پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


محمد حاجی زاده

ديگر مطالب اين نويسنده :

مطلب بعدي >   715 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

سرگروه مخرب دولت

خاطراتی از فعالیتهای قبل از انقلاب شهید گنجی

محمد حاجی زاده1


آشنايي من با شهید صادق گنجي از دوران اول متوسطه در برازجان بود. تازه پدرشان را از دست داده بود. چون فرزند بزرگ خانواده بود، هم مسئولیت خانواده را به عهده داشت و هم به تحصیل می‌پرداخت. در بين مردم به دلیل صداقتی که داشت محبوبیت خاصی داشت. از ویژگی دیگر ایشان امین بودن و فعال بودن ایشان بود. روح بزرگي داشتند و دست به كارهاي بزرگي مي‌زدند. براي ما كه آن موقع دانش آموز سال اول دبيرستان بوديم بسیارعجيب بود. آن موقع ایشان از آينده و گذشته مي‌گفت، از این‌که وضعيت كشور ما چيست و رژيم چه برنامه‌هاي دارد و چه ارتباطاتي با امريكا و شوروي دارد. چرا نبايد مستقل باشيم، چرا بايد چند نفر از خارج بيايند و مدير و مسئول ما باشند و ما زير سلطه آنها باشيم. بعضي‌ها از صحبت‌های ایشان می‌ترسیدند و دور مي‌شدند، مي‌گفتند ممكن است ایشان با ساواك ارتباطي داشته باشد. هر روز با برنامه مي‌آمد و می‌دانست که در مسير راه دنبال چه كسي برود. زمينه سازی تشكيل گروه بين دانش آموزان را در همين رفت و آمدها کلید زد. تعدادي از دوستان هميشه همراهش بودند، دوستانی که علاقه‌مند فعالیت گروهی‌ و انقلابی بودند. در آن موقع ما تنها از ساواک هراس داشتيم. چون ساواك در برازجان ريشه داشت به طوري كه ما از همديگر هم مي‌ترسيديم.

شهید گنجی، با شهامت و شجاعت در هر مجلسي شروع مي‌كرد به صحبت كردن و انصافا خوب صحبت مي‌كرد. ايشان در دامن مادري مومن و با ایمان رشد يافت و توانست که موتور بسيار قدرتمندي براي به حركت درآوردن گروه‌هاي مختلف جوانان عليه رژيم ستمشاهي باشد. ما كه با او هم سن بوديم شهامت و جرات ايشان را نداشتيم اما سعي مي‌كرديم در كنار ايشان باشيم. با توجه به ارتباط خوبي كه با فعالان استان و كشور داشتند، مقالات و كتاب‌هايي به دست ايشان مي‌رسيد و ایشان هم بعضي از نكات مهم را خارج مي‌كرد و ما مي‌نوشتيم و به عنوان پيام‌هاي حركت دهنده و بيداري بخش در مدرسه توزيع مي‌كرديم و در ميان كتاب‌ها مي‌گذاشتيم. شهيد گنجي با توجه به ايمان و توان و شجاعتي كه داشت موتور حركت ما "گروه مخرب عليه دولت" بود. اين عنوان را خود ایشان انتخاب کرده بودند. اعضای اين گروه در تمام راهپيمايي‌ها جزو عوامل اصلي ‌بودند. ايشان بعد از ظهر‌ها در منزل‌شان كلاس درس قرآن و تفسیر داشتند. در کلاس قرآن مي‌گفتند تمام آيات قرآن عالي است،‌ ولي بعضي آيات انقلابي‌اند. ما بايد سعي كنيم آيات انقلابی را بيرون بياوريم و به مردم منتقل كنيم و بگوئيم كه خدا خواسته كه شما حركت كنيد. به جرات مي‌توان گفت كه ايشان شب و روز آرامش نداشتند. شبانه با كاربن از مطالب كپي مي‌گرفتيم و با خط‌هاي مختلف مي‌نوشتيم كه ساواکی‌ها تشخيص ندهند. هميشه نظرات ایشان نو بود و شعارهايي را كه قبل از انقلاب با همفكري دوستان طرح ميِ‌كرديم مي‌نوشتيم ایشان ميان كتاب‌ها مي‌گذاشتند. چندين بار مورد تعقيب قرار گرفتند. عصرها در حياط يا در اتاق شهید گنجی جلسه می‌گذاشتیم، سي چهل نفر بودیم و در اتاق جا نمي‌شديم. مادر ايشان براي ما آب و چايي مي‌آورد. هيچ موقع نديدم كه مادر ايشان از حضور بچه‌ها ناراحت شود و هميشه خندان بود. تمام بحث ما حركت و انقلاب بود. پيام‌هاي امام را پخش مي‌كرديم. از سخنراني كساني كه همراه امام بودند استفاده مي‌كرديم. بهترين وسيله‌ی ما برای پخش اطلاعیه دوچرخه و موتور بود. اطلاعيه‌ها هم بیشتر توسط شهید گنجی به دست ما مي‌رسيد و مي‌گفت سعي كنيد در بهترين نقطه قرار دهيد. در دبيرستان تصميم گرفتيم که دستگاه پلي كپي را بدزديم و اين طرح را عملي كرديم و شروع كرديم به تكثير مطالب. البته صادق در اين كار نبود. آن دستگاه را در سال 59 به آموزش و پرورش برگردانديم. كساني كه حق بزرگي به گردن ما دارند آقاي روزبه، رجبي و عظيميان هستند كه هر سه معلم بودند و در هدايت بچه‌ها نقشي خوبي داشتند. پس از پيروزي انقلاب فعاليت گروهك‌ها شروع شد، گروهك‌هاي مخالف و موافق در برازجان هم بودند. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در دشستان شكل گرفت و نقش خوبي در اوايل انقلاب ایفا کرد و در پيروزي انقلاب هم نقش داشت. در آن شرایط شهید گنجی مناظره برگزار مي‌کردند و حتي سعي مي‌كردند که با گروه‌هايي غير از خط امام برخورد شود. بعد از انقلاب راهپيمايي‌هاي بزرگي به طرفداري از دولت موقت، از قانون يا ولايت شکل گرفت. ايشان چندين بار به دشتستان آمد و به عنوان نماينده شوراي نگهبان در انتخابات نقش ويژه‌ا‌ي ايفا كردند. در لشكر نوزده فجر در خدمت ایشان بودم. چهره‌اي دوست داشتني داشت و معمم در جبهه حاضر مي‌شد. در اواخر جنگ از طرف وزارت ارشاد به عنوان سفير فرهنگي عازم پاكستان شد. بعد از شهادت ايشان مي‌گفتند كه ايشان براي پاكستاني‌ها هم حكم شخصيت برجسته پاكستاني را داشتند. آنها هم شيفته اخلاق و منش پاک ايشان شده بودند. دشمن تحمل شخصي مثل ايشان را در آنجا نداشت. مطمئنا اگر ايشان در قيد حيات می‌بودند در بهترين جايگاه كشوري قرار مي‌گرفتند.

ايشان بسيار اهل مطالعه بود. هميشه یا كتاب می‌خواند یا در حال بحث بودند. تمام روزنامه‌ها را مي‌خواند و آگاه به مسایل روز بودند. به مسائل ديني هم بسيار مقيد بود و توصیه می‌کردند، اگر بعد از هر نماز يك حزب قرآن را بخوانيد در هر روز مي‌توانيد يك جزء از قرآن را بخوانيد. ايشان تمام نماز‌ها را در مسجد به جماعت مي‌خواندند.

ما در كتابها خوانده بوديم يكي از خصوصيات پيامبر اسلام حسن خلق و امين بودن ايشان بوده. نمي‌خواهم مقايسه كنم اما ايشان اين چنين بود. هميشه سراغ دوستانش را مي‌گرفت. متواضع بود‌ و مهربان. همه دوستان به اين ويژگي‌هاي ايشان تاكيد دارند.

بعضي از دبيران در سالهاي پنجاه و پنج يا پنجاه و شش يا توان علمی نداشتند يا ترس داشتند. صادق با آنها بحث مي‌كرد. يك بار به معلمی گفت: شما اين شعر را تفسير به راي مي‌كنيد و به درد ما نمي‌خورد. معلم گفت من در وقت مناسب جواب شما را مي‌دهم. ايشان گفت ما هم به جواب شما جواب خواهيم داد. انتقاد ما براي اين است كه درس شما باید در رشد ما موثر باشد. اين چيزي كه شما مي‌گويید، چه اثری برما دارد؟

.....................................................................................

1-دوست شهید گنجی و مدیر کل آموزش و پرورش استان بوشهر

دسته بندي هاي برگزيده
آرشيو راه