پيشرفته
 

موضوعات :

  • لبنان

  • کلمات کليدي :


    سعيد خورشيدي

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • هدر رفتن گلوله آرپی جی گریه نداشت؟

  • حزب الله از مقاومت نظامی تا خدمات اجتماعی

  • ارابه‌های نامرئی

  • هیچ فرقی نمی‌کرد

  • انار قندرها ترش است یا شیرین؟

  • اختراع دوباره دوربین!

  • اگر سیاست ما درست شود...

  • همه چیز فرو می‌ریزد

  • پیروزی در سرزمین طایفه‌ها

  • از خودمان است با هم کنار ميآييم

  • مطلب بعدي >   866 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 26 : تولید فرهنگی یا تجارت فرنگی؟

    مدیریت به سبک امام

    نگاه به تفاوت‌های سید حسن نصر الله با سایر رهبران حزب الله

    متنی برآمده از گفت‌وگوی سعید خورشیدی با حسین رویوران



     

    تمام جنبش‌هاي اسلامي، خودشان را نسبت به جامعه پيشتاز تعريف مي‌كنند و خود را مقدم بر جامعه مي‌دانند، در حالي كه الگوي حضرت امام (رحمه الله عليه) بسيار متفاوت است. انقلاب‌هاي دنيا از جمله انقلاب كبير فرانسه، و انقلاب بلشويكي، انقلاب يك اقليت نخبه هستند نه اكثريت مردم. اين نبوغ حضرت امام(ره) بود كه يك جنبش اسلامي را رهبري كرد كه خاستگاه آن مذهب تشيع، اما مقصد آن امت اسلامي بود، تمام جنبش‌هاي قبل از آن از خاستگاه مذهب و در خدمت خود مذهب بوده است، چه در شيعه و چه در اهل تسنن، حضرت امام با خاستگاه شيعي نظامي را برپا كرد كه اولويت‌هايش، اولويت‌هاي امت اسلامي است، مثلاً فلسطين در اولويت است. همچنین امام براي اولين بار موفق شد اكثريت مردم را در يك جنبش جذب و بسيج كند. امام نشان داد كه اسلام مي‌تواند كاري بكند كه هيچ يك از مكاتب ديگر توانايي آن را ندارند.

     اين ويژگي‌هايي كه انقلاب ايران داشت، تماماً در رفتار سيدحسن متجلي شده است. حزب‌الله، خاستگاه شيعي دارد ولي رفتارش امت را در نظر دارد. سيدحسن رفتارش در برخورد با پايگاه اجتماعي براساس «بسيج» اكثريت جامعه است. سيدحسن شاگرد غيرحضوري حضرت امام بود، در حالي كه شهيد سیدعباس و شيخ صبحي طفيلي اساساً الگوي ديگري در ذهنشان نهادينه شده بود. سيدحسن يكي از بزرگترين مصاديق انقلاب است.

    محرومین شیعه و سنی یکسانند

    زمانی سيدحسن نصرالله پيشنهاد داد منطقه بقاع و هرمل تبديل به استان شود. چون منطقه محروم است و در واقع عقب‌مانده‌ترين منطقه لبنان محسوب مي‌شود. چند سال قبل دولت اين پيشنهاد را قبول كرد ولي استاندار تعيين نكردند. سيد حسن يک روز اعلام كرد تا زماني که استاندار تعيين نشود، حزب الله در دولت حضور نمي‌يابد و با عدم حضور حزب الله دولت از رسميت مي‌افتاد. سيدحسن همان زمان گفت عكار نيز بايد استان شود. چرا بايد برادران سني و مسيحي ما در عكار در محروميت باشند؟ سيد حسن گفتمان پايگاه‌هاي اجتماعي را از شيعه به محرومين طوايف سني و مسيحي گسترش مي‌دهد.

    حزب‌الله اجتماعی

    معمولاً احزاب سياسي از پايگاه‌هاي اجتماعي استفاده مي‌كنند و همواره اين رابطه يك سويه است. يعني حزب سیاسی فقط از پايگاه اجتماعي استفاده مي‌كند ولي خودش براي پايگاه اجتماعي چه كاري تعريف مي‌كند، معلوم نيست. در حالي كه حزب الله اين مسير دوم را ایجاد كرد. حزب الله از پايگاه اجتماعي‌اش استفاده می‌كند(مثلاً رزمندگان خود را از ميان آنها برمي‌گزيند) ولي اگر اين رزمنده شهيد شود، براي خانواده‌اش بنياد شهيد درست كرده است. كميته امداد تاسيس كرده كه به افراد فقير كمك مي‌كند. اين كارها ممكن است در سطح دولت طبيعي باشد ولي در سطح حزب رفتاري غيرمتعارف است. احزاب ديگر، براي خودشان، خدمات اجتماعي تعريف نكرده‌اند اما حزب‌الله سعی می‌کند به مردم خدمت کند و يك نوع وابستگي متقابل بين خود و پايگاه اجتماعي‌اش برقرار سازد. زمستان‌ها در ميان خانواده‌هاي فقير سوخت توزيع می-کند. به عرصه آموزش وارد شده و مجموعه زيادي از مدارس زنجيره‌اي مثل المهدي، المصطفي و ... را دایر می‌کند. این مدارس غيرانتفاعي و خصوصي هستند و از مردم پول مي‌گيرند ولي براي خانواده‌هاي فقير به صورت رايگان خدمات ارائه مي‌كنند. حتي دانشگاه هم ايجاد کرده‌اند که در عین حفظ کیفیت، هزینه‌های آن تقریبا یک چهارم دانشگاه‌های مشابه است. زماني كه در جنگ خانه‌هاي مردم تخريب مي‌شود، حزب‌الله خود را مسئول بازسازي مي‌داند. موسسه وعد، مسئول بازسازي خرابي‌هاي جنگ 33 روزه بود. موسسات درماني و بيمارستان‌هايي كه حزب‌الله ايجاد كرده است، با توجه به بالا بودن هزينه‌هاي درمان در لبنان، و عدم تصدي‌گري دولت در اين زمينه‌ها، به خانواده‌هاي فقير و مستضعف به صورت رايگان خدمات ارائه مي‌كنند.

    فضل‌الله در كليسا، جرج جرداق در مسجد

    جامعه لبنان يك جامعه ويژه است. جامعه‌اي كه حدود 16-15 ميليون نفر جمعيت دارد و تنها 3.5 ميليون نفر در درون كشور و 12 ميليون ديگر در خارج زندگي مي‌كنند. اين ويژگي دنياديدگي كه در جامعه لبنان هست در هيچ جامعه ديگري وجود ندارد.

    از طرفی در لبنان 18 طايفه ديني (4 طايفه اسلامي (شيعه، سني، علوي، دروزي) و 14 طايفه مسيحي زندگي مي‌كنند. ويژگي‌ ديگر اين جامعه تحمل‌پذيري است. ما در ايران ممكن است در تمام عمرمان، وارد يك كليسا هم نشويم، ولي در لبنان چنان زندگي متداخل است كه شايد هيچ مسيحي در لبنان پيدا نكني كه وارد مسجد نشده باشد و يا مسلماني كه وارد كليسا نشده باشد. در تولد حضرت عيسي(ع)، علامه فضل الله در كليسا پيرامون عفاف حضرت مريم(س) صحبت مي‌كرد و مسيحيان از اين توصيف قرآني اشك مي‌ريختند و جرج جرداق در مسجد امام رضا عليه‌السلام در حومه بيروت در مورد سجاياي حضرت علي عليه‌السلام صحبت مي‌كرد و شيعيان با شيفتگي كامل مي‌شنیدند. اين رفتار خاص فقط در لبنان ديده مي‌شود.

    اين دنياديدگي و تحمل‌پذيري كه در جامعه لبنان هست، در فرآيند جامعه‌پذيري يك فرد تاثيرگذار است. و اين دو ويژگي در سيدحسن تجلي كامل دارد. سيدحسن به صورت رهبري درآمده كه هيچ‌گاه نمي‌توان او را منحصر به شيعيان و يا حتي مسلمانان كرد. مسيحياني هستند كه سيدحسن را رهبر خودشان مي‌دانند. همچنين برخی دروزي‌ها و سني‌ها. مديرعامل يكي از راديوهاي حزب الله در جنگ خوشه‌هاي خشم (حمله اسراييل به لبنان در سال 1996) نقل مي‌كند كه اسرائيل همه فرستنده‌ها را منهدم كرد. در چنين شرايطي به ملاقات سيد رفتم، به طور طبيعي ايشان اول گزارش اتفاقات افتاده را گرفت، كه چه شده است. به ايشان عرض كردم كه فلان جا و فلان جا منهدم شده و راديو به طور كلي از كار افتاده است و چند نفر از افرادي كه در نزديك فرستنده‌ها بودند زخمي شده‌اند. اولين تذكري كه به من داد، این بود که رفتي عيادت زخمي‌ها؟ من نرفته بودم. به من گفت حاج حسين اين موقع‌هاست كه مردم مي‌فهمند مديرشان به فكر آنها هست يا نيست. سيد در عمليات نظامي، با نيروي خود در مارون‌الراس، كه فاصله‌اش تا مرز كمتر از يك كيلومتر است گاهي ارتباط مستقيم پيدا مي‌كرد. مي‌دانست كه اين نقطه نبايد از دست برود و صداي خودش مي‌تواند روحيه بدهد. سید با كساني كه طبق چارت، ارتباط مستقيم تشكيلاتي ندارد و با واسطه‌هاي زيادي با سيد مرتبط مي‌شوند، خودش وارد صحبت مي‌شد.

    سیدهادی 16 ساله

    سيدحسن نصرالله در سال 1982 ميلادي وارد حزب الله شد و به عنوان مسئول شاخه دانش‌آموزي تعیین شد و مراحل سازماني را به صورت يك رشد طبيعي پشت سر گذاشت و در نهايت يك شناخت سازماني بسيار بالایی پيدا كرد. كسي كه از شاخه دانش‌آموزي، تا شاخه‌هاي امنيتي و نظامي و سياسي كار كرده است، به طور طبيعي شناختي از مجموعه سازمان به صورت كامل و خوب پيدا مي‌كند. سيد حسن يكي از جوان‌ترين رهبران حزب الله است. شيخ صبحي طفيلي تفاوت سني با ميانگين سنی حزب الله داشت و خودش نيز از حيث ويژگي‌هاي فردي، تحكمي بود. سيد عباس موسوي فردي بسيار با اخلاق بود ولي فاصله سنی وجود داشت. سيد حسن به دليل فاصله كم سني با ميانگين حزب الله، موفق شد ارتباط گسترده‌تری با نسل جوان حزب الله برقرار کند. سيدحسن در سنين 18-17 سالگي ازدواج كرده است و فاصله زيادي با فرزندش نداشت. ايشان اعتقاد داشت كه مهم‌ترين سازمان حزب الله، شاخه مقاومت است، لذا در اين زمينه، خودش بايد پيشتاز باشد. وقتی پسرش به سن 15 سالگي رسيد، ايشان اصرار داشت كه به همان شكلي كه بچه‌هاي مردم را به جبهه مي‌فرستد، بچه خودش هم به جبهه برود. خیلی‌ها به این مسأله اعتراض داشتند و خصوصا این که سیدهادی به لحاظ جسمی بسیار ریزاندام بود اما سيد مي‌گفت نمي‌خواهم مصداق آيه كريمه «لم تقولون ما لاتفعلون» باشم.  سيدهادي در سن 16 سالگي يعني پس از يكسال كار كردن در مقاومت، به شهادت رسيد. اين چنین چیزی در لبنان و بین شخصیت‌های لبنانی متعارف نيست. رهبران سياسي فرزندان خود را به خارج مي‌فرستند تا بيشترين تحصيلات را انجام دهند و به‌عنوان افراد متشخص برگردند.

    در جنگ همه مسئولان حزب الله ناپديد مي‌شوند و فقط سيد حسن حرف مي‌زند. سيد واقعاً، يك جبهه كامل از جنگ رواني را به تنهايي اداره مي‌كند. اوج اين مساله در جنگ 33 روزه بود. سيد حدود 8-7 بار بیشتر بر صفحه تلويزيون نيامد ولي هر بار كه ‌آمد جبهه جديدي باز ‌كرد و برای دشمن گرفتاری‌های جدید ساخت.

    شرايط امنيتي سيدحسن باعث شده حضور علني كمتر و فرصت بیشتری برای شرکت در اكثر جلسات به صورت مستقيم حضور داشته باشد. زندگي خصوصي‌اش به شدت كاهش يافته، به گونه‌اي كه گاهي شايد هفته‌ها هم نتواند به خانه‌اش سر بزند. البته در اين زمينه درك مشتركی هم با خانواده‌‌اش پيدا كرده است. لذا موفق شده مديريت مستقيم بسياري از نهادهاي حزب‌الله را بر عهده بگيرد.

    مدیریت درگیری‌های داخلی و خارجی

    در سال‌هاي نخست تشکیل حزب‌الله در حال رشد بود و پايگاه اجتماعي در بين شيعيان از آن امل بود. هر چه حزب الله رشد مي‌كرد از پايگاه امل كاسته مي‌شد، در نهايت امل واكنش نشان داد و جنگ داخلي شروع شد. در چنين شرايطي رفتار رهبراني چون صبحي طفيلي حكيمانه نبود. شيخ صبحي طفيلي، فارغ‌التحصيل جريان حزب الدعوه عراق بود. سيد عباس موسوي نيز شاگرد شهيد صدر و متاثر از مكتب حزب الدعوه بود ولي سيدحسن، فارغ‌التحصيل مكتب انقلاب اسلامي و امام خميني است.

    پس از انتخاب شدن سيدحسن به دبير كلي، بعد از شهادت سيدعباس، اولين آزمون، واكنش حزب‌الله نسبت به حمله هوايي اسرائيل به حزب‌الله با عنوان تسويه حساب بود كه حدود 7 روز طول كشيد. دوباره در 1996، جنگ حزب الله و اسرائيل به عنوان خوشه‌هاي خشم به مدت 17 روز اتفاق افتاد و همچنين در جنگ 33 روزه. در اين بحران‌ها، حزب الله در مقابل يك دشمن با هويت روشن، و موقعيت بسيار مناسب قرار داشت و سيدحسن در تمام درگيري‌ها اعتماد عمومي را جلب و پس از آن، ترميم كرد. من در جنگ خوشه‌هاي خشم و 33 روزه در لبنان بودم. ميزان تخريب اموال مردم بسیار بالا بود و طبيعي بود كه به نارضايتي آنها بيانجامد. اما به دليل اميد و اطمينان به سيدحسن، مردم در عين وجود اين مشكلات مي‌گفتند فداي سيد حسن. زيرا سيدحسن در موقعيت‌هايي كه پيش آمده چه در بعد ميداني و چه در بعد بازسازي مديريت‌هاي بسيار دقيقی انجام داده است.

    شوراهايي درون حزب هستند، از جمله شوراي مركزي، شوراي قرار و... كه تصمیمات‌شان به صورت كاملاً دموكراتيك و اكثريتي گرفته مي‌شود. حتي دبيركلی ديكتاتوري و تحكمي نيست. اساساً تشكيلات حزب الله يك تشكيلات ولايي است و انتخاب سيد حسن زماني اعتبار پيدا مي‌كند كه از سوي ولي فقيه تاييد شود.

    مدیریت تعارضات داخلی

    تعارضات در حزب‌الله بشدت پائين است؛ عمدتاً به خاطر وجود دشمن مشترك. دشمن مشترك اختلاف‌ها را به حداقل رسانده ولي منتفي نشده است. يكي از تعارض‌ها، خود شيخ صبحي طفيلي است كه از سازمان خارج شده و در خارج از سازمان بر عليه دبير كل و ... فعاليت مي‌كند. ولي همين حركت موفق نشد بخشي از سازمان را با خودش همراه كند، يعني موفق به انشعاب نشد. حزب‌الله از اين بحران به خوبي و بدون درگيري عبور كرد. تعارضات منطقه‌اي بين جنوبي‌ها و بقاعي‌ها و ... خيلي محدود است. و جابجايي‌هايي كه در پي انتخابات‌ها صورت مي‌پذيرد نشان مي‌دهد كه يك نوع تحرك و پويايي درون سازمان وجود دارد، اين پويايي بيش از آنكه نتيجه چالش‌هاي دروني و تصفيه‌ سازماني باشد، نتيجه تلاش براي تكامل است. حزب‌الله در دوران سيدحسن با بحران‌هايي مواجه نشده است كه منجر به تصفيه تشكيلاتي شود؛ اين مساله خيلي مهم است. در حزب‌الله افراد در نتيجه عملكرد‌ها جابجا شده‌اند. يكسري نيروهاي جديد از پائين فشار آورده‌اند و بالاتر آمده‌اند. خصوصاً در عرصه نظامي، جذب نيروهاي جديد بدون از دست دادن و طرد نيروهاي قبلي، يكي از مهم‌ترين هنرهاي سيد حسن است. او موفق شده نيروهايي كه فشار مي‌آورند كه بالا بيايند، جذب كند و نيروهاي قبلي را هم از دست نداده است. براي همه طوری تعریف کار كرده است كه همگي توانسته‌اند در چارچوب حزب فعاليت كنند.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه