پيشرفته
 

موضوعات :

  • ویژنامه شعر و موسیقی ضد استکباری
  • موسیقی و سرود
  • رسانه
  • عدالت رسانه

  • کلمات کليدي :

  • موسیقی
  • تلویزیون
  • عدالت رسانه ای
  • امریکا

  • علیرضا بهمیاری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1657 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 27 : صدور انقلاب به زبان موسیقی

    بررسی اجمالی ترانه‌های ضد آمریکایی رسانه ملی

    علیرضا بهمیاری

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در موسیقی ایران تحولات عظیمی پدید آمد. اجرای ترانه‌ها و اشعار مختلف با مضامین متعدد یکی از این تغییرات عمده بود. دشمنی‌های برخی کشورها و در راس آنها آمریکا با ملت ایران به تدریج باعث شد هنرمندان عرصه موسیقی به صرافت ساخت و اجرای قطعاتی با مضمون ضد آمریکایی بیفتند که با عنوان موسیقی ضدآمریکایی این آثار را می‌شناسیم. با توجه به اینکه خصومت‌ها و دشمنی‌های کشور آمریکا تا امروز و طی این سال‌ها تداوم داشته است قطعات موسیقایی مختلفی در این زمینه تولید شده است.

    از اولین و البته مشهورترین قطعه‌های موسیقایی ضد آمریکایی که تا به امروز تهیه و پخش شده است می‌توان به اثر «آمریکا آمریکا» اشاره کرد که با عنوان «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» در میان عامه مردم شناخته شده است. گفتنی است این قطعه در سال 1361 خورشیدی با صدای اسفندیار قره‌باغی خواننده مشهور موسیقی کلاسیک کشور اجرا شد. احمدعلی راغب به عنوان آهنگساز، محمد میرزمانی در مقام تنظیم‌کننده و حمید سبزواری نیز به عنوان شاعر در این اثر شاخص به همکاری پرداخته‌اند. این قطعه به عنوان ماندگارترین اثر در زمینه موسیقی ضدآمریکایی شناخته می‌شود و هنوز هم پس از گذشت سه دهه از زمان ساخته شدن آن کماکان شنیدنی و در عین حال خاطره‌انگیز است.

    اما سوال مهمی که در این راستا قابل طرح است این می‌باشد که چرا به جز قطعه آمریکا آمریکا اثر شاخص دیگری در رابطه با این موضوع خاص نداشته‌ایم. ما در این مطلب به صورت خلاصه سعی کرده‌ایم به این وجه از آثار این چنینی (مضامین جدی و ارزشی) بپردازیم که چرا باید آثار ضعیف و بعضا بدون مخاطب تولید شوند تا آن اثرگذاری موردنظر حاصل نشود و حتی اگر اثر قدرتمندی نیز تولید شود در هیاهوی کارهای این چنینی دیده و شنیده نشود. جالب است بدانید که تاکنون و در طی این سال‌ها بیش از 200 اثر موسیقایی با مضمون ضد آمریکایی تولید و از رسانه ملی پخش شده است. اما به جرات می‌توان ادعا کرد که به جز سرود آمریکا آمریکا، هیچ کدام نتوانسته‌اند در ذهن مخاطب آن چنان جای بگیرند و هرگز به ماندگاری آن سرود خاص نرسیده‌اند. البته قرار نیست که همه این قطعات مانند آن کار ویژه به موفقیت برسند ولی باید برخی از آنها تا حدودی به آن درجه‌ای که باید یک اثر برسد، نائل شوند.

    با مروری بر این آثار به برخی نکات دست می‌یابیم. اول اینکه این قطعات در گونه‌های مختلف موسیقی تولید شده‌اند. از موسیقی کلاسیک و ارکسترال گرفته تا پاپ و سنتی. از اجرای گروه کر تا اجرای خوانندگان مشهور. از اجرای فارسی گرفته تا گویش‌های محلی و حتی زبان‌های انگلیسی و عربی. یکی از موارد قابل ذکر این است که اغلب این قطعات گویا فقط به صرف اینکه اثری تولید شده باشد ساخته شده‌اند. برخی آثار که به لحاظ ساختار و مضمون کارهای ضعیفی هستند و شما رغبت یک بار شنیدن آنها را هم ندارید، پس تکلیف این قطعات کاملا آشکار است. اما برخی دیگر از آثار با وجود آنکه در ساختار و مضمون دارای قوت لازم هستند باز هم چندان مخاطب را درگیر خود نمی‌کنند و این سوال پیش می‌آید که چرا این آثار نمی‌توانند با مخاطب ارتباط برقرار سازند. حتی با استقبال نسبی مخاطبان هم مواجه نمی‌شوند. پس مشکل کار درکجاست؟ شاید تکراری باشد که متذکر شویم برای آفرینش هر اثر هنری جدا از تبحر و تجربه و استعداد باید اعتقاد و دغدغه هم در یک هنرمند پدید آمده باشد تا به خلق اثر هنری بپردازد. به نظر می‌رسد در این قطعات ویژه آن دغدغه مورد نظر چندان وجود نداشته است و به صرف اینکه حال چیزی ساخته شود تا آرشیو خالی نباشد این کارها به وجود آمده‌اند. در این بین کارهای ارکسترالی که با هزینه فراوان با همراهی جمع گسترده‌ای از هنرمندان نیز تهیه و تولید شده‌اند کم نیستند ولی باز هم تاثیر چندانی بر مخاطب نمی‌گذارد، اگر چه اثر در تمام ارکان خود به شیوه درست و اصولی ساخته شده باشد.

    البته قطعا بحث ما به موضوع موسیقی ضدآمریکایی محدود نمی‌شود و سایر قطعات ساخته شده در سازمان صدا و سیما (به عنوان مهمترین مرکز تولید موسیقی با مضامین ارزشی ) نیز بعضا با این آسیب و نقصان گرفتارند و تعداد قابل توجهی از آثار تنها برای جای گرفتن در آرشیو ساخته می‌شوند و میزان پخش آنها به زحمت به تعداد انگشتان دست می‌رسد. انگار فقط برخی مدیران برای اینکه کارنامه خود را پربار جلوه دهند بعضا سفارش این کارها را می‌دهند و هنرمندان هم که به شیوه کارمندی فقط می‌سازند و می‌خوانند و البته هزینه آن هم به آنان پرداخت می‌شود و حال این آثار چه جایگاهی خواهند داشت و آیا اصولا الزامی به ساخت آثار متعدد بدون مخاطب‌شناسی درست، هست یا خیر باید خود آنها پاسخگو باشند. سرنوشت محتوم این آثار قابل پیش‌بینی است. پخش محدود و بلافاصله جای گرفتن همیشگی در آرشیو شلوغ و فراموش شدن سریع!

    اما در این وضعیت فعلی و بحث ترانه‌های ضد آمریکایی باید اذعان کرد که به هر روی شاید اگر به جای 200 اثر ضد آمریکایی 20 اثر شنیدنی و قوی و جذاب تولید می‌شد اثر بیشتری را در پی داشت. گرچه باید یادآور شویم که ساخته شدن این آثار از ساخته نشدن آنها بهتر است و نباید مانند بعضی با گرفتن برخی ژست‌ها ادعا کنیم که ما دراین زمینه‌ها کار نمی‌سازیم و دوره این کارها گذشته است؛ کسی که به این کارها گوش نمی‌کند و حرف های این چنینی. این مورد هم مساله دیگری است که باید در بحثی دیگر به آن پرداخت. تعداد به اصطلاح هنرمندانی که این روزها از این ژست‌ها می‌گیرند البته کم نیستند. اما حرف ما این است که حال وقتی قرار است آثاری با مضامین جدی و ارزشی ساخته شوند چگونه باید عمل کرد که کیفیت فنی آنها هم ارزش لازم را دارا باشد. شاید اگر در مراحل تهیه و تولید آثار دقت بیشتری انجام می‌گرفت و هر اثری را به هر هنرمندی جهت اجرا و ساخت تحویل نمی‌دادند اتفاق بهتری رخ می‌داد و اگر ما ابتدا و قبل از سفارش یک اثر از آن شخص بپرسیم آیا دغدغه ساخت اثری با چنین مضمونی را دارید یا خیر و آنگاه به مرحله ساخت و پخش برسیم با کیفیت فنی بهتری مواجه شویم. شاید اگر همه چیز دستوری و از سویی دیگر به مسائل مالی ختم نشود بعضا این آثار تولید نشوند. اینکه با هر درجه از استعداد و مهارت بگوییم ما حتما در این‌باره کار خواهیم ساخت، این تبعات را هم در پی خواهد داشت.

    همچنین باید متذکر شویم که ساخت و اجرای مضامین ارزشی باید با شیوه صحیحی انجام گیرند. شاید اجرای یک اثر این چنینی با یک موسیقی پاپ ساده تاثیر فروان‌تری بر مخاطب داشته باشد تا اینکه اثری با ارکستری صدنفره انجام شود آن هم بدون هیچ گونه اثرگذاری خاص. پس الزاما این چنین نیست که تا نام موسیقی ضد آمریکایی به ذهن ما متبادر شد بلافاصله بگوییم اثری ارکسترال شلوغ با کر زیاد و شعری سنگین. گرچه این آثار با این نوع ساختار هم باید تولید شوند ولی همه ماجرا این نیست و باید در ساختارهای مختلف و در گونه‌های متعدد آثار تولید شود تا خود مخاطب دست به انتخاب بزند. وقتی اثری تولید می‌شود باید بتواند بر مخاطب عام (بیشترین مخاطب موسیقی) اثرگذار باشد پس مخاطب‌شناسی هرگز نباید به بهانه اینکه اثر ارزشی است فراموش شود. اجرای قطعات با مضامین خاص با صدای خوانندگان مشهور و البته محبوب می‌تواند آن قطعه را به توفیق بیشتری برساند. چون صدای برخی خوانندگان آن چنان مقبول مخاطب است که بلافاصله مورد پذیرش قرار می‌گیرند و دیگر لازم نیست مانند یک صدای ناشناخته و گمنام میزان پخش‌های مکرر این مقبولیت احتمالی را ایجاد نماید. همچنین میزان پخش یک قطعه نیز از رسانه ملی می‌تواند در تبلیغ مناسب آن تاثیرگذار باشد. ما نباید حتی از یک اثر قوی که از میزان پخش محدودی برخوردار باشد انتظار ویژه‌ای داشته باشیم. به طور قطع و یقین میزان پخش‌های مستمر و بسیار زیاد طی سه دهه اخیر در ماندگاری سرود آمریکا آمریکا بی‌تاثیر نبوده است. اجرای قطعات، با کلام ملموس‌تر و قابل فهم‌تر با همراهی ملودی‌های قوی و جذاب در کنار تنظیم‌های درست و شنیدنی با اجرای خواننده‌ای که مخاطب پذیرای او باشد و البته تمام این موارد در کنار اعتقاد و دغدغه پدیدآورندگان یک اثر و وسواس و دقت سفارش‌دهندگان می‌تواند یک اثر را به درجه مناسب به لحاظ هنری برساند، حال چه ماندگاری تمام باشد و یا استقبال مناسب و یا حتی نسبی؛ اثر می‌تواند قطعه ساده با مضمونی عاشقانه باشد و چه یک موسیقی جدی حتی با مضمون ضد آمریکایی. باید بدانیم که این خود مخاطب است که دست به انتخاب می‌زند و برخی آثار را ماندگار می‌کند و در ذهنش جای می‌دهد، گرچه تبلیغ یک اثر می‌تواند تا حدودی موثر باشد ولی گذشت زمان و میزان استقبال مداوم مخاطب از یک قطعه موسیقایی آن را ماندگار می‌سازد.

    البته بر این نکته نیز واقفیم که هر اثری هم قرار نیست ماندگار باشد و کارهای محدودی این شانس را دارا هستند که به این مهم دست یابند ولی تاکید ما در این مطلب بیشتر بر استقبال نسبی از یک اثر بود. چون متاسفانه بسیاری از آثار حتی به این مرحله هم نمی‌رسند. در آخر هم باید اشاره کنیم که طی سه دهه اخیر هنوز آلبومی موسیقایی با مضمون ضدآمریکایی تهیه و منتشر نشده است! که بتوان با تحلیل و تاکید بر آن به این مضمون پرداخت و تنها آثاری که در واحد موسیقی سازمان صدا و سیما تولید و پخش شده‌اند معیار ما جهت بررسی اجمالی این آثار بوده است، که این قطعات پراکنده نیز اکثرا فقط در آرشیو قرار دارند و به جز چند اثر هرگز به مرحله پخش مستمر هم نمی‌رسند. شاید برگزاری نخستین جشنواره شعر و موسیقی ضد آمریکایی طبس بتواند گامی در جهت تولید و ارائه آثارموسیقایی مطلوب تر در این زمینه باشد و حتی آلبومی نیز در این راستا آماده و به صورت مناسب و گسترده عرضه شود.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه