پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه فرهنگی

  • کلمات کليدي :


    روح الله ایزدخواه

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • ضلع سوم اقتصاد مردمند!

  • نامه‌نگاري اداري پشت پاکت سيگار!

  • مطلب بعدي >   834 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    مي‌خواهد تهران باشد يا نهبندان

     

     

    برشي از کارگاه «توسعه منطقه‌ای» در نشست همدان

    روح‌الله ايزدخواه



     

    1- فعالان فرهنگی انقلاب، آسیب‌ها و کمبودهاي فرهنگي و سياسي را شناسایی کرده و در پی ترمیم و اصلاح آنها بر‌مي‌آیند؛ يا از مسئولان مطالبه مي‌كنند و يا خودشان به توليد محصولات فرهنگی اقدام می‌کنند. چنین نقشی را، همین فعالان، باید بتوانند در حوزه اقتصاد هم ايفا کنند. اداره يك کشور سه ركن دارد: اقتصاد، فرهنگ، سیاست. امام هر جا كه درباره امور جامعه صحبت کرده‌اند، بلااستثنا همين دسته بندي سه گانه «اقتصادي، فرهنگي، سياسي»  را به کار برده اند. در چشم‌انداز بیست ساله هم آمده که باید از نظر «علمی، فناوری، اقتصادی» حائز رتبه اول در منطقه باشیم. بنابراين نباید نگاه نيروهاي انقلاب به حوزه «اقتصاد» اينقدر انتزاعی باشد كه الان هست. بلکه همه‌ی این جنبه‌ها در کنار هم و مرتبط با هم است. با همان جدیتی که مثلاً درباره «کنگره شهداي اراك» كار می‌شود، درباره وضعیت صنعتی اراک نیز بايد دغدغه داشت. ناکارآمدی‌های اقتصادی، خصوصی‌سازی‌های انجام شده، استقرار واحدهاي صنعتي، تشكل‌هاي مردمي اقتصاد، و و و ... بايد به فکر اقدام برای بهبود اینها باشیم. یکی از دوستان گفت پتروشیمی ماهشهر را تحت عنوان خصوصی سازی، به یک شرکت ترکيه‌اي واگذار کرده‌اند. خب! از مسئولان بپرسيد چرا؟ یک عمر، آلودگی‌ها پتروشیمی را مردمِ ماهشهر تحمل کرده باشند، حالا که وقت خصوصی سازی ا‌ست، سودش به جیب خارجي‌ها برود؟!

    2- با صبغه و دغدغه فرهنگی وارد مباحث اقتصادی شویم. با این نگاه، سوء تدبیرها و كارهاي نكرده آشکار شده و ظرفیت جوان‌هاي انقلابي هم معلوم خواهد شد. و اگر از این زاويه وارد كار در زمينه اقتصاد شویم، می‌توانیم فرهنگ‌سازی هم بکنیم. مثلاً این فرهنگ غلط که غالب جوانان به دنبال کار اداری هستند را بايد از بین ببریم. رهبری در سفر خوزستان اظهار تعجب کرده‌اند که چرا جوانان از تولید فراری و به دنبال کار اداری‌اند:« ما باید تولید را دنبال کنیم، و این به نظر ما کاملاً ممکن است. ما دشت‌های‌ وسیع و خوبی‌ داریم که باید استحصال شود و بکار بیفتد. از لحاظ آمادگی‌ برای‌ کشاورزی‌، کشور مستعدی‌ داریم؛ بنابراین باید همت کنیم. این کار را به عنوان یک کار سازنده، اثرگذار و یک کار مقدس دنبال کنید».(5/1/85 در اجتماع مردم آزادگان) در جایی دیگر فرموده‌اند:« تولید در یک گستره‌ی‌ وسیع باید شعار ملت باشد. تولید کار، تولید علم، تولید فناوری‌، تولید ثروت، تولید معرفت، تولید فرصت، تولید عزت و منزلت، تولید کالا و تولید انسانهای‌ کارآمد؛ اینها همه تولید است. رمز سعادت ملت ما در این است که در این گستره‌ی‌ وسیع، هم دولت و هم ملت، بر این تولید همت بگماریم. این تأمین‌ کننده‌ی‌ امنیت ملی‌ و اقتدار و پیشرفت کشور است؛ این یک جهاد است. من امروز به شما عرض مي‌کنم، هم به مسئولین و مأموران دولتی‌ و هم به آحاد مردم، به خصوص به شما جوانها؛ این یک جهاد است. امروز تولید، تولید کار، تولید ابتکار، تولید کالا، کالای‌ مورد نیاز مردم، تولید انسان کارآمد، تولید فرصت و تولید عزت، هر کدام از اینها یک جهاد است. مجاهد فی‌ سبیل اللَّه تولیدکننده است».(1/1/87) پس این نیست که همه‌ی مشکلات به دولت مربوط شود. بيماري اصلي اقتصاد ما، حرکت نکردن به سمت تولید است. درمان آن نيازمند يك جريان فرهنگي است.

    3- يك موضوع مهم در توسعه منطقه اي، نحوه نگاه به منطقه محروم است. مي‌توانم بگويم ما اصلا در ایران منطقه محروم نداریم! تعريف منطقه محروم در نداشتن‌ها نيست، در نكردن‌ها است. هر منطقه‌اي بالاخره يك مزيتي دارد. اگر نتوانيم مزيت بالقوه آن را بالفعل كنيم، آن منطقه محروم خواهد بود. آيا اينكه در سیستان و بلوچستان اقليم چندان براي كشاورزي مهيا نيست، دليل مي‌شود كه صنعت IT هم نتوان شكل داد؟ صنعت اوراق كشتي هم نمي‌شود راه انداخت؟ قطعه‌سازي هم نمي‌توان ايجاد كرد؟ دوچرخه سازي هم نشدني است؟ در هر کجای ایران می‌توان رشته‌فعاليتي توليدي رواج داد كه سودآور هم باشد. مهم اين است كه تولید محوريت داشته باشد نه خام‌فروشي. خام‌فروشي هرجا رونق داشته باشد همانجا منطقه محروم است، حالا مي‌خواهد تهران باشد يا نهبندان!

    4- براي رشد توليدگرايي در اقتصاد ايران، نيازمند روش‌هاي مبتني بر تعاون هستيم؛ فرهنگي که در صدر انقلاب داشت نزج مي‌گرفت، اما متاسفانه بعد از جنگ به محاق رفت. تعاوني‌هاي توليد به مصرف، هم مشكل‌گشا بود و هم اقتصادی. منتها چون يك قطب سرمايه‌داري در رأس آن نبود و مردم صاحب سرمايه بودند، كار كردن با انبوه مردم براي مسئولان آن موقع، سخت و طاقت فرسا جلوه مي‌داد. اين بود كه متوسل به همان شيوه‌هاي كهنه سرمايه‌سالاري شدند و سازوكارهاي تعاوني را كنار گذاشتند. به اين ترتيب، نهاد پشتيبان توليد از ميان رفت و توليدكننده‌ها رعيت شدند و دلالان ارباب! الان سود واقعي را در اقتصاد كشور، دلالان مي‌برند چه در صنعت و چه در كشاورزي. هم مردم كالا را با قيمت بالا و كاذب مي‌خرند و هم توليدكننده چيزي گيرش نمي‌آيد و بلكه ضرر مي‌كند. جهادي لازم است تا اين واقعيت تلخ كندوكاو شود كه چرا دقيقاً در همان زماني كه مردم در تهران و شهرهاي بزرگ از گراني ميوه مي‌نالند، كشاورزان و باغداران در شهرهاي كوچك و روستاها، از فروش محصولات خود به قيمت ارزان به دلالان، شكايت دارند؟! تعاون وقتي مبنا قرار گرفت، سرمايه‌سالاري از ميان مي‌رود و زنجيره اقتصاد در تسلط توليدكننده باقي مي‌ماند و دلال‌بازي رخت برمي‌بندد و مردم هم بيخود، قيمت كاذب نمي‌پردازند. بعد از جنگ با لیبرالیزه کردن اقتصاد، فاتحه تعاون را خواندیم و درواقع،‌ اقتصاد اسلامي نوپا را زنده به گور كرديم. «جهاد سازندگی» و «تعاون روستایی» به عنوان بازوهای موفق اقتصادی و توسعه نظام بودند كه جمع شدند. هم‌اكنون شاهديد كه چقدر رهبری بر اولويت تعاون در اقتصاد تاکید دارند تا آنجا كه سياست كلي برنامه پنجم، بر رشد سهم تعاون تا 25درصد اقتصاد آن‌هم ظرف پنج‌سال تصريح نموده است. انشالله که سعی کنیم به قول دكتر احمدی‌نژاد، به جای خصوصی‌سازی، اقتصادمان را به سمت مردمی‌سازی حرکت بدهیم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه