پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   487 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش سوم - هنر و فرهنگ و انقلاب اسلامي

تئاتر بسیجی، بسیجی تئاتری

كانون فرهنگي تربيتي حر از جمله كانونهاي فعالي است كه نيروهاي خوبي در زمينه‌هاي مختلف هنري تربيت كرده است و جوانان شايسته‌اي در حوزه تئاتر، كارشان را از آنجا آغاز كرده‌اند. كانون حر قبل از انقلاب، كاخ جوانان بوده است و هم‌اينك زير نظر منطقه 11 آموزش و پرورش فعاليت مي‌كند.
اين كانون كه در ميدان راه‌آهن واقع است و جوانان و نوجوانان زيادي را به خود جذب كرده است داراي سه واحد است. واحد فرهنگي هنري،‌ واحد اجتماعي ورزشي و واحد علمي ادبي. هر واحد داراي انجمنهايي است؛ مثل انجمن هنرمندان و هر انجمن نيز از چند گروه تشكيل شده است مثل گروه نمايش.
سيد جواد هاشمي‌مسئول گروه نمايشي و موسيقي كانون حر است كه سالهاست در آنجا فعاليت مي‌كند. او بيش از هرچيز خود را معلم مي‌داند و براي او تئاتر بهانه‌اي است براي تربيت انسان. گفت‌وگويي كه در پيش است مدتي پيش انجام شده كه متأسفانه تا امروز فرصت چاپ نيافت. شايد اجراي نمايش «زخم مدينه» در تالار وحدت به كارگرداني سيد جواد هاشمي بهانه‌اي باشد براي اين بحث.
در ميان نوشته‌هاي مختلفي كه در آنجا به چشم مي‌خورد اين يكي نظرم را جلب كرد:‌ «كانون حر تنها محل سپري كردن اوقات فراغت نيست بلكه محل رشد،‌ ترقي و شكوفايي استعدادهاست.»
و اي كاش مسئولان آموزش و پرورش منطقه 11 همتي كرده و كمي هم خرج آمفي تئاتر در حال تخريب آنجا كنند؛ سالني كه مسلماً هنرمندان شايسته‌اي را به خود ديده است.

آيا كارهايي هم اينجا اجرا شده يا مي‌شود؟

گاهي اوقات ما اينجا اجرا هم داريم ولي از آنجايي كه سالن در اختيار گروههاي بازيگري و در حال آموزش است سعي شده كمتر در اينجا اجرا داشته باشيم. همين طور كه حتماً توجه كرده‌ايد در اين حوالي منزل مسكوني زياد نيست و همين مسئله باعث مي‌شود استقبال هم براي ديدن نمايش زياد نباشد. البته ما صبحها در اينجا براي مدارس اجرا داريم ولي به گروههاي آزاد اجازه اجرا نمي‌دهيم. اين سالن در اختيار جوانها و نوجوانهايي است كه عضو كانون هستند.

استقبال براي حضور در بخش هنرهاي نمايشي چگونه است؟

بسيار خوب است ما حتي چون ظرفيتمان تكميل است امكان ثبت‌نام بسياري از علاقه‌مندان را نداريم. ما اينجا شاگردهايي داريم كه از راههاي دور مثل كرج يا ملاير مي‌‌آيند. اينجا براي آنها بارقه اميدي است براي راه پيدا كردن به عرصه تصوير‌،‌ چون خود آنها شاهد حضور افرادي بودند كه در اينجا آموزش ديده‌اند و در حال حاضر در تلويزيون يا حتي در سينما و تئاترشهر بازي مي‌كنند. افرادي مثل محمدصادق ملكي كه در جشنواره تئاتر فجر كانديد هم بود در اينجا رشد كرد و خيلي افراد ديگر. به نظر من امور نمايشي اينجا خيلي موفق بوده است.

دليل اين موفقيت را چه مي‌دانيد؟

شايد تا حدودي ماندن خود من باعث شده و همين طور استفاده از افرادي كه روزي خودشان در اينجا شاگرد بوده‌اند و امروز استاد شده‌اند مثل مهرداد راياني مخصوص. او قبل از اينكه استاد دانشگاه شود در همين جا درس مي‌داد و شاگردان موفقي داشت و يا علي سليماني هم‌اينك هم در اينجا درس مي‌دهد يا آقاي راسخ راد و … ما استادهاي خوبي در اينجا داشتيم كه خوب كار كرده‌اند و تأثيرگذار هم بوده‌اند. استادهايي شايسته و جوان.

حضور خانمها در اين بخش به چه صورت است؟

خانمها هم تا حدودي فعال هستند ولي چون خود من گرفتار هستم خيلي به آن بخش رسيدگي نمي‌كنم و شايد به همين خاطر هم آن بخش زياد رشد نكرده است.
ولي به هر حال،‌ روزهاي زوج در طول سال، به خانمها اختصاص دارد و در تابستان هم صبحها دختر خانمها و بعد از ظهر آقا پسرها از اين مكان استفاده مي‌كنند. همين بچه‌هايي كه در حال حاضر توي زمين فوتبال بازي مي‌كنند يا عضو كانون سرود هستند يا تئاتر،‌ اين دو رشته بيشتر فعال است.

پس فعاليت كانون نمايش اينجا مستمر است،‌ در طول سال هم فعاليت داريد؟

بله.

به نظر مي‌آيد كانون حر فقط محلي براي آموزش يك حرفه و هنر نيست. ما در اينجا شاهد رگه‌هاي مذهبي و يك نگاه تربيتي هم هستيم،‌ در اين خصوص لطفاً صحبت بفرماييد.

ما در اينجا مربيانمان را از دو وجه انتخاب مي‌كنيم. اول آنكه توانايي انتقال تجربيات از بعد اخلاقي را داشته باشند، يعني اگر اين خصوصيت را نداشته باشند، اصلاً به عنوان مربي انتخاب نمي‌شوند. در اينجا من براي انتخاب مربي آن هم براي نوجوانان خيلي حساس هستم و دقت مي‌كنم. آنها افرادي هستند مذهبي كه نه خشك هستند و نه خداي ناكرده متحجر. رفتار بسيار خوب و زيبايي با بچه‌‌ها دارند. مربي موسيقي ما با بچه‌ها فوتبال بازي مي‌كند،‌ مربيان با بچه‌ها به اردو، سفر و كوه مي‌روند و در واقع با آنها زندگي مي‌كنند اينجا مدرسه نيست. شما در اينجا دانشجوياني را مي‌بينيد كه از كلاس سوم دبستان در اينجا بوده‌اند و الان عضو گروه سرود بزرگ‌سالان ما هستند. اينجا مثل خانواده‌اي است كه افراد نمي‌توانند يكديگر را ترك كنند و با هم رشد مي‌كنند. ضمن اينكه ما در اينجا براي گروه تئاتر و سرود سالي دو بار اردوي زيارتي مشهد را مي‌گذاريم تا كمربند معنوي بچه‌ها حفظ شود و بچه‌ها بسيار به اين اردوها علاقه‌مندند. افرادي كه در اينجا دوره مي‌بينند اكثراً مذهبي و فرهنگي بار مي‌آيند و حتي گاهي بر خانواده‌هاشان نيز اثر مي‌گذارند و من اين را ناشي از تأثير مربيها به صورت مستقيم و غير مستقيم بر بچه‌ها مي‌دانم.

چرا ما شاهد چنين كانونهايي در ديگر مناطق آموزش و پرورش نيستيم؟

اين طور نيست. ما در تهران و در شهرهاي ديگر كانونهاي زيادي داريم كه البته شايد فعاليتهاي هنري آنها به اين شكل منسجم نباشد. شايد شما باور نكنيد ولي ما به هيچ يك از مربيانمان حقوق پرداخت نمي‌كنيم و همگي مجاني كار مي‌كنند و حتي گاهي از جيبشان هم براي بچه‌ها خرج مي‌كنند! چون خودشان در اينجا پرورش پيدا كرده‌اند به نوعي احساس د‌ِين مي‌كنند و وقت مي‌گذارند چون آموزش و پرورش اصلاً پول ندارد كه پرداخت كند! اگر شما كانونهاي ديگري را نمي‌بينيد كه اين گونه منسجم فعاليت هنري كنند، دليلش اين است كه آموزش و پرورش براي پرداخت حقوق فعاليتهاي فوق برنامه دچار مشكل است. مربي سرود ما مربي برگزيده كشور در مقطع راهنمايي است، اما در اينجا درس مي‌دهد. آموزش پيانوي آقاي حقي كه از آهنگسازان خوب سازمان صدا و سيما است در اينجا براي بچه‌ها رايگان است. ما مختصري شهريه مي‌گيريم براي اينكه فقط پول آب و برق اينجا تأمين شود.

آيا خود شما حقوق مي‌گيريد؟

بله چون رسمي‌ِ آموزش و پرورش هستم حقوق مي‌گيرم.

نگاه شما به تئاتر در مدارس چگونه است؟

تئاتر در مدارس تعطيل شده. سال 63 من مسئول هنري آموزش و پرورش. منطقه 11 بودم. منطقه 11 اولين جشنواره تئاتر آموزش و پرورش را راه انداخت يعني 21 سال پيش و ما اولين جشنواره را در همين كانون برگزار كرديم. بعد از آن من جذب اداره آموزش و پرورش تهران شدم و به من گفتند هر كاري مي‌تواني در استان انجام بده. البته من در آنجا مسئول سرود و آقاي مسلم قاسمي نيز مسئول هنري ادارة آموزش و پرورش استان تهران بود. ما براي اولين بار دو جشنواره را در سطح استان در سال 65 برگزار كرديم. يعني دو سال بعد از اولين جشنواره در منطقه 11 و بعد از سال 65 جشنواره‌ها ادامه داشت تا اينكه ما به قول فوتباليستها كفشهايمان را آويزان كرديم و من وارد عرصه دانشگاه شدم. يعني از سال 69 كه رسماً دانشجو شدم ديگر هيچ مسئوليتي را قبول نكردم و تنها در همين كانون حر حضور داشتم. بعد از آن،‌ به تدريج جشنواره‌هاي امور تربيتي دچار اختلال شد و در حال حاضر هم مدارس فاقد تئاتر به صورت جشنواره‌اي هستند و وقتي جشنواره نباشد دانش‌آموزان انگيزه‌اي براي كار كردن تئاتر در مدرسه نخواهند داشت. آن زمان رقابت بهترين انگيزه براي بچه‌‌‌‌ها بود. بچه‌ها در مراحل مدرسه‌اي،‌ منطقه‌اي، استاني و كشوري حضور پيدا مي‌كردند. ما حدود شش هزار گروه نمايشي در مدارس داشتيم و اين حركت و شور و اشتياق در آموزش و پرورش بسيار ستودني بود؛ ولي از وقتي گروههاي تئاتر و سرود در سطح نوجوان و جوان در آموزش و پرورش تعطيل شد ما ديگر شاهد آن جوش و خروش نيستيم. ما حتي در سطح كانونها در كشور جشنواره داشتيم تا بچه‌ها انگيزه لازم براي رقابت را داشته باشند. ولي متأسفانه همه اينها تعطيل شد و در حال حاضر فقط جشنواره‌هاي بي‌رمقي برگزار مي‌شود كه گاهي بسيج يا سازمان دانش‌آموزي برگزار مي‌كند.

يعني در حال حاضر جشنواره تئاتر مدارس وجود ندارد؟

به صورت منسجم و تشكيلاتي خير.

به چه علتي اين جشنواره تعطيل شد؟

حتماً بودجه نبوده. اوضاع ظاهراً روزبه‌روز هم بدتر مي‌شود. ما هر چه مي‌خواهيم بيشتر فرهنگ‌سازي كنيم كمتر امكان آن فراهم مي‌شود. نمي‌دانم بودجه فرهنگي اين مملكت كجا خرج مي‌شود ولي مطمئن هستم همه چيز در آموزش و پرورش اتفاق مي‌افتد. تربيت و پرورش روح و جسم ريشه در آموزش و پرورش دارد ولي متأسفانه آن را جدي نمي‌گيريم و تأثير آن را در سطح كلان در كشور شاهد هستيم، در تربيت بدني،‌ در هنر و … ما در همه رشته‌هاي هنري از قبيل طراحي،‌ نقاشي،‌ خطاطي، ساخت فيلم و… در آموزش و پرورش شاهد يك پتانسيل غني و قوي بوديم كه به صورت ريشه‌اي كار مي‌كردند ولي همه آنها تعطيل شد. البته در ظاهر و به صورت اسمي وجود دارد ولي بي‌رمق و بي‌پشتوانه برگزار مي‌شود. در صورتي كه ما در سال 67-66 در همين منطقه 11،‌ پانزده مدرسه داشتيم كه طي آن 120 گروه تئاتر در جشنواره شركت كرده بودند. جشنواره ما ده روز طول مي‌كشيد و هر روز در اين سالن اجرا داشتيم. ولي در حال حاضر شايد از هر منطقه فقط چهار گروه شركت مي‌كنند. ديگر كسي اين جشنواره را جدي نمي‌گيرد و رقابتي وجود ندارد.

فعاليت بچه‌ها در اينجا به چه شكل است؟ آيا تحت عنوان يك گروه خاص مثلاً گروه نمايش كانون حر فعاليت مي‌كنند؟

ما اينجا فقط يك گروه پنجاه شصت نفري تئاتر داريم كه تحت عنوان «يتيمان كوفه» سالي يك بار دور هم جمع مي‌شوند و نمايش اجرا مي‌كنند.
اين گروه يك گروه دائمي در كانون حر است كه يازده سال است نمايش اجرا مي‌كند و هر سال در ماه مبارك رمضان به صورت يك نذر در حوزه هنري اجرا داريم كه البته امسال چهارمين سال اجراي آن است. يازده سال از تشكيل اين گروه مي‌گذرد و يك گروه مستقل و منسجمي است كه در همين كانون پرورش پيدا كرده است و فقط سالي يك بار جمع مي‌شوند و در بين آنها همه طيفي اعم از معلم، مربي، بازيگر حرفه‌اي و … وجود دارد. ما در اينجا كارگاه بازيگري داريم كه در آن فقط تئاتر آموزش داده مي‌شود.

شما براي واژه تئاتر انقلابي چه مفهومي قائل هستيد؟ به نظر شما تئاتر انقلابي چه تاتري است؟

من بعضي وقتها از جشنواره‌ها به خاطر ايجاد انگيزه به نيكي ياد مي‌كنم ولي خيلي وقتها هم مي‌گويم اين جشنواره‌ها لگد مي‌زنند به بخت تئاتر كشور. مثلاً در جشنواره تئاتر انقلاب يا دفاع مقدس يك‌سري از گروههاي منسجم تئاتري كارهاي مختلف انجام مي‌دهند كه در واقع به صورت سفارشي كار مي‌كنند. حالا شايد هدفشان عشقي باشد كه به تئاتر دارند و اين جشنواره براي آنها فقط يك بهانه باشد براي جمع شدن و كار كردن اما در آخر ما از آنها شاهد كارهايي هستيم كه از لحاظ فكري،‌ محتوا و گاه تكنيكي ضعيف و كم‌بنيه است كه دليل آن نيز عجله‌اي است كه در كار جشنواره‌اي وجود دارد و در نهايت هم دو اجرا در جشنواره دارند و تمام. حتي به نظر من تفكيك موضوعي براي تئاتر اگر چه حسن دارد ولي عيب هم دارد. حسن آن اين است كه يك‌سري از ارزشها و دست‌آوردهاي انقلاب به هر حال فراموش نمي‌شود و بالاخره از طريق تئاتر تا حدودي در آن زمينه فرهنگ‌سازي شود و اين خوب است ولي چون منحصراً دولتي است ما در آن دچار شكست مي‌شويم. اگر تئاتر انقلاب دولتي نباشد، يعني از دل بر آيد لاجرم بر دل هم خواهد نشست و تا زماني كه تئاتر انقلاب دولتي باشد رشد كمي و كيفي نخواهد كرد.

نظر شما درباره انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و فعاليتهاي آن چيست؟

به هر حال آب باريكه‌اي است كه بايد باشد ولي من يك بحث زيربنايي دارم. من معتقد هستم تئاتر ما بايد زيردست وزارت ارشاد و مركز هنرهاي نمايشي باشد. هيچ نهادي حق ندارد جشنواره تئاتر بگذارد و تئاتر را براي خودش مصادره كند بلكه فقط مي‌تواند از آن حمايت كند. به نظر من جشنواره تئاتر دفاع مقدس را بايد ارشاد برگزار كند و انجمن تئاتر انقلاب،‌ دفاع مقدس، يا هر نهاد ديگر از آن حمايت كند و يا به صورت بازوان اجرايي وزارت ارشاد باشد. بدين ترتيب اگر همه كارها از طريق ارشاد صورت بگيرد كاناليزه مي‌شود ولي با كمال تأسف بايد بگويم در اينجا وزارت گوشت هم جشنواره تئاتر برگزار مي‌كند! يعني هر سازمان و وزارتخانه‌اي براي خودش جشنواره دارد؛ سپاه، بسيج، ارتش و … شما ببينيد ما در سال چند جشنواره داريم و همه داراي كميت بدون كيفيت. بايد همه اينها را بسپاريم به يك مرجع، تا همه چيز از آن كانال بگذرد،‌ يعني حتي حوزه هنري هم نبايد به صورت مستقل جشنواره سوره و يا ماه برگزار كند و فقط براي برگزاري آن به ارشاد كمك كند و وزارت ارشاد و مركز هنرهاي نمايشي هم موظف به بر پايي آن جشنواره باشد. زيباترين آمفي تئاترهاي كشور دست سپاه و بسيج است ولي تئاترشهر پول ندارد صندليها را درست كند! ابزار در اختيار آنهايي است كه تخصصشان اجراي تئاتر نيست.

يعني شما با تئاتر بسيج موافق نيستيد؟

چرا ولي مي‌گويم بايد كاناليزه شود.
به نظر من بايد پرسيد چرا پايگاههاي بسيج با توجه به امكاناتشان تئاتر فعال ندارند؟
اتفاقاً بايد فعال باشند و تئاتر داشته باشند. تئاتر بسيج بايد فعال باشد ولي كاناليزه‌ شدن آن بايد توسط ارشاد انجام شود. زماني آقاي مسعود شاهي مسئول مركز هنرهاي نمايشي بود. ايشان چند كميتة نمايشي تشكيل داد و من مسئول كميته دانش‌آموزي بودم. ما كميته جنگ و دفاع مقدس، كميته دانشجويي و.‌.. داشتيم. اگر آن طرح خوب اجرا مي‌شد واقعاً ايده‌آل بود يعني تمامي تئاترهاي بسيج زير نظر نماينده تام الاختيار در مركز هنرهاي نمايشي اجرا مي‌شد و اين يعني كاناليزه شدن. بايد يك نفر متولي اين جشنواره‌ها و كارها باشد تا آنها را حمايت و هدايت كند و مثلاً فلان كار خوب بسيج را بياورد و در تئاتر شهر به اجرا بگذارد.

چرا تئاتر حرفه‌اي امروز ما با مخاطبش فاصله گرفته است و كاري را كه اجرا مي‌كنيم كمتر در وحدت جامعه است؟

البته اين مشكل امروز ما نيست. ادبيات ما ادبيات صحيحي نيست و با مخاطب ارتباط برقرار نمي‌كند در تئاتر ما حرف مردم را نمي‌زنيم. من مي‌گويم شايد اخلاقي‌ترين نمايش بين المللي دنيا‌ «اتللو» باشد كه اجراهاي زيادي هم در همه دنيا داشته، در خود ايران نيز چند اجرا داشته عيبي ندارد، ما مي‌توانيم مسائل اخلاقي را با تئاترهايي اين چنيني مطرح كنيم ولي چه زماني حرف خودمان را بزنيم؟ چه موقع حرف خودمان را راحت و قابل فهم بگوييم تا مردم وقتي مي‌شنوند و مي‌‌بينند نگوييد اينها چه مي‌گويند؟! ما همين الان كار مذهبي مي‌كنيم، متن تاريخي است ولي كلام اسطوره‌اي است! در همين حوزه هنري به من مي‌گويند چون متن تاريخي است بايد متن بازنويسي شود و ادبي باشد. مي‌گويم من خودم مي‌دانم عمداً اين طور نوشته‌ام مگر مردم در كوچه و بازار با يكديگر ادبي حرف مي‌زنند؟ تئاتر را بايد طوري نوشت كه با مردم ارتباط برقرار كند. بايد تاريخ تحريف نشود ولي كلام كه عيب ندارد قابل فهم و راحت باشد. به نظر من يكي از مشكلات ما ادبيات و زبان آثارمان است؛ حتي در ترجمه. مسئله ديگر اين است كه مردم دوست دارند مسائل و موضوعات مربوط به خودشان را بشنوند براي همين با سياه‌بازي ارتباط برقرار مي‌كنند. عده‌اي مي‌گويند چرا از تئاتر لاله‌زار استقبال مي‌شود؟ چون تئاتر مردمي است. تئاتر بايد بتواند ارتباط برقرار كند. براي آشتي مردم با سالنهاي تئاتر بايد تئاتر ما مردمي‌شود. مردم تئاتر را دوست دارند به شرطي كه حرفهاي غير قابل فهم روشنفكري در آن نشنوند.

به نظر مي‌رسد شما در اينجا بستر لازم را داريد؛ يعني يك محيط فرهنگي مذهبي كه با استفاده از مربيان كارآزموده سعي در انتقال تجربيات و پرورش استعدادهاي نسل نوجوان و جوان داريد.‌ حال اين احتمال وجود دارد كه در بين اين بچه‌ها افرادي باشند كه بتوانند صاحب قلم و ايده بشوند و چيزي را بنويسند كه از جنس مردم باشد، چرا اين كانون محلي براي توليد اين آثار نشود، چرا فقط بازيگري را آموزش مي‌دهيد؟

وقتي اين بچه‌ها از نظر فني به شرايط ايده آل برسند خودشان شروع به نوشتن مي‌كنند. من افتخار مي‌كنم كه در حال حاضر اكثر مسئولان هنري و مربيان شاغل در مناطق بيست‌گانه از اين كانون رشد كرده‌اند. بچه‌هاي كانون حر در مناطق مختلف پراكنده و منتشر شده‌اند و در بين آنها نويسنده، كارگردان، بازيگر و... وجود دارد و همين حضور است كه شما را به اينجا آورده است يعني به كانون حر آورده نه براي جواد هاشمي و خدا را شاكرم كه اين اتفاق افتاده است. شما در پشت خيلي از نوارهاي سرود نام كانون حر را مي‌بينيد و من فكر مي‌كنم ما در حد توان كارمان را انجام داده‌ايم. ما در اينجا فقط بازيگر شدن را آموزش نمي‌دهيم،‌ ما هدفمان فقط تربيت بازيگران درجه اول تئاتر و سينما نيست. من يك معلم هستم و تئاتر براي من بهانه‌اي است براي تربيت انسان و نيروهاي فرهنگي. ما قصدمان نويسنده تربيت كردن، كارگردان تربيت كردن و... نيست حتي قرار نيست ما آنها را مذهبي بار بياوريم. تا حالا به هيچ كدام نگفته‌ام برو نماز بخوان، بلكه هنگام اذان خودم براي خواندن نماز به نمازخانه رفته‌ام. در واقع منش مربيان در بچه‌‌ها تأثير مي‌گذارد و ما برخورد مستقيم نمي‌كنيم. هدف نهايي تربيت نيروهاي فقط متخصص نيست، ولي خوشحال مي‌شويم نيروهايي متخصص و خوب تربيت كنيم. مربيان متخصص تئاتر زياد داريم؛ ولي ما به دنبال مربيان متعهد و متخصص هستيم و تعهد بر تخصص اولويت دارد. هدف ما تربيت بچه‌مسلمانهاي فرهنگي است. در ماه مبارك رمضان اينجا ديدن دارد، پول جمع مي‌كنيم و همين جا سفره مي‌اندازيم و همه با هم افطار مي‌كنيم و خرما گران‌ترين تزئين آن سفره است! از بچه‌هاي راهنمايي هر كسي بتواند همه روزه‌هايش را بگيرد، براي اردوي مشهد بيشترين تخفيف را براي او قائل مي‌شويم و حرف بچه‌‌ها براي ما قابل قبول است. ما به دنبال روشهاي غير مستقيم هستيم و هيچ پولي هم از آموزش و پرورش نمي‌گيريم چون ندارد كه بدهد! من اميدوارم مراكز بيشتري به وجود آيند تا بتوانند چنين حركت و اقداماتي را انجام بدهند.

دلم مي‌خواست وارد صحبتهاي ديگري هم بشويم كه متأسفانه ظاهراً شما ديگر وقت نداريد. از شما متشكرم و اميدوارم در يك فرصت مناسب دربارة تئاتر مدارس نيز گفت‌وگويي داشته باشيم.

ان شاءالله.

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه