پيشرفته
 

موضوعات :

  • جشنواره عمار
  • هنرهای تجسمی

  • کلمات کليدي :

  • جشنواره مردمی فیلم عمار
  • سینمای مردمی

  • سید مسعود شجاعی طباطبایی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • کاریکاتور غزه

  • مطلب بعدي >   948 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 28 : فیلم شناخت سه دوره جشنواره مردمی فیلم عمار

    در جستجوی عمارهای آمریکای لاتین

    گفت‌و‌گو با «سیدمسعود شجاعی طباطبایی»؛

    داور دوره‌ی دوم جشنواره‌ی مردمی «عمار»

    «سیدمسعود شجاعی طباطبایی» بدون شک مطرح‌ترین چهره‌ی کاریکاتوریست ایران است. رزمنده‌ی سال‌های جنگ مدت‌هاست که با قلمش می‌جنگد و با همین قلم، جشنواره‌ای را نیست که فتح نکرده باشد. او در جشنواره‌ی دوم عمار در بخش انیمیشن به عنوان داور حضور داشت. با او در همین زمینه، هم‌کلام شدیم:

     

    شما از پیشکسوتان و چهره‌های مطرح عرصه‌های هنرهای تجسمی و گرافیکی هستید. آیا تا به حال در عرصه‌ی انیمیشن‌، مشابه آثاری که در این جشنواره پخش شد و سمت و سوی انقلابی داشت، از حیث محتوایی دیده بودید؟

    جز دو سه نمونه که در روایت فتح یا در جشنواره‌ی سال قبل فیلم کوتاه دیدم، چنین آثاری را ندیده بودم.

     

    چرا حضور هنرمندان انقلابی در عرصه‌ی تولید انیمیشن گسترده نبود؟

    متأسفانه جشنواره‌ها مقطعی هستند و با تمام شدن آنها انگار همه چیز پایان می‌یابد. در حالی که باید برعکس باشد. یعنی تازه وقتی استعدادها کشف می‌شوند و منطقاً باید از توانمندی‌های آنها استفاده شود، همه چیز رها می‌شود. حقیقت آن است که خروجی جشنواره‌های ما صرفاً در حد یک کتاب است و حتی یک دبیرخانه‌ی دائمی هم ندارند. مدیران فرهنگی ما هم عادت کرده‌اند که جشنواره‌ای برگزار کنند و گزارش کار بدهند. با این حال، به نظر می‌رسد كه «جشنواره‌ی عمار» خیلی جدی در حوزه‌های مختلف وارد شده و توانسته تعامل و ارتباط خوبی را برقرار كند. سایت خوبی هم دارد و می‌تواند بخش لاتین آن را هم فعال کند. مخصوصاً در ارتباط با کشورهای اسلامی یا آمریکای لاتین فرصت برای کار هست. من سه نوبت به عنوان داور در برزیل حضور داشتم؛ یک نوبت هم در کوبا. فضای ضد استکباری در آنجا بسیار پررونق و مستعد کار است.

     

    اینکه انیمیشنی را بخواهیم انقلابی بخوانیم، آیا صرفاً به مضمون آن بستگی دارد یا در زمینه‌های فرمی هم باید قابلیت‌هایی داشته باشد؟

    ایده‌ی اولیه خیلی مهم است. این ایده است که‌ باید به یك ماجرا و اتفاق تبدیل بشود. بنابراین ایده‌ی اولیه خیلی مهم است. به طور مثال آقای «شمقدری» با فیلم «طوفان شن» كار خیلی بزرگی را انجام دادند؛ منتها چون آن زمان امكانات ما خیلی محدود بود، حق مطلب ادا نشد. شاید بعضی مواقع، شرایط ما اجازه ندهد كه خودمان را با سینمای اكشن هالیوود مقایسه كنیم. ولی بضاعت و توانمندی ما در ساخت فیلم‌های مستند، بسیار بالاست. من شنیدم كه «اسپیلبرگ» وقتی می‌خواست «نجات سرباز رایان» را بسازد، بسیاری از مستندهای برجسته‌ی دنیا از جمله مستندهای ایرانی را هم دید. به نظر من آنچه ایشان از ایران دیده همان مستندهای «روایت فتح» است و ایده‌ی فیلم گرفتن به‌صورت دوربین به دست را از همین مستندها گرفته است. پس خوب است که ما هم متناسب با توانمندی‌هایمان از این بضاعت استفاده کنیم.

    در حوزه‌ی کارتون و انیمیشن، که حوزه‌ی تخصصی من است، می‌توانم ادعا کنم که توانمندی ایرانی‌ها بسیار بالاست. تمام جایزه‌های اسكاری كه گرفته شد، غالبأ مربوط به كمپانی دیزنی بود. جدیداً پیكسال هم اضافه شده است. ولی در 1965 تعدادی كاریكاتوریست در شهری به اسم زاگرب در كرواسی دور هم جمع شدند و مكتبی را به نام عنوان «مكتب زاگرب» پایه‌گذاری کردند. انیمیشن‌های آنها زرق و برق سینمای والت دیزنی را ندارد، اما در عین حال به شایستگی می‌آیند و جایزه اسكار را می‌گیرند. یا اینکه دو برادر در آلمان، در خانه با یك سری عروسك اقدام به ساخت فیلمی به اسم «بالانس» كردند: چهار تا آدم روی یك صفحه‌ای در فضا بودند كه هر كدام از اینها، با قلاب شروع به ماهی‌گیری می‌كنند. این می‌تواند، جایزه‌ی اسكار را بگیرد. البته بحث من الزاماً به مفهوم گرفتن جایزه‌ی اسكار نیست؛ به نظر من اسكار یك جایزه‌ی كاملاً سیاسی است. می‌خواهم بگویم آن ایده خیلی مهم است. در «بالانس» چیزی كه مطرح است، نقد طمع انسانی است. بچه‌های ما هم ایده‌های بسیار ناب و قشنگی دارند. از دل همین ایده‌ها آثار خوبی تولید شده است.

     

    اوضاع انیمیشن و کاریکاتور را چطور می‌بینید؟

    رشد كیفی و حتی رشد كمی آثار هنرمندان ایرانی در دهه‌ی هشتاد فوق‌العاده است. سهم هنرمندانی كه كارهای ارزشی می‌كنند هم سهم بسیار ارزنده و خوبی است. فقط كافی است كه به اینها توجه شود. متأسفانه ارگان‌ها و سازمان‌های عریض و طویل ما غفلت می‌کنند. در وهله‌ی اول از رسانه‌ی ملی و وزارت ارشاد و حوزه‌ی هنری انتظار داریم كه به كارهای فاخر و متناسب با ارزش‌ها بها بدهند. آرزوی من این است که همه‌ی اینها یک‌جا جمع بشود و به یک هویت برسد تا ما بتوانیم در دنیا حرف اول را بزنیم. واقعاً توانمندی بچه‌های ما بالاست.

    در عرصه‌ی کاریکاتور و کارتون نزدیک به صد و پنجاه جشنواره دارد برگزار می‌شود. هنرمندان ایرانی هر هفته دو جایزه در این زمینه‌ها می‌گیرند. بیشتر اینها هم شهرستانی هستند. کسی نبوده که از آنها حمایت کند. اینها خودشان کار کرده‌اند. یا دور هم جمع شدند و با امکانات کمی که داشتند توانستند جریان‌سازی کنند. به همین دلیل ما الآن جزو چهار مدعی اصلی کاریکاتور در جهان هستیم. به لحاظ کمی رتبه‌ی اول را در کاریکاتور داریم. هنرمند ایرانی با شایستگی از میان نود کشور شرکت‌کننده جایزه می‌گیرد. تا آنجا که من سراغ دارم، بیشتر کاریکاتوریست‌های جهان همه قدیمی و پا به سن گذاشته‌اند. در حالی که بیشتر نیروهای ما جوان هستند.

    در جشنواره‌ی گرگان یک نوجوان ناشنوا را دیدیم که داشت کاریکاتور کار می‌کرد. وقتی آثارش را دیدیم بلافاصله آنها را در سایت ایران کارتون گذاشتیم و اعلان کردیم که ایشان پدیده‌ی کاریکاتور ایران است. حتی بسیاری از سایت‌های تخصصی کاریکاتور گفتند که ایشان پدیده‌ی کاریکاتور دنیاست.

     

    ‌ به دور سوم جشنواره عمار، چقدر امیدوارید؟

    یك مشكل این است که فراخوان این جشنواره‌ها آن‌طور كه باید و شاید تبلیغ نمی‌شود. به نظر من اطلاع‌رسانی ما از نظر زمانی، همیشه با یك شتابزدگی همراه است ـ‌كه این یك آفت است. نوع اطلاع‌رسانی خیلی مهم است. نکته‌ی بعدی این است که نشریات تخصصی در زمینه‌ی انیمیشن و کاریکاتور کم داریم. مثلاً ما نشریه‌ای به نام «ایران کارتون» داشتیم که در آن هم بحث کاریکاتور مطرح می‌شد و هم درباره‌ی انیمیشن مطلب کار می‌کردیم. به فارسی و لاتین هم منتشر می‌شد. بعد از آنکه 43 شماره از آن را منتشر کردیم سازمان فرهنگی هنری گفت که بودجه‌ی لازم برای ادامه‌ی انتشار آن را ندارد. یک نشریه‌ی تخصصی تجسمی هم منتشر می‌کردیم که هفت‌ـ هشت ماه است منتشر نمی‌شود. حوزه‌ی هنری گفت که بودجه‌ی لازم را ندارد. در غیاب چنین نشریاتی است که نهادهای دولتی مجبور می‌شوند فراخوان‌های خود را در نشریاتی چاپ کنند که صبغه‌ی انقلابی و اسلامی ندارند. از نظر من این خودش یک آفت است. با این حال عزم و اراده‌ای که در دوستان دیدم، امیدوارم کرد که در این جشنواره نسبت به دیگر جشنواره‌ها بسیار بهتر و شایسته‌تر کار بشود.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه