پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1128 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش سوم - هنر و فرهنگ و انقلاب اسلامي

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
درآمدی بر آسیب‌شناسی نیروهای فرهنگی انقلاب

اشاره: آنچه می‌خوانید حدود چهار سال پیش (فروردین 80) در جمع كوچكی از بچه بسیجیهای مشهد ایراد شده و به‌صورت جزوه این‌طرف و آن‌طرف پخش شده است. كفگیر به ته دیگ خورده بود و امیدوارم دوستانی كه این حرفها برایشان تكراری است غمض عین كنند.

«چه باید كرد؟»، «راهكار اجرایی چیست؟»، «ما نیرو داریم، امكانات داریم، اما چه باید بكنیم؟» در برابر این سؤالات یك راهكار این است كه بگوییم شما این امكانات را دارید، خب حالا بیایید این كار را بكنید و هر كسی به فراخور حالش یك پیشنهادی ممكن است بدهد و انجام شود یا نشود، نتیجه بدهد یا ندهد و می‌بینیم این سؤال منحصر به یكی دو تا پایگاه نمی‌شود و اپیدمی است.
یعنی شما چه در تهران باشید، چه در مشهد، چه در الیگودرز، چیزی است كه بین همه حزب‌اللهیها رایج است و همه كاسه «چه كنم؟ چه كنم؟» برداشته‌اند و شاید اشتباه باشد كه با یكی دو پیشنهاد بخواهید معضل را برطرف كنید. باید فكر كنیم چه شده است كه نیرو هست، امكانات هست، زمینه برای كاركردن هست ولی همه كاسه «چه كنم؟ چه كنم؟» به دست گرفته‌اند. یعنی یك مقدار عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر باید به موضوع نگاه كنیم.
چه می‌شود كه ما دهها هزار پایگاه و جلسه و تشكل و تجمع منتسب به انقلاب و ولایت و حزب‌ا... و امثال اینها داریم و سالانه صدها میلیارد تومان پول دارد به نام فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگی توی این كشور خرج می‌شود، این‌همه هم وقت گذاشته می‌شود، ولی اوضاع این است كه هست یعنی جماعتی كه كم‍ّاً و كیفاً از ما كمترند، می‌شوند علمدار فرهنگ و علم و هنر در این كشور و ما همیشه در موضع انفعال و ضعف قرار می‌گیریم. این یك سؤال جدی است كه باید به آن توجه كنیم.

انقلاب این اسلام علیه آن اسلام
شما تنها 36 هزار پایگاه بسیج دارید جدای از جلسات و مجامع مستقلی كه وجود دارد؛ ما به این مسئله می‌خواهیم توجه كنیم. صورت‌بندی بحث را در دو قسمت ارائه می‌كنم، یك قسمت بحث محتوای حركتهای فرهنگی است و دیگری بحث ابزارها و شكل كارها است كه این دو به هم ربط دارند و جدای از هم نیستند.
نوعاً سؤالاتی كه می‌شود بچه‌های حزب‌اللهی امر برایشان مشتبه شده است. فكر می‌كنند كه نمی‌دانند چه باید بكنند یا چطوری باید كار بكنند یا راهكارها چیست؟ درصورتی‌كه وقتی دقیق می‌شوید می‌بینید كه بیشتر از آنكه مشكل ابزار باشد و امكانات و راه‌كارها، بیشتر مشكل هدف است، یعنی بچه حزب‌اللهیها هدف را گم كرده‌اند، یا به قول امروزیها راهبرد را گم كرده‌اند، استراتژی ندارند و نمی‌دانند به كجا می‌خواهند بروند چه چیزی را می‌خواهند خراب كنند، چه چیزی را می‌خواهند بسازند؟
وقتی كه می‌گوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» قبلش باید تكلیفمان را با چیزی به نام «انقلاب اسلامی» مشخص كرده باشیم. اگر ما انقلاب اسلامی را نشناسیم هركاری را هم كه با انتساب به انقلاب انجام دهیم معلوم نیست كه در جهت اهداف انقلاب باشد و الان آسیب بزرگ بسیاری از حزب‌اللهیها این است كه نمی‌دانند انقلاب اسلامی یعنی چه؟!
همه یك مفهوم خیلی بسیطی از انقلاب اسلامی در ذهنشان است و هر كاری را هم كه انجام می‌دهند، می‌گویند ما در خدمت انقلاب اسلامی داریم كار می‌كنیم و بعد كه نگاه می‌كنی می‌بینی كه كلی حركت دارد انجام می‌شود در تضاد با انقلاب اسلامی در همین پایگاهها ! توسط ما ریش‌دارهای چفیه به گردن! آنهم با نیتهای خوب!
انقلاب اسلامی به تعبیر امام حركتی بود بر علیه یك نوع اسلام ! این تعبیر صریح خود امام است می‌گوید در انقلاب مردم ما بر علیه یك نوع اسلام قیام كردند. در نامه به سید حمید روحانی(رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی دیماه67) می‌فرمایند: «شما باید نشان دهید كه مردم ما در انقلاب علیه ظلم و تحجر قیام كردند.» این عین تعبیر امام است. انقلاب بر علیه تحجر بود، منظورشان هم تحجر دینی است كه در ادامه همین پیام خود امام می‌گوید.من چنین تعبیر و تفسیری از انقلاب را، هیچ كجا ندیدم، یعنی هیچ كس دیگری را از این آقایان نظریه‌پرداز انقلاب ندیدم كه بیایند و یك چنین تعبیری را از انقلاب ارائه كنند.
«بر علیه ظلم و تحجر قیام كردند و فكر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام سرمایه‌داری، اسلام التقاطی و در یك كلمه اسلام آمریكایی كردند.»
ما با اسلام آمریكایی درگیر شدیم كه با آمریكا درگیر شدیم، ما با اسلام سلطنتی در افتادیم كه با سلطنت در افتادیم . این یك نكته اساسی است كه اگر ما امروز هم بخواهیم برای این انقلاب كار بكنیم باید توجه داشته باشیم وقتی می‌گوییم انقلاب اسلامی، یك اسلام خاص مورد نظر است. هر چیزی كه اسم اسلام داشت اسلام انقلابی نیست.
این راجع به انقلاب كه امام تكلیف آن را مشخص كرد. حالا اینها را شما می‌توانید مكرراً در پیامهای سالهای 66 و 67 امام ببینید، كه بحمدا... ما هزار و یك چیز می‌خوانیم، انواع و اقسام خبرها را بین همدیگر رد و بدل می‌كنیم ولی اگر توی همین جلسه من بپرسم كه برادران چند صفحه صحیفه نور خوانده‌اند معلوم نیست نتیجه چه خواهد بود!
همان امامی كه داریم این‌قدر از او دم می‌زنیم چند صفحه صحیفه نور او را خوانده‌ایم ؟ ما كه ادعا داریم می‌خواهیم كار فرهنگی و حزب‌اللهی بكنیم، اصلاً می‌دانیم امام كه بود و چه می‌گفت؟ یا تلقی‌مان از امام صرفاً یك پیرمرد عارف خوش‌سیما است. یك چنین تعبیری را از امام دارند جا می‌اندازند. امام كه بود؟ امام كسی بود كه مثلاً وقتی آب می‌خورد روی لیوانش یك كاغذ می‌گذاشت بعد مثلاً دو ساعت دیگر همان آب را می‌خورد؟
صرفاً از امام یك چهره اخلاقی و عرفانی ارائه كرده‌اند، حال آنكه امام تفكر سیاسی داشت. این ویژگیهایی كه خیلیها برای امام برمی‌شمارند ویژه امام نیست. خیلیها بودند كه نماز شبشان ترك نمی‌شد، خیلیها بودند كه اسراف نمی‌كردند یا مثلاً با خانواده خیلی خوب بودند، پدربزرگ بنده هم همین‌طور بوده است. امام برای خودش تفكر دارد و سعی كرده بدعتهای گذشتگان را بكوبد و آن اسلام واقعی را و اسلام ائمه را دوباره احیاء كند.
در بحث جنگ همین‌طور، الان هم كه باز اردوهای جبهه راه افتاده است خب امام چه تعبیری از جنگ دارد؟ همه می‌گویند آقا ما باید دستاوردهای دفاع مقدس را حفظ كنیم.
خب ببینیم امام راجع به جنگ چه تعبیری دارند:(در پیام به روحانیت سال67) «ما در جنگ ابهت ابرقدرتها را شكستیم، ما در جنگ دوست و دشمنمان را شناختیم، ما در جنگ فهمیدیم كه باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ…»
بعد می‌گویند كه «...و از همه اینها مهم‌تر ـ [یعنی بالاترین و مهم‌ترین دستاورد و ارزش دفاع مقدس] استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق پیدا كرد»، این عین تعبیر امام است.
خب حالا اسلام انقلابی یعنی چه؟ یعنی همین اسلام ماها؟ یعنی همین اسلام كجائید ای شهیدان خدایی؟ اسلام انقلابی چیست؟ اسلام غیرانقلابی چیست؟ اینها را امام توضیح داده است. لازم نیست كه ما بخواهیم تفسیرشان كنیم. صریح‌ترین تعابیر را امام گفته است؛ و ما هم محكم «كان‌ّ فی اذنیه وقرا» گوشهایمان را گرفته‌ایم كه نشنویم ! پس اول باید اسلام را بشناسیم بعد ذیل آن ببینیم كه ما كار فرهنگی بكنیم یا نكنیم . چون اگر آن شناخت به دست نیاید و آن تمایزات اسلام انقلابی و اسلام غیرانقلابی مشخص نشود، یك‌دفعه چشم باز می‌كنید، می‌بینید ده سال، بیست سال در خدمت اسلام غیرانقلابی بوده‌اید. یعنی تابلوی خیلی از نهادها را می‌شود پایین كشید و به جایش زد شعبه فلانِ انجمن حجتیه ! اسلامی كه امام از آن حرف می‌زند یك اسلام فردی و عبادی محض نیست این جزء بحث آسیب‌شناسی محتوای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است. دقیقاً با ابزارها و راه‌كارهای آن ارتباط دارد. این عین تعبیر امام است: «اسلام عبادی و فردی»
ما اسلاممان عبادی و فردی نیست یعنی نه اینكه نیست، به این محدود نمی‌شود و هدف امام و هدف انقلاب اسلامی هم این نیست كه یك‌سری واجبات فردی و عبادی را در جامعه رواج بدهد.
قبل از انقلاب هم می‌شد این كارها را كرد كسی مخالف نبود، انواع و اقسام جلسات مذهبی بود. انواع و اقسام كارهای فرهنگی بود. یكی از كارهایی كه باید انجام دهیم این است كه یك بررسی تاریخی انجام دهیم كه این حركت فرهنگی انقلابی وقتی شروع شد چه جوری شروع شد و در مقابلش چه جریاناتی بودند؟
خب خیلیها بودند زمان امام و قبل از انقلاب كار فرهنگی می‌كردند با انگیزه‌های به اصطلاح مذهبی! در همان پیام امام به سیدحمید روحانی خیلی نكات جالبی هست. فكر نمی‌كنم در این پایگاه صحیفه نور باشد! آقا هست؟
ـ نه!
در این پایگاه مثلاً كتاب از خانم «هانا آرنت» هست، تاریخ موسیقی جهان هست، دیوان جامی هست، اما صحیفه نور به چشم نمی‌خورد ! البته در همه پایگاهها همین‌طور است ! كتابهای خطرناك را باید از دسترس بچه‌ها دور كرد!

ما هم سكولار هستیم
پس ما باید اصل اول در كار فرهنگی‌مان این باشد كه برای كدام اسلام می‌خواهیم كار بكنیم؟ هدفمان چیست و تعریفمان از اسلام چیست؟ كدام اسلام؟ وگرنه آن موقع دلمان خوش است كه مثلاً ما زیارت عاشورا برگزار كردیم، بیلان كار می‌دهیم؛ رفتیم بهشت رضا و قبر شهدا را زیارت كردیم اردوی جبهه رفتیم و فلان و فلان. خب این كارها را كه قبل از انقلاب هم شما می‌توانستید بكنید. بعد آن موقع تعریفی كه ما از نیروی مطلوبمان می‌كنیم این است كه این بچه‌ای كه آوردیمش به مسجد قبل از این رپی بود حالا آمده نماز شب خوان شده! یا از این چیزهایی كه ضرب‌المثل شده است. آن دختر توی دانشگاه بی‌حجاب بود خوبش كردیم؛ یك زیارت عاشورا گذاشتیم گریه كرد روسری‌اش را كشید جلو یا چادر سرش كرد! واجبات فردی‌اش را انجام می‌دهد در صورتی كه حركتی كه ما می‌خواهیم انجام دهیم این است كه واجبات اجتماعی‌مان را انجام دهیم. البته این خلط نشود كه ما می‌خواهیم این كار(خواندن دعا، اصلاح وضع حجاب و...) را انكار كنیم، اینها خیلی پیش پا افتاده است اینها كه دیگر جزء نقطه شروع انقلاب بوده است. بعد از 23 سال به این چیزها افتخار كردن مسخره است چون یك چیز معمولی بوده است. گویی تعریف ما از انقلاب این است كه یك واقعه تاریخی در سال 1357 اتفاق افتاده است و تمام شده رفته، ما می‌خواهیم دستاوردهایش را حفظ كنیم!
دستاوردهای انقلاب چه بوده است؟ مثلاً قبل از انقلاب بدحجابی بوده بعد از انقلاب حجاب آمده مردم نمازخوان شده‌اند و… می‌باید اینها را ـ اصول ارزشهای انقلاب را ـ حفظ كنیم!
همه اینها در حوزه مسائل فردی و عبادی تعریف می‌شود و ما باید اینها را حفظ كنیم دیگر برای انقلاب یك حركت تكاملی قائل نیستیم، كه این انقلاب باید مرحله به مرحله پیش برود. این تعبیر كه اخیراً رهبری در دانشگاه امیركبیر داشتند: «محافظه‌كاری قتلگاه انقلاب است.» نمی‌دانم كسی روی این تأمل كرد؟ فكر كرد؟
وقتی این نیرو را آوردیم و با او كار فرهنگی كردیم چقدر امر به معروف و نهی از منكر می‌كند؟ واجبات اجتماعی‌اش مانده می‌بینی مستحبات فردی انجام می‌دهد واجبات مانده روی زمین، مستحب را بهانه می‌كند؟ امر به معروف و نهی از منكر نمی‌كند حالا صد تا زیارت عاشورا بخواند، به چه درد می‌خورد؟ واجباتش را انجام نمی‌دهد مثل اینكه نماز نمی‌خواند.
مگر سكولاریسم یعنی چه؟ یك‌نوع سكولاریسم این است : كلاً شما بگویید دین نباید در مسائل شخصی انسانها دخالت كند نباید فرد را مجبور كند كه نماز بخواند یا اگر شراب خورد [نباید] شلاقش بزنند، به دین چه مربوط كه می‌خواهد شراب بخورد یا نخورد . ولی یك نوع سكولاریسم هم هست كه همه ما مبتلا به‌ آن هستیم و پای ع‍َلَمش هم محكم سینه می‌زنیم و آن اینكه دین حق ندارد در مسائل اجتماعی دخالت كند. حكومت دینی حق ندارد دغدغه مسائل اجتماعی داشته باشد. افراد مسائل فردی‌شان را، نمازشان را، روزه‌شان را انجام ‌دهند، روزه‌خواری نكنند، شراب نخورند و بدحجاب نباشند و ریش نتراشند و... كافی است!
سكولاریسم اجتماعی امروز یك اپیدمی است توی خیلی از بچه حزب‌اللهیها هم وجود دارد.
امر به معروف تعطیل شود! خب بشود ـ این واجب مهم اجتماعی اسلام ـ حالا ما چطوری وجدانمان را آسوده كنیم؟ سعی می‌كنیم در حوزه‌ای دیگر فشار بیاوریم. دعای توسل برگزار می‌كنیم، دعای فلان برگزار می‌كنیم؛ حال اینكه اینها همه مستحبات است و ما واجب اجتماعی اسلام را كنار گذاشته‌ایم. اصلاً بزرگ‌ترین حركت فرهنگی كه در كل آفرینش انجام شده چه بوده است؟ غیر از ارسال ر‌ُس‍ُل بوده و انزال كتاب؟ «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» یعنی اگر ما تمام این كتابها را انزال كنیم و تمام این پیامبران را بفرستیم و معیارها و ارزشها تبیین بشود ولی آن ادامه آیه نباشد به درد نمی‌خورد. هدف دارد: اینها باز به بحث محتوایی ما بر می‌گردد كه كار فرهنگی حزب‌اللهی و اسلامی هدف بیرونی دارد خودش هدف نیست. زیارت عاشورا خودش هدف نیست، چرا؟ دلیل دارد، همان موقعی كه امام حسین«ع» در مسلخ بود ـ این را من در كتاب حیات فكری و سیاسی امامان شیعه دیدم‌ ـ یك‌عده روی یك تپه نزدیك قتلگاه دست به دعا برداشته بودند كه خدایا حسین«ع» را یاری كن! داشتند دعا می‌خواندند تا امام حسین«ع» یاری شود! در جبهه مقابل امام حسین«ع» یك‌عده داشتند نماز جماعت می‌خواندند! امام حسین«ع» می‌گوید:«هل من ناصر ینصرنی؟»
این می‌گفت من بروم به نماز جماعت برسم، آن یكی می‌گفت من بروم به دعا برسم! حالا چه فرقی می‌كند كه امام حسین بگوید: «هل من ناصر ینصرنی»، شما در حال نماز خواندن باشی یا در حال زیارت عاشورا خواندن؟ آن زیارت عاشورایی ارزش دارد كه در خدمت مفهوم عاشورا باشد والاّ خودش می‌شود ضد عاشورا ! زیارت عاشورا اگر ارزش دارد به خاطر عاشورا است و عاشورا یعنی یك‌نوع اسلام، كه فرق دارد با اسلامی كه خیلی راحت احكام فردی‌اش را انجام می‌دهد، نماز جماعت هم می‌خواند امام حسین«ع» را هم می‌كشد! یا با تمكین در برابر ظلم، ممه‍ّد این فاجعه می‌شود.

كار فرهنگی ـ ساختارهای اجتماعی
پس حركت فرهنگی حزب‌اللهی ذیل انقلاب اسلامی، معطوف به تحقق یك‌سری اهداف در بیرون است.اگر از این كار فرهنگی كه ما می‌كنیم ظالمین ترسیدند، مفسدین به لرزه افتادند كار فرهنگی ما در راستای اقامه قسط در جامعه بوده و درست است وگرنه غلط است ؛ وگرنه می‌شود همان درگیری امام با حضرات ! امام مثلاً در همان پیام به روحانیت هم اشاره می‌كند كه آن سال قبل از انقلاب چراغانی نیمه شعبان را امام تعطیل و تحریم كرد، آقایان گفتند: چی؟! نیمه شعبان را تعطیل كنیم كه مثلاً می‌‌خواهیم به ظلم دربار اعتراض كنیم ! این حرفها چیست؟ این مناسك مهم و این شعائر مهم را تعطیل كنیم به‌خاطر فلان؟
تعبیر امام این است كه تمام تلاششان را كردند ولایتیهای متحجر ـ كه اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را بشكنند . خود این مناسك توجیه‌گرِ ما می‌شود.
پس كار فرهنگی حزب‌اللهی اولاً معطوف به جامعه است. ثانیاً یك حركت مستمر است.
یعنی صرفاً به حوزه مسائل فردی معطوف نمی‌شود و دلمان به این خوش نباشد كه فلانی را آوردیم باحجاب كردیم. حركت فرهنگی معطوف به جامعه است. اول اینكه در ساختار‌های جامعه و روابط اجتماعی سیاسی چقدر توانست تأثیر بگذارد؟ چقدر این حركت فرهنگی ما توانسته ساختارها را جابه‌جا كند؟ نه اینكه فقط رفتارهای چند نفر را عوض كند! دوم اینكه یك حركت است و معطوف به حفظ نیست كه فقط می‌خواهد این باشد كه وضع جامعه ما از این بدتر نشود، نمی‌خواهیم هیچ تحول مثبتی در جامعه ایجاد كنیم. می‌گوییم همین كه هست خوب است . فقط اگر حجابها كمی بهتر شود و یك‌سری ظواهر بیشتر رعایت شود دیگر خوب است یك‌سری چیزهایی را به دست آوردیم می‌‌خواهیم حفظ كنیم، تفكر انقلابی معطوف به حركت است و معطوف به آینده...

ماهیت حركت فرهنگی ابزار و اهداف
بحث دیگر این است كه حركت فرهنگی حزب‌اللهی، ابزارش فرهنگی است و نه اهدافش؛ بلكه اهدافش خیلی عینی و اجتماعی و حتی اقتصادی هم می‌تواند باشد ؛ یعنی باید باشد. یعنی نمی‌توانی بگویی كار فرهنگی خودش هدف است، بلكه باید در خدمت جامعه باشد كه حتی اقتصاد جامعه هم اصلاح شود. باید در خدمت این باشد كه ساختار طبقاتی هم به آن سمتی برود كه اسلام می‌خواهد و یك مقدمه‌ای باشد برای حركت، مثل همان كار فرهنگی كه امام كرد. امام كار فرهنگی كرد؛ نظریه ولایت فقیه داد نیرو پرورش داد و ... به همراه عده‌ای دیگر كه با امام بودند، سعی كردند آن اسلام انقلابی را از زیر آوار اسلام فردی و عبادی در بیاورند . یك حركت فرهنگی انجام شد كه به دنبالش یك حركت وسیع اجتماعی به نام انقلاب اسلامی اتفاق افتاد . ما هم امروز باید با یك چنین دیدی حركت بكنیم. ما می‌خواهیم یك حركت فرهنگی راه بیندازیم از لحاظ فكری، از لحاظ هنری، از لحاظ خبری كه به دنبالش یك اتفاقی در جامعه بیفتد و یك تحول در جامعه صورت بگیرد. ما زمینه‌ساز یك حركت در جامعه باید باشیم، نه اینكه فقط بخواهیم صرفاً چیزهایی كه تا حالا به دست آمده را حفظ كنیم.
از همین‌جا وارد بخش دوم بحث می‌شویم:
اگر ما از امكانات نمی‌توانیم استفاده كنیم اگر ما از ابزارهایی كه در اختیارمان هست نمی‌توانیم خوب استفاده بكنیم اگر ما دنبال راه‌كار می‌گردیم اگر، اگر، اگر... اینها دلیل عمده‌اش این است كه نمی‌دانیم «چرا» باید كار كنیم.
اسلام فردی و عبادی بیشتر از این كشش ندارد. داریم خوب كار می‌كنیم بس است دیگر. یك‌سری مناسك و شعائر را احیا كنیم و انجام بدهیم.
اگر می‌خواهیم از امكاناتمان درست استفاده كنیم باید دوباره اهدافمان را تعریف كنیم، انگیزه‌هایمان و مبانی‌مان را دوباره تعریف كنیم تا این مبانی را هم خوب بتوانیم به كار بریم. باید یك هدف واقعی برای خودمان ترسیم كنیم. یك هدف بیرونی! یعنی چه؟
اگر یك گرگی دنبال شما بكند آن موقع می‌فهمی كه چقدر قدرت دویدن داری. آن گرگ دنبال ما نكرده است. اگر قله را جلوی چشمت ببینی آن موقع عزمت را جزم می‌كنی كه این دامنه‌ها را هر چه سریع‌تر طی بكنی، ولی ما اصلاً به قله‌‌ای نگاه نمی‌كنیم. باید آن جامعه مطلوب دوباره برایمان تعریف شود. بدانیم دنبال كدام اسلام، دنبال كدام امام و دنبال كدام انقلابیم، بعد بر اساس آن خواهیم دید كه اگر امكانات هم نداشته باشید، از هیچ، ‌امكانات می‌سازید. یك‌نفر رفته بود پیش یكی از آقایان گفته بود كه اوضاع خیلی خراب است و بچه حزب‌اللهیها هیچ امكانات ندارند و... بعد آن آقا از مسئولین جمهوری اسلامی هم بود به او گفته بود: «یعنی وضع از زمان طاغوت هم بدتر شده است؟!»
قبل از انقلاب ما چطور كار می‌كردیم. با آن سیستم پلیسی كه مواظب بود ما كار نكنیم و هیچ امكانات نداشتیم كلی كار می‌كردیم. اعلامیه امام شب می‌آمد فردا صبح تمام كشور پخش می‌شد بدون امكانات؛ یعنی امكانات شما از آنها هم كمتر است؟!»
پس مشكل در خود ماست، یعنی ما هدفمان گم شده، هدفمان كوچك شده است. اگر هدفمان بزرگ باشد آن موقع امكاناتمان هم احیاء خواهد شد. وقتی می‌گوییم «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» یعنی ما به این مقوله در گستره‌اش نگاه می‌كنیم. وقتی می‌گوییم «جبهه» این جبهه یعنی چه؟ در جبهه نظامی آیا فقط تك‌تیرانداز هست؟ یا همه بیسیم‌چی هستند؟ یا همه تخریب‌چی هستند؟ یا همه فرمانده‌اند؟ یا همه در اطلاعات عملیات‌اند؟ یا همه آشپزند؟ یا همه راننده‌اند؟ نه! یك جبهه است یك هدفی را می‌خواهند محقق بكنند، حالا هدفی آفندی یا پدافندی، همه اینها هستند. این جبهه هم به رزمنده نیاز دارد، هم به راننده، هم به آشپزخانه، هم به بیسیم‌چی، به همه اینها نیاز هست. این می‌شود جبهه فرهنگی. در ما چنین اتفاقی نیفتاده است، چون اصلاً جبهه نیستیم. سی‌هزار تا سنگر است بدون هیچ ارتباطی با هم، بدون فرماندهی مشترك، بدون وجود بیسیم‌چی، بدون حضور دیده‌بان!
نیرو هست، امكانات هست، پول هست ولی جبهه شكل نگرفته است، چرا؟ چون ما نمی‌خواهیم یك هدف اجتماعی كلان را محقق كنیم، نمی‌خواهیم توی مجموعه جامعه تأثیرگذار باشیم. ما می‌خواهیم همان اسلام فردی را حفاظت بكنیم و این وضعیت برای ما كفایت می‌كند یعنی هر پایگاهی، هر جلسه‌ای، چهار نفر، ده نفر، پنجاه نفر، صدنفر جذب كند و دلش خوش باشد كه آقا اینها نمازشان را می‌خوانند، زیارت عاشورا می‌آیند، اردوی جبهه هم سالی یك‌بار می‌روند و گریه می‌كنند و كجایید ای شهیدان خدایی را هم بلدند! ببینید این مشكل محتوایی چگونه در بخشهای شكلی هم دردسر ایجاد می‌كند! دیگر من نیازی نمی‌بینم كه با بچه‌هایی كه در فارس هستند ارتباط برقرار كنم یا با آنها كه در تبریز هستند یا حتی توی مسجد محل خودم هستند، من كارم مشخص است.
ما كار جمعی نمی‌خواهیم بكنیم، ما كار حكومتی نمی‌خواهیم بكنیم، ما نمی‌خواهیم یك ید واحد بشویم، ما نمی‌خواهیم یك بنیان مرصوص اجتماعی بشویم. نه، ما می‌خواهیم همان كارهایی را كه قبل از انقلاب می‌كردیم همان‌ها را داشته باشیم. جلسه قرآن بگذاریم، تواشیح بخوانیم، بچه‌های كوچك بیاوریم قرآن حفظ بكنند، یك‌بار از اول به آخر، یك‌بار از آخر به اول، یك‌بار سوره كوچك، یك‌بار سوره بزرگ، ترجمه انگلیسی و یك‌سری كارهای مناسكی و... نمی‌خواهیم یك هدف واقعی را در جامعه محقق كنیم. اگر می‌خواستیم توی مجموعه شهر تأثیرگذار باشیم آن‌موقع مجبور بودیم با هم ارتباط داشته باشیم. اگر قرار بود توی ایران ما یك كاری بكنیم، اگر قرار بود توی دنیا یك كاری بكنیم، چون یكی از ویژگیهای اسلام انقلابی این است كه آرمانگراست و آرمانش در یك فضای جهانی شكل می‌گیرد، ما دائماً محدود و محدودتر شده‌ایم یعنی اسلاممان یك اسلام فردی و عبادی محض شده است. دیگر حداكثر محل خودمان را نگاه می‌كنیم، نه اینكه می‌خواهیم شهر را، كشور را، جهان را به وضعیت مطلوب برسانیم.

شبهات در حزب‌الله
یكی دیگر از كارهایی كه ما باید امروز بكنیم اینست كه شبهاتی كه در میان بچه حزب‌اللهیها وجود دارد از بین ببریم، حزب‌اللهیها به شدت دچار شبهه هستند. نه شبهه آكل و مأكول و یا مثلاً ولایت فقیه از بالاست یا از پایین است! اینها نه، اینها بازی است! اینها یك‌سری جنگهای زرگری است كه حضرات راه می‌اندازند و ملت را مشغول می‌كنند. شبهات می‌دانید یعنی

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه