پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


سیدعبدالجواد موسوی

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • سخن گفتن در خلاء

  • یادداشت های جشنواره بیست و سو‌ّم

  • غربزدگی و عبور از جلال

  • قیصر و حافظ: دولتی یا غیردولتی

  • شعر آرام گرفت

  • در رفع حجب کوش نه در جمع کتب

  • جانب ما جانب بی جانبی

  • بی‌اختیار مردن و ناچار زیستن

  • رها کنید هلا اسب‌های چوبین را

  • مرید پیر دل خویش باش ای درویش

  • مطلب بعدي >   1176 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 6 : مهندسي فرهنگي يا ديکتاتوري دکوراتورها

    ما اين کتاب که مي‌نويسيم اميدي را مي‌نويسيم

    ● سيد عبدالجواد موسوي

    توضيح ضروري: خدمت آن دسته از عزيزاني که گفت و گوي قلمی‌بنده و جناب مير شکاک را پيگيري می‌کردند بايد عرض کنم که ادامه‌‌‌ي آن گفت و گو تا اطلاع ثانوي ميسر نيست. نه اين که پاسخي در چنته نداشته باشم ويا از ادمه‌ي آن بحث بيم‌ناک باشم، بلکه ادامه‌ي آن را بي نتيجه می‌دانم. دليلش هم کاملا واضح است. ايشان آن قدر از روزگار سفله پرور شاکي است که نمی‌تواند فارغ از مصائبي که در اطراف او ميگذرد به پرسش‌هاي طرح شده بيانديشد.

    ديگر آن که طرفين می‌بايست حداقل در مباني گفت وگو اشتراکاتي با يکديگر داشته باشند و اين بنده علي رغم هم‌سخني با ايشان در بسياري از موارد، نمی‌توانم در اين مورد خاص با مبناي ايشان هماهنگ باشم. ايشان می‌خواهد با اصطلاحات دراويش و اهل طريقت به پرسش‌هاي مطروحه پاسخ گويد ومن با همه‌ي ارادتي که به دراويش حقيقي دارم معتقدم که پاسخ آن پرسش‌ها با چنين اصطلاحاتي ممکن نيست و اصلاً آن اصطلاحات و تعبيرات در چنين جايي محلي از اعراب ندارد.اين است که فعلاً ادامه مباحث را به صلاح نمی‌دانم.انشاء اله در فرصتي مناسب تر آن مباحث را پي خواهيم گرفت

    و اما کتابهاي پيشنهادي:

    1-بحث و گفت و گو درباره‌ي جنگ هشت ساله ايران و عراق پاياني ندارد و هرچه از آن سال‌ها فاصله می‌گيريم بر پرسش‌ها و نقدها افزوده می‌شود.آن‌ها که کارگردانان اصلي صحنه‌‌‌‌ي جنگ بودند اگر درايت به خرج دهند و به صورت معقول زمام امور را در دست بگيرند اين نقد و پرسش‌ها می‌تواند نتايجي دلخواه آنان داشته باشد اما بي توجهي به نقد و پرسش‌هاي مطروحه فضا را براي تخريب و زير سؤال بردن اصل و ماهيت دفاع مقدس فراهم می‌آورد. طبق معمول اهل سياست دير به خود می‌آيند و باز هم طبق معمول جور غفلت و اهمال آنان را نويسندگان و هنرمندان بر دوش می‌کشند.محمد دروديان از نويسندگان و پژوهشگران خوش ذوق دفاع مقدسي در سال 1380 کتابي با نام «پرسش‌هاي اساسي جنگ» منتشر کرد. البته من ويراست دوم آن را که در سال 1382 منتشر شده است را هم ديده ام که ظاهراً بسيار کامل تر و منقح تر از چاپ نخست آن است.کتاب يک عنوان فرعي هم البته دارد:«نقد و بررسي جنگ ايران وعراق»که يعني احتمال دارد جلد دومی‌هم در کار باشد که نديده‌ام. کتاب در چهار فصل تنظيم شده: 1-ماهيت وآثار جنگ 2-گفتمان انتقادي جنگ 3-رويکردها و پرسش‌ها 4-پرسش‌هاي جنگ.و همه اين‌ها به ضميمه‌ي دو گفت وگوي ساده جناب دروديان که در مطبوعات به چاپ رسيده است. پرداختن به پرسش‌هاي اساسي جنگ آن هم بدون غرض ورزي‌هايي سياسي مرسوم مهم ترين نقطه‌ي قوت اين کتاب است.نگارنده حتي در نقد و تحليل نقش بني صدر و حزب توده موضع گيري منصفانه و معقولانه‌ای دارد و اين در روزگار ما يعني: کيميا. ديگر اين که دستيابي نويسنده به برخي از منابع سري و محرمانه، کتاب را داراي جذابيت‌هاي ويژه‌ای کرده است که خواندنش براي اهل تحقيق و پژوهش حتماً ضروري است.کتاب را مرکز مطالعات وتحقيقات جنگ منتشر کرده.

    اين چند سطر را هم از گفت و گوي جناب دروديان با روزنامه‌ي همشهري بخوانيد تا برويم سراغ کتاب بعدي:

    «ما می‌توانيم براي شفاف شدن فضا و ايجاد گفتمان انتقادي،معرفتي مرزها را روشن کنيم.اگر مرزها روشن نباشد،نمی‌توان با صراحت اظهار نظرکرد و سپس جنگ را به رسميت شناخت.وقتي آن را به رسميت شناختيم ديگر به آن فحش نمی‌دهيم بلکه درصدد بهره گرفتن از آن برمی‌آييم.آن وقت هر پرسشي هم که مطرح شود در حقيقت ناظر بر اين است که پرسش کننده می‌خواهد يک بار ديگر نسبت خود را با اين حادثه تعريف کند.آن وقت هر پرسش نيز به رسميت شناخته شده و متناسب با درک وآگاهي پرسش کننده در صدد پاسخ بر خواهيم آمد.اگر اين تفکيک حاصل شود،موفق خواهيم شد.»

    2-«هزارتوهاي‌بورخس»مجموعه‌ايست از داستان‌هاي کوتاه «خورخه لوئيس بورخس»نويسنده‌ي شهير آرژانتيني و صد البته محبوب.که اين محبوبيت بيش از آن که محصول نوشته‌هاي بورخس باشد به شخصيت او مربوط می‌شود. در همين کتاب نقل قولي از او آمده است که در مورد شخص خود او بسيار صادق است. او درباره‌‌‌‌‌‌ي شهرت نويسندگان مي‌گويد:

    «پراهميت ترين چيز تصويري است که از خود در ذهن مردم ايجاد می‌کنيد»جذابيت داستان‌هايي که درباه‌ي شخصيت بورخس شنيده‌ایم از نوشته‌هاي او کمتر نيستند. هم چنين است اظهار نظرهاي منحصر به فرد او در مصاحبه‌هاي متعددش. و بر اين‌ها بيفزاييد خوش اقبالي نويسندگان آمريکاي لاتين را در ايران.که گاهي گويي راوي صريح و بي پرده‌ي زندگي ما ايرانيانيد. به ويژه آن جا که طبقات فرودست سخن می‌گويند، رنج‌ها و شادي‌ها و‌آرزوهايي که به تصوير می‌کشند همانندي‌هاي بسياري با ديده‌ها و شنيده‌هاي اطراف ما پيدا می‌کند. و درست به همين دليل بود که مسعود کيميايي توانست يکي از درخشان ترين قصه کوتاه بورخس را به فيلم تبديل کند. با دخل و تصرفي اندک در ساختار، بي آن که در «اپرانيزه» کردن داستان مشکلي پديد آيد. اين داستان با عنوان «مزاحم» در همين مجموعه به چاپ رسيده است. در چاپ‌هاي جديد علاوه بر داستان‌هاي کوتاه يک مصاحبه و دو يادداشت هم گنجانده شده است.مصاحبه،گفت و گوي يک منتقد آرژانتيني با بورخس است و يادداشت‌ها يکي متعلق يه نويسنده‌ای به نام «ني پول» است که ظاهرا‌ دستي در رمان نويسي هم دارد با عنوان «تعبيري از رؤياهاي بورخس». و ديگري مقاله‌ای کوتاه است با نام «من زندگي نکرده‌ام، می‌خواهم ديگري باشم» به قلم هوشنگ گلشيري.که گرچه به قصد آشنايي بيشتر مخاطب با آثار و انديشه‌هاي بورخس نوشته شده‌اند اما چندان هم به اين کار نمی‌آيند. يعني مواجهه با خود متن چندان کار دشواري به نظر نمی‌آيد که مخاطب نيازي به تعبير و تفسيرهايي از اين دست داشته باشد. با اين حال خواندن آن دو يادداشت نيز خالي از لطف نيست. من به شخصه «هزارتوهاي بورخس» را بسيار دوست می‌دارم اميدوارم اين مجموعه براي شما نيز خواندني و دل چسب باشد.

    3-«سراج السائرين» از درخشان ترين متون عرفاني ماست. مؤلف آن عارف نامی‌«شيخ احمد جام نامقي» مشهور به «ژنده پيل» است. متن مربوط به اوايل قرن ششم است.کتاب در 24 باب تنظيم شده است.و هر باب در تفاوت مفاهيم اصيل و بدلي.في المثل:درفرق ميان حال و محال.در فرق ميان خانقاه داري و دکانداري. در فرق ميان مصيبت و رحمت و... الي آخر. ممکن است در مواردي نشر کتاب دشوار به نظر آيد، به‌ويژه براي کساني که با ادب فارسي و متون کهن ارتباط جدي ندارند. مهم نيست. اصلاً نترسيد. هر جا که گمان می‌کنيد فهم و درک آن برايتان آسان تر است و يا در روخواني آن دچار مشکل نمی‌شويد انتخاب کنيد و بخوانيد. انس با متون کهن فارسي کمی‌زمان می‌خواهد اما اگر اين انس برقرار شد، لذتي نصيبتان خواهد شد بي حد و حصر. علت علاقه‌‌‌‌‌ي من به اين کتاب خوش ذوقي دکتر علي فاضل بود. ايشان در منتخبي که انتشارات آستان قدس رضوي از سراج السائرين به چاپ رساند اين چند جمله را در پشت جلد کتاب آورده بود:

    «ما اين کتاب که می‌نويسيم اميدي را می‌نويسيم که در قحط سال نان خوش تر بود؛ و اگرنه چه جاي اين سخن است؟! قومی‌اين کتاب را فرو نگرند از بهر آن را تا چه بتوانند گرفت، تا بود که عيبي فرا ديدار کنند؛ و قومی‌فرو نگرند تا خود چون است و قومی‌فرو نگرند و در يک ديگر نگرند، اگر مردمان گويند نيک است نيک باشد، و اگر گويند بد است بد باشد! و ما اين از بهر قومی ‌می‌کنيم که ايشان را دردي گرفته است، و از اين نوع در دل ايشان چيزي است؛ آنگه که ايشان را از اين کتاب فايده باشد آن ما راست آمد...»      

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه