پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلام و بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :


    علیرضا رضاخواه

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   733 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    انقلاب اذان

    گفتاری درباره انقلاب تونس

     علیرضا رضا‌خواه

    ایراد شده در مجمع مطالبه مردمی مشهد


    تونس كشوري اسلامي در شمال آفريقاست كه جزو مراكز اصلي گردشگردي اروپایی‌ها مخصوصا فرانسويان است. اين كشور مستعمره فرانسه و  مدت كمي هم مستعمره آلمان بوده است. از لحاظ تمدني هم تمدني قديمي دارد. اين كشور جزو باسوادترين كشورهاي عربي است. حبیب بورقيبه استقلال اين كشور را از  فرانسه مي‌گيرد و حدود 30 سال در راس حكومتي سكولار در اين كشور حکمرانی مي‌كند. زين‌العابدين بن‌علي هم حكومت را از او مي‌گيرد و با شعار آزادي ديكتاتوري برپا می‌کند و به شدت با اسلام  و فرهنگ اسلامي مبارزه مي‌كند. بعد از 24سال بن‌علي نيز  با حركتي كه با خودسوزي يك جوان ليسانسه (كه شهرداري گاري ميوه‌فروشي او را واژگون مي‌كند) شروع شد، از کشورش فرار می‌کند. نخستین بهانه قيام در تونس مسئله معيشت بود ولي اين تمام بهانه نبود. يكي از اصلي‌ترين انگيزه‌هاي مردم تونس را مي‌توان محدوديت‌هاي اسلامي از جمله كشف حجاب در معابر عمومي و عدم اجازه برگزاري نماز جماعت و پخش اذان در اين كشور دانست. يكي از اصلي ترين مشكلات اقتصاد كشور تونس وابستگي اقتصاد اين كشور به توريسم بود كه به‌علت ركود اقتصادي در غرب و فرانسه، اين ركود به تونس نيز رسید و اقتصاد اين كشور را تحت تاثير قرارداد. نكته‌اي كه قابل توجه است اجراي طرحي شبيه هدفمندسازي يارانه‌ها در ايران و برداشتن يارانه از كالاها بود.

    تونس جزو كمربند اخواني در شمال آفريقا است. جريانات اسلام‌گرا در اين كشور به شدت قوي هستند. البته رهبرشان راشد الغنوشي  به علت دستور حكم بازداشت در دولت بن‌علي در لندن به‌سر مي‌برد. او يكي از طرفداران جدي انقلاب اسلامي ايران بوده است. دو كتاب دارد: يكي  در مورد  امام خميني و كتاب ديگر درباره انتفاضه فلسطين. جنبش اخوان المسلمين در شمال آفريقا اخيرا به شدت قدرتمند شده و در كشورهايي نظير مصر، تونس، سودان و همچنین يمن و اردن و... فعاليت جدي دارد. در سال‌هاي گذشته اين فعاليت افزايش يافته است و در تونس جنبش النهضه نماينده آن است.

     

    انقلاب تونس از آن کیست؟

    اول نام این انقلاب را انقلاب نان گذاشتند، بعد انقلاب ياس. اصطلاح «انقلاب نان» علاوه بر جنبه‌هاي اقتصادي يادآور حرکت‌های جمال عبدالناصر، حزب بعث و جريان سوسياليستي عربي يا جريان چپ كشورهاي عربي است. این جریان اسلامی نیست. وجهه روشنفكري - سوسياليستي دارد و با جريانات كارگري نزديك است. اينها با اين تعبير اقتصادي از اين انقلاب جلو آمدند كه این انقلاب، انقلاب نان است و مشكلات اقتصادي موجب آن شد. ممكن است جرقه اوليه باشد ولي اينكه همه‌اش را بخواهند زیر عنوان تحلیل کنند، خيلي منطقي به نظر نمي‌رسد. يعني با تفسيري كاملا طبقاتي بگویند در كشورهاي عربي همه فقيرند و پادشاهان وضعيت اقتصادي‌شان خوب است و حذف يارانه‌ها باعث مشكل اقتصادي مي‌شود و... .

    اما اولین چیزی که با شنیدن عنوان «انقلاب ياس» به نظر مي‌رسد شباهت آن با انقلاب رنگي، انقلاب مخملي و... است.  مخاطب احساس مي‌كند اين جریان يك جريان آزادي‌خواهي هدايت شده از طرف آقايان در موسسه NED، موسسه ملي آزادي و ملهم از تئوري جين شارپ است. با پذیرفته شدن این عنوان برای انقلاب تونس در فضاي افكار عمومي، مردم خواهند گفت که کار کار آمريكا است.

     

    انقلاب اذان

    ما هم رسانه عربي داريم و هم رسانه انگليسي: العالم والكوثر و سحر و پرس تي‌وي و... ما بايد بند سازي مي‌كرديم كاري كه  بعضي رسانه‌ها كردند. حداقل براي مخاطب ايران مي‌توانيم اين كار را بكنيم. در بحث رسانه حقيقت خيلي مطرح نيست. اينكه كدام قسمت واقعيت را پررنگ كنيم، مهم است. نان را؛ آزادي را؛ يا اذان را كه بعد از 50 سال در راديو تلويزيون پخش مي‌شود؟ ما باید تاکید کنیم اينها بعد از 50 سال در خيابان‌ها نماز خواندند. يعني بگوييم انقلاب اذان. البته اين به حقيقت با توجه به اسلامي بودن تونس نزديكتر است.

     

    انتفاضه تونس

    كار خوبي كه حزب‌الله و حماس انجام دادند اين بود كه گفتند انتفاضه تونس. الان در فضاي رسانه‌اي اصطلاح انتفاضه تونس شناخته شده است و همه مي‌دانند كه موضع گروه‌هاي مقاومت است. اين موضع را بايد رسانه‌هاي ما هم بگيرند. مطرح شدن چنین عنوانی در رسانه‌ها (حتي رسانه رسمي) يك كشور آن قدر هزينه اي ندارد ولي وقتي رئيس‌جمهور ايران چيزي بگويد هزينه دارد و دخالت دولت در امور كشور ديگر تلقی می‌شود. (در جمع مردم يزد آقای احمدي‌نژاد گفت انقلاب تونس خواهان اسلام است).

     

    تهديدها  و فرصت‌هاي انقلاب تونس

    آن طرف تا جايي كه توانست از عنوان «انقلاب نان» در رسانه‌هایش خوب استفاده كرد. دويچه وله گزارش كرد «از تونس تا تهران چند كيلومتر راه است» با اين نگاه كه در تونس بحث حذف رايانه‌ها بود و در ايران هم هدفمند كردن يارانه‌ها. تونس يك بمب بود كه منفجر شد و در ايران هم مي‌تواند. اين خط تبليغی را دويچه وله، راديو فردا، راديو آزادي و... شروع كردند. ضريب نفوذ ماهواره‌ها هم در میان مردم ايران خیلی كم نيست. در داخل هم عده‌اي نفهمیدند و پذیرفتند که انقلاب تونس انقلاب نان بود.

    علت پيروزي حزب‌الله در جنگ 33روزه  مانور تبلیغی حزب‌الله بود نه  تعداد كشته‌ها  يا ساختمانهاي خراب شده. حزب‌الله آن قدر روي مقایسه تعداد نيروی دو طرف و اينكه يك وجب از خاك لبنان را به دشمن نداديم مانور داد كه خود اسرائیلی‌ها گفتند شكست خورديم.

    اينكه بگوييد اين انقلاب مذهبي بوده، مخاطب مي‌گويد نگاه كنيد! مردم تونس  با اين همه بساط، باز هم به سراغ اسلام رفته‌اند. باز هم به‌خاطر حجاب و نماز آمده‌اند كه اين اتفاق در رسانه ما نيفتاد.

     

    عاقبت چه می‌شود؟

    چند گمانه وجود دارد:

    1- رفرم بدون رهبر  و موقت: اتفاقي كه در تونس افتاده هنوز انقلاب نيست. رئيس جمهور رفته ولي نخست وزير و دولت مانده‌اند. در اين كشورها دو ساختار مهم است: ساختار امنيتي و ساختار نظامي. عناصر اين دو ساختار در تونس همه در آمريكا و فرانسه آموزش ديده‌اند. اين دو ساختار مانده وآدم‌هايي كه سر كارند  همان آدم‌ها هستند. از نظر اصطلاحات سياسي این يك رفرم در ساختار است تا يك انقلاب. انقلاب يعني همه ساختارها را بشكن و دوباره ساختار جديد بگذار. در حالي كه اين اتفاق نيفتاده است. وزير كشور، وزير اطلاعات، وزير دفاع و... همه همان قبلي‌ها هستند. مردم  دوباره به خيابان‌ها ريخته‌اند. از طرفی سوسياليست‌ها كه رهبرشان از تبعيد برگشته گفته‌اند در انتخابات شركت مي‌كنيم. حکومت نصفه نيمه الان گفته در مورد راشد الغنوشي رهبر جريان اسلامگرا  گفته بودند که اگر او بيايد بازداشت مي‌شود. آنها مي‌دانند دقيقا بايد  از چه كسي بترسند. سوسياليست‌ها بيايند اتفاق زيادي نمي افتد البته راشد الغنوشي هم نگفته كه به دنبال انقلاب است.  او مي‌خواهد بصورت حزبي در انتخابات شركت كند. در اين فضا يك گمانه اين است كه  فشار اقتصادي بوده كه باعث شده مردم به خيابان بريزند و این جنبش بدون رهبر دو روز بعد مي‌خوابد.

    2- بيداري اسلامي: یک تحليل اين است كه جريانات اخوان‌المسلمين كه تا الان پايين بودند فضا و بستر را براي حضور بيشتر در كشورهاي عربي پيدا كرده‌اند و آمده‌اند و بايد منتظر تحولات جدي در منطقه باشيم. اوباما در تماس تلفني با حسني مبارك هشدار داده كه نفر بعدي تو هستي چون از نظر اقتصادي ضعيف است و از نظر سياسي هم انتخابات مصر بسيار شكننده است. عمرو موسي دبير اتحاديه عرب نيز اين هشدار را به كشورهاي عربي ديگر داده است. مي شود در يك جمله گفت: اين يك جريان بيداري اسلامي است.

    3- حذف سران ديكتاتور عرب و ايجاد دموكراسي صوري براي كنترل مردم:گزينه بعدي آمريكايي‌ها ممکن است اين باشد كه به دنبال ساختار جديد در كشورهاي تحت سلطه باشد. در این نگاه آمریکایی‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند اگر ما بخواهيم با ديكتاتورهاي عرب كار كنيم به‌علت اينكه هر روز  مردم می‌خواهند قيام كنند شرايط سختي خواهيم داشت. لذا  بايد يك مدل دموكراسي در اين كشورها بچينيم ولي آدم‌هاي مهم و احزاب حاكم کارگزاران ما باشند و منافعشان با ما تركيب شود. در اين طرح مشكل، سران كشورهاي عربي هستند: ملك عبدالله، عبدالله اردن، حسني مبارك، بن‌علي و... آمریکایی‌ها می‌گویند اينها را برمی‌داريم و جرياني می‌گذاريم تا ثبات منطقه را بتوانيم حفظ کنیم. جريان دموكراسي سوپاپ اطمينان كنترل مردم است.

    4- ايجاد كمربندامنيتي كشورهاي مسيحي حول اسرائيل: آمريكايي‌ها بحث خاورميانه بزرگ را خواسته يا ناخواسته جلو مي‌برند. عراق به دو بخش كردستان و جنوب تجزيه شده است. كردستان عراق با اسراييل مشكل ندارد. سودان تجزيه شد. اينها می‌خواهند دور اسراييل يك كمربند امنيتي از كشورهاي مسيحي درست كنند. سودان جنوب سودان مسيحي است . سودان غرب، دارفور مسيحي است. لبنان را هم می‌خواهند به سه بخش مسيحي، شيعه و سني تقسيم كنند. اسراييل در موريتاني، اريتره و سودان سفارت دارد و ارتش آنها را تربيت مي‌كند. ولي لبنان را تاكنون حزب‌الله كنترل كرده است. در اين ايام بمب‌گذاري در جلوي كليسا در مصر نيز موجب درگيري مسيحيان و مسلمانان مصر شده است. مسيحي‌هاي مصر معتقدند مسلمانان زمين‌هاي آنها را گرفته‌اند و در مصر هم قرار است يك كشور مسيحي ایجاد شود. حتما هم لازم نيست این کشورهای مسیحی جدید همسايه اسراييل باشند. ايجاد كشورهاي مسيحي بين كشورهاي مسلمان خاورميانه  كار خود را مي‌كند. با توجه به اين مسايل ما در تقسيم بندي‌هاي جديد منطقه به دليل نفوذ امنيتي اسراييل در اين كشورها، دست بالا را در مديريتها (آن طور که اوايل انقلاب بود) نداريم. در گذشته مي‌گفتند تونس مي‌گفتيم راشد الغنوشي، می‌گفتند مغرب  می‌گفتیم جمعيت عدل و احسان، می‌گفتند الجزاير می‌گفتیم عباس مدنی و... در این کشورها آدمهاي پاي كار جمهوري اسلامي داشتيم كه به‌دليل عدم سرمايه گذاري در بسياري از موارد، آنجاها را از دست داده ايم. در پرداخت رسانه‌اي هم اتفاق خوبي نيفتاد.

     

    نكته آخر

    بصيرت آن نيست كه بگوییم هر كس سبز  بود بي‌بصيرت است و هر كس نبود با بصيرت. بصيرت يعني اينكه اگر يك اتفاقي افتاد آن قدر مطالعه داشته باشيم که بتوانیم درست تحليل كنيم و درست عمل کنیم. مطالعه را بايد جدي گرفت.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه