پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1092 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : نقد درون گفتماني

فقدان ارتباط نهادینه میان صدر و ذیل دولت نهم

یکی از دوستان خاطراتش را از روی کار آمدن دولت نهم چنین تعریف می کرد :    
 چند روز مانده به مرحلة اول نهمین انتخابات ریاست جمهوری با چند نفر از نزدیکان به ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد در اصفهان سرزدیم . همه چیز به هم ریخته بود . شخصی را به عنوان مدیر حاضر در ستاد معرفی کردند . طلبه ای بود جوان و با انگیزه و بی تجربه . عده ای دانشجوی کارشناسی و دکتری درخواست پوستر و سریش داشتند تا در امر تبلیغات به سهم خود  کمک کنند و پاسخ مدیر ستاد کمبود پوستر بود و البته از آن مهمتر نداشتن سریش برای چسباندن همان تعداد محدود . گوشه گوشة ستاد مملو از دانشجویان و طلبه های علاقمند و با انگیزه و فرهیخته بود که در چمبرة کم تجربگی مدیران ستاد گرفتار شده بودند .   به طلبة فاضلی که احتمالا نزدیکی های درس خارج بود ، رایت سی دی سپرده شده بود . از دیگران نیز هر کسی به نحوی خودش را مشغول کرده بود . به راستی با چنین مدیریتی که در تهران هم وضعیت بهتری نداشت ، می شد برای مملکت رئیس جمهور تعیین کرد ؟  با این که از قبل سفارش ما را به ستاد کرده بودند ، دست از پا درازتر به سوی خانه راهی شدیم .هنوز به ماشین نرسیده بودیم که جوانی شیک پوش و حزب اللهی به ما نزدیک شد . گویی شاهد مشاجرات ما با مدیر ستاد بود . پیش آمد و گفت : من تعدادی برگه کاهی تهیه کرده ام  اگر شما هم از دست خط خوشی بهره مند باشید و شعارهای مناسبی روی آنها بنویسید ، توزیع آنها را  من به عهده   می گیرم . از خدا خواسته سعی کردیم هر آنچه از نیکی های آرمان های انقلاب میدانیم و بعضی هایش را هم در آقای احمدی نژاد متجلی می دیدیم ، روی برگه ها بیاوریم . فردای آن روز طبق قرار ، جوان خوش پوش و حزب اللهی ، که بعدها فهمیدیم طلبة فاضلی بوده است ، با یک دستگاه پراید آمد و پوسترهای دست نویس را برای توزیع و نصب تحویل گرفت . واقعا حالا می شد این سؤال را دوباره مورد تامل قرار داد . آیا با چنین انگیزه و شور و شعوری نمی شد برای مملکت رئیس جمهور تعیین کرد ؟ حتما می شد و" شد ".

  بیشتر از چند ساعت از اعلام نتایج قطعی انتخابات نمی گذشت . همة بچه ها به هیجان آمده بودند . آنها با پشتکار و استمداد از خدای متعال ، حرکت بزرگی را در تاریخ انقلاب رقم زده بودند . به کمک خدا مردی رئیس جمهور شده بود که موفقیت خود را در انتخابات مدیون هیچ گروه و حزب و تشکلی نبود . مؤثرترین اسباب مادی در این موفقیت همین همدستی و همیاری جوانان دانشجو و طلبه ای بود که با نگاهی آرمان خواهانه او را یاری کرده بودند چرا که او را به آن آرمان ها نزدیک یافته بودند . پس حق داشتند که دولت را از خودشان بدانند . دوباره جمع شده بودند تا چنان که او را در رئیس جمهور شدن یاری کرده بودند ، در رئیس جمهوری کردن نیز یاری کنند . هر کسی با توجه به شناختی که از اوضاع شهر ، روستا و یا دانشگاه خود داشت ، طرحی آماده کرده و منتظر فرصتی بود تا دین خود را نسبت به این دولت و انقلاب ادا کند . به عنوان مثال دوستی طرحی آماده کرده بود برای تقویت مساجد در تمام کشور و به کارگیری اهالی مساجد در حفظ امنیت مناطق و برنامه ریزی فرهنگی و رفع و حل اختلافات قضائی . دیگری طرحی داشت برای سازمان دهی و تعلیم و تربیت نیروهای فکری . طرحی که در تخمین های اولیه ، طی پنج یا شش سال می توانست نسل نویی از صاحب نظران دانشگاهی را حداقل در چهار یا پنج رشتة تاثیرگذار ، تحویل جبهة انقلاب اسلامی دهد . دیگری دنبال راه اندازی روزنامه ای برای تبیین و ترویج ارزش های انقلاب اسلامی در بعد رسانه ای بود و دیگری ...
     چندی گذشت . آقای احمدی نژاد پایبند به آنچه در تبلیغات انتخاباتی اعلام کرده بود ، همچنان شعار می داد و اقدام می کرد . در چند جلسه هم قشر فوق الذکر را به یاری دولت فراخوانده بود . ولی به راستی این طرح ها چگونه باید در دولت کریمة نهم مورد بررسی و حمایت قرار می گرفت ؟ آنچه غیر قابل تردید است این که دولت نهم تا آنجا که ما به خاطر داریم ، از قابل دسترس ترین دولت های انقلاب اسلامی است . اما آیا واقعا  می توان واقع نگر بود و  با رساندن یک طرح مکتوب   به دست شخص رئیس جمهور  در میان سیل جمعیت  به  اجرایی شدن آن امید داشت  ؟ به فرض آن که چنین طرح هایی به دست رئیس جمهور می رسید . ایشان هم در آن مجال به اهمیت آن پی می برد و دستور قاطعی در حمایت از آن صادر می نمود .  ثم ماذا؟  آیا همه مسوولین ذیربط به اهمیت و اولویت چنین نظراتی متفطن می شدند؟!
  برای انتقال بهتر مطلب به خوانندة محترم ،ذیلا سعی خواهم کرد نمونه های موفقی از مساعدت انقلاب توسط مردم را مورد تاکید قرار دهم .  پس از پیروزی انقلاب ، میلیون ها علاقمند و ارادتمند به آرمان های انقلاب در سراسر ایران به پا خواسته بودند و تنها چیزی که از انقلاب می خواستند این بود که فرصتی به آنها بدهد تا دینشان را نسبت به اسلام و ارزش ها و آرمان های آن ادا نمایند و انقلاب هم به مرور این فرصت را به انقلابی ها داد . با تشکیل کمیته ، بسیاری از انقلابیون برای ایجاد امنیت در کشور فرصت یافتند . تشکیل جهاد سازندگی ، زمینه را برای خدمت رسانی حامیان مستضعفین به ولی نعمتان خود فراهم نمود . با تشکیل سپاه پاسداران ، بسیاری از آنها که آرمان های خود را در مبارزه با مستکبرین می دیدند ، بستر محقق شدن آرمان های خود را آماده دیدند  و با تشکیل بسیج کسانی که از ارزش های متعالی برخوردار بودند ، به صحنه آمدند . بدین ترتیب هر فرد انقلابی بدون آن که لزوما خدمت حضرت امام ( قدّس سرّه ) و یا حتی یاران ایشان برسد ، می توانست در راستای کمک به پیشبرد انقلاب اسلامی گام های بلندی بردارد و طرح های خود را در صحنه های مختلف به اجرا بگذارد .
 نکتة قابل تامل آن است که قطعا  بخش عظیمی از نیروهای آموزش و پرورش و وزارت نفت و ارتش و وزارت خانه های دیگر هم انقلابی بودند ، اما آن چه می توانست انقلابیون را در پیگیری اهداف و آرمان های خود یاری کند ، سازمانهای جدید بود . چرا که نیروهای انقلابی در ساختارهای شکل گرفته وزارت خانه های پیش از انقلاب تحلیل می رفتند و منفعل می شدند . به عنوان مثال تصور کنید محمد ابراهیم همت – بیست و اندی ساله – در ارتش چه می توانست بکند ؟
 البته حق با شماست . زمانه عوض شده است . سوم تیر کجا و بیست و دوم بهمن کجا ؟نگارنده  نمی خواهد مدعی شود که آقای احمدی نژاد باید سازمانهای مشابهی   را تشکیل می داد ولی مدعی است    باید  ساز و کاری فراهم می شد که دانشجو و طلبه و کارگر و کارمند بدانند اگر انگیزة مساعدت این دولت را دارند ، چه باید بکنند . متاسفانه پس از تلاشهای چندباره برای رساندن پیشنهادات و انتقادات و طرحها   به دست رئیس جمهور و بی حاصل ماندن آنها ، نهایتا با هم تمرین می کنیم که چگونه انگشت در دهان به روی صحنة نمایشی نگاه کنیم که آقای احمدی نژاد ستارة آن نمایش است . در دل آرزوی توفیق او را داشته باشیم و هر روز منتظر باشیم که چه وقت ید بیضای او مشکل فرهنگ و اقتصاد و سیاست را از پیش روی انقلاب اسلامی بر می دارد . به واقع آن چه باید از آقای احمدی نژاد خواست بکارگیری و اشتغال نیروهای خوش فکر و حزب اللهی در ادارات و سازمان های فعلی نیست- که متاسفانه در انتخاب این افراد به وفور اشتباه روی  داده ودر موارد بسیاری هم که  چنین اشتباهی پیش نیامده ، نیروها پس از ورود به این سازمانها تحلیل می روند و در ساختارهای بروکراتیک گم می شوند- بلکه باید مطالبه کنیم که آقای احمدی نژاد ارتباطی نهادینه میان بدنة مردم با تصمیم گیرندگان ایجاد کند . ارتباطی  که اکنون حاصل نیست . شنیدن آراء و نظرات مردم در سفرهای استانی ، به واقع غنیمت است  اما چند نفر در آن ازدحام  می توانند نکات خود را به آقای احمدی   نژاد منتقل کنند ؟
 واقعا فکر می کنم  اگر مردم چنان که در تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد دستشان باز بود، به نحوی که طراح خودشان بودند مجری هم خودشان بودند  در پیشبرد فرهنگ و اقتصاد و سیاست هم دستشان باز باشد و پشتیبانی شوند  و به جای آن که انگشت در دهان به پردة نمایش بنگرند ، خود آستین بالا بزنند ، بسیاری از مشکلات حلّ می شود . البته این اشکال صرفا به مردم بر نمی گردد. این ساز و کار باید از سوی آقای احمدی نژاد تعیین شود و اما متاسفانه آقای احمدی نژاد بهترین جلسات را با دانشجویان و اقتصاددانان و کارگران برگزار می کند ولی ارتباط ، ارتباطی تصادفی و محدود به یک جلسة چند ساعته است . در حالی که آنچه لزوم آن احساس می شود ، ارتباطی نهادینه با همة حامیان انقلاب است.
 شاید هدف "مشاوران جوان" آقای احمدی نژاد، پرکردن همین خلا بود . چیزی که محقق نشد و در بهترین حالت به ورود تعدادی نیروی جوان خوش فکر به وزارت خانه ها منجر شد. اگر به دنبال ارائة راه حل باشیم ، به نظر می رسد سازمان ملّی جوانان در وضعیت موجود ، برای پرکردن این خلا در کوتاه مدت از بهترین جایگاه برخوردار است . چیزی که نه تنها محقق نشده ، بلکه به شهادت کسانی که فعالیت این سازمان را در زمان دولت اصلاحات رصد کرده اند ، بسیار ضعیف تر و بی انگیزه تر از آن زمان پیگیری شده است. سازمان ملی جوانان با آزاد ساختن پتانسیل موجود در جوانان حزب اللهی علاقمند به امور فرهنگی و جهادی می تواند جامعه را به تحرّک وا دارد . چیزی که در این سه سال کمتر دیده ایم. در یک کلام ، سازمان ملّی جوانان باید در دست نیروهای جهادی باشد . کسانی که مثل خود آقای احمدی نژاد در فضای بین المللی درگیر با مستکبرین اند و در فضای داخلی دغدغه مند واقعی نسبت به مستضعفین و پابرهنگان .
 در پایان تذکر این نکته ضروری است که در  این مرحله از حیات انقلاب اسلامی لازم است هر یک از ما با نگاهی ژرف تر به پیرامون خود بنگرد تا راهی بیابد که بتواند آن را جایگزین انگشت بر دهان نهادن و خیره شدن به صحنة نمایش کند. ان شاء الله که رئیس جمهور انقلابی مان نیز راهکاری انقلابی برای ارتباط نهادینه میان صدر و ذیل حامیان انقلاب ایجاد نماید.  

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه