پيشرفته
 

موضوعات :

  • رسانه
  • جشنواره عمار

  • کلمات کليدي :


    محمد حسین بدری

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • نمی‌توانی جلوی حقیقت را بگیری؛ هیچ‌كس نمی‌تواند

  • بالاخره حرف ما چیست؟(بخش آخر)

  • بلبشوی فرهنگی نتیجه بی‌عدالتی است(بخش نخست)

  • خلاصه؛ صف به هم خورده...

  • مطلب بعدي >   897 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    باید حرف خودمان را بزنیم

    حسین بدری

    دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي مواد دانشگاه صنعتی شريف و متولد 67، با دوستان و همکلاسی‌هایش مستندی ساخته که می‌تواند آغاز ورود نسل بعدی بچه‌های انقلاب، به میدان‌هایی باشد که اشراف رسانه‌ای ما را از آن بر حذر می‌دارند!

    يعني ميتوانيم اميدوار باشيم كه آن اتفاق بزرگ رسانه‌ای در دهه چهارم انقلاب رخ خواهدداد. حسین شمقدری یکی از طليعه‌هاي اين حركت است که با ساختن مستند «يزدان تفنگ ندارد»، تفنگ رسانه را به دست گرفته است.

     

    چطور قرار شد این فیلم را بسازید؟

    ما هم مثل بقيه مردم، اتفاق‌هاي قبل از انتخابات را ديديم، خود انتخابات و مسيري كه بعد از انتخابات راه افتاد، باعث شد دغدغه‌هاي جديدي پيدا كنيم.اوج اين اتفاق‌ها بعد از انتخابات و در تجمع‌هاي داخل و بيرون دانشگاه بود.

     احساس كرديم بايد حرف خودمان را بزنيم. براي همين تشكيل داديم. جمعي از بچه‌هاي دانشگاه شريف، همه متولدهاي 1366، 1367 و 1368.

    اين جمع‌ها بر چه مبنايي شكل گرفت؟

    بيشتر بر مبناي دغدغه‌هاي مربوط به انقلاب اسلامي و مقابله با جريان‌هايي كه تلاش مي‌كردند همه حيثيت و دارايي انقلابي يك ملت را زير سوال ببرند.

    واقعا عده‌اي مي‌خواستند اين كار را بكنند؟

    بله، ما در دانشگاه خودمان مي‌ديديم جرياني كه دين را زير سوال بردند، مقابل دسته عزاي امام حسين(ع) ايستادند، حتي مقابل برنامه‌هاي آموزشي و علمي دانشگاه ايستادند و نمي‌گذاشتند امتحان‌هاي دانشگاه برگزار شود. فضاي دانشگاه را به‌هم مي‌ريختند. در دانشگاه التهاب ايجاد مي‌كردند و نمي‌گذاشتند چيزي سر جاي خودش بماند. تصميم گرفتيم وارد شويم و جلو اين جريان يك‌طرفه بايستيم.

    ما هم صاحب عقيده و نظري هستيم و در درجه اول معتقديم دانشگاه يك‌جاي علمي است و بچه‌ها بايد بتوانند به كار علمي‌شان برسند و توليد علم پيگيري شود.

    ممكن است بگويند اين برداشت شما از رفتار يك جريان ديگر است و شايد درست نباشد.

    وقتي انتخابات برگزار شد، عده‌اي مي‌گفتند در انتخابات تقلب شده است. دور همين حرف، جمع مي‌شدند در صحن دانشگاه. خيلي‌هايشان از بيرون دانشگاه مي‌آمدند. بعضي‌هايشان دانشجو بودند. چند بار در دانشگاه را شكستند و ريختند داخل و باعث تعطيلي دانشگاه مي‌شدند.

    تعطيلي دانشگاه يا عقب افتادن امتحان اين‌قدر براي شما مهم بود؟

    قضيه فقط اين نيست.

    دانشجوها توقع دارند در دانشگاه صنعتي شريف با فضايي روبه رو شوند كه فقط دنبال درس و مقاله و تحقيق و آزمايشگاه باشند. واقعا يك فضاي سنگين علمي در دانشگاه شريف هست. تعداد مقاله‌هاي علمي بچه‌هاي دانشگاه شريف را با جاهاي ديگر مقايسه كنيد. اين فضا در دانشگاه شريف خيلي جدي است و يك جريان از راه رسيده كه مي‌خواهد فضاي محيط علمي ما را به‌هم بزند و مي‌خواهد تمام فضاي دانشگاه به سياسي‌بازي كشيده شود. ضربه‌اي كه بچه‌ها از اين وضعيت مي‌خورند، هيچ‌وقت جبران نمي‌شود.

    در مصاحبه‌هايي كه براي «يزدان تفنگ ندارد» گرفته‌ايم، بچه‌ها گله مي‌كنند كه چقدر زحمت كشيده‌اند و از اول كلاس‌هايشان را پيگيري كرده‌اند. آن‌وقت نزديك امتحان‌ها يك عده كار و زندگي را به هم مي‌ريزند.

    غير از اين، اين عده احترام هيچ‌چيز را نگه نمي‌دارند. نه به دين احترام مي‌گذارند، نه به مردم و نه به نظر ديگران. يك عده با نظر غالب مردم مخالفند و به خودشان حق مي‌دهند راحت به اعتقاد همه توهين كنند، قانون را زير پا بگذارند.

    چرا اين كار را مي‌كنند؟

    بعضي رفقاي خود ما، از اول ورود به دانشگاه ماشين دارند و بيشترشان از شمال شهر مي‌آيند. اين يعني عده‌اي مي‌توانند به دليل اينكه پول براي تحصيل و كلاس‌هاي ويژه كنكور دارند، به عنوان «نخبه» معرفي شوند.

    كساني هم هستند كه از جاهاي دور ايران يا روستاها به دانشگاه شريف آمده‌اند. اما عده‌اي به خودشان حق مي‌دهند كه چون دانشجو هستند و در دانشگاه مشهوري درس مي‌خوانند، نظر خودشان را حتي اگر مخالف نظر مردم و مخالف قانون باشد، به بقيه تحميل كنند.در مستند «يزدان تفنگ ندارد» بچه جنوب شهر مي‌گويد اگر قرار است اعتراض و شلوغي باشد، بايد از جنوب شهر شروع شود. مي‌گويد ما زير خط فقريم و مشكل داريم. ما بايد سر و صدا كنيم، شلوغ كنيم، چرا شمال شهري‌ها شلوغ مي‌كنند؟

    ما نشان داديم كه عده‌اي مي‌خواهند بگويند در انتخابات تقلب شده و براي پافشاري به نظرشان هر كاري مي‌كنند.

    عده‌اي كه مي‌گويند تقلب شده بيشترشان در تهران بودند. يك جمع دانشجويي كه نظر ديگري داشتيم و آنجا بوديم. جمعي كه مي‌گفتند مي‌خواهيم تجمع سكوت برگزار كنيم، بدترين برخوردها را با ما كردند كه در «يزدان تفنگ ندارد» هست. يك جمع دانشجويي از داخل دانشگاه شريف، معتقد بود تقلب نشده و روز 25 خرداد در ميدان حاضر بود. اما كساني كه اسم خودشان را نخبه گذاشتند، به ما حمله كردند.

    همين انگيزه‌اي شد كه خيلي جدي دور هم جمع شويم. اول كليپ درست مي‌كرديم. كليپ‌هايي صوتي و تصويري براي مناسبت‌هاي مختلف، بعد ديديم براي گفتن حرف‌هايمان، جا دارد مستند بلند كار كنيم. با اينكه همگي دانشجوي مهندسي و فني هستيم، احساس كرديم درباره مسايل اجتماعي و سياسي اطرافمان بايد مستند بلند بسازيم.

    سابقه و تجربه‌اش را داشتيد؟

    خودم از چند سال قبل در فضاهاي هنري بودم، چند فيلم كوتاه و مستند ساخته بودم. از بچه‌ها كمك گرفتم حتي تعدادي از بچه‌ها تدريس خصوصي مي‌كردند و پولش را مي‌آوردند كه براي كار خرج كنيم.

    توانايي فني بچه‌هاي مهندسي شريف براي فيلم‌سازي كافي بود؟

    با تعدادي از آنها در كلاس‌هاي آموزشي فيلم‌سازي و كارگرداني نادر طالب‌زاده شركت مي‌كرديم. در حوزه كارگرداني، خودم از چند سال قبل در كار تحليل فيلم بودم و خيلي جدي به اين موضوع مي‌پرداختم. به لطف خدا موفق شديم نظر بچه‌ها را با هم جمع كنيم. ذهنيت بچه‌ها از يك طرف فني بود و در حوزه سياسي – اجتماعي هم توانايي تحليل داشتند. «يزدان تفنگ ندارد» از مجموعه‌اي ايده‌ها و نظرها به دست آمده و تك‌تك اينها متعلق به تك‌تك بچه‌هايي است كه اسمشان را آخر فيلم مي‌بينيد. چون كارگروهي بود، همه بچه‌ها نظر مي‌دادند و من به عنوان كارگردان سعي مي‌كردم اينها را جمع كنم و با هم تركيب كنم. يك مشكل جدي در حوزه فيلم‌سازي اين است كه يك نفر مي‌نشيند فكر مي‌كند و مي‌نويسد و كارگرداني مي‌كند و همه كار را يك نفر انجام مي‌دهد. يك نفر آدم معمولي چقدر مي‌تواند ايده بدهد، موضوع را بشناسد و از عهده كار برآيد؟

    از طرفي شخصيت رضا نيرهدي به عنوان يك دانشجوي المپيادي نخبه دانشگاه شريف به دليل ويژگي‌هايي كه دارد و در فيلم هم بروز دارد، به كار كمك زيادي كرده است.

    براي اين كار تقريبا سه ماه كار تحقيقاتي انجام داديم. در اين مدت مستندهاي مهم روز دنيا را بررسي كرديم. آخرين اظهارنظرها درباره مستندسازي را ديديم، در حوزه فني هم كار كرديم. درباره فيلمنامه مستند كار كرديم و حرف‌هايي را كه مي‌خواستيم بزنيم، مرور كرديم به برنامه رسيديم. اين سه ماه خيلي كمك كرد كه در سه ماه بعدي كارمان بهتر انجام شود. در كار مستند، تحقيق و اجرا از هم جدا نيست و با هم جلو مي‌رود.

    سعي كرديم «يزدان تفنگ ندارد» حرفش را محكم و با قاطعيت بزند. و به عنوان اولين مستند بلند داستاني درباره انتخابات، وقتي در دانشگاه‌ها پخش مي‌شود، براي د انشجو جالب است و واكنش‌هاي جالبي دارند. استقبال ويژه‌اي هم مي‌كنند.

    چرا دانشجوها استقبال مي‌كنند؟

    تا به حال بيشتر فيلم‌ها در اين موضوع را BBC، VOA‌و HBO براي ما ساخته بودند و بچه‌ها از اينكه نقد از درون توسط يك عده دانشجو صورت گرفته، خوششان مي‌آيد. مستند «يزدان تفنگ ندارد» مي‌تواند شروع كارهايي از اين دست باشد كه بدون تعارف نقد مي‌كند و به بيرون از مرزها وابسته نيست.

    خودتان هم اين كار را ادامه مي‌دهيد؟

    همين گروه هم‌زمان مشغول سامان دادن به سه مستند است. توان و انرژي مضاعفي از استقبال‌ها به دست آورده‌ايم.

    موضوع مستندها چيست؟

    يكي درباره تاريخ بعد از انقلاب، دومي درباره موضوع ولايت و سومي به فعاليت‌هاي سياسي انقلابي در دانشگاه مربوط مي‌شود.

    واقعا چرا شمال‌شهري‌ها شلوغ مي‌كنند؟

    سوال او هم همين است.

    حالا از شما مي‌پرسم. چرا فقط يك‌پنجم شمال تهران در يك اتفاق سياسي - اجتماعي معترض است؟

    بايد مستند «يزدان تفنگ ندارد» را ببينيد. بايد به يك امپراتوري رسانه‌اي نگاه كنيم كه سال‌هاست شكل گرفته و بر فكر مردم، دغدغه‌هاي و آرمان‌هاي آنها سيطره پيدا كرده است. يك بچه شمال شهر، بر اثر رسانه‌هايي كه در اختيار دارد، بخواهد يا نخواهد از هجمه اين رسانه‌ها تاثير مي‌پذيرد. از هاليوود، شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اجتماعي، تفريح‌هايي كه به يك عده خاص مربوط است.

    مثلا پشت ماشينش بنشيند، آهنگ گوش بدهد و در خيابان راه برود. اين فرهنگ ايراني نيست. از خانه بيرون آمدنش با سبك زندگي آدم‌هاي ديگر هماهنگ است. تلويزيون را كه روشن مي‌كند، محيط‌هايي كه در آن رفت و آمد مي‌كند، همه مربوط به فرهنگ ديگري است كه ربطي به مردم عادي اين سرزمين ندارد.

    كساني كه امكانات بيشتري دارند و بيشتر در رفاهند، از اين چيزها بيشتر متاثر مي‌شوند. «يزدان تفنگ ندارد» يك سوال جدي مطرح مي‌كند.

    يك سوال هم ما داريم كه مي‌شود از خيلي آدم‌ها پرسيد. از آدم‌هاي سياسي كه ارتباطي به حكومت دارند، تا آدم‌هاي نظامي كه مسوول جمع كردن بحران‌هاي اجتماعي مي‌شوند، تا فلان روحاني معروف كه دايم در تلويزيون ديده مي‌شود، تا آدم‌هاي عادي كه در محله‌هاي معروف جنوب‌شهر زندگي مي‌كنند؛ كه در اتفاق‌هاي بعد از انتخابات سال 1388 كه به يك آشوب اجتماعي كشيده شده است. چرا در اين ماجرا، بچه خلاف‌هاي جنوب شهر كه هميشه يك طرف هر دعواي اجتماعي هستند، در هيچ نقطه‌اي دخالت نكردند؟

    چون مي‌بيند جريان معترض همه ويژگي‌هايش با او فرق مي‌كند. مذهبي نيست، سرمايه‌داري هست، دنبال جريان‌ها و رسانه‌هاي غربي است. اين حرف‌هايي است كه در آخر مستند «يزدان تفنگ ندارد» گفته مي‌شود. مي‌گويد در محله‌اي كه ما هستيم، مردم به چيزهايي عقيده دارند. اين طرف حرم حضرت عبدالعظيم(ع) است، آن طرف امامزاده عبدالله است. مي‌گويد من عقيده دارم براي محرم حتما در هيات شركت كنم و آن طرف دعوا از اين خبرها نيست.

    صحنه‌اي را در فيلم نشان داده‌ايم. كسي يك سال بعد از انتخابات در شب فينال جام جهاني 10 - 20 هزار تومان پول بليت داده كه فينال را در سالن سينما تماشا كند. موضوع روشن و ساده‌اي مثل حج رفتن را مسخره مي‌كند و نسبتي با ادبيات مذهبي ندارد. اما آن بچه به اصطلاح لات جنوب شهري از عقيده‌اش حرف مي‌زند و اعتراض دارد به اينكه آدم مرفه شمال شهري چه حقي دارد جرياني براي مخالفت درست كند، در حالي كه بيشتر از همه ما، از وضع موجود بهره مي‌برد؟

    يعني مي‌گوييد ان جريان معترض سبز يا هر اسمي كه رويش بگذاريم، اگر پز ديني قبل از انتخابات را نگه مي‌داشت، ممكن بود بتواند ادامه بدهد؟

    با نگه داشتن يك پز و چند شعار كاري پيش نمي‌رود. يك جريان، با يك دغدغه‌اي شكل مي‌گيرد و منش و رفتاري با خود دارد. جريان معترض بعد از انتخابات، قبل از انتخابات هم خودش را به مردم نشان داده بود. خيلي‌جاها خيابان را مي‌بستند و مي‌رقصيدند، نمي‌كردند؟

    آن آقا كه از جنوب شهر آمده، از هر گروه اعتقادي هم كه باشد، اين كارها را با حيرت نگاه مي‌كند. با مفاهيمي بزرگ شده كه در هر وضعيتي هست، اجازه نمي‌دهد مثلا خواهرش وسط اين جمع باشد و بزند و برقصد و... ريشه اين دو جريان از اساس با هم متفاوت است و سنخيتي با هم ندارند.

    مشخصات آن جريان معترض را مي‌گوييد؟ به عنوان يك دسته اجتماعي قابل ارزيابي هست؟

    يكی رفاه‌زدگي و كاخ‌نشيني است. جرياني كه از اين نظام همه‌جور استفاده‌اي كرده و با استفاده از آن پولدار شده، خانه گران‌قيمت به دست آورده، كاخ ساخته، ولي به دليل ارتباط جدي با امپراتوري رسانه‌اي مقابل انقلاب اسلامي ايستاده است.

    تمام اين امپراتوري رسانه‌اي، خارج از كشور است؟

    نه، داخل كشور هم همان روش‌ها دنبال مي‌شود. اتفاقا واضح است كه صداوسيما رسانه مستضعفان نيست. نقد جدي همين مستند، به صداوسيماست.

    فكر كرديد ممكن است تلويزيون فيلم شما را پخش كند يا نه؟

    اميدوارم كه كم‌كم وقتي بازتاب‌هاي پخش فيلم و استقبال مخاطب را مي‌بينند، مستند را از ما بخرند و پخش كنند. به‌خصوص با توجه به هزينه‌هايي كه درباره فيلم شده. البته يك نفر كه به عنوان واسطه براي معرفي فيلم به صداوسيما مطرح شده بود، به دوستان ما گفته بود صلاح نيست و التهاب ايجاد مي‌كند و از اين حرف‌ها.

    پروژه توليد «يزدان تفنگ ندارد» چقدر هزينه داشته؟

    اين را بايد از تهيه‌كننده بپرسيد. بيشتر هزينه‌هاي چنين كاري، هزينه انساني است و اين بخش در كار ما صفر بود. بچه‌ها بدون دريافت پول كار كردند و حقوقي نگرفتند. حتي از خودشان هم هزينه كردند. بعضي بچه‌ها تدريس خصوصي كردند و پولش را در كار خرج كردند. هزينه كار ما حدود هشت ميليون تومان شد.

    با چند سفري كه براي فيلمبرداري رفته‌ايد؟

    بله، سفر و اقامت براي سه - چهار نفر كه براي كار به شهرهاي مختلف رفتيم و اجاره دوربين و... سعي كرديم كار با سطح هزينه دانشجويي تمام شود، اما كيفيت حرفه‌اي داشته باشد. اول مهم اين است كه دغدغه و حرفي براي گفتن و نگاه متفاوتي به موضوع وجود داشته باشد. اگر پول زيادي داشته باشيم و يك تيم حرفه‌اي مشهور بياوريم، ولي دغدغه و حرفي نداشته باشيم، ارزشي ندارد.

    براي كار، دوربين اجاره كرديد؟

    بله، خودمان دوربين نداشتيم. يك دوربين از هيات اسلامي هنرمندان گرفتيم. پول اجاره‌اش را نداشتيم بدهيم و باعث گلايه دوستان شد. هنوز هم همه قرض‌هايمان را نداده‌ايم.

    همه فيلم را با يك دوربين گرفتيد؟

    بله، يكي از بچه‌ها هم يك موبايل داشت كه HD ضبط مي‌كرد. چند جا از فيلم تصويرهايي هست كه فيلمبردار ديده مي‌شود، با همان موبايل ضبط شده است. كمي هم كيفيتش كمتر است. بعضي‌جاها را هم در تدوين طوري درآورده‌اند كه زمان‌هايش متفاوت است، ولي به نظر مي‌آيد دوربين ديگري هم بوده.

    كه نبوده؟

    نه، نبوده. از راش‌هاي ديگري بين گفت‌وگوها استفاده شده است.

    خود طه كه فيلم را روايت مي‌كند، چطور آدمي است؟

    چند ويژگي اصلي دارد. يكي اينكه يك نخبه علمي است. مدال نقره المپياد فيزيك دارد. در درس‌هايش خيلي فعال است. در چند مدرسه مثل دبيرستان علامه حلي درس مي‌دهد. تدريس خصوصي هم دارد. يك جنبه ديگرش اينكه در فضاي سياسي خيلي پيگير است و بحث‌ها را دنبال مي‌كند و از مساله‌هاي مختلف آگاه است.

    چرا بايد اين بچه‌ها بروند بيرون كار كنند، تدريس خصوصي و... و پولش را بياورند براي يك كار از جنس «يزدان تفنگ ندارد» خرج كنند؟

    جواني، سن آرمان‌گرايي است و آدم‌ها در اين دوره آسان‌تر از چيزهايي كه دارند، مي‌گذرند. اخلاص بيشتري دارند. اينها از ويژگي‌هاي جواني است. در هر حركت انقلابي، حضور و اثر جوان‌ها بيشتر است. آدم‌هايي از نسل‌هاي قبل از ما، در سن و سال ما، با نيت و توان جواني انقلاب كرده‌اند. خود طه رضا كه راوي فيلم است، تدريس خصوصي مي‌كرد و همه پولش را براي اين كار مي‌آورد. اين كارها از خصوصيت‌هاي جواني است. آرمان و هدفي داشته و براي آن از آسايش و منفعت خودش گذشته. عده‌اي در زمان جنگ هم كارهاي خيلي بزرگ‌تر از اين حرف‌ها كرده‌اند. جانشان را براي آرمانشان داده‌اند. الگوهاي زيادي در اين زمينه داريم.

    بقيه بچه‌ها هم همين‌طورند؟

    يكي از ويژگي‌هاي اصلي كه در گروه هست و باعث شده اين اتفاق‌ها بيفتد، همين سادگي و زلالي بچه‌هاست. لطف خدا به ما نشان داد وقتي يك حركت كوچك انجام داديم، چقدر بركت كرد. فكر مي‌كنم تفاوت حركت‌هاي بچه‌هاي انقلاب با كارهاي مثلا بي.بي.سي و سي.ان.ان و صداي آمريكا اين است كه كار كمك ما با كمك خدا بركت پيدا مي‌كند و به دل مردم مي‌نشيند. اگر كمي اخلاص در كارمان داشته باشيم، تاثير كار بالا مي‌رود. سال گذشته چه مجموعه‌اي از تبليغ عليه ايران در اين رسانه‌ها وجود داشت؟ چقدر كار كردند؟ مستند ساختند و... چرا هرچه گذشت، مردم از اين جماعت فاصله گرفتند؟ چرا نتيجه عكس گرفتند؟

    واقعا چه شد؟

    روش و ابزار اين شبكه‌ها، با فطرت انساني سازگار نيست. با دروغ و حيله مي‌خواهند مردم را فريب بدهند. بالاخره مردم اين چيزها را متوجه مي‌شوند.

    ولي تاثير هم مي‌گذارد، نه؟

    تاثير اين كارها مقطعي است. در فصلي از تاريخ كه عده‌اي فتنه مي‌كنند، ممكن است جمعي از مردم باور كنند، اما هوشياري آنها اوضاع را عوض مي‌كند. مردم پشت‌سر انقلاب ايستادند. اين يك موضوع جدي و اين از ويژگي‌هاي مردم ايران است. اول توانسته بودند عده‌اي از مردم را كه نيت‌هاي خوبي هم دارند، با خود همراه كنند. اين نشان مي‌دهد اگر كار نكنيم و حرف‌هاي اصلي انقلاب و مردم را نگوييم، ممكن است عده‌اي از مردم حرف اين رسانه‌ها را باور كنند.

    چرا تلويزيون جمهوري اسلامي كه دست بي.بي.سي و صداي آمريكا نيست، با ادبيات و آرمان‌هاي مردم فاصله دارد؟

    دليلش واضح است. خيلي از آدم‌ها در روش‌هايي گير كرده‌اند كه ارتباطي به نيازهاي مردم ندارد. نياز داريم حرفمان را با استفاده از هنر و رسانه بزنيم. يك دليلش كوتاهي بچه‌مسلمان‌ها براي مسلط شدن به ابزار هنر و تكنيك‌هاي رسانه است. كسان ديگري در اين ميدان راه يافته‌اند كه هيچ دغدغه‌اي درباره انقلاب و مردم ندارند. چطور انتظار داريد اين آدم‌ها در مسير انقلاب فيلم بسازند؟ اين اتفاق نمي‌افتد.

    همه بچه‌هاي گروه شما كه توان ساخت يك مستند حرفه‌اي را نداشتند، چطور از فضاي دانشجويي ساده به ساخت يك كار آبرومند و جدي مثل «يزدان تفنگ ندارد» رسيدند؟

    پايه‌هاي مستندسازي براي كسي كه با رسانه آشناست، مثلا شيوه طرح مساله، جواب دادن به موضوع را بلد است.

    از كجا ياد گرفته؟

    كارهاي دانشجويي كرده‌اند. رسانه‌ها را با دقت و صرافت ديده‌اند. اهل مطالعه‌اند. بسيار باهوشند. وقتي درباره مفاهيم مستندسازي مطالعه و كار مي‌كرديم، بچه‌ها با يك اشاره موضوع را متوجه مي‌شدند. چند مستند خوب كه مي‌ديدند، خيلي چيزها ياد مي‌گرفتند. سير آموزشي كه براي خيلي‌ها چند سال طول مي‌كشد، براي اين بچه‌ها به دليل آمادگي ذهني و اشراف بر موضوع رسانه خيلي‌زود طي شد. بچه‌هايي كه تا يك سال قبل هيچ تجربه‌اي در مستند نداشتند، الان با كمي راهنمايي به عنوان مستندساز قابل مطرح هستند.

    كارهاي بعدي شما باز هم با همين گروه انجام مي‌شود؟

    الان تعدادمان بيشتر شده. اغلب دانشجوهاي دانشگاه شريف هستند. خيلي از بچه‌ها بعد از ديدن كار اول، روحيه و انگيزه پيدا كرده‌اند. سه گروه شده‌ايم و كار مي‌كنيم.

    حرف اصلی شما در مستند «يزدان تفنگ ندارد»، نقد مدعیان تقلب است؟

    اصلي‌ترين كار مستند «يزدان تفنگ ندارد» نقد امپراتوري رسانه بود و تلاش كرديم درباره اين موضوع بحث كنيم. در يكي از دانشگاه‌ها يكي بلند شد و گفت خون ندا آقاسلطان خيلي محترم است و... طه رضا گفت آن 28 نفر كه در مسجد جامع زاهدان تكه تكه شدند، محترم نبودند؟ اين فيلم مي‌گويد بعد از انتخابات پارسال، يك قتل شكل گرفت كه در 24 ساعت بيشتر از يك ميليارد نفر صحنه قتل را ديدند و به يك پديده رسانه‌اي تبديل شد.

    كمتر از يك سال بعد در زاهدان بمب مي‌گذارند، 28 نفر شهيد مي‌شوند و هيچ‌كس آن را نمي‌بيند. اين يعني چه؟ سوال اصلي اين مستند، همين است. قتل ندا آقاسلطان، يك پديده رسانه‌اي خاكستري است. يعني چه؟ يعني معلوم نيست چه كسي اين كار را كرده، پليس؟ لباس‌شخصي‌ها؟ آدم‌هاي ديگري كه مثلا برنامه قتل او را از قبل داشته‌اند؟ معلوم نيست. اما به يك پديده رسانه‌اي تبديل مي‌شود. يك اتفاق ديگر مي‌افتد كه ضارب، نيت، موضوع، و همه چيز آن معلوم است.

    وقتي بمب‌گذاري اتفاقي افتاده، يك انسان به نام شهيد گلدوي آگاهانه فداكاري كرده و نگذاشته بمب‌گذار وارد جمعيت بزرگ‌تر مردم در مسجد شود. جان آدم‌هاي زيادي را نجات داده و به جاي مثلا 200 نفر، 28 نفر شهيد شده‌اند. طراحان بمب‌گذاري هم در سايت‌هايشان اعلام كردند ما بوده‌ايم، همان مجموعه ريگي. اين يك پديده رسانه‌اي كاملا سفيد است. ما بلد نيستيم اين موضوع را بزرگ كنيم و هيچ‌كس اين اتفاق را نمي‌بيند. ولي يك پديده خاكستري و مبهم اين‌قدر بزرگ مي‌شود. 10 - 20 نفر در فلان دانشگاه جمع مي‌شوند و چند تا شعار مي‌دهند، در رسانه‌هاي مختلف آن را بازتاب مي‌دهند.

    در سال‌هاي حضور نظاميان آمريكايي در عراق، يك و نيم ميليون از 28 ميليون جمعيت اين كشور كشته شدند. اين حجم از كشتار ديده نمي‌شود، آن وقت يك قتل مبهم اين همه مورد توجه رسانه‌هاي خاص خارجي قرار مي‌گيرد.

    «يزدان تفنگ ندارد» مي‌گويد اين مظهر دروغ رسانه‌اي است. يزدان، تفنگ رسانه را ندارد. پدرش كه فداكاري كرد و جان جمعيت نمازگزار را نجات داد، اين ابزار را ندارد و ديده نمي‌شود. اگر حركت نكنيم، تحت تاثير همين رسانه‌ها قرار مي‌گيريم. عده‌اي هستند كه يك روز حجاب را دغدغه ما مي‌كنند، يك روز ديگر فلان مسوول را به جريان خبري تبديل مي‌كنند. چند وقت دعوا راه مي‌اندازند كه مثلا سريال مختارنامه فلان شخصيت را نشان مي‌دهد يا نه. دغدغه‌هايي كه واضح است ساخته شده كه وقت بچه‌مسلمان‌ها را بگيرد. در مستند «يزدان تفنگ ندارد» اين حرف‌ها هست.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه