پيشرفته
 

موضوعات :

  • جبهه جهانی
  • رسانه

  • کلمات کليدي :

  • رسانه
  • العالم
  • عتدیسی

  • محمد رضا زائري

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1510 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    پارازيت روي موج ايران
    نگاهي به رويکرد جهان عرب به ايران پس از انتخابات در ميزگردي با طلال عتر


    اشاره: هيات حاکمه بسياري از کشورهاي عربي و رسانه هاي آنها از جمله کساني بودند که نتوانستند خوشحالي شان از وقايع پس از انتخابات ايران را پنهان کنند. همزمان، اين رويدادها موجب نگراني بسياري مردم و گروههاي اجتماعي در جهان عرب شد. طلال عتريسي رئيس دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه لبنان در يک ساعتي که همراه با محمدرضا زائري ميهمان تحريريه راه بود درباره بازتاب وقايع پس از انتخابات ايران در جهان عرب صحبت کرد. بحث به چگونگي تعامل اهالي رسانه و فرهنگ کشورهاي اسلامي هم کشيده شد.

     

    طلال عتريسي

    عتريسي: من نوع نگاه ها به ايران در جهان عرب را به دو مرحله زماني تقسيم ميکنم: مرحله اول دورهاي بود که از سالها قبل وجود داشت و تا انتخابات رياستجمهوري اخير ادامه يافت. مرحله دوم از انتخابات به اين سو است.
    نگاه به ايران مسئلهاي بوده که در جهان عرب همواره بر سر آن اختلاف وجود داشته است. کساني که به حکومت هاي عربي وابستگي نداشتند، نگاهي مثبت به ايران داشتند.  از نگاه آنها ايران کشوري بود همراه آرمان فلسطين و مقاومت لبنان و ضد آمريکا و ضد اسرائيل. چهره ايران اما در مجامع حکومتي و حکومت هاي منطقه متفاوت بود. آن ها ايران را متهم مي کنند به تلاش براي سلطه بر منطقه. از نگاه آنها ايران برنامه هستهاي را هم بعنوان يک اهرم فشار و تهديد براي دولت هاي منطقه تعريف دنبال مي کند و مسائل فلسطين و لبنان را هم بعنوان اهرم هايي براي گسترش نفوذ در منطقه به کار مي گيرد.
    اما در دوره پس از انتخابات تصوير ايران به کلي متفاوت مي شود. در جريان انتخابات و حوادث پس از آن به وقوع پيوست،
    خيلي ها فرصت پيدا کرده اند که بگويند ديگر ايران  الگو نيست. حکومت هاي منطقه خوشحال شده اند. آن ها که دوستدار ايران بودند نمي دانستند چه بگويند. نمي دانستند آيا واقعا اين ها که گفته مي شود در مورد ايران حقيقت دارد؟ آيا واقعا در انتخابات تقلب شده؟ آيا چيزي خلاف آنچه که در رسانه ها گفته مي شود واقعيت دارد؟ کساني که ميگفتند تقلب شده دلايلي نداشتند. آن ها هم که مي گفتند تقلب نشده دلايلي نداشتند.
    رسانه ها حتي رسانههاي متعلق به نظام ايران هم ضعيف عمل کردند. يعني نظام ايران نتوانست با رسانه هايش از خود دفاع کند. به ويژه تظاهرات و سپس دستگيريها و کشته شدن تعدادي، تصوير ايران را خدشه دار کرد و کسي نتوانست از وجهه ايران دفاع کند.  البته تلاش رسانه هاي جمعي خارجي در ايجاد اين تصويرسازي منفي خيلي زياد بود.
    در اين فضا دوستداران ايران در تنگنا قرار گرفته بودند. سولات و ابهاماتي مطرح شد: احمدي نژاد مي خواهد چه کند؟ موضع رهبري چيست؟ آيا از نقش ايران در منطقه کاسته خواهد شد؟ آيا ايران همچنان از جنبش هاي مقاومت حزب الله و حماس حمايت خواهد کرد يا مشغول مشکلات داخلي خود خواهد شد؟ آيا ايران اکنون از قبل ضعيف تر شده؟ بحث مذاکرات هسته اي چه خواهد شد؟ حتي گفته مي شد از اين به بعد ايران تحت سيطره دستگاههاي امنيتي و نظامي قرار خواهد گرفت. خلاصه شرايط پيش آمده فرصت گران بهايي را براي بسياري از نويسندگان و جرايد مخالف ايران فراهم آورد تا بيش از گذشته در موج گسترده تري به ايران حمله بپردازند. کسي هم نبود يا کم بودند کساني که بتوانند در اين ميان از ايران دفاع کنند.
    چهره ايران الان اين است. نمي دانيم ممکن است اتفاق جديدي در دنيا يا منطقه بيفتد که در پرتو آن تصوير ايران دوباره تغيير کند. اما آنچه که به روشني بر همگان معلوم است تفکيک دو تصوير از ايران در افکار عمومي منطقه است:  اولي تصويري مثبت از ايران است بعنوان يک قدرت منطقه اي که در برابر آمريکا و اسرائيل ايستاده و از دشمنان اسرائيل حمايت مي کند؛ و تصوير دوم تصوير يک کشور تضعيف شده است که ابهامات فراواني در مورد وضع حال و آينده آن مطرح است.
    جليلي: مشکل اساسي ما شکاف بزرگي است که بين واقعيت  ايران و تصويري که رسانه هاي داخلي و خارجي از آن مي دهند وجود دارد. اين دولت در واقعيت کارهاي خوبي کرده. مثلا در عرصه داخلي براي بسياري از مناطق محروم برق برده، گاز برده، تلفن برده ولي رسانه نبرده.  يعني واقعيت ايران با آنچه در رسانههاي داخلي هم به تصوير کشيده مي شود متفاوت است. 30 درصد مردم ايران در روستاها هستند اما هيچ بازتاب رسانهاي حتي در تلويزيون دولتي ايران ندارند. اصلا حذف شده اند. شايد به اينهايي که به خيابانها ريختند بايد حق داد. چون در تصويري از جامعه که در تلويزيون خودمان نشان داده شده و مي شود اين 30 درصد اصلا وجود ندارند.
    زائري: من هم در مصاحبه هايي که در اين مدت در رسانه اي عربي کردم مدام روي همين نکته تاکيد مي کردم  که اين هايي که شما دائم از آنها با نام ملت ايران ياد مي کنيد تمام ملت ايران نيستند.  
    جليلي: بنابراين ما اگر نظام رسانه اي درست و قويي يي داشته باشيم که اين واقعيت را نشان بدهد موفق مي شويم. چند روز قبل از انتخابات با مسعود شجاعي طباطبايي صحبت مي کردم. مي گفت احمدي نژاد صد درصد راي مي آورد. مشخصا روستاهايي را مثال زد از اين دولت نه آب سالم داشتند، نه گاز، نه راه درست  و حسابي، نه برق و نه تلفن. الان همه را دارند. اين موضوع را اما خيلي ها نمي دانند. رسانه قوي نداريم. در فضاي جهاني هم آقاي دکتر مي گويند ايران نتوانسته در رسانههايش درست عمل و از خودش دفاع کند. اگر آسيب شناسي درستي از حلقه مفقوده رسانه بکنيم مي توان اين تهديد را به يک فرصت تبديل کرد. يعني اگر به اين نتيجه رسيديم که يک معضل جدي ما بحث رسانه است ببينيم چه فرصتهايي براي ما وجود دارد که اين حلقه رسانه را ترميم کنيم. مثلا رسانه اي هاي طرفدار مقاومت و مخالف آمريکا را چطور مي شود دور هم جمع کرد.
    عتريسي: دو نوع کار مي توانيم براي خودمان تعريف کنيم يک نوع اين است که در شرايط گوناگون _مثلا آنچه در ايران مي گذرد _ بسته به اقتضاي پيش آمده براي خود رسالت تعريف کنيم. مثلا احساس کنيم بايد براي فلان مسئله پيش آمده براي ايران کاري کنيم؛ اين شرايط و رويدادها گذراست يعني اتفاقي مي افتد فضايي ايجاد مي شود و پس از يک ماه همه چيز تمام مي شود.
    يک قالب ديگري که مي شود پايه ريزي کرد قالبي است که از حالت منفعل خارج شده و راهبردي تر به مسئله ورود پيدا کنيم. ميتوانيم مثلا بنيادي رسانه اي، تحقيقاتي و راهبردي داشته باشيم که در جهت همگرايي جهان عرب با ايران به فعاليت بپردازد. اين يک امر ممکن است که يک موسسه ساده و غيرحکومتي که از دولت ايران و حزب الله هم استقلال داشته باشد و محملي باشد براي آشنايي و ديدار اهالي فکر و فرهنگ. مجله و کتاب منتشر کند و حتي جايگاهي مي شود براي بسياري از اهالي فرهنگ که بتوانند نقطه نظرات انتقادي خودشان را به شکل علمي و مستدل بيان کنند. و بايد از تنگ نظري هاي بيجا هم بدور باشد.
    زائري: اگر ما نگاهمان نگاه درازمدت و استراتژيک باشد ميتوانيم از موضع انفعال در بياييم و مساله طرح کنيم و مخالفين را مجبور کنيم که درباره مساله اي که ما طرح کرده ايم حرف بزنند. ديگر اين که مي توانيم خيلي ها را که فکر مي کنيم مخالف هستند جذب کنيم.
    عتريسي: مثالي مي آورم. نويسندگان بسياري از کتاب هايي که در موضوع ايران نگاشته ميشود، پيش از انتشار نويسندگانش از من نظر مشورتي مي گيرند. وقتي من کتاب را مي خوانم، در آن برخي مطالب را مي بينم که براي من خوشايند نيست ولي نکاتي هستند که واقعيت دارد. من آنجا اگر موردي واقعي باشد و طبق روش علمي بشود آن را پذيرفت مي گويم اين درست است و اگر ادعايي غيرعلمي و خلاف واقع باشد، مي گويم اين غير واقعي است. چنين کتابي با کمترين موارد غيرصحيح در مورد ايران منتشر مي شود. اين حلقه ها کمک مي کند که تصويري منطقي و واقعي تر از ايران ارائه شود.
    زائري: به همين خاطر موضع عالمانه و منصفانه آقاي دکتر عتريسي است که ايشان از معدود کساني است در ميان رسانه هايي که علنا مواضع ضد ايران و ضد حزب الله دارند، مقبوليت دارد. و همين فرصتي را ايجاد مي کند که از آن تريبونها به نفع ايران و اسلام استفاده کرد.
    جليلي: پنج سال پيش با آقاي زائري رفته بوديم عراق. در آنجا هشتاد درصد مردم و بيست درصد رسانه ها باحجاب بودند! يعني واقعيت جامعه عراق در فضاي رسانه اي اين کشور معکوس نشان داده مي شد. اين وضعيت در کل جهان اسلام وجود دارد. در ميان توده ها و حتي نخبگان يک جريان اسلام گراي گسترده و قوي  داريم که به اندازه سهمي که در واقعيت جامعه  دارند، در فضاي رسانه اي و هنري بروز و ظهوري ندارند. بايد چه بکنيم. آيا هر کسي بايد از کشور خودش شروع کند يا بايد يک هسته مرکزي را تشکيل داد؟ وقتي واقعيت جهان اسلام در عرصه هنر و رسانه و فرهنگ به درستي بازتابانده نمي شود، بيشتر مشکل از خود ما و کم کاريهاي ماست يا موانع بيروني و محدوديت هاي تحميلي سهم بيشتري در اين مشکل دارد؟ و چه راهي براي برون رفت از اين وضع وجود دارد؟
    عتريسي: راه حل ساده اي وجود ندارد. نمي شود مسئله را خيلي ساده تعريف کرد. به ويژه اين که در طرف مقابل رسانه هايي هستند که قدرتمندند و حتي در ميان ما هم نيروهاي بسياري هستند که با آن سو، بيشتر همکاري مي کنند.
    بسياري مجموعه ها را ما در منطقه شاهديم که انگار اين ها وارداتي هستند يعني به طور مستقيم دعوت به غرب مي کنند و بي هيچ حاشيه اي مي گويند ما محتاج غرب هستيم. اين ها يک دسته هستند يک دسته هم هستند که به صورت غيرمستقيم دعوت به غرب مي کنند يعني باطن و جهت شان يکي است ولي اولي علني خودش را رو مي کند درحاليکه دومي همان خواسته را به شکلي ديگر دنبال مي کند. سبک اول خيلي منشا اثر نيست ولي از دومي بايد ترسيد.
    ما هم امروز براي انتقال حرف هايمان به موسسات و نشريات و تلويزيون هايي نياز داريم که از بيان هاي غيرمستقيم استفاده کنند. مثلا شبکه العالم در سطح شبکه هاي الجزيره و العربيه نيست و تاثيرش هم به مراتب از آن ها کمتر است؛ چرا؟ آيا مسئله امور فني است؟ نه! آيا به امور هنري و نبود خلاقيت بازمي گردد؟ نه! دليلش به ماهيت خطابي است که العالم براي خود برگزيده؛ اين نکته اي است که من مي خواهم بگويم. وقتي شما از موضع رسمي صحبت مي کنيد مردم توجهي به شما نمي کنند.
    العالم اگر مي خواهد با جهان عرب ارتباط برقرار کند بايد ويژگي ها و حساسيت هاي آن را در نظر داشته باشد. وقتي با پيش فرض داخل ايران به سراغ ارتباط با خارج از ايران مي آيد طبيعي است که موفق نشود.  مثال ديگري بزنم. بين شبکه هاي رسمي عربستان سعودي و شبکه العربيه تفاوت است. نوع خطاب شان فرق مي کند. آن جا که العربيه بحران انتخابات را به کل ايران عموميت مي دهد و تحت عنوان" بحران ايران" به طور دائم بي هيچ پروايي خبر و  گزارش پخش مي کند شبکه هاي رسمي عربستان سعودي در همين موضوع با لحني متفاوت و باملاحظه تر به بازتاب مسائل و... مي پردازند. حتي طرح سوال و شبهه مي کنند ولي محترمانه تر است. اين دو ماهيت لحن شان فرق مي کند درحاليکه هر دو وابسته به عربستان هستند. حالا العالم هم شبکه "رسمي" ايران براي جهان عرب شده که با لحني رسمي مي خواهد جهان عرب را در مسائل ايران اقناع کند.
    جليلي: مشکل کيفيت است يا کميت هم هست؟ يعني اگر ما يک "العالم" قوي داشته باشيم مي تواند تمام آنها را جواب بدهد يا اين که بايد تريبونهاي متنوع داشته باشيم و از نظر کمي هم با آنها برابري کنيم.
    عتريسي: در مرحله اول اگر يک شبکه قوي داشته باشيد کفايت مي کند. بعد مي شود به تکثر فکر کرد. الجزيره الان يک شبکه قوي و قوي تر از دولت قطر است. قطر اصلا بعد از تاسيس الجزيره معروف شد.
    زائري: غسان بن جدو مثل وزير امورخارجه قطر عمل مي کند. در جريان مصالحه اي که امير قطر بين گروههاي مخالف لبناني برقرار کرد، وقتي وزير امورخارجه و همراهان براي ملاقات با جنبلاط رفته بودند هماهنگي ها را غسان بن جدو خبرنگار  الجزيره انجام مي داد.
    عتريسي: البته من مي دانم تعامل با خارج و داشتن آزادي عمل در حد الجزيره کار ساده اي نيست
    جليلي: آقاي زائري شما با فضاي رسانه ايران و فضاي رسانه جهان عرب آشناييد. اگر مشکلات تدارکاتي و مالي نداشته باشيم، آيا در ايران و جهان عرب نيروي رسانه اي بالفعل و قوي داريم که بتوانند جلوي اين فضاي رسانه اي حريف بايستند.
    زائري: من فکر مي کنم اگر ديدگاهها ها عوض شود نيرو هم درست مي شود. ديدگاه مان  ديدگاه کاملي نيست. در داخل کشور وقتي مي گويي کاري "بشود" ظاهرا "مي شود" و ما هم فکر مي کنيم "شد". فکر مي کنيم همه جاي دنيا همين طور است. فکر مي کنيم اگر مستقيم تبليغ کنيم و بگوييم؛ کار انجام مي شود واثر مي کند. از طرفي مخاطب را نمي شناسيم. حتي دانشمندان و فرهنگيان ماهم شناخت درستي از جهان عرب ندارند. فکر مي کنند جهان عرب يعني عربستان و عربستان يعني يک صحرا و چهار تا شتر. جهان عرب را هم با عبارت کلي و تحقيرآميز "عربها" خطاب قرار مي دهند. مشکل از اين نوع نگاه است. نگاهي که در همه مسائل چه مسائل سياسي و چه مسائل فرهنگي و رسانه اي دارد با ذهنيت تهران براي بيروت و قطر و  قاهره تصميم مي گيرد. سردبير مجله اي که براي خارج منتشر مي شود يا مدير شبکه اي که در داخل ايران اصلا پخش ندارد زبان کشور مقصد را بلد نيست يا خارج از ايران اصلا زندگي نکرده و مخاطب را نمي شناسد. اين مدير يا سردبير با نگاه داخل ايران و با فضا و خط قرمزهاي داخلي برنامه مي سازد و تکليفش از همين اول معلوم است.
    جليلي: آقاي دکتر يک پيشنهادي کردند درباره تاسيس موسسه اي يا شورايي که رسانه اي ها و اهالي فرهنگ جهان اسلام دور هم جمع شوند. اگر بخواهيم اين را عملياتي کنيم چه نوع افرادي را پيشنهاد مي کنيد.
    عتريسي: بسياري از اهالي فرهنگ در لبنان و اردن و مصر و مغرب و حتي عراق هستند که مي شود روي آنها حساب کرد. هماهنگي بيشتر نخبگان اين حوزه شدني است اما نياز به موسسه و مرکز تحقيقاتي و  زمان و حمايت محکم دارد.
    جليلي: آيا مناسب است در اولين گام مثلا همايشي برگذار شود درباره آسيب شناسي رسانه هاي جهان اسلام ؟
    عتريسي: ممکن است. مي شود درباره موارد جزئي تر هم کار کرد مثلا اين که رسانه ها در جريان ماجراي افغانستان چه کردند و حقيقت چه بود. يا در ماجراي لبنان رسانه ها چه گفتند و حقيقت چه بود.
    نکته اي که هست اين است که تصويري که از ايران وجود دارد، سياسي است يعني ذهنيت از ايران محدود مي شود به مسائل انرژي هسته اي و حمايت از مقاومت و مشابه آن. درباره بخش علمي و فرهنگي و پيشرفت هاي ايران در عرصه هاي گوناگون کسي چيزي نمي داند.
    حتي رايزني فرهنگي ايران هم اگر برنامه اي برگزار  کند ضعيف عمل مي کند. يعني از هنرمند يا شاعري دعوت مي کنند و با شخصيت هايي مشخص شده و مورد تاييد ايران تماس مي گيرند و  دور هم مي نشينند و  چاي مي خورند و بعد مي روند به سلامت... اين شيوه مطلوب نيست. اين مشکلاتي است که از سالهاي قبل روي هم انباشته شده است.
    شايد برخي نخبگان با سينماي ايران آشنايي داشته باشند ولي توده ها در خارج از ايران با سينماي ايران ارتباطي ندارند. من نديدم که تلاشي براي تغيير چهره ايران [در بخش غيرسياسي] صورت گرفته باشد.
    مشکل ايران اين است که خودش را به عربي ترجمه نمي کند. خودش را به جهان عرب معرفي نمي کند. کسي از وضع فرهنگي و اجتماعي ايران شناخت درستي ندارد. چهل سال است که مطهري را فقط شناسانده است. در حاليکه بعضي ها مثل سروش و... که از چارچوب انقلاب خارج شده اند در دنيا معروف شده اند. در کشورهاي مختلف آن ها را مي شناسند در حاليکه ديگر متفکران و انديشمندان ايران ناشناخته اند. مسئله اين است که ايران نخواسته خودش را معرفي کند. حجم ترجمه از فرانسه و انگليسي به فارسي خيلي بيشتر از عربي به فارسي است.
    جليلي: مشکل دو طرفه است. من و امثال من اسم حتي ده نفر از شهداي حزب الله لبنان را نمي دانيم. اين تازه حزب الله لبنان است که شيعه است و رابطه اش هم با ايران خيلي خوب است. ما شش هزار کتاب در رابطه با جنگ خودمان داريم. درباره جنگ سي و سه روزه و بقيه شهدايشان چرا توليد فرهنگي نداريم. کتاب يا فيلم يا....
    زائري: البته شروع کرده اند. اولين فيلم سينمايي شان را ساختند. يا شروع کرده اند به چاپ کردن داستان. همين ها هم چون ترجمه نمي شود، ديده نمي شود. در دانشکده ادبيات دانشگاه لبنان فردي هست که از بيست سال پيش داستانهاي کوتاه مقاومت را چاپ کرده است ولي ترجمه نشده است.
    در ايران کساني که مصدر امرند اولويتهايشان فرهنگي نيست. آن فيلم بايد زيرنويس شود. آن داستانهاي کوتاه بايد ترجمه شود. حتي اگر ضعيف باشد. کارهايي مثل روايت فتح بايد هم بايد ترجمه  و فرستاده شود به کشورهاي ديگر.  و از اين دست کارها فراوان است که مختصري تدبير و تشخيص مي خواهد.

     

    طلال عتريسي محمد رضا زائري

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه