پيشرفته
 

موضوعات :

  • مستند
  • جهان اسلام

  • کلمات کليدي :

  • مستند
  • اعدام فرعون

  • محمد محمدی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   446 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 9 : حقيقت برو گم شو!

    فرعون ديروز فرعون امروز

    حواشي ساخت فيلم اعدام فرعون از نگاه يکي از دست‌اندرکاران

    محمد صمدي

    راستش هيچ کدام از بر و بچه‌هاي «ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام» فکرش را هم نمي کرد که «اعدام فرعون» اين همه سر و صدا به پا کند. پروژه ساختن «اعدام فرعون» بر مي‌گشت به اواخر سال 1382 که پرچم ستاد جلوي شهرداري تهران بلند شد. آن روزها سخنگوي وزارت امور خارجه اعلام کرده بود که به همت! شواري شهر تهران اسم خيابان شهيد خالد استامبولي عوض شده و ... . 20-30  جواني که دلشان براي هر چه بوي انقلاب اسلامي و امام مي داد، مي‌طپيد، فرداي اعلام خبر جلوي ساختمان شوراي شهر جمع شدند و فرياد زدند که ما اگر نخواهيم ريخت مبارک را توي تهران نبينيم بايد جمال با صفاي کدام رجل سياسي را ببنيم.

    خلاصه اين طوري شد که از جمع آن چند نفر ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام  سربرآورد و تا امروز هم به لطف حضرت حق سرش در  همه دم و دستگاههاي عريض و طويلي که صد جور ادعا دارند و به‌ منابع مالي وصلند بالاست، در حالي که نه حساب بانکي دارند نه کمک مردمي مي‌گيرند و نه انواع و اقسام بودجه‌ها و خاصه‌خرجي‌ها شاملشان مي شود.

    همان روزها بود که فکر ساختن فيلمي درباره خالد اسلامبولي و "انور سادات" - با اجازه حضرات وزارت خارجه (عليه‌العنه) - به فکر بچه‌ها رسيد. اما کو پول و امکانات؟ کو کسي که حاضر باشد براي پخش چنيمن فيلمي سرمايه‌گذاري کند. همين" کوکو"ي غريبانه بود که باعث شد کار ساخت و انتشار «اعدام فرعون» چهار-پنج سال به تاخير بيفتد.

    بماند که کار با چه مصيبتي به مرحله تکثير و توزيع رسيد. گمان بچه‌ها اين بود که چنين فيلمي به درد مخاطبان خاص خواهد خورد و شايد انگيزه‌اي باشد براي کساني که اطلاعات زيادي از اين ماجرا ندارند تا بروند سراغ چنين موضوعي... .

    خلاصه اين که خبر انتشار «مستند اعدام فرعون» بيشتر از آن که مخاطبان ما را به هيجان بياورد باعث آرامش و دلگرمي خودمان بود که بلاخره در مملکت امام‌خميني، بعد از سي سال يک کاري درباره کمپ‌ديويد و سادات و شهيد خالد اسلامبولي و همرزمانش در آمده و رسيده دست مخاطبانش.

    گذشت تا اين که که نمي‌دانيم کدام شير پاک خورده‌اي فيلم را رساند دست خانواده جناب سادات گور به گوري و دختر ايشان داد و هوار راه انداخت که پدرم را ايراني‌ها بي‌آبرو کردند و چنين و چنان.

    براي بچه‌هاي ستاد پاسداشت به‌عنوان جوانان ايراني و انشاا... حزب اللهي، اين مسئله که خيانت انور سادات و به اسلام و مسلمين اظهر من الشمس است جزو مسلمات بود. زماني که وزارت امورخارجه اعلام کرد مسائل مطرح شده در فيلم «اعدام فرعون» موضع رسمي جمهوري اسلامي نيست، تا مدت ها دنبال اين بوديم که ببينيم اين يک نظر رسمي است يا از اين مواضع نمايشي ديپلمات‌هاي درجه سوم. البته هنوز هم در اين زمينه به نتيجه‌اي نرسيده‌ايم.

    براي ما حقيقتا جاي تعجب داشت که چطور در کشوري که زماني اسم قاتل «سادات» را روي يکي از خيابانهاي شلوغ خود گذاشته است، تبليغ عليه سادات افراط و جرم تلقي مي‌شود. اگر سري به صحيفه نور بزنيد خواهيد ديد که بعد از شاه و صدام حضرت روح‌الله بيشترين حملات خود را متوجه سادات کرده است و حتي فرموده اند که ما چطور مي توانيم او را مسلمان بدانيم؟ آن چه در «اعدام فرعون» گفته مي‌شد آن هم به زبان خود مصري‌ها و عوامل حکومت سادات خيلي خفيف‌تر از توپ و تشرهاي امام به آن مردک بود. جالب اين که در اين فيلم کمترين نگاه چپي هم به دم و دستگاه جناب «حسني مبارک» نشده بود که گزکي به دست هيئت‌هاي رنگ و وارنگ "تحکيم دوستي با مصر" بدهد. يواش‌يواش در حال جدي گرفتن اوضاع بوديم که «پايگاه اينترنتي» ستاد پاسداشت از طرف از ما بهتران فيلتر شد. به‌جرات مي‌گويم که علي‌رغم انواع و اقسام آزار و اذيت‌هاي «غيرمردمي» که به جهت ساختن اين فيلم نثار ستاد پاسداشت شد، اين ماجراي فيلترينگ پايگاه اينترنتي بد جور دل بچه‌ها را شکست. از همه بدتر اين که همه پايگاه هاي اينترنتي ديگري هم که به تبليغ و توزيع «اعدام فرعون» دست زده بودند فيلتر شدند. اما همه اين کارهاي عجيب و غريب و خارج از شان دستگاههاي عريض و طويل نتوانست جلوي توزيع گسترده اين فيلم را بگيرد حتي خبر رسيد که «اعدام فرعون» در بازار فيلم‌هاي قاچاقي مصر براي خودش کيا و بيايي پيدا کرده و بد جور حرص حضرات وابسته به مبارک را درآورده است.

    اين‌ها بود تا جنگ 22 روزه غزه شروع شد و جناب حسني مبارک همچنان افتاد تو بغل اسرائيلي‌ها. ديگر هيچ کس در ايران جرات نمي‌کرد کاري بکند که حتي يک فنجان آب به آسياب دولت مصر ريخته شود. همان رسانه هايي که تا ديروز عبارت اعدام را براي "سادات" حرام مي‌دانستند خواستار اعدام فرعون کنوني مصر و احياي راه و روش خالد اسلامبولي شدند. بزرگي و لطف خدا را قربان شوم که پاي وعده خويش مردانه ايستاده که هر کسي خالصانه در راه خدا قدم بردارد خودم پشت سرش قرص و محکم ايستاده‌ام و خود خدا مي‌داند که «اعدام فرعون» از خالصانه‌ترين کار بچه هاي ستاد پاسداشت بود.

    ستاد پاسداشت به نسبت خودش براي ساختن اعدام فرعون بهاي سنگيني پرداخت. حتي به جائي رسيد که بعضي دوستان کينه‌اي تصميم گرفتند نگذارند تهيه‌کننده اين فيلم براي سفر به لبنان و شرکت در همايش «تشکلهاي غيردولتي عليه امپرياليزم» ويزاي لبنان دريافت کند. اما آن عزيز که خيلي زرنگ‌تر از دوستان جوانمرد تشريف داشت از راهي که به عقل جن هم نمي‌رسيد خودش را بيروت رساند و هزاران نسخه از «اعدام فرعون» را همانجا توزيع کرد.

    امروز که به اتفاقات چند ماه گذشته نگاه مي‌کنم جز سربلندي براي بر و بچه‌هاي ستاد پاسداشت چيزي نمي‌بينم و افتخار دارم که در برخي کارهاي خالصانه و جسورانه آن‌ها مشارکت کوچکي داشته‌ام.

    اما براي ختم کلام دو نکته را حتما بايد عرض کنم.

    اول: داد و قال هاي سياسي خودمان که بلند شد چند هفته‌اي گوش کردم تا ببينيم به کجاي فيلم گير اساسي مي‌دهند. متوجه شديم که هيچ يک از حضرات فيلم را نديده‌اند و حتي نمي‌دانند که زبان اصلي اين فيلم عربي است و هيچ شخصيت ايراني هم در آن صحبت نمي‌کند.

    دوم: اين آرزو به دلمان ماند که از يک نفر از گريبان درانده‌ها براي آبروي ديپلماتيک ايران بپرسيم: اخوي! سادات که رفت به‌درک و 30 سال است که خود مصري‌ها هم تره برايش خورد نمي‌کنند.  چطور است که سياستمداران مصري هنوز به اين همه نسبت به او و خيانت ملتش غيرت نشان مي‌دهند اما شما که از هر دو کلمه حرفهاي‌تان يکي‌اش خرج کردن از امام و انقلاب اسلامي است، نسبت به مواضع امام حساسيتي نشان نمي‌دهيد و جگر نمي‌کنيد بگوييد لقب فرعون را که خالد اسلامبولي براي سادات انتخاب کرده بود سالها قبل از بچه‌هاي ستاد پاسداشت شهدا به کار برده بود و لفظ اعدام هم همان روز توسط بزرگترين مطبوعات عرب‌زبان به کار برده شد؟

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه