پيشرفته
 

موضوعات :

  • اقتصاد

  • کلمات کليدي :


    مطلب بعدي >   836 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    خودکفایی در کشاورزی؛ آری یا نه؟!

    نقدی بر گفتار« جبهه مغفول اقتصاد»( منتشر شده در راه 49)


    آیا مبنای استقلال کشور خودکفایی در محصولات کشاورزی است؟ و این که “اگر شما در پرتقال و سیب و اینها مستقل و خودکفا نشوید، در هیچ چیز دیگری استقلال به دست نخواهد آمد”ادعای درستی است؟ استقلال جزء اولین شعارهای انقلاب است. اما آیا استقلال و خودکفایی در بخش کشاورزی به این معنا است که تمام نیاز كشور را خودمان برآورده سازیم؟ آیا بایستی واردات در بخش کشاورزی به صفر برسد؟ و استقلال کشاورزی یعنی این؟آیا نمی‌توان در بعضی محصولات وارد کننده و در بعضی صادر کننده باشیم؛ در عین حال مستقل؟ به خاطر داریم در سال‌های گذشته از سوی دولت طرح خودکفایی گندم به اجرا درآمد و با همه جور تسهیلات، وام‌های بلا عوض و تضمین خرید محصول، کشاورزان را راغب کردند که در هر کجای ایران بدون توجه به پتانسیل‌های بومی، گندم بکارند. دولت مفتخر به خودکفایی هم شد. اما به چه قیمتی؟

    همگان واقفند با وجود اقالیم متنوع بالاخره وسعت زیادی از ایران جزء اقلیم خشک و نیمه خشک دنیا محسوب می‌شود. 66 درصد مساحت کشور (نواحی مرکزی و شرقی ایران) را منطقه کم باران و تبعاً کم آب با متوسط بارش 150 میلی‌متر و 34 درصد دیگر (نوار شمالی و غربی کشور) را منطقه پرباران با متوسط بارش 580 میلی‌متر تشکیل می‌دهد. متوسط بارش کشور حدود 250 میلی‌متر است که به علت خشك بودن اقليم منطقه حدود 70 تا 80 درصد آن تبخیر شده و از دسترس خارج می‌شود. با توجه به اینکه بارش منبع اصلی تأمین آب در خشکی‌ها است؛ در ایران مهمترين و محدود‌كننده‌ترين عامل توسعه خصوصاً در بخش کشاورزی،آب مي‌باشد‌. منابع آب یک حوزه آبریز (محدوده‌ای که پیرامون آن را کوه‌ها فراگرفته‌اند) به دو بخش آب تجدیدشونده و آب غیرقابل تجدید تقسیم می‌شوند. آب تجدیدشونده (renewable water) مقدار آبی است که طی چرخه آب، سالانه به حوزه برمی‌گردد. شرط پایداری کمی منابع آب هر حوضه عدم تجاوز مصارف سالانه در حوضه از آب تجدیدشونده می‌باشد. در بیشتر مناطق ایران عمده نیاز آبی از آب‌های زیرزمینی توسط چشمه‌ها، قنوات و چاه‌‌ها تأمین می‌شود و پتانسیل آب‌های سطحی کم می‌باشد. در گذشته بهره‌برداری‌ها عمدتا از طریق چشمه‌ها و قنوات صورت می‌گرفت. قنات یک سازه‌ي طبیعی سازگار با طبیعت به شمار می‌رود به این معنا که تنها موجودی آب سالانه را در اختیار قرار می‌دهد. ولی متأسفانه با توسعه صنعت حفر چاه‌های عمیق و امکان پمپاژ آب، دشت‌های ایران نیز از این فناوری بی نصیب نماند. بطوریکه این چاه‌ها به عنوان منبع آب جدید برای کشاورزی به صورت افسار گسیخته، مورد استفاده قرار گرفت و سطح زیرکشت اراضی آبی افزایش داده شد. این روند ادامه یافت تا اینکه حجم آب برداشت شده از چاه‌‌ها از حجم آب تجدید شونده بالاتر رفت و سطح آب چاه‌ها روز به روز افت کرد تا جایی که به عنوان مثال برخی چاه‌ها در دشت مشهد تا 80 متر افت را نشان می‌دهد. يعني آبي را كه طی ده‌ها هزار سال در سفره‌هاي زيرزميني جمع شده بود (آب غیرقابل تجدید)، در طول چند دهه برباد داديم. پایین رفتن سطح آب و خالی شدن مخازن آب زیرزمینی، پیامدهای زیر را به دنبال دارد:

    نشست زمين و تخريب آبخوان‌ها. به عنوان مثال نمونه‌های گزارش شده نشست زمین در شهر مشهد

    پيشروي جبهه‌هاي آب شور به سمت مناطق آب شيرين در دشت‌هاي مجاور كوير(و يا ساير منابع آب شور).پيشروي آب شور کویر در دشت فيض‌آباد خراسان نمونه‌ای از این جریان است. (بحران آب در غزه نیز ناشی از نفوذ آب شور دریا به ذخایر آب‌های زیرزمینی این منطقه است.)

    يكي ديگر از تبعات كاهش سطح آب زيرزميني، کم شدن ضخامت لايه ي آب‌هاي شيرين و در نتيجه افزايش عمق برداشت و رسيدن به لایه‌ای از آب‌هاي شورتر زيرزميني در كف (لايه پايين‌تر) آبخانه (مخزنی که آب‌های زیرزمینی در آن ذخیره می‌شوند) است. براي نمونه افزايش شوري در دشت‌هاي نريماني، مشهد و نيشابور را می‌توان ذکر کرد.

    عامل اصلی بحران آب در کشور ما عدم سیاستگذاری و برنامه‌ریزی بر اساس مقدار آب تجدیدشونده در کشور می‌باشد. و گرنه وقوع خشکسالی مساله جدی و جديدي در بحث منابع آب به شمار نمی‌رود؛ زیرا با محاسبه آب تجدیدشونده براساس متوسط دراز مدت باران،کمبود آب ناشی از خشکسالی‌ها در سال‌های پرباران جبران می‌شود و در چنین شرایطی بحران ناشی از خشکسالی‌ها به مراتب کمتر خواهد شد. بر‌اساس آمار اعلام شده از شرکت آب منطقه‌ای خراسان رضوی، كل برداشت موجودازمنابع آب سطحي وزيرزميني استان 9707 میلیون متر مکعب و کسری مخازن آب‌ زیرزمینی استان نیز 1079 میلیون متر مکعب است. از طرفی طبق مطالعات انجام گرفته حجم آب تجدید شونده در استان 4920 میلیون متر مکعب و کل مصارف(شرب، صنعت، کشاورزی) 6900 میلیون متر مکعب برآورد گردیده است. این نشان می‌دهد که در استان 40 درصد بیش از پتانسیل منابع آبی مصرف صورت می‌گیرد؛يعني داریم از سرمايه می‌خوريم.

    بر اساس استاندارد، اگر سرانه آب تجدیدشونده بیشتر از 1700 متر مکعب در سال باشد آب مصرفي برای تامین نیازهای شرب، غذا، بهداشت و... هر نفر مطلوب خواهد بود. در استان خراسان رضوی سرانه آب تجدیدشونده 883 متر مکعب در سال بوده که بیانگر شرایط کم آبی است. این نشان می‌دهد که آب تجدیدشونده استان خراسان رضوی برای رفع نیازهای آبی جمعیت آن کافی نیست. اما در حال حاضر با برداشت‌های بی رویه از منابع آب غیرتجدیدشونده سرانه ي آب مصرفی در استان به 1238 متر مکعب در سال رسیده که باز هم مطلوب نیست.

    از طرف دیگر با فرض عدم تغییر الگوی کشت فعلی و با تخصیص كل آب تجديدشده به آبياري، حداکثر سطح زير كشت آبی مجاز در استان خراسان رضوی 42 درصد سطح فعلی است. واضح است که تأمین آب مورد نیاز آبیاری برای این سطح زیر کشت اضافی(58 درصد) در حوضه با اضافه برداشت از منابع آبی غیرقابل تجدید صورت می‌گیرد. البته با وجود این اضافه برداشت‌ها در اکثر زیرحوضه‌‌ها باز هم نیاز آبیاری مطلوب اراضی کشت آبی تأمین نمی‌شود و کشاورزان مجبور به کم آبیاری هستند.

    طبق گزارش جهاد کشاورزی(مرجع) در سال زراعی 88-1387 بيشترين سطح محصولات سالانه آبي متعلق به استان خراسان رضوي مي‌باشدبه طوري كه 02/11 درصدسطح آبي كشور دراين استان برداشت شده است. علاوه بر این با وجود دارا بودن رتبه نخست از لحاظ سطح کشت گندم آبی(21/9 درصد از کل اراضی برداشت شده گندم آبی کشور) این استان باعملکردی معادل 3645كيلوگرم در هکتار در جایگاه هجدهم نسبت به سایر استان‌ها قرار دارد.یک کیلوگرم گندم برای ما چه هزینه‌ای را در برداشته است؟ آیا با وجود استفاده از نهاده‌هاي فراوان کشاورزی(کود، سموم، ماشین آلات و...) و هزینه ي بالای مصرف‌ انرژی برای حفر چاه و پمپاژ آب از عمق بیش از 200 متری زمین این تولید توجیه اقتصادی دارد؟ با این سیستم مسلماً بخش کشاورزی در نگاه بسیاری از مسئولان اقتصادی کشور تمام شده است و نمی‌توان بخشی از توسعه اقتصادی را بر دوش بخش کشاورزی نهاد. بدیهی است كه این سیستم مدیریت با تزریق نهاده‌های فراوان و صرف هزینه‌های بالا، خودکفایی و استقلال نسبی کشور را در کوتاه مدت دنبال می‌کند. با ادامه این روند، بحران جدی در منابع آب کشور بخصوص در مناطق مرکزی و شرقی ایران در پیش روی ماست که وابستگی کامل را به دنبال خواهد داشت.اينگونه نگاه به خودکفایی با وجود ايجاد استقلال کوتاه مدت، آن هم نه در تمام محصولات، وابستگی درازمدت را به همراه خواهد داشت.

    استقلال در کشاورزی وقتی به دست مي‌آيد که با شناخت درست منابع طبیعی و بومی هر منطقه، برای حداکثر نمودن تولید ناخالص منطقه، سرمایه‌گذاری در محصولات خاص و حتی بخش‌های خاصي صورت گیرد که با صرف آب کمتر ارزش ریالی بیشتری را دارا باشد. البته باید یک برآوردی در مورد پتانسیل اقلیمی، طبیعی و بخصوص منابع آب هر يک از استان‌ها صورت گیرد تا باانتخاب الگوی کشت مناسب و اعمال کاهش یا افزایش سطح زیر کشت و افزایش بهره‌وری (مثل استفاده از فضاهای گلخانه‌ای و ...)نقش هر استان در تولید بخش کشاورزی برای تأمین نیازهای اساسی غذایی کشور را مشخص کنیم. و به این سؤال پاسخ دهیم که آیا می‌توان با بهره‌وری حداکثری از منابع هر منطقه (و نه به قیمت از دست رفتن آنها) علاوه بر نیازهای داخل به صادرات هم برسیم یا اینکه در بعضی محصولات نیاز به واردات با استفاده از تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی داریم. تنوع اقلیمی کشور منجر به تنوع در محصولات کشاورزی می‌شود اما به معنای تولید تمام نیاز غذایی کشور نمی‌باشد، زیرا غالب این اقلیم‌ها سطح کوچکی از کشور را تشکیل می‌دهد.البته این تنوع اقلیمی (به عنوان مثال) نقطه قوتی در جهت توسعه صنعت گردشگری و توریسم است که مدیریت صحیح و جامع نگر را می‌طلبد تا به فرصت تبدیل شود. بي شك استفاده از منابع غیرقابل تجدید خصوصاً آب و خاک که جزء نیازهای حیاتي انسان‌ به شمار مي‌روند، تنها در شرایط تحریم می‌تواند توجيه علمي و اقتصادي داشته باشد.این درحالی است که در شرایط فعلی که کشور تعاملات نسبتاً خوبی دارد، نباید به بهانه‌ي خودکفایی در تولید غذا تمام منابع طبیعی خود را ازبین برد. اگر با مدیریت صحیح و به منظور پایداری منابعمان به این نتیجه برسیم که وارد کننده برخی محصولات باشیم، عقب ماندگی نیست، بلکه عقب ماندگی واقعی اينجا است که با وجود اين همه استعداد از ساده‌ترين وسايل آزمايشگاهي گرفته تا پرچم ایران، پرچم‌های عزاداری عاشورا وچادر مشکی خانم‌های ایرانی وارداتي باشد.

    در درازمدت تمامی برنامه‌ریزی‌های استراتژیک برای پیشرفت کشور بایستی بر مبنای آمایش سرزمین و بخصوص منابع آب، به عنوان عامل محدود کننده در بخش وسیعی از ایران صورت گیرد. سازگار نمودن تولید اقتصادی با تعادل محیط زیست، یک امر لازم و نه کافی در الگوی پیشرفت اسلامی به شمار می‌رود.بدیهی است مسائل اجتماعی، سیاسی و اشتغال نیز در تصمیم‌گیری‌ها بایستی مدنظر باشند

     

     

    .

    طالبی، شاهدی (کارشناسان کشاورزی گرایش آب و دانشجویان کارشناسی ارشد هواشناسی کشاورزی)

    توضيح: مطلب بالا تحليل روشن و گويايي از محدوديتهاي بخش كشاورزي و بويژه آب بيان داشته، اما محتواي مطلب مورد نقد را نقض نمي‌كند. نويسندگان خود اذعان دارند كه مشكل اصلي در «عدم سياستگذاري مناسب» است نه كمبود امكانات طبيعي. راهكار جبران محدوديت روزافزون منابع، كاهش توليدات و افول مزيت‌هاي جهاني گذشته نيست، بلكه برنامه‌ريزي بيشتر و هوشمندانه‌تر و توسل به روشهاي فناورانه‌تر است. ‌وقتي اروپايي‌ها خاك را از چرخه توليد كشاورزي مي‌خواهند حذف كنند، چرا ما نتوانيم از منابع محدودشونده‌مان بهره بالاتري ببريم؟ مصاديق مذكور در هر دو مطلب، باز هم اين را اثبات مي‌كند كه در برابر «طبيعت» نبايد كوتاه آمد، بلكه سلاح «فناوري» را بايد بكار گرفت. و الا تن دادن به جبر منابع محدودشونده، اين بلا را فراگيرتر خواهد نمود و آن‌وقت آب را هم بايد از خارج وارد كنيم. هدف از زير سوال بردن واردات پرتقال و سيب اين نبوده كه بگوييم بايد همه جا پرتقال و سيب بكاريم، بلكه تلنگر زدن به وجدان ايراني و پاره كردن چرت مسئولان بوده است. و الا كيست كه نداند بزرگترين مصداق بي‌برنامگي در بخش كشاورزي، همين فقدان تفكر آمايشي و بي‌تعهدي به الگوي كشت است. مخلص كلام، ضمن تشكر از نقد گوياي دوستان، پيشنهاد مي‌شود در فضاي غلبه گفتمان خردسوز و توجيه‌گر دولتي، كمتر از ادبيات آمار و ارقام و به تعبير بهتر «استدلال مسئولانه!»، استفاده نموده و به جاي درشت‌نمايي نداشته‌ها، يك‌سره به نكرده‌ها حمله نمايند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه