پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


رحيم مخدومي

ديگر مطالب اين نويسنده :

  • اعتراضی علیه انحراف جامعه هنری

  • جشنوراه دوازدهم سکوی پرش به قله ادبیات

  • مطلب بعدي >   1632 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 22 : بیداری اسلامی اقتصاد مقاومتی

    رویش‌های جدید هنر وادبیات انقلاب


    جشنواره عمار
     بالاتر از جشنواره فجر

    آخرين رويداد فرهنگی امسال و در در عين حال دردناك‌ترين رويدادي كه بعد از 32 سال رخ داد جشنواره فيلم فجر بود! اين‌كه ما از اين جشنواره نام مي‌بريم، صرف خود جشنواره نيست. اين جشنواره شايد ويترين 32 سال كار فرهنگي در موضوع فيلم است. يعني شناسنامه فيلم انقلاب بعد از 32 سال دارد در اين جشنواره به معرض نمايش گذاشته مي‌شود. خيلي‌ها مي‌روند زير سؤال. متوليان فرهنگي در اين 32 سال چه كردند كه خانه سينما اين‌گونه شكل گرفت؟ هم سمند را گرفتند، هم تنديس را و هم هو كردند. خون دل اين مملكت و نظام تبديل شود به سكه و سمند و سيمرغ و بعد ملت تقديم كند به هنرمندان بي‌بصيرت و عقب‌مانده خودشان و اين‌ها هم به جاي تقدير و تشكر تمام ارزش‌هاي يك ملت را هو كنند. اين خيلي دردناك است.
    در طول 32 سال چند تا سينماگر تربيت كرديد و تحويل جامعه داديد؟ چند تا نويسنده پرورش داديد؟ اصلاً پايگاه پرورش هنر متعهد كجاست؟ صدا و سيماست؟ حوزه هنري است؟ خروجي‌اش چيست؟ بشماريد. گاهي اوقات شايد نشانه‌هاي غلط هم بدهند. مثلاً بگويند آقاي x و y كه نويسنده يا فيلم‌ساز متعهدي است و فلان جا كار مي‌كند مسئول است. اين اشتباه است چون غالباً بروبچه‌ها با انگيزه‌ها و دغدغه‌ها و جوشش خودشان بلند شدند و كاري كردند و الآن دارند محصول ارائه مي‌دهند. هيچ وقت اتفاق نيفتاده كه بيايند شناسايي كنند استعدادها را و بستري فراهم كنند و بگويند كه ما آينده‌تان را درخشان مي‌بينيم. خيلي جاها با انگشت هم نشان داده شده كه اين‌جاها زمينه هست. استعداد است. مي‌شود روي اين موضوع يا روي اين آدم كار كرد. نتيجه اين مي‌شود كه بعد از 32 سال ما با خون دل شاهد جشنواره‌اي باشيم كه شرم‌آور است. نمي‌توانيم سرمان را بلند بكنيم.
    در كنار اين رویداد دردناک يك اتفاق‌هاي فرهنگي قشنگ هم افتاد. اتفاق‌هاي كوچك خودجوش مردمي با انگيزه و اراده مثل جشنواره فيلم «عمار». به مراتب اعتبار و ارزش جشنواره كوچك و مردمي فیلم «عمار» براي بنده از جشنواره بزرگ و بين‌المللي فیلم فجر بالاتر است. اتفاقاً دل ملت هم اينجاست. اگر قرار باشد كه يكي از اين‌ها براي انقلاب كاري بكند قطعاً جشنواره «عمار» خواهد بود نه جشنواره فجر. اگر قرار باشد كه حرف دل توده مردم را بزند جشنواره «عمار» خواهد زد. نه كساني كه از سر سيري و بي دردي با پول‌هاي كلاني كه از بيت‌المال مي‌گيرند، دهن كجي مي‌كنند به ارزش‌هاي اين انقلاب و ملت.

    فتنه و رویش‌های جدید هنر و ادبیات

    ادبيات پايداري ما امسال به خاطر مسائل روز سوق پيدا كرد به سمت ادبيات فتنه. هرچند در وادي دفاع مقدس هم‌چنان كار خودمان را ادامه داديم. در حوزه دفاع مقدسی تحقيق و مصاحبه‌هايي دارم انجام مي‌دهم. از جمله كتاب سردار شهيد «محمدعلي ملك» كه در سال 89 كارهايش را پيش بردم و دارم آماده چاپش مي‌كنم. كتاب سردار شهيد «ورمغاني» مجموعه داستاني است كه سال‌هاي قبل نوشته بودم انشاءا... امسال از زير چاپ بيرون مي‌آيد. فعاليت‌هاي ديگري هم در ادبيات دفاع مقدس داشتيم.
    در عين حال كار مهم و اولويت‌داري كه امسال پيشي گرفت بر فعاليت‌هاي ديگر ادبيات دفاع مقدس «ادبيات فتنه» بود. جشنواره داستان و خاطرات فتنه را راه‌اندازي كرديم. يكي از اهداف آن اين بود كه به اين مدعياني كه قشر هنرمند را قشر فرهيخته مي‌دانند و علماي جامعه را هم مي‌خواستند به دروغ با خودشان متفق كنند. اثبات كنيم كه اين‌طور نيست. «هنرمند دردمند» هنرمندي است كه آلوده ارتزاق‌هاي بي در و پيكر و غرق در زندگي اشرافي نشده باشد. اين‌ هنرمندان درد ملت را مي‌فهمند و براي ملت مي‌نويسند. با توجه به اين‌كه يك مؤسسه كوچك بوديم؛ جايگاهي نداشتيم. نه رسانه‌اي داشتيم كه اعلام موجوديت بكنيم و نه در پايتخت بوديم. اين جشنواره را كه راه‌اندازي كرديم حاصل‌اش دو جلد مجموعه داستان شد از جاهاي مختلف كشور. داستان‌هاي خيلي خوبي را نويسندگان ارزشمند و متعهد نوشتند و براي ما فرستادند با موضوع فتنه. به قدري تشويق شديم كه جشنواره خاطرات فتنه را هم راه‌اندازي كرديم. همين حالا يك كتاب «خاطرات فتنه» را هم آماده چاپ مي‌كنيم و در صدد هستيم كه در نمايشگاه بين‌المللي كتاب، پايگاه ثبت ادبي «فتنه» داير كنيم. خاطرات فتنه و داستان‌هاي فتنه را در جشنواره به طور حضوري جمع‌آوري كنيم. حتي براي دريافت خاطرات شفاهي هم فيلم‌هايي را آماده كنيم كه با مصاحبه، خاطرات شفاهي را جمع‌آوري كنند تا صداي مردم و هنرمندها به جامعه انعكاس پيدا بكند و به اين ادعاهاي دروغين كه مي‌خواهند منتسب بكنند اهل هنر را به فتنه‌گرها يا به حاميان سران فتنه پاسخي داده شود.

    هنرمند متعهد
    پيش مرگ مردم خودش است

    هميشه خط و خطوط را حضرت آقا نشان مي‌دهند. كار هميشگي اين بزرگوار است. به ويژه در سال 88 هم سر نخ‌ها را نشان دادند. منتها خواص جامعه و هنرمندان و نويسنده‌ها و شعرا و فيلم‌سازها كمتر احساس كردند. اما در سال 89 كه به عينه خيلي از مسائل را ديدند، متوجه شدند كه سر نخ را از چه كسي بايد بگيرند. دغدغه واقعي انقلاب همان دغدغه واقعي ملت است و هنرمند جماعت در قبال ملت خودش مسئوليت دارد. نبايد خودش را مبرا كند از اين دغدغه‌ها و حاشيه امن براي خودش انتخاب كند. هنرمند مردمي با مردم و دردهاي مردم زندگي مي‌كند. هميشه هم چندگام جلوتر از مردم بايد باشد. مفهوم واقعي هنرمند متعهد اين است كه بايد پيش مرگ مردم جامعه خودش باشد. پيشتاز و سپر بلا باشد. جلوتر ببيند و هنر خودش را براي روشن‌گري و هدايت مردم هزينه كند. سال90 سال آزمون است براي هنرمندان و فيلم‌سازان. بايد نقش و رسالت خودشان را ايفا كنند. نويسنده‌ها و شعرا هم بايد نشان دهند با مردم هستند و حالا كه نان اين مردم را خوردند قدر نمك را هم مي‌دانند.

    هر کس یک تکلیف!

    در خاورميانه اتفاقات خوشايندي در حال وقوع است. در روزي كه مستكبرين در نهايت غرور و تكبر نشسته بودند تا سقوط جمهوري اسلامي را تماشا كنند، ورق چنان برگشت كه همه چيز برعكس شد. وفاداري مردم با تدبير زيباي رهبري رفته رفته به نظام ولايت فقيه روز به روز افزايش پيدا كرد. عكس اين قضيه در كشورهاي خاورميانه اتفاق افتاد. مردم اين كشورها نسبت به سران ظالم رويگرداندند. در داخل كشور هم بايد اتفاقات خوشايندي بيافتد. خواص جامعه اگر واقعاً اهل بصيرت باشند بايد اين پيام را بشنوند و در قبالش واكنش مثبتي نشان بدهند.
    بعضي‌ها بايد بسترسازي بكنند، بعضي بايد در وسط ميدان باشند، مثل زمان جنگ. هر كس در جاي خودش بايد درست و خوب عمل كند. خاطره‌اي آقاي قرائتي نقل مي‌كرد كه پدر مرحوم كوثري روضه خوان حضرت امام(ره)؛ خيلي پير و ضعيف بود. شايد چشمش هم نمي‌ديد. مي‌خواست در دفاع مقدس نقشي ايفا بكند. يك انسان مريض و ناتوان آن هم هزار كيلومتر دور از خط مقدم چه كار مي‌تواند بكند تا بيهوده نباشد؟ می‌گوید به خاطر بیماری شب‌ها تا صبح خوابش نمي‌برد. كارش اين بوده که شب تا صبح رادیو گوش می‌کرده است. آزاده‌هاي ما از آن‌جا پيام مي‌فرستادند كه من فلاني هستم، از فلان جا و هر كس صداي من را مي‌شنود پيغام سلامتي من را به خانواده‌ام برساند. ايشان فردایش به عنوان پيغام‌رسان شروع می‌کرده است به اطلاع رسانی به تك تك خانواده‌های آنها. به هر طريق ممكن اطلاع مي‌داده به خانواده‌ها كه من صداي فلاني را شنيدم. خب ببينيد اگر هر كس به عنوان وظيفه نگاه كند نه رفع تكليف؛ خيلي اتفاق‌ها مي‌افتد. بعضي‌ها وظيفه دارند كه پشتيباني كنند، بعضي‌ها بسترسازي كنند. بعضي‌ها روحيه بدهند، بعضي‌ها ايجاد انگيزه كنند. بعضي‌ها روشنگري كنند و بعضي‌ها محصول ارائه بدهند. هر كس نقش خاصي در اين زمينه دارد و اگر به فكر اين باشد كه نقش خاص خودش را ايفا كند، قطعاً اين بار بر زمين مانده به سر منزل مقصود مي‌رسد.

    به سوی اتحاد جماهير اسلامي

    ما داريم صداي حضرت امام را مي‌شنويم. نهضتي كه حضرت امام در سال 57 پرچم‌اش را به اهتزاز در آورد، اين قدر رفيع بود كه همان موقع صدور انقلاب را نويد داد و با صبر و تأمل و تحمل پيش‌گويي كرد. آن هم در زماني كه بعضي‌ها حتي اميد پايداري انقلاب را براي يك هفته هم نداشتند. نه ارتشي داشتيم، نه از لحاظ علمي قوي بوديم، نه از لحاظ اقتصادي. اين قدر ضعيف بوديم كه آمريكا به خودش اجازه مي‌داد هواپيماي نظامي بفرستد و با كودتا نظام را سرنگون كند. در چنين فضايي امام نويد انقلاب جهاني را مي‌دهد. ما را به ياد مقطعي از تاريخ اسلامي مي‌اندازد كه مدينه در محاصره احزاب بود و لشكر كوچك اسلام آن قدر ضعيف بودند كه كانال مي‌كندند تا دشمن نتواند به شهرشان دسترسي پيدا كند. كلنگ به سنگي مي‌خورد و جرقه‌اي زده مي‌شود. پيامبر مكرم اسلام(ص) مي‌گويد من در اين جرقه فتح ايران و شكست روم را ديدم. هيچ كس باور نمي‌كرد. قطعاً اگر رهبر الهي به خداوند متصل باشد، آينده مثل روز روشن‌ مي‌شود. امروز ما داريم پرچم حضرت امام(ره) را در خاورميانه مي‌بينيم. زمزمه‌هاي اتحاد جماهير اسلامي را مي‌شنويم.
    موضوعي كه سران استكباري را بارها و بارها وادار به نشست‌هاي فوري و سفرهاي اضطراري مي‌كند، قطعاً موضوع مهمی است. هرچند سعي مي‌كنند با سانسورهاي خبري اجازه ندهند بزرگي اين قضيه به گوش ملت‌ها برسد. اما گوشه‌هايي از اخبار كه مي‌رسد، بزرگي اين قضيه را نشان مي‌دهد. موضوعي نيست كه بشود مخفي يا خفه‌اش كرد. اگر از فتنه به عنوان جدي‌ترين و بزرگترين حادثه داخلي نام مي‌برم از بيداري ملت‌ها و نهضت‌هاي اسلامي به عنوان بزرگ‌ترين وقايع جهاني بايد نام برد. 

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه