پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلام و بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :


    علي نورآبادي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • حال و هوایی تازه در شاعران قدیمی

  • محرومیت پنهان در سرزمین باران

  • انقلاب فرهنگی کار دانشجویان بود

  • 30 کیلومتر تا نصف‌جهان...

  • آلبوم‌های جا مانده در خرمشهر

  • اتفاقی که افتاد، اتفاقی که باید بیفتد

  • مطلب بعدي >   309 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    با قاطعیت می‌گفتند اسرائیل از بین می‌رود

    گفتگو با روح الله رضوی عضو کاروان آسیایی غزه

    علی نورآبادی


     

    روح الله رضوی از معدود فارسی زبانانی بود که توانست همراه کاروان آسیایی شکست حصر غزه وارد این منطقه شود... البته به مدد تابعیت و پاسپورت هندی که دارد. رضوی اهل کشمیر ساکن ایران و دبیر اتحادیه بین المللی امت واحده است. عکس امام را او در غزه مقابل دوربین‌های خبرنگاران  گرفت و پرچم ایران را هم او در غزه به اهتزاز در آورد.

    آقاي رضوي از حضور کاروان آسیایی تان جز چند تصویر کوتاه چیزی در

    تلویزیون ایران منتشر نشد در مدتی که در غزه بودید چه می‌کردید؟

     در سه روزی که در غزه بودیم برنامه‌هاي مختلفي از طرف دوستان فلسطيني هماهنگ شده بود: ديدارهایي با اسماعيل هنيه نخست وزير، نمایندگان مجلس قانونگذاري، مسئولين حماس و جهاد اسلامي و مجموعه ديدارهايي با مردم غزه از جمله خانواده شهدا، اسرا و مجروحين، ديدارهایی از اردوگاه‌هاي فسلطينيان در داخل غزه و نيز ديدار از مراكز درماني و پزشكي غزه. فضايي كه ما در غزه ديديم چيزي جز مظلوميت نبود. با وجود اينكه بيش از دو سال از حمله اسرائيل به نوار غزه مي‌گذشت كماكان آثار آن ظلمها و جناياتي كه اسرائيل عليه آنها كرده بود معلوم بود. داغ خانواده‌هاي داغدار هنوز تازه است و مجروحین هم آثار جنگ را بر بدن خود دارند. حتي از چهره اين افراد معلوم بود. اما ايستادگي و مقاومت مردم غزه بسيار مثال زدني بود. ما يك

    چيزي را از قبل در مورد مقاومت مردم غزه شنيده بوديم اما چیزی که بنده دیدم فراتر از شينده‌ها بود. ياد دفاع مقدس خودمان مي‌افتادم: مادراني كه شهيد داده بودند؛ پدراني كه جوانهايشان را (بعضا چندين شهيد) در راه آزادي و دفاع از قدس از دست داده بودند؛ همسراني كه شوهرانشان در زندانها بودند یا آنها را از دست داده بودند؛ بچه‌هايي كه پدرانشان را از دست داده بودند و و با وجود اينكه در عالم بچگي بودند اما نوع نگاه‌ها و رفتارهايي كه داشتند خيلي متمايز از كودك بود. پختگي و بلوغ را انسان در بچه‌هاي خيلي كوچك مي‌ديد. چيزي بجز دوران دفاع مقدس نمي‌توانم براي آن رفتارها مثال بزنم.

     

    ماجرای ممانعت از ورود برخی اعضاي كاروان به غزه فقط شامل ایرانی‌ها بود؟

    مقامات مصري جلو ورود بعضي از اعضاي كاروان را گرفتند اولين گروهي كه جلو آنها گرفته شد ايراني‌ها بودند؛ فارغ از اينكه چه كساني هستند. فقط به خاطر تابعيت ايراني آنها مقامات مصري مانع شدند. دوستاني كه همراه ما بودند همه يا فعالين غيردولتي بودند یا فعالين دانشجويي. اما مصر به شدت سخت برخورد كرد و اجازه ورود هيچ ايراني را به داخل غزه نداد. غير از آنها به چند نفر دیگر از كشورهايي مثل اردن هم اجازه ورود ندادند. اما

    اصل كساني كه ممنوعيت ورود داشتند ايراني‌ها بودند.

     

    شما چطورتوانستيد وارد شويد؟

    بنده پاسپورت هندي دارم و به اين خاطر توانستم وارد غزه شوم.

     

    مجموعا چند نفر وارد شديد؟

    صد وبيست نفر وارد نوار غزه شديم.

     

    برخوردها در مسیر رسیدن به غزه چطور بود؟

    مشكل جدي براي بار كمك رساني كه كاروان آسيايي همراه خودش داشت و از طريق دريا داشت انتقال مي‌داد پيش آمد. باري كه از بندر لاذقيه در سوريه بارگيري شد و به سمت العريش مصر راه افتاد. در طي مسير ناوهاي جنگي اسرائيل اين مجموعه را دنبال كردند. این موضوع از قبل هم پيش بيني شده بود و هشدار هم داده بودند. يكي دو بار هم كشتي را متوقف كردند و درباره محموله كشتي و افراد حاضر در آن هم پرسر وجو كردند. چون در سازماندهی اين كاروان ايران هم نقش داشت و قسمت قابل ملاحظه‌اي از كمكها از ايران بود

    به همين خاطر اسرائيل حساسيت بيشتري نشان داد و كشتي را متوقف كردند. در بندر العريش مصريها با يك روز تاخير اجازه پهلو گرفتن به کشتی دادند. بعد از آن هم در تخليه و انتقال بارها مصريها خيلي تعلل كردند. ابتدا مبالغ هنگفتي را مطالبه مي‌كردند كه با پافشاري دوستان اين مشكل رفع شد. در انتقال بارها هم خیلی تعلل کردند. روزي كه كاروان داشت از غزه برمي گشت تازه اولين كاميون‌هاي حامل كمكهاي آسيايي توانست وارد غزه شود و آن روز هم فقط بخشي از محموله وارد غزه شد.

    اصلا نگاه آنها به این کاروان نگاه به يك كاروان امداد رساني نبود. نگاه آنها مثل نگاه به افرادي بود كه توريست هستند و مي‌خواهند وارد غزه شوند. هزينه‌هاي زيادي را مطالبه  مي‌كردند: هزينه صدور ويزا،‌ هزينه عبور و...  يعني تك تك هزينه‌هاي داخل مصر را به صورت چند برابر از ما مطالبه مي‌كردند. جو كاملا امنيتي بود. وقتي كه می‌خواستیم از قاهره به سمت رفح برويم با اسكورت شديد و كمترين امكانات بوديم. در فرودگاه هم تا لحظه آخر كه اعضاي كاروان سوار هواپيمان شدند تا به كشورهايشان برگردند نيروهاي امنيتي كاملا مراقب بودند. اصطلاحي كه بين خودمان بود اين بود كه مي‌گفتيم مصريها دارند ما را دي‌پورت مي‌كنند و واقعا هم همين بود. در بيست و چهار ساعتي كه داخل مصر بوديم مصری‌ها خيلي برخورد پليسي،‌ امنيتي و زشت زننده‌اي داشتند.

     

    در خبر داشتيم كه مصر گفته بود محموله را گرفته و تحويل اسرائيلي‌ها مي

    دهد اين چطور شد؟

    مصريها در ميانه مذاكراتي كه با آنها داشتيم گفتند كه ما بخشي از كمكها به خصوص كمكهاي غذايي را به مقامات اسرائيل مي‌دهيم و از طريق آنها در اختيار مقامات غزه قرار مي‌گيرد. كه شكر خدا با مقاومتي كه بچه‌ها كردند اين قضيه برطرف شد و در نهايت همه محموله از طريق مرز رفح وارد شد. گذرگاه مرزی ديگري هست كه كنترل آن دست اسرائيل است. مصری‌ها مي‌گفتند كه اين روش ماست كه مواد دارويي را از رفح وارد مي‌كنيم و مواد غذايي را از آن گذرگاه مرزی دیگر. ما چون اطمينان نداشتيم پافشاري كرديم و همه از طريق مرز رفح وارد شد و الحمدلله اين نقشه عملي نشد.

     

    برخورد اسرائیلی‌ها چطور بود؟

    اعضای كاروان از دمشق تا عريش را با هواپيما رفتند. بارها با كشتي رفت در نتيجه خود اعضاي كاروان مواجهه‌اي با اسرائيلي‌ها نداشتند و آنچه اتفاق افتاد براي محموله بارها بود و نيز هشت نفر از اعضاي كاروان كه همراه كشتي بودند.

     

    بازرسي چگونه بود؟

    بازرسی براي كشتي بود و ظاهرا بيشتر اسرائيلي‌ها دنبال اين بودند كه ايراني روي عرشه كشتي نباشد چون این مسئله براي آنها خيلي جدي بود و حساسيت روي آن زياد بود. لحظه‌اي كه كشتي را متوقف كردند ارتباط ما با كشتي قطع شد. ‌سيزده ساعتي با عرشه كشتي ارتباط نداشتيم اما شكر خدا به خير گذشت.

     

    استقبال مردم غزه از كاروان چگونه بود؟

    خيلي گرم بود.  این کاروان اولين كاروان آسيايي بود كه وارد غزه مي‌شد. مردم با آغوش باز از كاروان استقبال كردند. مخصوصا وقتي فهميدند كه ما مسلمان هستيم ابراز علاقه آنها شديدتر شد. در ارتباط ما با مردم اين موضوع را عينا ديديم. بچه‌هايي كه دور ما جمع مي‌شدند از ما ايميل و ارتباط مي‌خواستند. مخصوصا وقتي كه مي‌فهميدند از چند هزار كيلومتر آن طرف تر اين كاروان به خاطر مردم غزه راه افتاده است.

     

    وضعيت مردم چه نظر اقتصادي، امكانات زندگي چگونه بود؟

    فشارهايي كه اسرائیل بر آنها وارد مي‌كند مشهود بود. وضعيت برق غزه اصلا مطلوب نبود حتي در جلسه‌اي كه با آقاي اسماعيل هنيه در دفتر نخست وزيري داشتيم آنجا هم برق رفت و نوبت خاموشي به آنجا هم رسيد. مشكل بعدي مصالح ساختماني بود كه در مضيقه بودند. مصر و اسرائيل ورود مصالح ساختماني به غزه را ممنوع كرده اند. از آن طرف هم به خاطر جنگ 22 روزه حجم خرابي‌ها و تخريبهايي بالاست. وضع معيشت در اردوگاه‌ها در برخي مناطق نوار غزه خيلي بد است.  مردمي كه در مناطق مرزي و حاشيه نوار غزه زندگي مي‌كنند به خاطر نزديكي به اسرائيلي‌ها تحت فشار شديد هستند. در كل شهر حتي خانه‌هايي كه سالم بودند جاي تركشها و گلوله‌ها معلوم بود و يك ساختمان سالم در شهر نبود. وضعيت آب نوار غزه هم بد بود هرچند سعی میکردند به ما خیلی بد نگذرد. جالب اين بود كه ما يك نفر را هم نديديم كه بخواهد از اين مسائل شكوه و گلايه كند.

     

    در دیدار با اسماعیل هنیه و دیگران چه صحبتهایی شد؟

    اسماعیل هنیه خیلی تشکر کرد از حرکت کاروان آسیایی و تاکید کرد که این حرکتها باید تداوم داشته باشد و این حرکتها است که می‌تواند حصر غزه را بشکند. در دیدارهای دیگری که با مسئولین حماس و جهاد داشتیم تاکید می‌کردند بر نقش بارز و ویژه‌ای که ایران در حمایت از فلسطین دارد. سپاسگزار ایران بودند. این را هم در مسئولین آنجا دیدیم و هم در مردم و جوانها. خیلی از جوانها با غرور حمایت ایران از فلسطین را ذکر می‌کردند و تشکر می‌کردند. چندین جا از ما خواستند که سلام مردم غزه را به مردم ایران برسانیم و به طور ویژه سلامی به رهبر انقلاب، رئیس جمهور و مردم ایران داشتند. اینها را دقیقا ذکر کردند. من وظیفه دارم امانتداری کنم و مطالبی را فلسطینی‌ها گفتند بگویم.  مسئولین حماس و جهاد تاکید می‌کردند که شرایط منطقه و اسرائیل به شدت حساس است و در شرایط کنونی اسرائیل بسیار ضربه پذیر است و وجود حامی قدرتمندی مثل ایران برای مردم غزه نکته اتکا و امیدی است. آنها امیدوار بودند که اسرائیل را به زودی از بین ببرند. اگرچه در حصر بودند این را با قاطعیت می‌گفتند. می‌گفتند ما با اسرائیلی‌ها جنگیده ایم و آنها را می‌شناسیم. می‌گفتند ما در طول جنگ بیست و دو روزه اسرائیل را به در نوار غزه‌ای که از نظر وسعت بسیار محدود است زمین زدیم. با توجه به شناختی که از اسرائیل داشتند تاکید می‌کردند که اسرائیل قدرتی نیست که بتواند بماند و به زودی از بین می‌رود. این را هم با توجه به تحلیلی که از داخل اسرائیل داشتند و هم با توجه به تحلیل بیرونی که نسبت به شرایط اسرائیل در منطقه داشتند، می‌گفتند.

     

    از  سفر به غزه خاطره‌ای اگر دارید بفرمایید؟

    بزرگترین خاطره برای من دیدن خود نوار غزه و مردم آنجا بود؛ مردمی که خیلی از آنها دل از دنیا کنده بودند و آماده شهادت بودند.  این را به

    عینه در بعضی از آنها می‌دیدیم. برای من که دوران دفاع مقدس را تجربه نکرده ام و با واسطه شنیده ام یا از روی کتابها خوانده ام، دیدن آن شرایط و آن آدمها تداعی کننده دوران دفاع مقدس و دورانی است که برای منِ نسل سومی، دورانی کاملا رویایی و دست نیافتنی به نظر می‌آید. چیزهایی را که من شنیده یا خوانده بودم در بعضی از جاها دیدیم. هیچ چیز برای من شیرین تر از مقاومت و پایمردی همه مردم و دل کندگی جوانهای مبارز از دنیا نبود. بیست وپنج روز ما در سفر بودیم و کشورها و شهرها و آدمهای مختلفی را در طول مسیر دیدیم. همه آنها یک طرف و فضایی که ما آنجا دیدیم یکطرف دیگر.

     

    برای آینده برنامه‌ای پیش بینی شده؟

    با توجه به اثراتی که از این حرکت دیدیم به همراه دوستانمان در اتحادیه بین المللی امت واحده که به نمایندگی از ملت ایران همراه این کاروان بودند به طور قطع این حرکت را قدرتمندتر، قوی تر با برنامه ریزی منظم تر ادامه می‌دهیم. بنا داریم این حرکت را با حضور کشورهای بیشتری با قدرت بیشتر تداوم بدهیم و همانطور که مسئولین نوار غزه هم تاکید داشتند بتوانیم حصر غزه را برای همیشه بشکنیم از همین حالا هم به دنبال هماهنگی‌های برنامه هایی آتی هستیم. بنا داریم که با یاری خدا چند ماه آینده حرکتی قوی تر و منسجم تری طراحی کنیم.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه