پيشرفته
 

موضوعات :

  • طنز

  • کلمات کليدي :


    علی بنگاهی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1173 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    سیمرغ‌های پرونده زیر بغل!

    مروری بر اجمال جمال جشنواره فیلم جمل

    علی بنگاهی

    نام فیلم : یک تکه یخ

    خلاصه داستان: دکتر انوشیروان نامداریان که به تازگی از اروپا برگشته و زنش را طلاق داده می‌خواهد داخل لیوان نوشابه اش یخ بریزد. از کنار استخر داخل ویلایش برخواسته، از پله‌های شکوهمند عمارت بالا رفته، ربدشامبرش به کریستال‌های داخل بوفه گیر کرده و ... خلاصه به یخچال ساید بایساد می‌رسد. دستش را داخل حفره‌ای مشکوک که در درب یخچال تعبیه شده فرو کرده و ناگهان تلفن زنگ می‌زند. دکتر انوش هول شده و در  اثر لرزش دستش یک تکه یخ روی سرامیک‌های کف آشپزخانه ( با متراژ صد و هفتاد متر) می‌افتد. صدای زنگ تلفن قطع و دوربین تصویر «این سرت» تکه یخ را در کادر خود ثابت می‌کند. صد و یک دقیقه بعد تکه یخ کاملا آب شده و تلفن دوباره زنگ می‌زند. دکتر انوش دوباره هول شده و وقتی می‌خواهد با عجله به سمت تلفن بدود پایش را روی یخ آب شده کف آشپزخانه گذاشته، سُر خورده و در هوا معلق شده و به زمین نرسیده فیلم تمام می‌شود. حالا اکثر منتقدان در کف این مانده‌اند که سر دکتر انوش آیا به کف آشپزخانه خورد یا نخورد؟ قهرمان داستان مرد یا نمرد؟ آن کسی که دو بار زنگ زد و قطع کرد که بود؟ کارگردان: داریوش کیاافراسیابی

    نام فیلم: حمومک مارمولک داره

    خلاصه داستان:  یک حمومک یک مارمولک دارد. صاحب حمام (با بازی غلامرضا چمن زار) می‌خواهد حمومک را کوبیده و آپارتمان سازی کند. این فرد که قهوه اش را با شکر می‌خورد عاشق دختر شهردار منطقه صد و سیزده است. اما اواسط فیلم به تدریج متوجه می‌شویم شهردار منطقه صد وسیزده اصلا دختر ندارد و به دنبال یک رحم اجاره‌ای است که بالاخره صاحب فرزنده شده و از اجاق کوری درآید. صاحب حمام حاضر است برای تلقین مصنوعی غده هیپوفیز خود را به شهردار منطقه 113 اجاره دهد، اما سر پول پیش معامله به هم میخورد و... پلیس زحمت کش وارد عمل می‌شود. (البته در واقع وارد اطاق عمل می‌شود و می‌خواهد آپاندیس خود را عمل کند، که با مارمولک درگیر می‌شود و ادامه ماجرا...)

    آقای «آزیتا وارطانیان» در گفت و گو با ویژه نامه جشنواره گفت:

    من از کودکی از حمام کردن متنفر بودم. مخصوصا خیلی از حمام‌های قدیمی می‌ترسیدم و خیال می‌کردم جن دارند. من فکر می‌کنم جامعه امروز ما باید با حمام آشتی کند. من در این فیلم سعی کرده ام یک آدم بساز و بفروش را وادار کنم که به بناهای سنتی اهمیت داده و بفهمد مدرنیسم چقدر می‌تواند خطرناک باشد. چرا باید در جامعه پزشکی ما از غده هیپوفیز به عنوان رحم اجاره‌ای استفاده کنند؟ اما متاسفانه هنرپیشه فیلم اصلا به حرفهای من توجه نکرد و یک کلمه از دیالوگ‌های فیلم را نگفت: بنابراین ما مجبور شدیم از مرحوم «پرویز یاحقی» بخواهیم روی صدای ایشان دوباره دیالوگ بگوید. برای همین مسائل فنی بود که کار دیر شد و در دقایق آخر به جشنواره رسید..

    گفتنی ست در این فیلم «دی کاپریو» نقش مارمولک را بازی می‌کند و «حمومک مارمولک داره» یکی از شانس‌های جدی سیمرغ بخش گریم در جشنواره امسال است.

     

     

    نام فیلم : جدایی سیاست گذاری از سیمرغ

    خلاصه داستان: «سیمین» که پس از جدایی از «صابر» با «سندباد» ازدواج کرده مهریه اش را به اجرا گذاشته و در شرف طلاق مجدد است. «علی بابا» که پرونده وکالت او را قبول کرده قصد دارد کارهای حقوقی مهاجرت سیمین به سریلانکا را نیز بر عهده بگیرد. اما سفیر سریلانکا خودش رفته اوکراین د رخواست پناهندگی به اسپانیا بدهد.

    سفیر اسپانیا در اوکراین به سفیر سریلانکا درایران می‌گوید: از سیمین چه خبر؟ تازگی‌ها از کسی جدا نشده است؟ خلاصه تو هم اگر می‌خواهی کار مهاجرت و ویزای دائمت درست شود باید برگردی ایران و سعی کنی حداقل یک بار با سیمین نامزده کرده و از او جدا شوی..

    در ادامه داستان فیلم متوجه می‌شویم دلیل مرگ مشکوک باباعلاء الدین (پدر صابر) راه اندازی سایت هسته‌ای نطنز و تشعشعات رادیو اکتیو بوده است. (خارجی‌ها به رادیو پیام که یک شبکه فعال رسانه‌ای است می‌گویند رادیو اکتیو)

    گفتنی است «جدایی سیاست گذاری از سیمرغ» آخرین ساخته آقای «ضحاک فولادزره» در بیست و هشت رشته از بیست و نهمین دوره این جشنواره کاندید سیمرغ خواهد بود: طوری که «جامعه منتقدان مینی سیتی به بالا «به کارگردان این فیلم لقب «ماکیاولی» یا همان مخفف «ماکیان – ولی» داده اند. یعنی ماکیان- رهایی، مرغ‌های ول شده در کوچه و بازار در دستجات سی تایی.

    همچنین در این فیلم «پینوکیو» نقش «سندباد» را بازی می‌کند.

    نام فیلم : بر فراز تپه‌ای که اسمش را نمی‌دانم!

    خلاصه داستان: «پژمان» که تازه از استرالیا برگشته عاشق «روشنک» است که تازه می‌خواهد برود کانادا. «عسل» که به خواستگاری «خسرو» جواب رد داده در اثر یک اتفاق کاملا تصادفی زنگ در خانه پدر «پژمان» را زده و می‌گوید: من داشتم از اینجا رد می‌شدم که یک دفعه دستم گیر کرد به زنگ در خانه شما. من قهوه ام را بدون شکر می‌خورم، «پژمان» خانه است؟ اگر خانه است بگویید چرا به ایمیل‌های من جواب نمی‌دهد. .. از آن طرف «سودابه» که از انگلیس آمده و می‌خواهد به افریقای جنوبی برود، سر راه به «خسرو» علاقه مند شده. در  انتهای فیلم روشنک را می‌بینیم که بر فراز تپه‌ای که اسمش را نمی‌دانیم پپسی کولا می‌خورد و قصد دارد به خاطر عدم پذیرش اداره مهاجرت کانادا خودسوزی کند. سودابه، خسرو و عسل هر یک گوشه پارچه‌ای مثلثی شکل را دست گرفته و زیر پرتگاه ایستاده اند. پژمان در حالی که بند شلوارش را محکم چسبیده، سرآسیمه به پشت تپه دویده و پشت بوته‌های انبوه مخفی می‌شود...

    کارگردان: «هوشنگ کیا بیایی». تهیه کننده: صفرعلی «بیا کجایی»، با مشارکت حوزه هنرهای رزمی، بازیگران: تپه سبز، پژمان شاکری، روشنک النازی، عسل گلیم باف، خسرو بی قرار، سودابه قاجار و... هنرنمایی «هوشنگ اَباپژمان» (معروف به «کیا بیایی»)

     

    نام فیلم: اتل متل دو توله سگ!

    خلاصه داستان: در این فیلم که با تهیه کنندگی معاونت تجاری «بنیاد حفظ آثار بی ارزش و دلنوازران» ساخته شده است، مجید عاشق مریم، مریم عاشق بابک، بابک عاشق لیلا، و لیلا عاشق ... شده است. شب چهارشنبه سوری است و جلوی بنیاد فارابی انبوهی از کپی اصلی فیلم‌های تاریخی و اجتماعی را آتش زده اند. هنرپیشه‌های فیلم به نوبت از روی آتش می‌پرند و میخوانند: «بودجه تو از من، اپوزیسیون من از تو». سپس نمای خارجی شهر پاریس را داریم که در یک جشن «بال ماسکه» هنرپیشه‌های فیلم به ترتیب اولویت نقش، صورت خود را با نقاب عکس خودشان پوشانده و پشت در ساختمان رایزنی فرهنگی ایران قاشق زنی می‌کنند. مادربزرگ همسر یکی از کارمندان رایزن فرهنگی (که به دعوت دانشگاه «سوربن» به فرانسه آمده و چند سال است برای پسرش قورمه سبزی درست می‌کند) به همراه عمه معلم مهد کودک یکی دیگر از کارمندان «سازمان تشریفات» (که برای بررسی جشنواره اسکار امریکا به فرانسه آمده) بیرون آمده و به هنرپیشه‌های فیلم به ترتیب اولویت نقش، نخل سینمایی، خرس شکلاتی، خروس قندی، دیپلم اعتباری و... می‌دهند.

    کارگردانی این فیلم را «پوریا بیا منو بکش» بر عهده داشته و تقریبا اکثر ستاره‌های سینمای تهران و خاورمیانه (به غیر از ترکمنستان که سینمای ایران را تحریم کرده) در این اثر به ایفای نقش پرداخته اند. طوری که بسیاری از منتقدان سینمایی این فیلم را «کهکشان سینمای ایران» لقب داده اند. اکثر کارشناسان معتقدند این فیلم می‌تواند رکورد فروش بالای یک میلیون و ششصد و هفتاد و چهارهزار و دویست و پنجاه ریال را ( که متعلق به فیلم «پرچمهای پاوه» است) بشکند و مجموعه سیزده نفری فرهیختگان نیم سوز اندیش را با سینما آشتی دهد. تهیه کننده «اتل متل دو توله سگ» در مصاحبه با وبلاگ « سایت املاک قربانعلی» مدعی شده مبلغ یک میلیون و پانصد هزار ریال (معادل صد و پنجاه هزار تومان) از بلیطهای این فیلم از هم اکنون در مجتمع مسکونی «جام جردن» به فروش رفته است. ( و در قرار داد پیش فروش آپارتمان‌های این مجتمع قید شده است) دبیر جشنواره اعلام کرد این فیلم در بخش مهمانان ویژه روی تخم چشم ما جا دارد. گفتنی است خانم «شیداگل فراخانی» که هر دو شخصیت اصلی فیلم را به تنهایی بازی کرده، به نظر اکثر کارشناسان یکی از جدی ترین کاندیداهای نقش مکمل غذایی در این دوره از جشنواره جمل است. آقای «قاسم قلندری» معاونت سینمایی «بنیاد حفظ و نشر یارانه» در پاسخ به سوالات یکی از خبرنگاران در رابطه با «اتل، متل، دو توله سگ» ابتدا چهار دقیقه سکوت و سپس زار زار گریه کرد.

    این فیلم روایتی است خطی از مثلث‌های عشقی که در یک صف از روی آتش می‌پرند.

     

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه