پيشرفته
 

موضوعات :

  • جهان اسلام و بیداری اسلامی

  • کلمات کليدي :


    سعدالله زارعی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   787 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 20-21 : رستاخیز عزت لگد مال شده

    رستاخیز عزت لگدمال شده

    متن پیش رو ویراسته‌ سخنرانی سعد‌الله زارعی کارشناس خاورمیانه درباره رخدادهای اخیر مصر است. این سخنرانی یازدهم بهمن در نشست پایان سکوت در دفتر اتحادیه بین‌الملل امت واحده ایراد شد.

    تحولاتی که در حوزه عربی اتفاق افتاد از یک لحاظ یک اتفاق غیرمنتظره بود و نیازمند تحلیل است. البته این که شمال آفریقا و حوزه عربی آماده یک تحول بزرگ است، لزومی بود که قبلا افراد زیادی مطرح کردند. خبرش را می‌دادند و تقریبا ناگفته پیدا بود که شرایط منطقه شرایط ویژه‌ای‌ است. هم تحولات مصر پیش‌بینی می‌شد و هم تحولات یمن و تونس. همین الان هم می‌شود پیش‌بینی کرد در آینده نه چندان دور وضع مشابهی در مراکش، لیبی، الجزایر و بسیاری از کشور‌های دیگر اتفاق می‌افتد. ولی کسی تصور نمی‌کرد که این اتفاقات با هم و در یک منطقه و در فاصله زمانی کوتاه اتفاق افتد. از این جهت غیرمنتظره شد.

    مشترکات مصر و تونس و یمن

    برای این که وارد متن مسئله شویم لازم است وجوه مشترک کشورهایی را که در آن این اتفاقات افتاده مرور کنیم. این سه کشور تونس مصر و یمن را در نظر بگیرید. (البته در الجزایر هم خبرهایی بود ولی گسترده نبوده؛ در جاهای دیگری هم مختصری شنیده شده). این سه کشور چه خصوصیات مشترکی دارند

    1- هر سه به‌شدت غرب‌گرا بودند و دولت‌های غربی و آمریکایی بطور  خاص از اینها حمایت می‌کردند، هم رژیم مبارک و هم رژیم بن‌علی و هم رژیم علی عبدالله صالح. رژیم‌ها دقیقاً به صورت عنصر بلااراده آمریکایی و اسرائیل عمل می‌کنند. شما در همین روزهای تظاهرات شنیدید که گروه‌هایی از موساد با هواپیما وارد فرودگاه قاهره شدند و جوخه‌های ترور مبارزان مصری را فعال کردند. این مسئله خیلی معنا دارد که اسرائیلی‌هایی که دشمن مسلمانان و در مصر خیلی منفور هستند، بیایند و برای حفظ رژیم مبارک کار کنند. همینطور  است ارتباطی که با آمریکایی‌ها دارند. الان رژیم مبارک آن قدر برای آمریکایی‌ها قیمت دارد که یک هفته است همه کارهای خود را گذاشته‌اند کنار و از آقای اوباما گرفته تا وزیر دفاع تا رئیس ستاد مشترک ارتش و کاخ سفید و کنگره و سیا و پنتاگون و ... همه جمع شدند تا این رژیم را به نحوی نگه دارند؛ چه با مبارک چه بی‌ مبارک.

    2- همه اینها رژیم لائیک بودند و با مذهب به‌شدت مبارزه می‌کردند. در رژیم بن‌علی پوشیدن حجاب برای خانم‌ها در مراکز دولتی و مدارس و  دانشگاه‌ها ممنوع بود و در مصر هم اسلام‌گراها را بازداشت و مساجد را تعطیل می‌کردند. در یمن هم مذهبی‌ها به‌شدت تحت فشار  بودند. جمعیت شباب مومن از سال 83 تا پارسال با رژیم علی عبدالله صالح جنگیدند.

    3- هر سه رژیم استبدادی بوده‌اند. انتخابات را در چنبره داشتند و بعضاً دارند و سالهاست بر این کشورها حکومت می‌کنند. مبارک بیش از 30 سال است که حاکم است. آقای بن‌علی 23 سال حاکم بود و علی عبدالله صالح بیش از 35 سال است که بر یمن حکومت می‌کند. زمانی بر یمن شمالی و اکنون بر کل یمن.

    4- وجه مشترک چهارم اینها برخورداری از رژیم‌های میلیتاریستی یعنی نظامی‌گری و استفاده از زور و تکیه بر ارتش برای حکومت کردن است. در مصر 2 میلیون نفر عضو ارتش، پلیس و نیروهای اطلاعاتی هستند. این در حالی است که از این تعداد فقط 500 هزار تا ارتشی هستند و یک و نیم میلیون نفر دیگر پلیس و نیروی اطلاعاتی هستند. نیروی اطلاعاتی هم جمعیتش از پلیس بیشتر است. از نظر تعداد اول این نیروی امنیتی و اطلاعاتی، بعد پلیس و بعد ارتش مصر قرار دارند. برای 75 میلیون نفر جمعیت 2 میلیون نفر نیروی نظامی خیلی عدد بزرگی است. آن هم در مصری که با وجود 75 میلیون نفر جمعیت، اقتصادش از ابتدا تا انتها به  25 میلیارد دلار در سال نمی‌رسد. این امر وضعیت ویژه‌ای را ایجاد می‌کند. در یمن جمعیت ارتش از 500 هزار نفر فراتر است. این وجه مشترک دیگر .

    مصر؛ انقلابی علیه لگدمال شدن عزت

    مصری‌ها بسیار مردم متمدنی هستند. تاریخ ما به 5 هزار سال می‌رسد. تاریخ مصری‌ها از این هم بیشتر است. یک ملت جدید الورود نیستند. تونس جدیدالورود است، عمرش 54 سال است ولی مصر چند هزار سال عمر دارد. مصر کانون سلسله‌ای است به نام فاطمی‌ها که 500 سال بر جهان اسلام و عرب  و بخش وسیعی از آفریقا حکومت می‌کردند. مصر مرکز علمی اهل سنت هم هست. جامعه سنی دو حوزه علمیه دارد. یکی حوزه علمیه در قاهره به نام جامعه الازهر و یکی در مدینه به نام جامعه مدینه. جامعه مدینه فقط مربوط به مذهب حنبلی است یعنی مرکز تربیت طلاب حنبلی است (بهائیت هم ا ز متن همین مذهب حنبلی خارج شده است). مرکز تربیت طلبه و تنظیم امورات مذهبی سه مذهب دیگر (مالکی‌ها، شافعی‌ها، حنفی‌ها) در قاهره است. مصر الان و قبل از این همیشه در سطح بین‌المللی به نمایندگی از اعراب موقعیت‌های ویژه‌ای را مدیریت کرده است. مثلا مدیریت بر سازمان ملل، در پست دبیرکلی سازمان ملل آدم داشته‌اند (پطروس غالی) در پست دبیرکلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم همین البرادعی بود. در بسیاری از نهاد‌ها دیگر هم به نمایندگی از کل اعراب مسئولییت داشته‌اند.  اساساً کانون اتحادیه عرب مصر است و قاهره. همیشه مصر است که کل این مجموعه را مدیریت می‌کند. مصری‌ها روزنامه‌های بسیار معتبری دارند که یکی از اینها الاهرام است که در جهان عرب منتشر می‌شود. در حوزه روشن‌فکری، مصری‌ها در سطح جهان عرب روشن‌فکرترین هستند. در حوزه مطالعه درس بحث دانشگاه و ... مصری‌ها در جهان عرب موقعیت بسیار متمایزی دارند. البته یک جایی با لبنان با هم شبیه می‌شوند. ولی به هر حال جریانات روشن فکری جهان عرب از مصر برخاسته است. جنبش اخوان‌المسلمین که به نوعی در این تحولات هم حضوری جدی دارد، از حدود سال‌های 1323 از مصر شروع شد و الان در 17 کشور عربی شعبه فعال دارد. اخوانی‌ها همین الان در سه کشور جهان اسلام دولت دارند، در ترکیه دولت آقای اردوغان اخوانی است و ریشه‌اش به مصر برمی‌گردد. آقای هنیه نخست وزیر حماس که در انتخابات قبلی فلسطین رای آورد، تربیت شده مصر است. دولت آقای عمر البشیر در سودان هم دولت اخوانی است. قبل از عمر البشیر جریان صادق المهدی و حسن الترابی هم اخوانی بودند. لیبیایی‌ها زندگی بدوی دارند. الجزایری‌ها بیشتر روستایی‌اند. اما مصری‌ها حداقل 50 درصدشان شهرنشین و باسوادند. سوادهای دانشگاهی دارند. این ملت با این سابقه و با این فرهنگ و ظرفیت از طرف یک رژیم دیکتاتوری 32 سال بلکه از زمان سادات، نزدیک 40 سال تحت فشار است. گروه‌های مستقل نمی توانند کاندیدا شوند. رئیس‌جمهور مادام‌العمر است و مردم می‌بینند آقای مبارک دارد برای پسرش جمال مبارک زمینه چینی می‌کند. این ملت با این سابقه که چهار جنگ بزرگ عربی را علیه اسرائیل فرماندهی کرده حالا در حلقوم اسرائیل رفته است. سرزمین به این بزرگی در چهارچوب تلاویو علیه مسلمانان مظلوم فلسطینی عمل می‌کند. یک فلسطینی ساکن غزه می‌گفت ما آنقدر که در مرز با مصر مشکل رفت و آمد داریم در مرزهای دیگر که تحت کنترل اسرائیل است نداریم. فلسطینی‌ها می‌گویند ما اگر خواسته باشیم به جهان خارج از غزه برویم آسانتر است که از گذرگاه شرقی وارد منطقه غزه اسرائیلی شویم (بخشی از غزه که هنوز تحت اشغال اسرائیل است). می‌گویند ما آنجا راحت‌تریم تا بیائیم ا ز گذرگاه رفح وارد مصر شویم. در اینجا رژیم مبارک چهار پنج لایه و مانع ایجاد کرده که اگر از یکی گذشتند گرفتار بعدی شوند. از کانال آب و دیوار فولادی و برق فشار قوی و... . این ماجرا چقدر ملت مصر را تحقیر می‌کند؟ طبیعی است که زخم این ملت یک جایی سر باز می‌کند و بیرون می‌ریزد.

    از همین منظر پاسخ سوالات مشخص می‌شود: آیا انقلاب مصر اقتصادی است؟ نه. اقتصاد مصر یک اقتصاد دامداری و کشاورزی است مصر سرزمینی است که امکانات زیرزمینی غنی ندارد و از نظر زمین هم فقط همان اطراف نیل قابل کشت است که حدود 25 هزار کیلومتر مربع می‌شود. بقیه‌اش حالت صحرا دارد. اقتصادش وابسته به نیل و اطراف نیل و ضعیف است. اگر شما تصاویر تظاهرات را ببینید آنها کسانی نیستند که تحت فشار اقتصادی باشند. اکثرا جوانند و مشخص است که تشکیل خانواده ندادند تا فشار اقتصادی را تحمل کرده باشند. انقلاب مصر انقلاب کشاورزان و دامداران و تهی‌دستان نیست. انقلاب طبقه متوسط است. البته اگر طبقه متوسط سد را بشکند که الان شکسته طبقات بعدی نیز می‌پیوندند. در انقلاب خودمان هم همین جور بود تظاهرات اولیه را آدم‌های فقیر و کارگر بودند یا محصلان و دانشگاهیان و روحانی‌ها و آنهایی که مربوط به یک طبقه بالاتر بودند؟ اینها شروع کردند. مصر هم همین طور است.

    پاسخ این سوال هم روشن می‌شود که آیا آنچه در آنجا اتفاق افتاده یک جریان رفورمیستی است؟ نه. اگر قرار بود این طور باشد باید سخنرانی آقای مبارک و وعده تغییر دولت، مجلس و....  اینها را قانع می‌کرد؛ اما حرکت ادامه پیدا کرد. این یک حرکت رفورمیستی نیست. یک حرکت به‌واقع انقلابی است.

    انقلاب امام هم از کاپیتولاسیون شروع شد

    بعضی‌ها گفتند این انقلاب، انقلابی هیجانی است و برخاسته از اتفاقات تونس است. مردم به تلوزیون نگاه کردند و دیدند یک عده در خیابان‌های تونس آمده‌اند. گفتند مگر ما چه کم داریم که ما نکنیم؟غربی‌ها خیلی روی کلماتی مثل چشم و هم چشمی مانور دادند. اگر این بود، به‌محض اینکه کشتار شروع شد مردم باید عقب می‌نشستند. تعداد شهدا و تظاهرات مصر حداقل 2 برابر شهدای تونس است. تعداد کسانی که هر روز به جمعیت تظاهرکننده در قاهره و اسکندریه و... اضافه می‌شوند خیلی بیشتر از تونس است تونس آب می‌رود و در مصر دارد اضافه می‌شود. این ماجرا برای تخلیه هیجان نیست. مساله برای یک حاجت غیرضروری نیست. خواسته آنها درجه یک و تغییر حکومت است. اصل غصه هم بحث عزت مردم است. بعضی‌ها می‌گویند چرا رنگ مذهب غلیظ نیست؟ در انقلاب خود ما هم پرچم اولیه عزت بود. حضرت امام مطالبش از اینجا شروع شد که کاپیتولاسیون نباید باشد. شما با کاپیتولاسیون عزت ما را لگد مال می‌کنید. امام می‌گفت ما با این که شاه نوکر اسرائیل و آمریکاست و آمریکا مقدرات ما را به دست گرفته مخالفیم. از اینجا شروع شد و انتهایش این است که ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. اینجا هم همین است بستر خواسته‌ای اجتماعی است و انتها می‌رسد به آن نقطه اوج خواسته‌ها که حکومت اسلامی است.

    فقدان رهبر در مصر

    تفاوت‌هایی هم البته بین ما و مصری‌ها دیده می‌شود. ما رهبری بالای سر نهضت داشتیم و این رهبری گاه به تنهایی کار کل امت را انجام می‌دهد. در فتنه سال گذشته در بسیار ی از صحنه‌ها حضرت آقا یک نفره کار کل ملت را انجام داد. یعنی یک به مثابه 70 میلیون بود. در مصر از این خبرها نیست. اساسا سیستم اهل سنت اینطوری نیست که در بحث‌های مذهبی بالای سرشان یک شخصیت مقدس و مقبول عام وجود داشته باشد. ما مرجع تقلیدمان جوری است که اگر کسی به او اهانت کند به هم می‌ریزیم اما آنجا و در اهل سنت روحانیت این شان و منزلت ندارد. در سمیناری که چند وقت پیش گرفته بودند خودشان گفتند که رمز موفقیت شیعه این است که در راسش یک شخصیت مقدس مذهبی وجود دارد با فرمان او حرکت می‌کنند و با فرمان او می‌ایستند. ما این را نداریم و این ضعف ماست. با این حال نباید تصور کرد که چون این ضعف در مصر وجود دارد این جنبش با شکست مواجه می‌شود. این جنبش دقیقا از متن است و در مسیر رهبری خودش را پیدا می‌کند که نشانه‌های آن دیده می‌شود. مصر اگر متحول شود این تحول تاثیری فوری گسترده و عمیق در کل دنیای عرب دارد. مطمئن باشید امروز که مسلمانان در اینجا به نتیجه برسند، سقوط ملک عبدالله در اردن به شش ماه نمی‌کشد. قطعا اگر این اتفاق بیفتد تمام رژیم‌های شمال آفریقا باید جابجا شوند. هرکس به رژیم مبارک نزدیک‌تر باشد سقوطش نزدیکتر و آنی که دورتر باشد دورتر خواهد بود. این مساله ژئوپولتیک منطقه را متحول می‌کند و منطقه را منطقه دیگری خواهد کرد.

    آینده مصر

    تحلیل آمریکائی‌ها و اروپایی‌ها و رژیم‌های وابسته به اینها در منطقه‌های عربی و خاورمیانه و شمال آفریقا این است که 1- مبارک و خانواده او قابل ماندن نیستند و باید کنار روند2- مصر را باید به دست یک عنصر مطمئن امنیتی سپرد. چون تحلیل اینها این است که تحولات مصر در آینده تحولات عمیقی خواهد بود. در بررسی تهدیدات اول تهدیدات اجتماعی هستند. وقتی شدیدتر شد تبدیل می‌شوند به تهدیدات سیاسی و وقتی به اوج رسید می‌شوند امنیتی. آمریکایی‌ها می‌گویند جنبش مصر از نوع امنیتی است و باید عنصر امنیتی باشد و تجربه داشته باشد. فعلا تمرکز روی آقای عمر سلیمان است. او سالها رئیس دستگاه اطلاعاتی بوده است. در مصر دستگاه اطلاعاتی یک میلیون نفر عضو  دارد و بسیار قوی است. آنها می‌گویند چنین کسی باید بیاید که هم خشن باشد و هم تجربه داشته باشد که اگر  اتفاقی افتاد  صحنه را خالی نکند. این که مبارک (که 30 سال قائم مقام نداشت) عمر سلیمان را قائم مقام گذاشت نشان میدهد که او این نظریه را قبول کرده. در مساله جایگزینی عمر سلیمان به جای مبارک حداقل این اتفاقات است: آیا مردم مصر عمر سلیمان را می‌پذیرند یا نه؟ تظاهرات تا اینجا می‌گوید که ما نمی‌پذیریم و مبارک و سلیمان برای ما تفاوتی نمی‌کنند. اما آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها نمی‌خواهند به سرعت عمر سلیمان را کنار بگذارند و سراغ نفر سوم بروند. آلترناتیو سوم این است که این هم اگر نشود و عناصر نظام موجود هیچکدامشان برای مردم قابل قبول نباشند و با وجود آنها نشود مردم را مهار کرد، عناصری میانه‌رو بیایند که با غرب رابطه داشته باشند و مردم مصر هم قبولشان داشته باشند. او بیاید سوار شود مردم را آرام کند و در دوره ریاست او ما فرصت پیدا کنیم و مصر را از نظر سیاسی به سمتی مدیریت کنیم که طی دوره 3 -4 ساله از وضعیت بی‌ثبات و خطرناک به یک نقطه محکم پیش رود یعنی فردی مشابه عمر سلیمان 4 سال بعد بیاید قدرت را دست بگیرد. عده‌ای می‌گویند البرادعی آن نفر دوم بعد از سلیمان است و می‌تواند در این صحنه حاضر شده و عمل کند. به البرادعی اعتماد دارند ولی او را مدیر این صحنه نمی‌دانند. می‌گویند او ضعف دارد و تحت فشار وا می‌دهد. این تحلیل آمریکایی‌ها نسبت به البرادعی است. مخصوصا در ماجرای انرژی اتمی آمریکایی‌ها دل خونی از او دارند می‌گویند ما با او می‌بستیم و او قبول می‌کرد. بعد ایرانی‌ها می‌رفتند و با او حرف می‌زدند. بلافاصله بلند می‌شد و تصمیمی دیگری را اعلام می‌کرد. البرادعی را برای شرایط گذار قبول دارند. اگر این هم نگیرد امریکایی‌ها گزینه هرج و مرج رادارند که نشانه هایش را دارند بروز می‌دهند. یک میلیون نیروی اطلاعاتی وجود دارد این نیروها در لباس مردم عادی خیلی کارها می‌کنند. اگر آنها لباس شخصی بپوشند و تظاهرات یک میلیونی در خیابان‌های قاهره راه بیندازند، افکار عمومی تحت تاثیر قرار می‌گیرد. اینها نیروی عظیمی هستند. آن هم در حالتی که جمعیت تظاهرات‌کننده هنوز به صدهزار نفر نرسیده است. یعنی جمعیت مردم تظاهرات کننده در ماکزیمم صد هزار تا از نه میلیون است و بقیه فعلا تماشاچی هستند. اینها ظرفیت دارند که بپیوندند و می‌پیوندند ولی اگر ضربه محکمی وارد شود تماشاچی‌ها که صحنه را ارزیابی می‌کنند (که بیایند یا نه) طبیعتا پا پس می‌کشند. هم آمریکایی‌ها و هم اروپایی‌ها احساس می‌کنند که آن قدر بی‌وقت نیستند و هنوز مقداری زمان دارند و می‌توانند مدیریت کنند. هرج و مرج را اگر طولانی کنند همه خسته می‌شوند و راضی می‌شوند که ارتش کودتا کند و مساله را با شکل دیگری در دست بگیرند.

    با سقوط مصر عمر اسرائیل یک دهم می‌‌شود

    در هر حال آمریکایی‌ها کارهای‌شان را زمین گذاشته‌اند که اینجا را نگه دارند. این نقطه برایشان استراتژیک است. اگر رژیم مبارک ان شا الله به دست مسلمانان ساقط شود اگر رژیم اسرائیل می‌خواست ده سال عمر کند، این ده سال یه یک سال تبدیل می‌شود. الان فضای تنفسی اسرائیل فقط مصر است. اگر این فضا بسته شود، اسرائیل در سیستم مرزی حبس می‌شود. هیچ اتفاق دیگری که نیفتد همین حبس اسرائیل را ساقط می‌کند.

    آینده اسرائیل و مرز غزه با مصر

    اگر اوضاع درست پیش برود، اسرائیلی‌ها خودشان را در یک قفس می‌بینند و احساس می‌کنند که یکی دو در باز بوده و آن هم بسته شده است. درهای لبنان بسته شده است. در سوریه هم بسته است. در اردن نیمه باز است (البته در اردن اسرائیلی‌ها آن قدر فعال نیستند چون 60 درصد جمعیت اردن فلسطینی هستند). پشتگرمی اسرائیلی‌ها مصر است. در این شرایط اسرائیل در قفس کاری را می‌کند که پرنده در قفس می‌کند آن‌قدر خود را به در و دیوار می‌کوبد که قفس را باز کند که نمی‌تواند و دست آخر به گوشه‌ای می‌افتد و به شرایط تن می‌دهد. به نظر من برای مقطع کوتاه فشار روی غزه زیاد می‌شود ولی این طولانی نیست. اسرائیل غزه را نمی تواند اشغال کند و فقط می‌تواند بمباران کند. آنها در جنگ 22 روزه تجربه کردند. خواستند برگردند ولی موفق نشدند. اسرائیلی‌ها نمی‌توانند غزه را بگیرند اما می‌توانند بمباران کنند. کاری که همین الان هم انجام می‌دهند. بیشتر از این نمی‌توانند. منطقه رفح دو قسمت است. رفح جنوبی مال مصر است و رفح شمالی مال غزه. این دو قسمت به هم وصلند. بینشان فاصله‌ای نیست که اسرائیل کریدوری داشته باشد. تا به حال اسرائیل این منطقه را از هوا بمباران می‌کرد و الان و آینده هم انجام خواهد داد. بیش از هزار کانال در این منطقه وجود دارد که غزه را به کیلومترها پایین‌تر از این منطقه وصل می‌کند. اگر رژیم مصر طرف فلسطینی‌ها باشد طبیعتا شرایط رفت و آمدشان آسان‌تر خواهد شد، منطقه دریایی هم به رویشان باز می‌شود زیرا اتصال بین غزه و العریش برقرار می‌شود و وضعیت اهالی غزه تا حدودی متحول می‌شود.

    آمریکایی‌ها گزینه‌های‌شان همین‌هاست. آمریکایی‌ها فرمول‌های شناخته شده‌ای دارند. اما این به این معنا نیست که یکی از فرمولهای آمریکایی‌ها عملی می‌شود. از طرف دیگر الان جنبش مصری‌ها با محوریت طبقه متوسط در جریان است و رهبری عالیه بالای سرش نیست. این هم به این معنا نیست که تظاهرات رهبری میانه‌ای ندارد و همیشه بدون رهبر خواهد بود. الان اگر جنبش‌های قوی مصری و رهبرهای بالای سر نمی‌آیند به این خاطر است که رژیم مبارک و اسرائیلی‌ها سریعا وارد عمل می‌شوند و آنها را می‌گیرند. اگر اخوان المسلمین و احزاب مصری برای اداره تظاهرات مردم کمیته‌ای تشکیل دهند این کمیته می‌شود رهبری. احتمالا تشکیل شده اما اعلام نشده است. ممکن است رهبری فرهمند به این معنا که یک نفر آن بالا باشد شکل نگیرد ولی رهبری سیاسی اجرایی اتفاق می‌افتد.

    اسلام‌گرایان چرا‌غ‌خاموش حرکت می‌کنند

    در تونس راشد الغنوشی رهبر جنبش النهضه است. اوایل انقلاب اسلامی در حدود سال 62 همین راشد جنبش اعتراضی را به شکل مسالمت آمیز و پارلمانتاریستی مدیریت کرد و توانست 80 درصد از کرسی‌های مجلس را بگیرد ولی رئیس‌جمهور وقت آمد انتخابات را منحل کرد و طرفداران جنبش از جمله خود راشد را دستگیر و تبعید کرد. الان تجربه راشد این است که ما اگر الان رو بیاییم آمریکایی‌ها و دیگران و اعراب بشدت می‌ترسند. بهتر است که ما از پشت صحنه کارگردانی کنیم و وانمود کنیم که ما آدم سال 62-63 نیستیم. راشد در مصاحبه‌ای گفته است که آقایان تصور می‌کنند من یک خمینی هستم؛ اشتباه می‌کنند ما خواهان این هستیم مردم در تونس به حقوق مسلم‌شان دست پیدا کنند. آیا راشد از افکار قبلی‌اش فاصله گرفته؟ به نظر من نه. این تاکتیکی است برا ی اینکه حساسیت‌ها را روی جنبش کم کنند. اینها در تونس دو تصویر به مسلمانان نشان می‌دهند یکی اینکه اگر مسلمانان آمدند پدر شما را در می‌آوریم و اولین کارمان تحریم است وقطع ارتباطات و کمک‌ها و... . دومین تصویر تصویر القاعده  است می‌گویند ببینید اسلام‌گراها اینگونه هستند. چوبی از گرده شما می‌کشند که در تاریخ ندیده باشید این دو تصویر را نشان می‌دهند که بترسانند. آقای راشد از فاز آرام قضیه دارد استفاده می‌کند که این قضیه به نظر من قابل قبول است و باید احتیاط کرد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه