پيشرفته
 

موضوعات :

  • ادبیات

  • کلمات کليدي :


    سیدعبدالجواد موسوی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • سخن گفتن در خلاء

  • یادداشت های جشنواره بیست و سو‌ّم

  • غربزدگی و عبور از جلال

  • قیصر و حافظ: دولتی یا غیردولتی

  • شعر آرام گرفت

  • در رفع حجب کوش نه در جمع کتب

  • جانب ما جانب بی جانبی

  • بی‌اختیار مردن و ناچار زیستن

  • رها کنید هلا اسب‌های چوبین را

  • مرید پیر دل خویش باش ای درویش

  • مطلب بعدي >   765 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 9 : حقيقت برو گم شو!

    آن روزها فرا خواهد رسید؟

    سيد عبدالجواد موسوي

    1

    درگذشت بسياري از هنرمندان براي دوستداران هنر دريغي را بر نمي انگيزد چرا که کار خود را کرده‌اند و بار خود را برده‌اند و ادامهٔ حيات ظاهري آنها چيزي بر کارنامهٔ هنري  آنان نمي‌افزايد. اما زنده ياد منوچهر احترامي علي رغم سن و سالي که داشت کار نکرده و بار نبرده بسيار داشت. و شگفت که هرچه بر سن و سالش افزده مي شد پختگي بيشتري در کارش ديده مي شد. ديدن او براي من که از آغاز جواني همواره مايوس و سرخورده و آرمان باخته بوده ام موهبتي بود. آن همه انرژي و آن همه وسواس در کار وآن همه طرح و ايدهٔ نو هميشه برايم رشک بر انگيز بود. چيز هاي بسياري از او آموختم و از اين بابت همواره مديونش خواهم ماند. در بارهٔ آثار او انشاالله در فرصتي مناسب بيشتر سخن خواهم گفت. اگرچه حوزهٔ فعاليت او گسترده و پراکنده بود اما در هر زمينه‌اي که وارد شد آثار ماندگار و بي بديلي از خود به يادگار گذاشت، با اين حال حجب ذاتي و شهرت گريزي او سبب مغفول ماندن بسياري  از ظرافتها  و هنرمندي هايش شده است. طنز اورا کمتر خوانده اند و کمتر مورد توجه قرار داده اند. کتاب طنز آوران امروز ايران ويژهٔ منوچهر احترامي را دفترطنز حوزهٔ هنري منتشر کرده است، تورق اين کتاب خالي از فايده نيست.بخوانيد و ار آن همه ذوق وظرافت و هوشمندي لذت ببريد و اگر حالي دست داد، فاتحه‌اي نثار روح آن بزرگمرد کنيد.

    2

    شنيده ام، و به اعتبار راوي که ثقه بود شنيده را باور کردم.و آن اين که : به دستور بزرگي ساخت فيلم و سريال پيرامون انبيا و ائمهٔ اطهار در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايرام ممنوع شده است.اگر سريال يوسف پيامبر چنين حاصلي را در پي داشته باشد بي شک عوامل آن مورد لطف و مرحمت ويژهٔ الهي قرار خواهند گرفت و تا قيام قيامت از دعاي خير مومنين و مومنات بهره خواهند برد.

    3

    اين که در ماجراي دانشگاه آزاد و آقاي سليمي نمين حق با کدام طرف استاصلا مهم نيست. مهم اين است که به ساحت قدس دانشگاه آزاد خدشه‌اي  وارد نيايد. که انشاالله با مصلحت انديشي بزرگان قوم ماجرا به خوبي و خوشي پايان خواهد گرفت. به ياد دارم چند سال پيش روزنامه نگاري اسناد و مدارکي را در بارهٔ تخلفات وزارتخانه‌اي به چاپ رساند. وزير محترم آن وزارتخانه شکايت کرد. در دادگاه روز نامه نگار باز از مستندات خود دفاع کرد. وزير محترم حتي نتوانست يک مورد از آن مستندات را انکار کند. در پايان، دادگاه روزناه نگار غير محترم را به علت توهين به وزير محترم مجرم شناخت. بله، مهم اين است که استوانه هاي نظام پا برجا بمانند و شما هم حطما خوب مي دانيد که دانشگاه آزاد و رياست محترم آن از استوانه هاي نظام به شمار مي آيند. لعنت حق بر هرکي شک داره.

    4

    درود خداوند بر سيد حسن مدرس که فرمود: سياست ما عين ديانت ماست. سيد بزرگوار با اين جمله حکيمانه نسبت همهٔ سياستمدارانرا با ديانت مشخص کرد تا همگان بدانند سياست هر کس عين ديانت اوست. در ماجراي کردان نيز بار ديگر ديانت اهل سياست در معرض آزمون قرار گرفت تا زير دستان و فرو دستان بدانند حاکمان آنها چه نسبتي با دين دارند. اميد وارم هر از گاهي چنين اتفاقات شيرين را شاهد باشيم که فرمود:  خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان / تا سيه روي شود هرکه در او غش باشد.

    5

    ظاهرا تا امروز سه شماره از نشريهٔ يادآور منتشر شده است که من فقط يک شماره از آن را ديده ام . آخرين شماره اش را که ويژه نامهٔ جلال آل احمد است و حسابي ذوق زده شدم. از ان همه گفت و گوي خوب و خواندني. آن هم در بارهٔ مردي که او را بسيار دوست مي دارم و از دوران نوجواني تا به امروز آرماني ترين  تصويري که از يک نويسنده در ذهن دارم، هموست. نشريه را بار ها و بار ها ورق زده ام و در دل بر تهيه کنندگان آن درود فرستاده ام و حال آن درود را بر کاغذ مي نويسم: سلام ودرود بر دوستان همکار در نشريهٔ يادآور. اميد که همواره پايدار بمانيد و برقرار.

    6

    هرچه قدر که از ويژه نامهٔ در نشريهٔ يادآور ذوق زده ام از برگزاري جايزه جلال آل احمد سخت دلخورم و پکر. اين همه نويسندهٔ محترم و نيمه محترم ، جايزه را به نام آنها مزين کنيد و عرض جلال را محفوظ بداريد. شما که خوب مي دانيد صراحت و صداقت از بارز ترين ويژگي هاي شخصيتي و هنري جلال بود. اين را هم خوب مي دانيدکه در روز گار ما داشتن اين دو وجه به ويژه براي نويسندجماعت امري است نا ممکن. پس چرا اين عنوان را تباه مي کنيد؟

    7

    استاد محمد رضا لطفي ياد و يادگار موسيقي شريف و نجيب ايراني است. يادگار روزگاريکه موسيقي حرمت داشتو هنوز ملعبهٔ کاسب کاران و خود فروشان نشده بود. حضور دوبارهٔ او در ايران و در صحنهٔ فعاليتهاي فرهنگي بسيار ارجمند استو مغتنم. اميدوارم اين حضور عاشقانه بار ديگربا برخورد هاي متعصبانه و جاهلانهٔ خشک انديشان مواجه نشود. که از آن کوچ ناگذير استاد لطفي در ساليان اخير و عزلت و گوشه نشيني اش چيزي نصيب ما نشد جز جولان گرفتن مشتي مدعي لاف زن بي هنر. و در همان غيبت بود که موسيقي اصيل را به حاشيه راندند و طرح ژنريک هاي لوس آنجلسي از در و ديوار باريدن گرفتند و چنان شد که داني.

    8

    اگرچه ارج نهادن به مقام استاد دکتر رضا داوري اردکاني امريست بسيار پسنديده اما فکر مي کنم اين نکو داشت ها و پاس داشت ها نمي تواند چنان که شايد و بايد مقام آن استاد ارجمند را به ديگران بنماياند. نمي خواهم زحمت دست اندرکاران نکو داشت استاد را ناچيز جلمه بدهم. آن طور که در جرايد خوانده ام مراسم به خوبي برگزار شده است. سخنرانان هم از سر ارادت و علاقهٔ قلبي سخن گفت اند. اما ايا همين کافي است؟ تا آن جا که من ميدانم نهايت توقع و انتظار يک متفکر اين است که سخنش را بشنوند. آيا به راستي توانسته ايم فضايي فراهم آوريم تا سخنان اين متفکر دردمند و غريب به گوش ديگران برسد. از غوغا سالاران و سياست زدگان انتظاري نيست اما آيا مقامات علمي و  دانشگاهي ما حاضرند سخنان ايشان را بي هيچ غرضي بشنوند؟ اگر روزي فرا رسد که گوشمان مستعد نيوشايي سخن متفکري هم چون استاد رضا داوري اردکاني شود مي توانيم به آيندهٔ خود اميد وار باشيم. آيا آن روز فرا خواهد رسيد.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه