده ای از سیاست از زمانی که دموکراسی از دست رفته بود را در دست داشت، دوباره خارا را به صورت علنی به خاک سپرد تا خاطره او را گرامی بدارد. هزاران نفر حضور داشتند از جمله رئیس جمهور مایکل باچلت که شکنجه شده بود و همین حزب پدرش را کشته بود .

    مقامات تحقیقی را در مورد قتل خارا اغاز کردند که منجر به حداقل دستگیری و بازداشت یک سرهنگ ارتش شد ؛ و افراد دیگری نیز احتمالا دستگیر شدند. سر انجام می توان گفت این حزب توانست خارا را بکشد اما نتوانست آهنگ ها و میراث او را از بین ببرد.

    بصیرت در مورد اینکه چگونه و چرا موسیقی او ادامه پیدا کرد از ستایش و تکریم زندگی و شجاعت او در مرگش حاصل میشود. این مطلب را یکی از خوانندگان پیشرو آهنگ های سیاسی اعتراضی ان روز ها به نام ارلو گوسری در یکی از اجراهایش بیان کرد، اجرایی که در شبکه اجتماعی یو تیوب 868343 مخاطب داشت.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه