پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   569 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : ويژه نامه انقلاب - بخش سوم - هنر و فرهنگ و انقلاب اسلامي

رهبری كه يك هزار رمان خوانده است!

گفت‌وگو با مجتبی شاكری مسئول دفتر هنر و ادبيات داستانی سازمان بسیج دانشجويی
سر و صدای كارگاه ساختمانی حتی از پشت پنجرۀ بستۀ دفتر هنر و ادبیات، گوشخراش بود. مجتبی شاكری مسؤول دفتر نوپای هنر و ادبیات داستانی در سازمان بسیج دانشجویی است كه ساعتی در میان این صداهای ناهنجار در مورد تبلیغ و ترویج هنر و ادبیات انقلاب با وی به گفت‌وگو نشستیم. به زعم او مشكل ما كمبود مراكز تولید اثر است و من از میزان آشنایی و تبلیغ اثرهایی كه تاكنون تولید شده، در سازمان بسیج دانشجویی پرسیدم.
***********************************
◊ دفتر هنر و ادبیات داستانی در سازمان بسیج دانشجویی از سال 81 فعالیت را آغاز كرد.
پیش از آن سازمان بسیج دانشجویی در زمینۀ ادبیات داستانی فعالیت تعریف شده و مشخصی نداشت. قبل از سال 81 به مدت شش سال مدیریت دفتر هنر و ادبیات ایثار بنیاد جانبازان را به عهده داشتم. در آن مدت حدود سی اثر تولید شد و جلسات نقد برقرار بود و به‌طور هفتگی نویسندگان با چهره‌های پرحادثۀ جانباز دیدار داشتند. همچنین دیدار از مناطق پرحادثه و جغرافیای حوادث را به نوعی ویسندگان در آن دورۀ اول تجربه كردند.

ما چهار نوع جلسۀ نقد داریم. اول جلسات نقد داستان كوتاه است اعم از داستانهایی كه خود اعضای جلسه می‌نویسند و هم داستانهای كوتاه داخلی و خارجی. جلسۀ دوم نقد رمانهای داخلی و خارجی است. مثلاً آواز كشته‌ها اثر براهنی آخرین رمانی بود كه نقد كردیم قبل از آن پابرهنه‌ها و رمانهای دیگر. جلسۀ سوم نشست «با چهره‌های پرحادثه»است. كه امروز نشستی با آقای احمدی‌نژاد شهردار تهران داریم كه هم در جنگ بوده هم در تسخیر لانه جاسوسی و هم به عنوان مثال جلساتی با آقای زرشناس در مورد مكاتب داشتیم.

● در جلسات نقد همانطور كه گفتید بخشی از اثرهای تولیدی دوستان نقد می‌شود. اما بخش اصلی نقد داستانهای مطرح و منتشر شده را شامل می‌شود. چه بخشی از این نقدها مربوط به هنر انقلاب است و چه حجمی از آن مرتبط با جبهۀ مخالف انقلاب؟

◊ ما چند تا معیار برای انتخاب اثر داریم. نكته اول اینكه كار به لحاظ فن داستان‌نویسی و عناصری كه در داستان مطرح است، قوی باشد؛ مثل نگاه نو، نثر برجسته، انتخاب موضوع، درونمایه. نكته دوم جنبۀ آموزشی آن است. یعنی بتوان بهره‌برداری آموزشی از آن كرد. سوم دیده‌بانی از ادبیات است. وقتی اثری منتشر می‌شود به عنوان جمعی كه باید بدانیم در عرصۀ ادبیات تهاجم فرهنگی چه‌گونه است و هم جبهۀ خودی چه‌طور عمل می‌كند، اثرها را انتخاب می‌كنیم.
یك معیار دیگر هم این است كه هرچند وقت یك بار رمانهایی از هنر انقلاب هم بررسی می‌شود مثل تركۀ درخت آلبالو از اكبر خلیلی؛‌كارهای آقای بایرامی، مخلوق آقای زنوزی، مسافر آقای رحماندوست و...

● این دفتر در سازمان بسیج دانشجویی با چند دفتر از دفاتر بسیج در دانشگاهها ارتباط دارد؟

◊ سازمان بسیج دانشجویی گسترۀ وسیعی از جامعۀ دانشگاهی را در بر می‌گیرد. و در حدود دو هزار دفتر در كل كشور در دانشگاههای پیام نور، آزاد، علمی كاربردی و سراسری دارد.
می‌توان گفت بزرگترین تشكل دانشجویی كشور است و هماوردی در بین تشكلهای دیگر به لحاظ وسعت و تشكیلات ندارد. آماری اعلام كرده‌اند چهارصد و بیست هزار دانشجو عضو بسیج دانشجویی هستند. درحالی‌كه بسیج اساتید تشكیلات دیگری دارد، بسیج متخصصین همین‌طور...

● در همین بسیج دانشجویی در مورد هنر و ادب انقلاب از توان دوهزار دفتر در دانشگاه‌های كشور چگونه استفاده می‌شود؟

◊ در بخش ادبیات داستانی به علت نوپا بودنش هنوز در كانونهای ادبی و هنری دانشگاهها حلقه‌های نقد تشكیل نشده است. مشابه همین جلساتی را كه داریم، می‌خواهیم در دانشگاهها ایجاد كنیم. در سال 81 پنج كارگاه داستان‌نویسی در دانشگاه امام صادق، دانشگاه علوم قرآنی، مدرسه عالی شهید مطهری و در ناحیه تهران برگزار كردیم.

● چرا هنرمندان و نویسندگان انقلاب و آثارشان در میان بچه‌های مذهبی بسیجی ناشناخته‌اند. درحالی‌كه رهبری در جایی گفته‌اند كه مفاهیم و ارزشهای انقلاب تنها با هنر می‌تواند پایدار بماند. در دانشگاهها می‌بینیم كه نوع فعالیتهای ارزشی كه در بسیج تعریف می‌شود نسبت چندانی با ادبیات و هنر انقلاب ندارد و حمایت و تشویق هنرمندان مسلمان در برنامۀ آنها نیست.

◊ اگر من بخشهای دیگری را كه در بسیج دانشجویی وجود دارد معرفی كنم، خیلی گسترده است و متولی آن هم دوستان دیگری هستند. مثلاً بسیج علمی كه كارهایی كردند یا راهیان نور كه انصافاً‌كار عظیمی كردند. شما تصور كنید پنجاه هزار نفر از دانشجویان را در قالب اردو ببرند. مناطق جنگی را ببینند تحولات و تأثیرات فرهنگی كه می‌پذیرند انصافاً چشم‌گیر است. اصلاً با یك جلسه‌ای كه در دانشگاه برای بزرگداشت یك نفر می‌گذارند مقایسه كردنی نیست.

● چه میزان از كارهایی كه در همین اردوها انجام می‌شود در جهت معرفی ادبیات و هنر انقلاب است؟

◊ همین كه در این سیر یك تحول روحی در فرد ایجاد می‌كنید و كسانی را كه بالاخره هنر بزرگ انقلاب را ایجاد كرده‌اند معرفی می‌كنید و آنها را متوجه می‌كنید كه باید در مورد اینان كار انجام شود، سفرنامه نوشته شود. عكس و تصویر و بقیه شاخه‌های هنری، كار مهمی است. منتهی در ادامۀ این قضایا و اینكه این تلنگری كه به وجود آمده به كجا منتقل می‌شود در بخش نشریات بسیج دانشجویی است. آن مقداری كه مطلع هستیم. هفتصد و پنجاه عنوان نشریه در دانشگاهها موجود است. در یك نشریه به موضوعات متعددی پرداخته می‌شود. هم در بخش شعر، داستان و مقاله و... و آن دغدغه‌ای كه شما دارید كه چگونه این ظرفیت‌ها خود را نشان می‌دهد در جایی مثل نشریات نشان داده است. ولی در بخش ادبیات داستانی كار نوپاست. و به این معنی هم نیست كه در دانشگاهها كسانی روی این قضایا كار نكرده‌اند. دفتری وجود نداشته كه ظرفیت‌ها را شناسایی كند و از آنها به‌طور سازماندهی شده استفاده كند. حالا ما در صدر هستیم كه به ساز كار مناسب برسیم.

● همین موضوع سؤال من است كه با چه شیوه‌ای می‌خواهید نگاه ممتد و پیوسته‌ای را در بحث هنر و ادبیات انقلاب دنبال كنید. بطور مثال بسیج در مورد مسائل فكری و سیاسی اردوهای بزرگ طرح ولایت را راه انداخته است. آیا برای عرصۀ هنر هم آن كار می‌شود؟

◊ هر كاری كه می‌خواهد شكل بگیرد بستری را باید طی كند. بستری كه ما تعریف كرده‌ایم این است كه علاقه‌مندان به ادبیات داستانی با فراخوانی كه به دانشگاهها می‌دهیم. ثبت نام می‌كنیم. بعد كارگاهی با هجده جلسۀ آموزشی داستان‌نویسی را تعریف كرده‌ایم. با طی این جلسات فرد می‌تواند با عناصر داستانی و ابزارهایش آشنا شود؛ با آثار صاحبان قلم حرفه‌ای آشنا گردد. خودش هم در طی این مدت بنویسد. این آموزشی است كه فرد را به مرحلۀ تولید می‌آورد. بعد هم كار رها نمی‌شود. حلقه‌های نقد در دانشگاهها شكل می‌گیرد. همین‌طور بتدریج با تعاملی كه با هم دارند در این شاخه از هنر نفوذ پیدا می‌كنند.

● گاهی نگاه فرهنگی صرفاً به دعای كمیل و اردوی قم و جمكران و... محدود می‌شود. چقدر این نگاه فرهنگی با این گفتۀ رهبری كه همۀ كتابهای دفتر هنر و ادب پایداری حوزه هنری را خوانده است تطابق دارد؟ چقدر این ضرورت در میان مسؤولین فرهنگی دفاتر بسیج احساس می‌شود كه این آثار را بخوانند؟

◊ اگر آمار بخواهید باید نظرسنجی شود. ولی اگر از همین رفتارهایی كه وجود دارد بخواهید ببینید باید گفت مثلاً نشریه دانشجویی یك فرآیند فرهنگی است و مشخص می‌كند كه در مجموعه كار شده است. یا همین تقاضایی كه برای دیدن مناطق می‌شود (راهیان نور) نشان می‌دهد كه دانشجویان علاقه‌مند به این فرهنگ و ارزشها شده‌اند.
در مورد نكته‌ای كه گفتید چقدر آثار مطالعه می‌ِود، ما در بخش خودمان خلاصه گزارش جلسات نقدی را كه انجام می‌شود، به نواحی ارسال می‌كنیم تا در دانشگاهها روی تابلو نصب شود. این كار به‌طور مستمر انجام می‌شود. ولی اینكه چه‌قدر آنها عنایت كردند و چه تعداد دانشجو استقبال كرده‌اند، هنوز كار آماری نكرده‌ایم.

● مسئله این است كه چقدر به این ضرورت رسیده‌اند كه باید روی آن آثار كار كرد. در مورد خود شما، به نظرتان سه رمان برتر انقلاب كدام است؟

◊ من رمانی را كه به لحاظ جنبه‌های مختلف بیان‌كنندۀ عظمت انقلاب باشد، نمی‌شناسم. ولی آثاری كه در این جهت هست، كارهایی است كه آقای امیرخانی، بایرامی با آقای فردی نوشته‌اند.

● خوب همین كارهایی را كه بالاخره بهترین‌های موجود هستند، چه‌قدر دغدغه داشتید ترویج كنید.

◊ ما برای بهره‌مندی از آثار و كمك به ارتقای سطح نوشتاری آنها نیز معرفی خود نویسنده از همان جلسات نقد استفاده می‌كنیم. و نویسندگان را هم دعوت می‌كنیم. آقای سرشار، فردی، پرویز، امیرخانی، حسن‌بیگی، زنوزی، فتاحی، مجتبی رحماندوست، بایرامی و... هم اثرشان نقد شده است هم خودشان دعوت شده‌اند. در زمینۀ رمان كار زیادی شده است ولی هنوز باید كار كرد تا به وضعیت مطلوب‌تری برسیم. در داستان كوتاه توفیقات شایان توجهی پیدا شده است. من می‌توانم از نویسندگان جدید و جوان كسانی را نام ببریم كه كارهای خیلی خوبی را انجام دادند مثل خانم زینب برخورداری خانم یزدان‌پناه یا آقای جعفری مقدم كه چهره‌های جدید هستند.

● شما این كارها را در سطح سازمان بسیج دانشجویی انجام می‌دهید و خوب است. چقدر این عزم در دفاتر بسیج در دانشگاهها هست. كه آنها هم به شناخت و معرفی هنر و ادبیات انقلاب بپردازند. شما دو هزار پایگاه را در همۀ دانشكده‌های سراسر كشور، تحت پوشش دارید.

◊ نوع ارتباط و تماسهایی كه برقرار می‌شود بیانگر مسائلی است. گنجینه عظیمی كه به عنوان انقلاب، دفاع مقدس، حمایت از نهضت‌های آزادیبخش فلسطین و... داریم تبدیل آن به داستان، خیلی جاها را مشغول خودش كرده است.
چندی قبل چند تماس داشتیم در مورد یك داستان كه آقای جعفری مقدم نوشته‌اند تحت عنوان ویزای بهشت. داستان كوتاهی است دربارۀ شهیدی كه در ترور سلمان رشدی شركت داشته است. به قدری واقع‌انگاری بالا بود كه خواننده‌ها فكر كردند كه چنین حادثه‌ای به وقووع پیوسته است و چنین شخصیتی وجود داشته است. از دانشگاه امام صادق تماس گرفته كه در نشریه‌شان می‌خواهند با خانوادۀ این شهید مصاحبه كنند از حوزه علمیه قم تماس گرفتند كه این شخصیت كجاست نشانیش را بدهید.
درضمن مخاطبان اثر هنری فقط در دانشگاهها نیستند. اگر تیراژ سازمان سرگردان خانم دانشور مثلاً صد هزار تا باشد، كار بچه‌های ما با همین ساز و كاری كه تعریف كردیم بیش از كار خانم دانشور تیراژ خورده. الان ویزای بهشت آقای جعفری مقدم وقتی در كیهان چاپ شود، در جام جم و همشهری و جوان هم چاپ شود در مجموع تیراژ میلیونی خورده است. خیلی از روزنامه‌ها با ما مرتبط هستند؛ هم از جلسات نقد ما استفاده می‌كنند هم از جلسات «پرحادثه» هم داستانهای كوتاه.
صادر جلساتمان از دوستانی كه در واحدهای مختلف تولیدی صدا و سیما هستند دعوت می‌كنیم و تأثیر فرهنگی آن یك بار به شكل گزارش می‌شود. یك بار مستند از آن بیرون می‌آید و...
الان مشكل جامعۀ ما كمبود مراكز تولید اثر است. حتی نقد كردن‌ها بیشتر از تولید اثر است. ما بیشترین توان را گذاشته‌ایم برای تولید اثر. الان دو تا یادواره دانشجویی برگزار شده. به نوعی می‌خواهیم شخصیت درست كنیم از دوستانی كه فرصت این نبوده است كه اسمشان مطرح شود. الان می‌توانم پنجاه اسم جدید را نام ببرم كه قبلاً نبوده‌اند. مخالفین انقلاب از آدم‌های قدكوتاهشان شخصیت‌های بزرگ درست می‌كنند. ما آدمهایی كه ظرفیت شخصیت شدن دارند را مطرح می‌كنیم.

● همان طور كه خودتان ذكر كردید شما روی تولید متمركز هستید. اما سؤال این است كه همین‌هایی را كه الان داریم چه‌قدر معرفی و توزیع كردیم. چرا من اوی آقای امیرخانی فقط چهار نوبت چاپ بشود. چرا كارهای دیگر مدتها می‌ماند. مجموعه شعرهای ارزشمند توزیع نمی‌شود. درحالی‌كه دوهزار دفتر بسیج ظرفیت بالایی برای ترویج و تبلیغ هنرمندان و نویسندگان انقلاب دارند؟

◊ اعداد و ارقام واقعاً نشان‌دهنده كیفیت كار نیست. گاهی اوقات دفتر در حد یك اعلام حضور است گاهی اوقات هم یك دفتر به اندازه یك مؤسسه كار می‌كند. یعنی ظرفیت‌های بسیار فراوان دارند لذا من خیلی موافق نیستم كه كیفیت كار از وجود قابلیت این دفاتر می‌پرسم. كه با تعداد دفاتر بخواهیم بسنجیم.

● در مورد كیفیت كار صحبت نمی‌كنم. چه میزان از قابلیت این دفاتر در این راستا به كار گرفته می‌شود.

◊ این مشكل كه پیام برسد به استفاده‌كنندۀ اصلی، خیلی نكتۀ مهمی است. من در برخی موارد دیدم خوب جواب می‌دهد رد برخی موارد به علل مختلف در نیمه راه متوقف می‌شود و نمی‌رسد. ما برای اینكه این اتفاق بیفتد باید چند جنبه‌ای عمل كنیم. طبق همین شیوه‌ای كه عرض كردم. وقتی اثر در قالب كتاب چاپ می‌شود می‌دانیم كه سیستم توزیع كارآمد نیست. و كتابخوانی هم ؟؟؟ جامعه ما وضعیت خاص خود را دارد. پس از چه شیوه‌ای استفاده كنیم؟ از صفحۀ ادب و هنر روزنامه‌ها استفاده می‌كنیم؛ از شبكه و سایتهای اینترنتی استفاده می‌كنیم؛ از همین نشریات دانشجویی كه حداقل در دانشگاه خودش مطالعه می‌شود استفاده می‌كنیم؛ در عرض همه اینها از صداوسیما فكر می كنم به این شیوه ما بتوانیم به قاعده هرم جمعیتی وارد بشویم.

● هم‌اكنون در نشریات دانشجویی بسیج چه میزان از زبان هنر استفاده می‌شود و داشته‌های هنر انقلاب ارائه می‌شود؟

◊ زبان هنر كه با عاطفۀ انسان به نوعی سر و كار دارد و از سطح عاطفه نفوذ می‌كند و در باورم جای می‌گیرد واقعاً زبان مؤثری است. سرمایه‌گذاری عظیمی كه آمریكا بیش از تسلیحات نظامی روی هالیوود اجام می‌دهد برای این است كه زبان، زبانِ نافذی است.
از آنجا كه گرایش عمومی دانشگاههای ما در نشریات دانشجویی به مقاله‌نویسی است استفاده از زبان هنر كم است. و با آن آشنا نیستند. البته روند آن رو به افزایش است. یعنی هنر وارد جای خودش را بتدریج باز می‌كند. آن نكته‌ای هم كه در مورد كتابهای شعر و غیره گفتید، ما در تحلیل حتماً باید دقت كنیم. استقبال جامعه از شعر داستان، از فیلم بالاست. وقتی شعری تولید می‌شود این بخش اندكش در قالب كتاب است. بخش گسترده‌ترش رسانۀ ملی است. رسانه ملی مخاطب فوق تصوری دارد. لذا اگر از زاویه چاپ نگاه كنیم، احساس می‌كنیم جامعه بی‌اعتناست ولی اگر از زاویۀ رسانه ملی نگاه كنیم، اصلاً این‌طور نیست.

● البته بحث ما منحصر به عملكرد بسیج دانشجویی است. با توجه به تأثیر هنر كه ذكر هم كردید هم‌اكنون دانشجوی بسیجی به عنوان عنصری كه می‌خواهد تأثیرگذاری فرهنگی داشته باشد چه‌قدر با هنرمندان و نویسندگان انقلاب آشناست. و چقدر مسئولین بسیج عزم دارند كه این آگاهی را ایجاد كنند.

◊ اول باید دید نسبت به تهاجم فرهنگی و هنری، وضعیت موجود ما چقدر جوابگو است؟ آنچه كه در بیرون وجود دارد اصلاً‌قابل قیاس نیست. از سال 70 كه مقام معظم رهبری تهاجم فرهنگی را مطرح كردند به بیان خود ایشان در جلسه‌ای كه خدمتشان بودیم با جمع نویسندگان، بحث تهاجم فرهگنی را سنگ‌باران كردند یعنی نه‌تنها این هشدار را قبول نكردند، بلكه مقابله كردند كه تهاجم فرهنگی یعنی چه؟ حالا سال 70 كجا حالهای 80 كجا. كه عوارض آن خودش را نشان می‌دهد. یعنی تأخیر فهم عظمت حادثه مطرح است.
شما نگاه كنید كه این مقول هدر صدا و سیما چه‌قدر جای خودش را باز كرده. با تمام تلاشهایی كه انجام شده است هنوز بخش عمدۀ فیلم‌ها و سریالها هالیوودی است. در ارشاد ما كه خیلی فاصله دارد. خود حوزه هنری با دوره‌های مدیریتی كه داشت چه‌قدر این مقوله فهم شده است؟ تازه اینها جاهایی هستند كه مستقیم موظف‌اند كه به مسائل فرهنگی و هنری بپردازند.
اما كاركرد اول بسیج، نظامی بوده. در دوران دفاع مقدس با همان ویژگی‌ها. بعد از قطعنامه به نوعی می‌خواهد كار نظامی را با كار فرهنگی تلفیق كند. من هم معتقدم كه بسیج هنوز آرایش لازم فرهنگی را نگرفته است. كل بسیج و نیروی مقاومت و پایگاههای مختلف را ببینید هنوز شیوه‌هی مستعمل، عناوین فعالیت بسیج را تشكیل می‌دهد و به تولید هنری عنایتی نشده است. حتی در دانشگاهها هم به این مقوله توجه لازم كه بتواند جلوی آن تهاجم را بگیرد نشده است.
ببینید چه مقدار كلیپ در این دو هزار دفتر تولید شده است. چه مقدار انیمیشن تولیدشده، چه تعداد تئاتری تولید شده كه بتوان گفت دارای استعدادهای لازم برای عرضه است. خیلی در این زمینه‌ها تأخیر داریم. یعنی حساسیت‌هایی كه مقام معظم رهبری در زمینۀ هنر دارند و خودشان می‌شناسند و مطالعه می‌كنند چه‌قدر به ساختار نهادهای فرهنگی منتقل شده است؟ حتی در یك جلسه ایشان گفتند بیش از هزار رمان خوانده‌اند (التبه این صحبت مربوط به 5ـ6 سال قبل است) و تمام مجلات سینمایی داخل را می‌خوانند و افراد را به اسم می‌شناسند. این توجه فرهنگی چه‌قدر به نیروی مقاومت چه‌قدر به مجموعه سازمان بسیج دانشجویی منتقل شده است؟

● علتش چیست؟

◊ علت‌های مختلفی دارد. در سطح رسانه ملی باید بحث تهاجم فرهنگی باز شود. شاخه‌ها و عوارض آن شناخته شود. وقتی این مطرح شود، تكلیف دانشگاهها هم مشخص می‌شود. اگر دانشگاهها می‌خواهند مرد بدهند تا در این مهلكه، مجموعه جامعه و نظام قرار نگیرد، باید واحدهای درسی در این قضیه تعریف كنند. باید این در آموزش و پرورش و آموزش عالی تعریف شود. وقتی دانش‌آموز به دورۀ راهنمایی می‌رسد بتواند داستان كوتاه بنویسد، سفرنامه یا یادداشت روزانه بنویسد. چرا نباید یادداشت روزانه عمل هر روزۀ ما بشود؟
شما مجموعه دفاع مقدس را جمع كنید چقدر یادداشت مستقیم از خود رزمنده دارید؟ خیلی كم. چه‌قدر خاطره‌نویسی در صحنه عمل دارید؟ خیلی كم. لذا شما چه‌قدر می‌توانید از دل این یادداشت‌ها داستان بیرون بیاورید. فیلمنامه بنویسد؟ یعنی دستتان خالی است. حالا صدا و سیما برنامه می‌خواهد. با چه تولید كند؟ زمان شبكه خالی می‌ماند آنتن باید پر شود. آن وقت با برنامه‌های مغایر با ارزشها پر می‌شود.

● همانطور كه گفتید این حساسیت‌ها به وجود نیامده یا اگر آمده اندك است. به هرحال با این گستردگی كه بسجی دارد چه در بعد نیروی مقاومت چه در بعد دانش‌آموزی و چه در بعد دانشجویی این یك غفلت عام می‌شود. چگونه باید این حساسیت‌ها را ایجاد كرد.

◊ ما چه‌طور گرسنگی را احساس می‌كنیم و تشنگی را باور می‌كنیم و اقدام می‌كنیم، وقتی كه اثر وضعی آن را در وجودمان احساس كردیم. ما در سطح جامعه باید این عطش را ببینیم. بفهمیم كه نبودش چه نقصی را در جامعه ایجاد می‌كند.
جامعه‌ای كه درواقع می‌خواهیم به آن برسیم چه جامعه‌ای است؟ وضعیت موجود چیست؟ شما پیام رهبری به مجلس هفتم را نگاه كنید. كاستی‌هایی كه وجود دارد و ایشان احساس می‌كند واقعی واقعی است. آیا واقعاً آرمان ما اجازه می‌دهد در یك جامعه‌ای خروجی دانشگاه معطل باقی بماند. واقعاً این فاصله طبقاتی كه بین دریافتی یك نماینده مجلس، یك وزیر، یك مشاوره وزیر با یك كارمند عادی وجود دارد با كجای آرامان ما تطابق دارد. این بی‌عدالتی كه شكل گرفته با آرمانهای ما در تضاد است.
این از كجا برمی‌خیزد، از ذهنیت‌هاست. ذهنیت‌ها را چه می‌سازد؟ بخشی از آن آگاهی‌های عقیدتی و یافته‌های اخلاقی است. و بعضی از اینها الگوهای رفتاری است كه از طریق هنر منتقل می‌شود. اگر الگوهای سرمایه‌داری یا ماركسیستی یا الگوهای مختلف بیاید و در قاب شعر و داستان و موسیقی و فیلم و... مدل‌های رفتاری را به جامعه القا كند بعد هم انتظار داشته باشیم به آرمانها برسیم، امكان ندارد.
شما به الفاظ رهبری دقت كنید. ایشان به تهاجم فرهنگی می‌گویند شبیخون فرهنگی، غارت و قتل‌عام فرهنگی هم می‌گویند. این الفاظ، الفاظ حادی است. اینها مال سال 71 و 70 است. آن زمان ایشان این میدان را اینقدر حساس می‌دیدند. ما واقعاً به وجه نظامی جنگ نسبت به وجه فرهنگی آن هم بیشتر توجه كردیم. شما آرایش الان سپاه را ببینید. نسبت به میدان رزم، میدان رزم فرهنگی چه‌قدر در ساختارهای سپاه تعریف شده است. به رغمی كه می‌دانیم سپاه پاسدار انقلاب اسلامی است یعنی فقط نظامی نیست، این آرایش شكل نگرفته است. ما چند تا پادگان فرهنگ داریم. الان سینمای دفاع مقدس كه متصل به سپاه است تولیدش را بگوید. در جلساتی من به دوستانی كه دست‌اندركار این قضایا هستند گفتم سپاه به عنوان خط مقدم كه سازمانده بسیج است و آن‌همه ارزشها را خلق كرده است، نمود آن هم ارزشها در ادبیات كو، در رما كو؟ یعنی كه شما كه مدیریت آن حماسه ر اكردید. ماندگاری این حماسه به چیست؟ به این است كه تبدیل به نثر شود. تبدیل به تصویر شود. این مجموعه كجا این ساز و كارها را پیش‌بینی كرده است. اگر آوینی هم كاری كرد، ربطی به سپاه نداشت. سپاه بگوید چه كار كرده است. تولید هنری‌تان كجاست؟ معتقدم هنوز ساز و كار تعریف شدۀ مشخصی وجود ندارد.
این‌كه ما تعداد نشریات را اضافه كرده‌ایم، تعداد نشریات را اضافه كردن با توزیع محدود، كار فرهنگی نیست. تولید فكر كجاست؟ یعنی اگر نشریه داریم، اگر كار هنری می‌كنیم، نوآوری، تصمیم‌سازی، اندیشه‌سازی در نشریه كجاست؟ به نظر من كارهایی انجام شده ولی فاصله بسیار زیاد با آرمان‌ها دارد. لذا مدیریت رفتاری جامعه را كسانی دیگر به عهده می‌گیرند و چوبش را ما كه داعیۀ انقلاب اسلامی داریم می‌خوریم.
در مثالی دیگر اگر فراتر نگاه كنیم، قوه قضائیه می‌خواهد كه جامعه در قالب هنجارها حركت كند و ابزارش قوانین است، عامل اجرایی آن هم نیروی انتظامی من نامه‌ای نوشتم به آیت‌ا... شاهرودی و گفتم اگر همین كاری را كه زندان با مجرمین می‌كند، یعنی می‌خواهد مجرم را از ناهنجارها به سمت هنجارها بكشاند، اگر مطالعۀ یك داستان این تأثیر را در فرد بگذارد چه‌قدر زیباست. یعنی بدون اینكه یك سیر طولانی و خشن را به كار ببریم، از این روش بهره بگیریم. از آیت‌ا... شاهرودی سؤال كردم كه در كنار همۀ قوانین و ابزا

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه