پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   925 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش سوم - هنر و فرهنگ و انقلاب اسلامي

نسل سوم هنر انقلاب و ضرورت مراقبه فردی

حاشيه هنر انقلاب اسلامي به تازگي حركت‌هاي جديدي را شاهد بوده است كه يكي از آنها ايجاد انجمني به نام “انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس” است. اين انجمن تلاش مي‌كند با ايجاد فضاي مناسب به منظور خلق اثر براي هنرمندان، رويكردي جديد در ذهنيات آنها نسبت به بازآفريني مفاهيم انقلاب اسلامي و دفاع مقدس فراهم كند.


واقعيت اين است كه انجمن نوپاي هنرهاي تجسمي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس تا رسيدن به انسجام در حركت‌هاي خود راهي طولاني در پيش دارد. انسجام در حركت، مرحله‌ اصلي حضور مؤثر در عرصه هنرهاي تجسمي است و خواسته متوليان انجمن، تلاش براي تحكيم پايه‌هاي اصلي حركت و سپس وارد شدن به مرحله اجرا و عملياتي كردن اهداف است. به قول آقاي عاقل‌زاده “حركتي است با چراغ خاموش”.
اولين حركت انجمن با هدف سنجش ميزان آشنايي دانشجويان هنر و هنرمندان با شخصيت‌هاي تاريخي انقلاب اسلامي و با موضوع شهيد مطهري و آثار ايشان بود؛ حركتي كه از ارديبهشت 84 با دعوت از دانشجويان رشته نقاشي دانشگاه‌هاي سراسر كشور آغاز شد. حدود 50 نفر از اولين فراخوان انجمن استقبال كردند و آثار خود را به اين نمايشگاه فرستادند و هيئت داوران نيز همه آثار را در نمايشگاه پذيرفت و در مراسم افتتاحيه آن كه با حضور فرزند شهيد مطهري در تالار اسوه برگزار شد (13 آبان 84)، بدون رتبه‌بندي به همه آنها جوايزي اهدا شد. نبود اطلاع‌رساني دقيق و فراگير و عدم بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي تبليغي موجود، كيفيت و كميت آثار را تحت‌الشعاع قرار داده بود. و اين سؤال كه ابعاد وسيع مفاهيم انقلاب، چگونه مي‌تواند در آيينه هنر جلوه كند، ما را بر آن داشت تا درباره چند و چون اين فعاليت‌ها با مسؤولان انجمن گفت‌وگو كنيم. در اين گفت‌وگو سؤال‌هاي مشترك با میان‌تيتر مشخص شده‌است.

اهداف شكل‌گيري انجمن و فعاليت‌هاي آن
علیرضا عاقل‌زاده(مسؤول انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب و دفاع مقدس): «... انقلاب اسلامي ايران كه در دنيا و در نوع خود بي‌نظير بود، بحث هنري خاص خود را به همراه داشت و آثار هنري اين دوره بازتاب رويدادهاي انقلاب است.
انقلاب اسلامي ايران در پرداختن به هنر ضعف‌هايي داشت كه به رغم شكل‌گيري شوراي انقلاب فرهنگي براي آن فكر مناسبي نشد، البته در مقاطع كوتاهي، بسياري از هنرمندان تحت تأثير جوي حاكم، به صورت خودجوش يك سري كارهاي هنري را ارائه دادند و مي‌شود گفت كه در زمينه هنر انقلاب اسلامي تا حدودي كار شد. با آغاز دفاع مقدس، هنر انقلاب هم تحت‌الشعاع آن قرار گرفت. با اتمام جنگ، هنرمندان با ديدگاه‌هاي مختلف سياسي همراه شدند و اين ضرورت و ضعف بزرگ در هنر انقلاب اسلامي حس مي‌شد كه متولي فرهنگي ندارد و بايد متولي مناسب هنري و جايي به وجود بيايد كه دربارة هنر انقلاب اسلامي كار كند كه اين موضوع باعث ايجاد «انجمن هنرهاي تجسمي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس» و برگزاري چنين مسابقاتي شد. ما سعي مي‌كنيم هنرمندان را متوجه هنر انقلاب و مفاهيم انقلابي بكنيم تا آثاري خلق شود كه تاريخ انقلاب را براي نسل‌هاي آينده روايت كند.
يكي از شعارهاي اصلي انقلاب، برقراري عدالت اجتماعي است. تحقق اين مفاهيم، بسياري از جنبه‌ها بايد دست به دست هم بدهند كه بخش اعظمي از آن مربوط به هنر و بخشي از هنر هم هنرهاي تجسمي است.
سينماي انقلاب تقريباً توانسته جايگاه خود را به عنوان هنر مؤثر پيدا كند و در سراسر دنيا مخاطب دارد و تأثيرش را هم در سينماي ايران حس مي‌كنيم اما در مورد هنرهاي تجسمي كه هنري به روز و داراي جايگاهي ويژه بين مردم است، متأسفانه كاري كه بايد صورت نگرفته و برگزاري چنين نمايشگاه‌ها و مسابقاتي، فضاي لازم را ايجاد مي‌كند تا هنرمندان ما را به سمت هنر انقلاب سوق دهد.
هنرمندان ما بايد متوجه تفكراتي كه باعث بروز انقلاب شد باشند. هنرمندان نسل دوم و سوم بايد بفهمند كساني مثل شهيد مطهري و بهشتي بوده‌اند و اينها بايد نمادي -بهتر از فردوسي و بوعلي سينا- بشوند. اينها كساني بودند كه شخصيت‌هايي مثل فردوسي و بوعلي سينا را تكميل كردند و اگر بخواهيم دربارة شهيد بهشتي حرف بزنيم بايد بگوييم كه او دنيايي از معارف اسلامي و انساني است. ما از تجارب آنها استفاده كرديم كه الآن در اين مسير قرار داريم. بخشي از هنر انقلاب مربوط به اين آدم‌ها مي‌شود كه متأسفانه درباره‌شان كار نشده‌است و اين كار مي‌تواند نقش تعيين‌كننده‌اي در تثبيت انقلاب داشته باشد.
كاربردي و به روز شدن آثار
دكتر حبيب‌الله صادقي (از داوران نمايشگاه): هنرمند ايراني نقش كاربردي آثارش را تعريف كرده است؛ چه آن زمان كه كتاب‌ها با نگاره‌ها همراه مي‌شد و چه آنجا كه در ظروف، آيات و روايات و پندهاي اجتماعي نگارش مي‌شد؛ از همان نقش‌ها، فرصت فرهنگي ايجاد مي‌كرد و پيامش را انتقال مي‌داد.
در مورد هنر انقلاب، هنرمندان يك خود سفارشي داشتند؛ حديث جوشش خودشان بود و آن حقيقت را كه در مردم هم متجلي بود، تسرّي مي‌دادند و نقاشي مي‌كردند و مخاطب، خود هنرمند و مردم بودند كه داوري مي‌كردند. هنرمند آن تجلياتي كه از مردمش در درونش شكل گرفت، تصوير مي‌كرد و نسبت به پديده‌ها و باورهايي كه حتي در درون خودش نقش نشده بود و آنها را در فعل و عمل مردم مي‌ديد يك نوعي تعالي‌خواهي داشت؛ شهيد را معرفي مي‌كرد و عدالتخواهي را. خودش هم همراه مردم رشد مي‌كرد. انقلاب يك مدرسه انسان‌سازي بود و هنرمند كاستي‌هاي خودش را در مردم جست‌وجو مي‌كرد و ضعف‌هايش را پاك مي‌كرد. اين يك حركت جمعي بود به سمت شدن.
نسل دوم و سوم هم امروز بر اساس آن باطن و پيام تاريخي و مؤلفه‌هاي دين‌خواهي و دين‌داري كه از قبل پدرانش به او رسيده، به مكتب و مدرسه‌اي تهذيب شده وارد شده‌است و مؤلفه‌هاي متعالي‌تري از اين حضور بسيجي را مي‌تواند معرفي كند. پدرانش رسوب شمشير و زخم را در بدنشان تجربه كرده‌اند و هوشياري دارند، ولي نسل امروز بسيجي، روشنفكرتر، متعالي‌تر و به روز‌تر و هوشيارتر است.

ضعف‌ها و كاستي‌ها
صادقي: من ضعف نمي‌گويم. كارهايي با موضوع هنر ديني و هنر انقلاب، مرتبه‌اي فراتر از نقش عيني هنر آكادميك دارد. اگر قرار باشد من يك تصوير‌سازي كنم و چند تا شيء را بكشم، با چيره‌دستي و طراحي و نورگزاري به موقع ياد مي‌گيريم و مي‌توانم اين تصوير و تصوّر را به گونه‌اي نمايش دهم. انقلاب اسلامي از پوسته عينيت مي‌گذرد و به دنبال يك حقيقت درون عينيت است. بنابراين اگر آن نگاه مثالي و نگاه به عالم خيال و آن اسطوره‌ها را كه اسطوره جمعي است، پيدا كند، كار بسيار بزرگي كرده است. هنرمند اگر بتواند اين واژه‌ها را نمادشناسي و نهادينه كند، به مقصد رسيده است. هنرمند براي رسيدن به “قدس” هنر، بايد از “كربلاي” آكادميك بگذرد. نقاش ما بايد آكادميسين خوبي باشد و به او توضيح داده شود كه نتيجه آرماني و متعالي شما عينيت محض نيست ولي شما از طريق عينيت بايد به عالم محض برسيد.

عاقل‌زاده: ما چنين انجمن و چنين مسابقاتي را به وجود آورده‌ايم تا كارهايي كه از هنر انقلاب ارائه مي‌شود، در سطح نماند و بتواند به عمق مفاهيم وارد شود. اين فعاليت‌ها با اين بُعد بايد در ابتداي انقلاب شكل مي‌گرفت اما به هر دليل اين اتفاق نيفتاده است ولي ديگر دليلي براي تأخير نيست. بايد دربارة هنر انقلاب هم فعاليت گسترده بكنيم تا جوابگوي نسل‌هاي آينده باشيم.
انقلاب ما بعد از 27 سال دچار يك آفت‌هاي سياسي شده و فضا كاملاً سياسي است. ما تبليغات زیادی كرديم، يعني اطلاعيه اين نمايشگاه را براي مراكز فرهنگي، دانشگاه‌ها و حتي تك‌تك نشريات فرستاديم و براي دانشكده‌هاي هنري سراسر كشور دعوتنامه ارسال كرديم ولی متأسفانه استقبال خیلی کمی را شاهد بودیم.
ذهن مخاطبان و هنرمندان ما به خصوص جوانان اصلاً آمادگي ندارد و اين حركت‌ها مي‌تواند جرقه‌اي براي صبح سپيدي در هنر انقلاب باشد و باعث روشن‌تر شدن اين عرصه شود. بايد دربارة هنر انقلاب، انقلابي عمل كنيم. نيروي مقاومت بسيج بعد از 27 سال كه از انقلاب مي‌گذرد بايد يك چنين عملياتي را به وجود بياورد. اصلاً جزء مأموريت‌هاي هنرمندان است كه كار فرهنگي بكنند و كار فرهنگي، سلاحش هنر است. ولي بايد حق داد كه در اين شرايط سياسي، دانشجوي ما كه دغدغه نان و فكر آينده را دارد، اين‌جور موضوعات را در حاشيه ببيند. اگر بتوانيم فضايي براي دانشجويان فراهم كنيم كه با اين مسائل جدي‌تر برخورد كند، به طور قطع رويكرد ديگري خواهيم ديد. الآن هم همه هنرمندان جوان در سطح پايين نيستند و مي‌توانند كارهايي بسيار بهتر از اين ارائه دهند اما شرايط مخصوص خودشان و شرايط محيطي و اجتماعي باعث شده‌است كه نتوانند آن چيزي را كه بلدند خلق كنند و بفرستند. اين تجربه‌اي است براي ما كه ان‌شاءالله بتوانيم با كمك آنها فضاسازي كنيم كه اين اتفاق بيفتد.
آنچه در اين نمايشگاه‌ها و فعاليت‌ها اتفاق افتاد، نمي‌شود گفت كه رضايت آنچناني ايجاد كرد اما حركت بسيار خوبي براي ما بود. ما نخواستيم بگوييم كه حتماً بايد به ايده آلها برسيم بعد شروع كنيم. ما مي‌خواستيم بستري مناسب فراهم شود براي هنرمندان متعهد، چراغي بزنيم و حركتي طراحي كنيم.
پيش از اين با تشكيل حوزه هنري و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد هنر انقلاب انسجام پيدا مي‌كرد اما به دليل عدم توجه كه دلايل مختلفي دارد، اين اتفاق نيفتاد كه مهمترينش به نظر من، نبود مديريت فرهنگي است، يعني شوراي انقلاب فرهنگي ما كه سال‌هاي سال است شكل گرفته و جلسات مختلفي برگزار می¬كند، خلأهاي بسيار بزرگ فكري در اين زمينه دارد، شوراي انقلاب فرهنگي يك شوراي بسيار مهم و برجسته است با آدم‌هاي بسيار برجسته و هنر و فرهنگ اين مملكت را مي‌توانند رهبري كنند، اما متأسفانه مي‌بينيم كه آنها هم در سطح مانده‌اند. شايد دليلش اين باشد كه كشور ما دچار سياست‌زدگي شده و آنقدر اين مباحث زياد است كه فرصت ظهور را از پديده‌هاي ديگر، مثل هنر گرفته است لذا كار بسيار سخت است؛ بايد بيشتر از گذشته كار كنيم و فعاليت‌هاي بيشتري انجام بدهيم. از جوان‌هايمان بايد خوب استفاده كنيم. همان‌طور كه خود ما، جوان بوديم و به شكلي هنر انقلاب را تغيير داديم. همين جوان‌ها هم مي‌توانند ادامه دهنده هنر انقلاب باشند؛ ضمن آن‌كه اصيل‌ترين هنرهايي كه در ارتباط با تمدن‌هاي مختلف شكل گرفته، به دنبال گذشت زمان بوده است، يعني حتماً بايد زمان مي‌گذشت تا اين هنرها شكل بگيرد. اگر بحث هنر انقلاب يا دفاع مقدس در نظر بگيريد، در زمان دفاع مقدس، خيلي‌ها بحث چرايي جنگ را مطرح مي‌كردند اما با گذشت زمان متوجه مي‌شويم كه آن اتفاق چقدر ارزشمند بوده و چقدر سازندگي داشته است. جنگ ممكن است خرابي‌ها و مصيبت‌هايي داشته باشد كه حتماً هم دارد اما باعث آباداني‌هايي هم مي‌شود. جنگ باعث شد كه فكرهاي خلاق به وجود آيد و سازندگي و خودكفايي حاصل شود. در زمينه هنر انقلاب هم همين‌طور است. با وجود فرصت‌هايي كه از دست رفته، شايد بتوان گفت نسل سوم انقلاب دربارة انقلاب قضاوت‌هاي بهتري مي‌تواند بكند. آنها چيزي دارند به نام تاريخ انقلاب كه تقريباً 30 سال از آن گذشته و دستمايه خوبي است كه بتواند هنر انقلاب را پربارتر كند.

هنرمندان جوان در كنار هم
عاقل‌زاده: ما داريم مخاطبان خودمان را پيدا مي‌كنيم. ممكن است هنرمندان جوان ما در قدم‌هاي اول دچار ضعف‌هايي باشند و شايد جدي برخورد نكنند اما جزء سياست‌هاي اين انجمن در درجه اول حمايت و هدايت هنري و در درجه دوم توليد است. مثل خيلي از مجموعه‌هاي ديگر، بودجه‌اي برايش تعريف و عملياتي هم از آن استنتاج مي‌شود. ما در زمينه‌هاي مختلف با وجود توانايي‌هايي كه داريم، مي‌توانيم فعاليت‌هايي را نه‌چندان گسترده اما ريشه‌اي انجام بدهيم تا برگزاري چند برنامه خوب هنري و تأثير‌گذار، بتواند هم هنرمندان را جذب و هم خلق اثر كند و بر اساس آن بودجه مناسبي هم بگيرد. همه اينها به ميزان موفقيت ما بستگي دارد. اگر انجمن در برنامه‌هاي اول خودش موفق ظاهر شود، اين موضوع به طور قطع به جذب بودجه هم كمك خواهد كرد. شايد بشود گفت كه بسياري از متوليان فرهنگي خودشان كمك خواهند كرد.

صادقي: اگر جرياني ادامه نداشته باشد، رها خواهد شد. بعد از سال‌ها جرقه‌اي زده شده‌است؛ بايد جوانان را باور كنيم تا بچه‌هاي بيشتر و عميق‌تري به طرف اين فرهنگ بيايند. اگر ان‌شاءالله مقطعي نباشد، آثار بسيار پربركتي مي‌تواند داشته باشد.
البته نكته‌اي را هم عرض كنيم، اين‌كه ما زماني خيلي نگران بوديم؛ نگران اين‌كه اين ماهواره‌ها دارند از بالا رشحات تصويري‌شان را براي خانواده‌هاي ما مي‌فرستند ولي همان‌طور كه ديديم مردم ما توانستند با يك موج عظيمي اين كشتي‌هاي وسوسه را از فضاي خانواده دور كنند. الآن هم بايد طوري بشود كه بچه‌هاي ما خودسفارش بشوند. خودسفارشي يعني اين‌كه الآني تا صداي مضراب موسيقي بسيج بلند مي‌شود، بچه‌هاي ما واقعاً از خودبي¬خود مي‌شوند. خودآگاهي تاريخي‌شان آنها را به اين سمت مي‌كشاند. اين نسل بايد در درون خودش به يك مراقبت فردي برسد. خودانگيخته و خودسفارش به اين سمت بيايد، كه دارد مي‌آيد. البته بايد مقداري اضافاتش را بتراشيم. به قول ميكل آنژ، مجسمه‌اي درون كوه هست كه بايد اضافه‌اش را بزنيم، تا خودش ديده شود. بايد آن غبار را كنار بزنيم كه باطن بچه‌ها ديده شود.

هنر انقلاب و عرضه جهاني
اگر بخواهيم به بازتاب هنر انقلاب در رسانه‌هاي غرب و به روايت و رؤيت آنها استناد كنيم و از طريق آنها خودمان را محك بزنيم، خوب آنها پديده‌هاي خيلي بزرگ ديگر ما را هم با سكوت و سكون برگزار مي‌كنند! شما تاريخ هنر دنيا را نگاه كنيد. چه سكوت بزرگي كرده‌اند، يعني تاريخ‌نويسان، فرهنگ بشري را به روايت خودشاني دارند تعبير و تفسير مي‌كنند. من نمايشگاه هنر نگارگري ايران را در موزه هنرهاي معاصرديدم؛ همه صاحبان اين فضيلت از كمال‌الدين بهزاد گرفته تا سلطان محمد، نقش حكمي و تاريخي خودشان را بازي‌ كرده‌اند و اين در تاريخ فرهنگ بشري بسيار بزرگ است. شما تأثيري را كه «وان گوگ» و «ماتيس» از هنر ايراني و هنر شرق گرفته‌اند، نمي‌توانيد انكار كنيد. خود ماتيس عادلانه اعلام مي‌كند كه شرق ما را نجات داد. بنابراين من نمي‌دانم اين چه معني دارد كساني كه دارند تاريخ را به روايت جديد مي‌نويسند - حتي آنها كه دربارة تاريخ اجتماعي ايران نوشته‌اند - از هنر انقلاب در حد دو خط ياد كرده و گذشته‌اند. به نظر من بي‌تقوايي است دربارة نسلي كه مثلاً سال اول دانشكده هنرهاي زيبا بود و وارد انقلاب شد و يا دو سه سال سابقه كار هنري داشت و آمد كنار يك نهضت عظيم و يك حقيقت بزرگ و آرمان¬جو و آرمان¬خو قرار گرفت و آن حقيقت را به تصوير كشيد، حرفي گفته نشود.
به طور قطع ضعف‌هاي تكنيكي و يا نمادشناسي هم بايد ديده شود ولي اگر آنها اين سير تحول و تطور هنر انقلاب را نمي‌بينند و به زبان نمي‌آورند، من نگران نيستم كه هنر انقلاب از رؤيت فرهنگ بشري دور مانده. روشنفكران وطني هم به گونه‌اي چون با اصل حقيقت انقلاب عناد دارند، از هنر انقلاب در حد يك مديوم و يك پاساژ رد مي‌شوند. ما اصلاً قرار نداريم كه خود را ثابت كنيم.
اگر هنرمان را با معرفت و باور اصلي‌مان تطابق دهيم، خدا در آن تجلي به وجود مي‌آورد و آن را محقق مي‌كند. ما براي يك حقيقت كار كرده‌ايم، صاحب آن حقيقت اگر قرار داده كه اين معرفت را متجلي و باور باطني ما را محقق بكند، اين كار مي‌شود و ما هم جاي نگراني نداريم. ما دنبال نگراني‌هاي ادبيات روشنفكري نيستيم. ما بر اساس يك فريضه و فضيلتي كار مي‌كنيم و خدا هم ان‌شاءالله عنايتش را دريغ نمي‌كند.

نقش رسانه‌ها و تبليغ
عاقل‌زاده: از رسانه‌هاي گروهي و رسانه‌هايي كه فعاليت گسترده دارند، تقاضا مي‌كنم باري مثل هنر انقلاب را، به دوش يك مجموعه نيندازند، بايد خيلي كسان و مجموعه‌ها دست به دست هم دهند تا بتوانند اين بار را به مقصد برسانند. شايد بشود گفت بخش اعظمي از اين بار به عهدة رسانه‌هاست. رسانه‌ها بايد در زمينه مباحث نظري و هنري نيز فعال شوند چون در اين حيطه كار بسيار كمي صورت گرفته و ما نياز داريم بحث‌هاي سياسي را مقداري تعديل كنيم.
هم مديريت و هم كارشناسان رسانه‌اي كه اتفاقاً خبره هستند مي‌توانند مديريت‌ها را هدايت كنند و مشاوره‌هاي خوبي بدهند تا عمليات مناسبي انجام گيرد.

نشانه‌شناسي نسل نو
عاقل‌زاده: هنرمندان مختلف بر اساس هر پديده اجتماعي، نقد و نگاه خاص خودشان را دارند در زمينه هنرهاي تجسمي، هنرمند ما مي‌تواند پديده‌ها و شخصيت‌هاي ارزشي انقلاب را با زبان بصري خودش بشناساند. دربارة اين ارزش‌ها مي‌توان كتاب‌هاي مختلفي نوشت اما آدم‌ها، تنها، كتاب نمي‌خوانند. به‌خصوص الآن كه تكنولوژي كاملاً زندگي ما را عوض كرده، به جاي كتاب خواندن، تصاوير را مي‌خوانند و تصاوير، نقش مهمي در اين دوران دارد. به همين دليل هنرمندان ما با قلم و زبان تصويري خودشان كه بين‌المللي هم هست و نياز به ترجمه ندارد و آن را مي‌توان در سراسر دنيا نمايش داد، حرف خود را مي‌زنند.

صادقي: تعاريف و نشانه‌هايي كه نسل سوم دارد، خيلي متعالي‌تر و كامل‌تر از چيزي است كه پيش از اين نسل ديده‌ايم. نسل ما هم براي باورهايمان زحمت‌هاي بسياري كشید، نتيجه و بركتش هم اين است كه نسل كنوني به اتفاقات علمي و هنري و فرهنگي نو در دنياي معاصر رسيده و در آن سرآمد و كارآمد است. من منتظرم و مي‌بينم كه در آتليه‌هاي كوچك، كمال‌الدين بهزادهاي امروز دارند كار و حركت بزرگ را ايجاد مي‌كنند. من واقعاً خوشحالم معلم نسلي هستم كه به يقين از ما سرآمدتر و بهتر است و بايد هم باشد.

رنامه‌هاي آينده و انتظارات از انجمن
عاقل‌زاده: ما در حد بضاعت موجود، در پي اجراي آن چيزي هستيم كه در حوزه هنرهاي تجسمي تعريف دارد.
ما در زمينه‌هاي پژوهشي و توليد و خلق اثر كه گستره وسيعي هم دارد، مي‌توانيم به هنرمندان كمك كنيم. البته در سال‌هاي اول و دوم فعاليت شايد تا حدودي محدوديت‌هاي مالي وجود داشته باشد ولي سعي مي‌كنيم تا حد امكان به توقعات هنرمندان جواب بگوييم و بعد به كمك همين دوستان براي سال‌هاي آينده برنامه‌ريزي كنيم. در تداوم اين كارها مسابقات و نمايشگاه‌هاي ديگري هم با موضوع شخصيت‌هاي ديگر انقلاب حتماً برگزار خواهيم كرد. دربارة شهيد مطهري برنامه‌هاي ديگري هم داريم. با بررسي نتايج نمايشگاه قبلي تصميم مي‌گيريم كه چطور سراغ شخصيت‌هاي ديگر و يا سراغ چه پديده‌هاي ديگري برويم.
در خصوص موضوع‌هاي ديگر هم تجربه‌هاي خوبي داريم ايجاد مي‌كنيم. با دانشكده هنرهاي زيبا و دانشكده‌هاي هنري ديگر تعاملاتي داريم و دوستاني دارند كمك مي‌كنند كه ريشه اين انجمن از همين دوستان دانشجو تغذيه بكند. اگر قرار بايد دانشجويان در دانشگاه‌ها به لحاظ نظري و عملياتي به يك سطح بالاتري برسند، جاهايي مثل انجمن مي‌تواند پشتيباني كند كه هنرمندان خلاق اوج بگيرند. همين كارگاه نقاشي گروهي، با همكاري دانشجويان نقاشي دانشكده هنرهاي زيباي تهران، براي قدم‌هاي بعدي تجربه خوبي بود.
ما براي موفقيت در اين راه دست نياز به سمت هنرمندان و علاقه‌مندان دراز مي‌كنيم. خيلي‌ها هنرمند نيستند ولي طرح‌ها و فكرهاي خوبي براي چنين انجمن‌هايي دارند؛ دست اين دوستان را هم به گرمي مي‌فشاريم و سعي مي‌كنيم به عنوان عضوي كوچك در هنرهاي تجسمي در حد بضاعتمان كار كنيم.
 

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه