پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه فرهنگی

  • کلمات کليدي :


    علي محمد مودب

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • در جاده‌های تف‌زده پای درنگ سوخت

  • یادداشت ماه/ شعر

  • سلمان هراتی و مسئله «ادامه»

  • نوآوري مبتني بر سنت

  • ما شاه‌تان بودیم، چه کیفی می‌داد!

  • ایران را کارگاه داستان نویسی کنیم!

  • خلاقيت وتعهد

  • میدان های خالی جهاد

  • از علي گرگي تا علي گوسفند!

  • آوردگاه آمــاتورها و حرفـــه‌ای ها!

  • مطلب بعدي >   942 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    دو تذکر در باره کار فرهنگی

      علی محمد مودب


    1- اولین کار کدام است؟

    امروز به لطف خدا همه فهمیده‌اند که نیاز به کار فرهنگی بیداد می‌کند.و الحمدلله همه هم می‌خواهند کار فرهنگی کنند و این کم نعمتی نیست، اما اولین کار در این مسیر کدام است؟

    بارها در سال‌هاي گذشته با کسانی مواجه شده‌ام که می‌خواهند کار فرهنگی کنند، مثلا دوست عزیزی از شهرستانی تماس گرفته بود و سوال می‌کرد که برای معرفی شاعران انقلاب چه باید بکند؟ از ایشان پرسیدم که آیا خودت شاعران انقلاب را می‌شناسی؟ متاسفانه پاسخ منفی بود و جوابشان این بود که: خب! با شما تماس گرفته‌ام که از شما اسم برجسته ترین‌ها را بپرسم و برای معرفی شان در محیط‌هایی که می‌توانم اقدام کنم. جواب من به این بنده عزیز خدا این بود که شما اول برو و سعی کن خودت با این جماعت آشنا شوی و به تعبیری خودت نسبت به این موضوع معرفت پیدا کنی، بعد اگر دیدی که برای خودت جذاب است و به نظرت ارزش دارد که دیگران هم با شعر یا ادبیات انقلاب آشنا شوند، آن وقت فعالیت تبلیغی ات را شروع کن، چرا که اولین شرط معرفی این است که معرف باید معرفت نسبت به موضوع معرفی داشته باشد! من فرهنگی هستم پس کار

    فرهنگی می‌کنم، نه این که من فکر می‌کنم فرهنگی هستم، پس کار فرهنگی می‌کنم. اولین مخاطب کار فرهنگی من خود من هستم و اگر واقعا کار فرهنگی من بر من تاثیر بگذارد، آن گاه بر دیگری نیز تاثیر تواند گذاشت! “فلیبداء بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره”

    2-جذب حداکثری؟

    پدیده شایع دیگر، اهتمام همه به جذب حداکثری است. همه‌‌ی ما با حداکثر توان در حال جذب حداکثری هستیم، که در جای خود این اهتمام نیز جای شکر دارد. اما نکته جالب در این میان این است که این جذب حداکثری برخلاف قاعده مشهور قرآنی، حالت “رحماء علی الکفار اشداء بینهم” پیدا کرده است! برای بیان موضوع ناچار از قدری اغراقم، اما کسانی که با تمام قلب و وقتشان برای جذب قشری از مردم که گرایش به غرب دارند و یا تردید، یا جهل دارند، و صدالبته محترمند و عزیز و باید برای تعامل شایسته با آنان کوشید- می‌کوشند. تحمل اشتباه یکدیگر را ندارند و به دیدار هر کدامشان که می‌روی با حرص و جوش مشغول نقد منصفانه! کسی است که دغدغه‌هایی شبیه خود او دارد و کاری شبیه خود او انجام می‌دهد، اما مثل خود او اشتباه‌هایی هم دارد.( باز هم با قدری اغراق) متاسفانه تکفیر و لعن در میان این جماعت، به راحتی انجام می‌شود و آدمی که حاضر است با دورترین آدم‌ها نسبت به اسلام و انقلاب برای جذبشان نشست و برخاست داشته باشد، تحمل کسانی را که برای این جبهه کار می‌کنند، اما به گمان او اشتباه دارند را ندارد و سایه آنها را با تیر می‌زند! این پدیده از عجایب و چه بسا از کرامات ما مدعیان مسلمانی است! که جای تامل و بازبینی دارد. کار فرهنگی حوصله و شرح صدر می‌خواهد، مثلا تا اسم مداحی می‌آید نباید به سرعت، بحث برخی انحرافات در مداحی را پیش کشید و به نقد احساسی پرداخت. به هر حال جوانهایی که با خلاقیت‌هاي بعضا اشتباه خودشان توانسته‌اند در رقابت شدید با این همه رسانه از بلوتوث کبیر تا ماهواره‌‌ی عظمی، مخاطب خودشان را داشته باشند، شایسته احترام‌اند و صد البته که اشتباه هم می‌کنند، اما راه اصلاح آنها نقدهای احساسی شدید اللحن و مصاحبه‌ای نیست. بلکه کار علمی و تحقیقی مستدل و متین ، با لحن محترمانه بسیار بیشتر و بهتر می‌تواند بر آنها تاثیر بگذارد وگرنه قاعده تمام عقلای عالم است که “کلوخ انداز را پاداش سنگ است!”

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه