پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   909 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش سوم - هنر و فرهنگ و انقلاب اسلامي

نمی توانیم منتظر معجزه باشیم

اشاره:
انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس از سال 1375 فعاليت خود را به دليل سامان‌دهي به فعاليتهاي تئاتر در حوزه انقلاب و دفاع مقدس آغاز كرد. از آنجا كه در گذشته اين فعاليتها به صورت پراكنده انجام مي‌گرفت، نياز به يك تشكل حس مي‌شد تا هم هنرمندان اين عرصه يك مركز مشخص براي ارتباط با آن داشته باشند و هم اين موضوعات به صورت متمركز و مشخص قابل مطالعه و بررسي باشد. معمولاً در مورد تئاتر دفاع مقدس از طرف نهادهاي مختلف كارهاي پراكنده‌اي انجام مي‌گرفت. از زمان جنگ برخي از رزمندگان ما به صورت خودجوش و با علاقه به تئاتر، نمايشهايي را در همان دوران و در مكانهاي جنگي و يا پشت جبهه‌ها ترتيب مي‌دادند. نوعي احساس تكليف و علاقه در اين مورد وجود داشت. يكي دو تا جشنواره هم در همان زمان جنگ، مثل جشنواره سنگر و يا جشنواره 17 شهريور توسط بچه‌هاي رزمندة تبريز برگزار شد ولي بعد از جنگ اين مسأله به فراموشي سپرده شد. بعدها نهادها و ارگانهاي مربوطه گاهي بنا به ديدگاههاي شخصي خودشان كارهايي انجام مي‌دادند. بنياد حفظ آثار دفاع مقدس در سال 1372 جشنواره‌اي را با عنوان جشنواره دفاع مقدس پي‌ريزي كرد و طي يازده‌ سال گذشته چه از لحاظ كمي و چه كيفي در اين زمينه به خوبي فعاليت كرد. انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس هم براي اينكه بتواند با هنرمندان تئاتر سراسر كشور ارتباط داشته باشد، چند دوره مسئوليت برگزاري اين جشنواره را بر عهده گرفت. سال گذشته انجمن به اين نتيجه رسيد كه جريان اجرايي تئاتر دفاع مقدس توسط يك جشنواره پيگيري شود و بتواند به حيات خودش ادامه دهد. براي همين به اين نتيجه رسيديم كه انجمن بايد به كارهاي نهادينه و اصولي‌تر در اين حوزه بپردازد و از برگزاري اين جشنواره كه تقريباً در تمام طول سال، ما را به خود مشغول مي‌كرد پرهيز كنيم و به كارهاي انجام‌نشده بپردازيم.

مثلاً چه كارهايي؟
مثل خلق نمايشنامه‌هاي خوب و ماندگار در ارتباط با موضوع دفاع مقدس و يا شخصيتهاي بزرگ دوران دفاع مقدس و انقلاب. چون در اين زمينه آثار قابل توجهي نداريم و اين نياز را احساس كرديم كه با استفاده از پتانسيل موجود و با به كارگيري كارشناسان و هنرمندان اين امر، گامي در جهت خلق نمايشهاي ماندگار و خوب برداريم. پروژه‌هاي مختلفي را براي خودمان تعريف كرديم. از جمله براي شناخت موقعيتهاي دراماتيك جنگي به جاي‌جاي مناطق جنگي رفتيم و كار را با برگزاري همايشهاي پژوهشي و عملي شروع كرديم.
همچنين چند سمينار در اين زمينه برگزار كرديم كه ديديم جواب نمي‌دهد. سعي كرديم اين همايشها را به صورت گسترده‌تر و با حضور شاخصهاي تئاتر دفاع مقدس از كارگردان گرفته تا بازيگر و نويسنده و... از سراسر كشور برگزار كنيم، و بازديدهايي با عنوان كاروان راهيان نور دفاع مقدس در مناطق جنگي داشتيم و در كنار آن جلسات پژوهشي و آموزشي برگزار كرديم كه دور اول آن در اهواز برگزار شد و حاصل آن چند كتاب در حوزة دفاع مقدس است كه انشاءالله از ماندگارهاي پژوهشي اين عرصه خواهد شد. در ادامه سال گذشته اين برنامه را در ايلام برگزار كرديم. ايلام از جمله مناطق جنگي است كه مظلوم واقع شده‌است و كمتر به‌عنوان يك استان جنگ‌ديده و جنگ‌زده به آن پرداخته شده‌است. با اينكه از لحاظ موقعيت مكاني شهري مثل مهران چند بار به تصرف دشمن در آمده و حماسه‌هاي بزرگي در آنجا خلق شده‌است و يا ايلام و.... اين همايش در ايلام با حضور بزرگان و فارغ‌التحصيلان تئاتري داخل و خارج از كشور كه در امر پژوهش صاحب‌نام هستند برگزار شد و در كنار آن ميزگردهاي پژوهشي داشتيم كه به آسيب‌شناسي تئاتر دفاع مقدس مي‌پرداخت. بازديد از مناطق جنگي ايلام كه دستاوردهاي خوبي را به همراه داشت. هم اكنون نيز در حال مطالعة برگزاري دوره بعد و جمع‌‌بندي دوره‌هاي قبل هستيم كه نتايج آن را چاپ خواهيم كرد و در اختيار علاقه‌مندان قرار خواهيم داد.

شما براي چگونگي خرج بودجه از سوي بنياد روايت فتح زير فشار نبوده‌ايد؟ كه مثلاً بايد بودجه اين‌گونه خرج شود و يا فلان كار را نبايد انجام بدهيد؟

ما هيچ‌گاه براي اثبات نظرات شخصي خود نجنگيده‌ايم. بلكه دلايل خود را ارائه مي‌دهيم و هيچ‌وقت در مقابل هم نبوده‌ايم بلكه بين ما نوعي تعامل وجود دارد.
بنياد روايت به سپاه برمي‌گردد و نگاه نيروهاي نظامي با نگاه يك هنرمند نسبت به يك موضوع متفاوت است.
ما يا متقاعد مي‌شويم و يا متقاعد مي‌كنيم. هيچ‌گاه به وضعيتي نرسيده‌ايم كه نتوانيم همكاري كنيم.

كار در حوزة دفاع مقدس با ديگر حوزه‌ها تفاوتهايي دارد، آيا به اين تفاوت قائل هستيد؟ اگر پاسخ شما مثبت است، براي مثال در زمان مسئوليت شما چه تفاوتهايي وجود دارد؟ مسئوليتي با عنوان انقلاب و دفاع مقدس.

اين تفاوت از چند جنبه قابل بررسي است، و مهم‌ترين آن حساسيتي است كه نسبت به موضوعات ارزشي وجود دارد. وقتي واژه انقلاب و دفاع مقدس را به‌عنوان يك مجموعه بيان مي‌كنيم حتماً بايد مواردي را رعايت كنيم و سعي در حفظ فرهنگ ارزشي انقلاب و دفاع مقدس داشته باشيم. كار در اين حوزه به خاطر توجه و حساسيت مردم و مسئولين سخت است و زياد فرصت آزمون و خطا نيست.
ما به دنبال فعاليتهاي زير‌بنايي هستيم كه در دراز‌مدت جواب مي‌دهد و همة برنامه‌ريزي انجمن از آغاز تاكنون براي خلق آثاري ارزشمند در حيطة انقلاب و دفاع مقدس بوده است. صرفاً هم يك اثر هنري مدّ نظر نيست بلكه فعاليت و برنامه‌ريزي در اين زمينه است كه پتانسيل آن در بين هنرمندان وجود دارد. ما هنرمنداني داريم كه به خاطر دغدغه‌ و علاقة شخصي خودشان دست به خلق آثاري زده‌اند كه شايد هنرمندانه نباشد ولي صادقانه است و نياز به حمايت و آموزش دارد. انجمن، وظيفة خود مي‌داند كه با استفاده از كارشناساني كه به ارزشهاي اين مقوله و فرهنگ آن معتقد هستند به حمايت و هدايت آثار هنري بپردازد.

سؤالم را طور ديگري مي‌پرسم. وقتي در مورد فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس كار مي‌كنيم بايد از برخي مفاهيم اين فرهنگ مثل اخلاص، بي‌ريايي، تقوا و در يك جمله كار براي خدا استفاده كنيم، شما چقدر اين فرهنگ را در مجموعة خودتان جاري كرده‌ايد؟

فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس، همان فرهنگي است كه امام (ره) در سال 57 در دل همة مردم ايجاد كرد و توانست رژيم شاهنشاهي را كه حمايت جهاني داشت از بين ببرد. ايثار، فداكاري، خود را نديدن و همه چيز را براي خدا خواستن. فرهنگي كه بعدها در دوران جنگ نيز ادامه يافت. حضور رزمندگان ما نيز در جبهه به خاطر احساس تكليف بود، نه براي حصول نتيجه. اين خصوصيات همان چيزي است كه بايد در زيربناي فعاليتهاي فرهنگي ما مورد استفاده قرار گيرد و ما نمي‌توانيم بدون توجه به اين مفاهيم منتظر معجزه و خلق آثار قابل توجه باشيم. كار نويسندگان خودجوش نيز كه من از آنها ياد كردم، برگرفته از همين مفاهيم است. نويسندگاني كه سفارشي كار نكرده‌اند و حالا بايد حمايت و هدايت شوند. ما نيز هيچ‌گاه به دنبال كارهاي سفارشي نبوده‌ايم.

ما حدود 43000 پايگاه بسيج داريم كه خود يك ظرفيت بالقوه و عظيم است. در اهداف انجمن نيز به كشف استعدادهاي جوان و توانمند و به ويژه بسيجيان اشاره شده‌است. شما براي بردن تئاتر به مساجد و مكانهايي كه بسيج در آنجا نفوذ دارد و استفاده از بسيجيان و درگير كردن آنها با اين مقوله چه كرده‌ايد؟

سؤال خوبي است كه متأسفانه كمتر به آن پرداخته‌ايم. تأمل ما براي رشد فعاليتهاي فرهنگي در بسيج بايد از مسير معاونت فرهنگي بسيج انجام بگيرد. بسيج براي تمام پايگاههايش برنامه‌هاي تعريف‌شده و سازمان‌يافته‌اي دارد كه زير نظر يكي از معاونتهاي نيروي مقاومت و با يك برنامة از قبل تعريف‌شده پيش مي‌رود. ما در خصوص تئاتر، از سالها پيش جلساتي با اين عزيزان در ستاد فرماندهي بسيج داشته‌ايم و قرار شد در آموزش و هدايت فعاليتها بتوانيم سهمي داشته باشيم. چون خود آنها در اين زمينه از ما حمايت مي‌كنند. برگزاري جشنواره‌هاي تئاتر بسيج در همين راستا شكل گرفت كه در 5 دوره از برگزاري آن، چهار دوره انجمن، مسئوليت برگزاري آن را بر عهده داشت و در حال حاضر ساماندهي به فعاليتهاي تئاتر بسيج با تدوين آيين‌نامة كارشناسانه بين انجمن و بسيج شكل مي‌گيرد. همچنين آماده كردن جزوه‌هاي آموزشي به زبان ساده براي رشد تئاتر بسيج در حال پيگيري است. ما معتقديم بسيج اگر بخواهد، در هر زمينه‌اي كه وارد شود مي‌تواند حرف اول را بزند ولي در فعاليتهاي فرهنگي نمي‌توان بدون تخصص و آشنايي كاري كرد و نمي‌توان از بسيج خواست بدون تخصص حرف اول را در اين زمينه بزند. هميشه فعاليتهاي بسيج چه در امور اجتماعي، چه اقتصادي، سياسي و... چشم‌گير است و حتماً مي‌تواند در امور فرهنگي‌ـ هنري نيز مؤثر باشد و همكاري ما با بسيج و حمايت از تئاتر بسيج در همين زمينه است. اين جزوات آموزشي بعد از تدوين در اختيار بسيجيان علاقه‌مند قرار خواهد گرفت تا علاقه‌مندان تئاتر در پايگاههاي بسيج بتوانند كاري هدفمند، جهت‌دار و همراه با تخصص انجام دهند.

شما روي كدام گروه بيشتر كار كرده‌ايد؟ آثار شاخص و ملموس هر يك از اين گروهها چه كارهايي هستند؟

ما تقريباً با اكثر هنرمندان سراسر كشور در ارتباط هستيم. به اين شكل كه با يك منتقد و يا استاد در يك شهرستان ارتباط داريم و او با ديگر هنرمندان و نسل جوان آن شهرستان ارتباط دارد. گروهي نيز مستقيماً آثارشان را براي ما مي‌فرستند تا كارشناسان ما آنها را ارزيابي كنند. ما در هر ماه چند اثر داريم كه بايد بررسي شود. گاهي نيز از آنها دعوت مي‌كنيم تا از نزديك و حضوري در مورد اثرشان صحبت كنيم و از رهگذار اين تعامل آثار زيادي خلق شده كه كمتر به چاپ رسيده است. البته 6‌‌ـ 5 مجلد از همين آثار چاپ شده‌است اما نه به اين معني كه آثار چاپ‌شده بي‌نقص هستند. يكي دو مجموعه نيز آمادة چاپ است كه منتظريم شرايط آن فراهم شود. اين آثار چاپ‌شده در شرايط حاضر جزء بهترين آثار هستند و تا حدودي به مفاهيم دفاع مقدس و اهداف ما نزديك هستند اما نمي‌توان آنها را آثاري ماندگار دانست ولي اين آثار مي‌تواند توسط هنرمندان سراسر كشور مورد استفاده قرار گيرد و حتي بهانه‌اي باشد براي خلق آثار بهتر. ما هنرمنداني داريم كه فقط و فقط در مورد دفاع مقدس نمايشنامه مي‌نويسند و از هر سي چهل اثر خلق شده آنها، چهار پنج كار واقعاً قابل توجه وجود دارد و ما شاهد اين آثار در جشنواره‌هاي ديگر مثل جشنواره‌هاي استاني و يا فجر نيز هستيم كه در كنار آثار ديگر حضوري خوب و چشم‌گير دارند. البته نبايد اين استثناءها ما را مغرور كند كه چون در جشنوارة حرفه‌اي و معتبر فجر چند كار خوب دفاع مقدس وجود دارد، ما ديگر بار خود را بسته‌ايم. هنوز براي شناخت شخصيتها و موقعيتهاي جنگ، كارهاي بسياري بايد انجام شود و اين به غير از درك كلي ما از جنگ است. بلكه منظور يك شناخت عميق از لحظات رزمندگان و شبهاي عمليات است. ما آثار خوبي در اين زمينه‌ها نداريم. تئاتر دفاع مقدس نياز به يك تلاش و برنامه‌ريزي مستمر دارد تا به آرمانهاي خود نزديك شود. همچنين نياز به يك سرمايه‌گذاري بالا و تشكيلات وسيع است. نمي‌توان با يك حمايت اندك، انتظار كارهاي بزرگ داشت. امكانات، بودجه و برنامه‌ در اين زمينه بسيار كم است. ما در كليت تئاتر كشور هيچ مكاني نداريم كه منحصراً به تئاتر دفاع مقدس اختصاص داشته باشد. نه در تهران و نه در شهرستانها يك سالن وجود ندارد كه در آن با برنامه‌ريزي در طول سال شاهد اجراهاي خوب از آثار دفاع مقدس باشيم. اكثر هنرمندان براي حضور در يك جشنواره كار مي‌كنند و بعد از آن، چه جايزه بگيرند و چه نگيرند فراموش مي‌شوند. اكثر برنامه‌ها به خاطر نبود امكانات يا انجام نمي‌شود يا با كندي صورت مي‌گيرد.

شما انتظار يك سالن اختصاصي و... داريد. ما اول جنگ هم فقط چند نوع اسلحة معمولي داشتيم ولي با همان مفاهيم و انگيزه‌ها كه صحبت آن شد جنگ را پيش برديم. همان مفاهيمي كه شما مي‌خواهيد منتقل كنيد. شما 43000 پايگاه بسيج داريد، هزاران مسجد وجود دارد و... نمي‌توان با همين امكانات مسجد و بسيج يك جريان تئاتري توليد كرد؟ همان‌طور كه فعاليتهاي هنري مساجد در اوايل انقلاب چشم‌گير بود؟

به نظر من اين يك نگاه فريب‌دهنده به موضوع است و نتيجة آن در نظر نگرفتن واقعيت. بله، در سالهاي اول جنگ ما سلاح نداشتيم ولي هر چه پيش‌رفتيم سلاحهاي بهتر و جديدتري وارد جنگ شد و ما در حال حاضر داراي صنايع نظامي خوبي هستيم. حالا شما انتظار داريد الان هم مثل سالهاي اول انقلاب كارهاي فرهنگي را پيش ببريم. ما بايد در عرصه فرهنگ، رشد بيشتري كرده باشيم تا در كارهاي نظامي. شما به نيروي انساني اشاره مي‌كنيد ولي نمي‌گوييد اين نيروهاي انساني نياز به برنامه‌ريزي دارد. اين برنامه همان تشكيلات و بودجه و امكانات است. هنر در مرحله اول شكوفا مي‌شود، و خود را بروز مي‌دهد ولي به مرحله‌اي مي‌رسد كه نياز به رشد دارد. نهالي است كه اگر مورد توجه قرار نگيرد ميوه نمي‌دهد. اين نهال خودجوش رشد كرده است ولي براي به ثمر نشستن، آب و كود و... مي‌خواهد. نمي‌توان گفت همان طور كه به وجود آمد به حيات خود نيز ادامه مي‌دهد. اين منطقي نيست. در اوايل انقلاب افرادي خودجوش روي كار آمدند و كارهايي كردند ولي بعد از مدتي خود آنها كنار رفتند، چرا؟ به دليل اينكه نياز به حمايت داشتند. وقتي ديدند اين حمايت در عرصه‌هاي ديگر وجود دارد به آنجا رفتند، خاصيت هنر، هنرمند را انساني لطيف، آرمان‌گرا و سرشار از ذوق بشري مي‌سازد. هر جا به او بي‌حرمتي و بي‌توجهي شود ناخودآگاه دل‌زده مي‌شود. اگر يك جوان يك كار خوب انجام داد و ما او را تشويق كرديم، او براي كار بهتر توقع تشويق بيشتري دارد. اين تشويق حداقل نيازي است كه بايد براي هنرمندان در نظر گرفته شود. با بررسي پنج جشنواره تئاتر بسيج مي‌بينيم همين پايگاهها چقدر به تكاپو افتادند در صورتي كه گاهي از سوي فرماندهان خودشان هم حمايت نمي‌شدند ولي دلخوش بودند كه اگر بتوانند به مرحله ديگري مثلاً جشنواره فجر و يا استاني بروند در آنجا مورد توجه قرار گيرند. تمام وجود و تلاش خود را صرف مي‌كنند ولي همان برخوردي را مي‌بينند كه در پايگاهشان با آنها مي‌شد. وقتي حتي يك تشكر خشك و خالي هم از آنها نمي‌شود قبول كنيد اين چرخه ادامه نخواهد داشت.

مگر يكي از جاهايي كه بايد از آنها حمايت كند شما نيستيد؟

ما به لحاظ ارگانيكي فقط مي‌توانيم حمايت معنوي از آنها داشته باشيم و نه امكاناتي و مالي. اين به معاونت فرهنگي بسيج برمي‌گردد و پروسه اداري خودش.

شما در اهدافتان گفته‌ايد: كشف استعدادهاي جوان و توانمند و به ويژه بسيجيان و ايجاد زمينه‌هاي بالندگي و شكوفايي هنري آنها.

اين ايجاد زمينه‌ها نيازمند امكانات است.

مشكلات تئاتري ما كلي و زياد است و به هم مربوط. همان كمبودها در تئاتر انقلاب و دفاع مقدس نيز وجود دارد. مواردي مثل نبود بودجه كافي، سالن، عدم تبليغات مناسب، نبودن بليت تئاتر در سبد فرهنگي مردم به خاطر مسايل معيشتي و...

به مسئلة درست و اساسي اشاره كرديد. شناخت اين مسأله كه جايگاه اجتماعي تئاتر در بين مردم كجاست و چرا بليت تئاتر در هزينه‌هاي آنها جاي ندارد، مسئوليت سياستگذاران تئاتر كشور را دو چندان مي‌كند ولي متأسفانه تاكنون اين‌گونه نبوده و حتي بر عكس است. مسئولان بايد حداقل به تأثير تئاتر در جامعه آشنا باشند و اين نقش در دنيا قابل مطالعه است و اگر در كشور ما اين‌گونه نيست بايد با حمايتهاي بيشتر و برنامه‌‌ريزيهاي بهتر اين نقش را به وجود بياورند. متأسفانه با تئاتر مانند يك كار اقتصادي برخورد مي‌شود. يعني چون تقاضا كم است عرضه را هم كم مي‌كنند و به آن بي‌توجه مي‌شوند در صورتي كه بايد با عرضه بيشتر و ارزان‌تر تئاتر را در برنامه هفتگي خانواده نهادينه كنند. متأسفانه در طول برنامه‌هاي فرهنگي دولتهاي گذشته تاكنون اين امر انجام نگرفته است. به تئاتر به عنوان يك ابزار فرهنگي نگاه نشده‌است. به اندازه‌اي كه يك قشر خاص به آن نياز دارند كار توليد كرده‌ايم و توجهي به تأثيرات آن در جامعه نداشته‌ايم. بنده به دليل اينكه در سالهاي اخير درگير مقولة توليد تئاتر بوده‌ام، مي‌دانم دولت آن‌قدر هزينه براي تئاتر كرده است كه در مقايسه با بيشتر كشورها چند قدم هم جلوتر بوده است ولي چون اين فعاليتها نهادينه نبوده است، نتيجه‌اي كه گرفته مثبت نيست. مسئولان بايد فرهنگ تئاتر ديدن را ترويج كنند. و براي اين كار بايد اول امكان توليد تئاتر را به وجود بياورند. ما تئاتري نداريم كه ارايه دهيم، مردم هم براي آن جايي ندارند، تمام نخبگان تئاتري ما در تهران جمع شده‌اند ولي ما چند مركز تئاتر فعال در تهران داريم؟

قبول دارم كه سالن كم داريم و عرضه و تقاضا برابر نيست ولي محصولي كه ما به عنوان تئاتر در همين سالنهاي اندك ارائه مي‌كنيم نمي‌تواند با بسياري از مردم ارتباط برقرار كند چون بسياري از اين موضوعات درد جامعه و حرف مردم نيست. حالا من تماشاگر چرا بايد چند هزار تومان هزينه كنم و كاري را ببينم كه آن را نمي‌فهمم؟ آن هم با همة مخارج سنگين زندگي شهري. كاري را ببينم كه مال فرهنگ من نيست. شما مي‌گوييد تئاتر انقلاب، تئاتر انقلاب به مسايل روز ما هم ارتباط دارد مثل مشكلات مردم، انتخابات و مسايلي كه در استمرار انقلاب به وجود آمده است. تئاتر بايد به كمبودها و كاستيها اشاره كند. بايد نقد كند ولي روي اين مسأله كم كار شده‌است. كاراكترها از من تماشاگر دور است و نمي‌توانم با آنها ارتباط برقرار كنم. برخي از گروهها به فرماليسم روي آورده‌اند و يا برخي كارهاي خارجي را كه جنبه جهاني هم ندارد و متعلق به يك جغرافيا و يا فرهنگ خاص است اجرا مي‌كنند. كارهايي كه اتفاقاً درد همان جامعه بوده است. حتي بعضي از كارهاي ماندگار تاريخ تئاتر هم مربوط به معضلات همان سالها و جامعه آنهاست. مثلاً كار اكثر نويسندگان معاصر امريكايي كه ما از آنها استقبال مي‌كنيم و كارهايشان را روي سِن مي‌بريم مربوط به درد جامعه آمريكا و نقد زندگي مردم آنجاست. مسايل اقتصادي، سياسي و... يعني آنها از جامعه و مردم خود غافل نبوده‌اند. مي‌دانيم نياز يك تئاتر خوب، يك متن خوب است و ظاهراً ما از اين مسايل غافل هستيم. شما در اين راستا مسابقات نمايشنامه‌نويسي با موضوع انقلاب و دفاع مقدس برگزار مي‌كنيد ولي اين كارها نتوانسته است منجر به توليد نمايش‌نامه‌هاي خوب شود تا ما حداقل هر فصل شاهد اجراي يك تئاتر خوب با مختصات مردمي باشيم.

شما درست مي‌گوييد. اين نكته مشكل خود من هم هست و اگر چه از لحاظ ارگانيكي ربطي به انجمن ندارد ولي درد من هم به عنوان يك تئاتري همين مسائل است. من هم مي‌دانم بي‌ارتباطي جامعه با موضوعاتي كه در تئاتر ما كار مي‌شود، مشكل بزرگ تئاتر ماست. وقتي تئاتر نتواند با مردم و مخاطب ارتباط برقرار كند قطعاً يك پاي قضيه مي‌لنگد. تماشاگر عضوي از اركان و عناصر سازندة تئاتر است.
عموم مسايلي كه در سالهاي اخير در تئاتر شاهد آن هستيم خيلي مرتبط با درد و وضعيت جامعه نيست. ما بي‌توجه به انگيزة اصلي نويسندگان جهان و ارتباط آن با مسايل و فرهنگ جامعة خودمان، نمايشها آنها را در اينجا اجرا مي‌كنيم. بعضي از اين نمايشنامه‌ها حتي در كشور خودشان نيز ديگر مورد توجه نيستند چون ديگر مسأله امروز آنها هم نيست. بي‌توجهي محض به جامعه‌شناسي تئاتر و ارتباط آن با تماشاگر، مشكل ماست. بايد بدانيم باورها و جهان‌بيني تماشاگر ما كه ريشه در اعتقادات، فرهنگ و مذهب ما دارد چيست؟ بايد به مسايل اجتماعي و سياسي روز كه مردم با آن در ارتباط هستند توجه كنيم و اين باعث پيوند تئاتر با مردم است. در كارهايي كه در اين سالها در انجمن انجام داده‌ايم، همين طور در كارهايي كه خودم خارج از مسئوليت اداري و به عنوان يك تئاتري انجام داده‌ام به اين مسأله توجه كرده‌ايم. براي همين توانسته‌ام در كارهايم با مردم چه در تهران و چه در شهرستانها ارتباط برقرار كنم. مثلاً نمايش خورشيد كاروان از اين نمونه است كه توانسته تأثيرگذار باشد. البته اين مشكل فقط به هنرمند برنمي‌گردد، مسئولان هم مقصر هستند. وقتي يك هنرمند حرفه‌اي تئاتر مي‌بيند مخاطب خاص دارد و بايد در يك مدت كوتاه و مشخص در يك سالن خاص كارش را اجرا كند، او هم يك نمايش را كه شايد زياد با جامعه ما مرتبط نباشد با همان جهان‌بيني و فلسفه نويسنده براي قشر خاص و دانشجويان و اهل تئاتر اجرا مي‌كند. او از خود مي‌پرسد، چرا بايد كارم را براي كل جامعه طراحي كنم؟ آنها كه به ديدن اين نمايش نمي‌آيند! آيا هر كارگردان تئاتر در هر زماني كه خواست كارش را در هر جايي اجرا كند؟ حمايتي از او صورت نمي‌گيرد. در جهان، نظاميها، كارگرها، قشر فرهنگي و... هر كدام تئاتر خاص خودشان را دارند و مراكز مربوطه از آنها حمايت مي‌كنند. كاري كه تا حدودي و به حمدالله در ورزش ما صورت گرفته است. يعني نهادهاي دولتي و مراكز اقتصادي و كارخانه‌ها به ورزش توجه كرده‌اند و اين علاوه بر كارهاي سازمان تربيت بدني است. يعني توجه همه به ورزش براي حفظ سلامت جسم. ولي آيا براي سلامت روحي مردم نيز چنين فعاليتهايي وجود دارد؟ چرا بايد تنها حامي تئاتر، مركز هنرهاي نمايشي باشد؟
ما در طول انقلاب چقدر به امكانات تئاتري خود اضافه كرده‌ايم. تناسبي كه وجود ندارد، حتي درصد هم نمي‌توان گرفت. بايد بگوييم هيچ. در طول سال، حدود 1000 نفر فارغ‌التحصيل تئاتر داريم ولي آيا به اندازه 50 نفر به امكانات ما اضافه مي‌شود؟ چگونه مي‌خواهيم از اين وضعيت توقع رشد داشته باشيم. با اين شرايط نمي‌توان گفت چرا هنرمندان مسأله و درد جامعه را نمي‌گويند و يا اينكه مسئولان بپرسند چرا مردم تئاتر نمي‌بينند؟ سؤال منطقي نخواهد بود.

مي‌دانيم دانشجويان از نيروهاي خوب و نسبت به كارشان نيروهاي ارزان‌قيمتي هستند. آيا انجمن نمي‌تواند مراكزي را در دانشگاهها فعال كند و از پايان‌نامه‌هاي نظري و عملي آنهايي كه در ارتباط با موضوعات و اهداف انجمن است حمايت كند؟ از نمايشنامه‌ها، تحقيقات و... آنها در هر صورت پروژه‌اي ارايه مي‌دهند و فارغ‌التحصيل مي‌شوند ولي شما مي‌توانيد كار آنها را جهت‌دهي كنيد.

انجمن به نوعي ديگر اين كار را مي‌كند. مثلاً در جشنواره تئاتر كوتاه دانشكدة هنرهاي زيبا با آنها مشاركت دارد و از پايان‌نامه‌هاي نظري و عملي با موضوع دفاع مقدس حمايتهايي داشته‌ايم. ولي من سؤال مي‌كنم چرا خود دانشگاهها با توجه به اختيارات و امكاناتشان چنين كاري نمي‌كنند جايگاه تئاتر دانشجويي در تئاتر ما كجاست؟ ما بنا به رابطه‌هاي خودمان كارهايي مي‌كنيم، چون احساس تكليف مي‌كنيم ولي اين يك جريان مستمر نيست. چرا خود وزارتخانه در اين زمينه كاري نمي‌كند؟ تئاتر در برنامه‌هاي فوق برنامة دانشگاهها چه جايگاهي دارد؟ ما در آموزش و پرورش هم به تئاتر توجه نداريم. مشكل ما ريشه‌اي است.

رابطه شما با شهرستانها و هنرمندان آنجا چگونه است؟

بيشتر ارتباط ما با هنرمندان شهرستاني به صورت شخصي است، و در طي اين سالها در جشنواره‌ها با آنها آشنا شده‌ايم و به وسيلة نامه و تلفن با آنها در ارتباط هستيم و بخشي از اين ارتباط هم از طريق پايگاههاي بسيج است.

شما با توجه به امكاناتتان در انجمن از عملكرد خود در طول اين سالها راضي هستيد؟

بالاخره هر كاري كه انجام مي‌شود يك توجيه براي آن وجود دارد. ما هميشه با كمبود براي اجراي برنامه‌هايمان مواجه بوده‌ايم و سعي كرده‌ايم با حداقلها كارهاي خوبي انجام دهيم. ولي مي‌توانيم با توجه به امكانات بيشتر مجموعة تأثيرگذارتري باشيم.
به هر حال اين مجموعه و انجمن شكل گرفته است و يك‌سري هدف و وظايف براي خودش تعريف كرده است. براي همين ما هم از آن انتظار داريم. انشاءالله تالار اسوه هم تبديل به يك مركز تئاتري براي مخاطب اين نوع موضوعات شود و ما بتوانيم شاهد حضور بيشتر تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در جامعه باشيم و وقتي ب

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه