پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1108 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : نقد درون گفتماني

دشواريهاي نقد دولت

نقد يك حق است ،‌ حتي اگر نادرست وغير معتبر باشد. نمي توان به دليل درست نبودن حق نقد را سلب كرد،‌ حق نقد به انهايي كه به رئيس جمهور منتخب راي داده اند اختصاص ندارد بلكه حتي آنها كه اصلا درانتخابات شركت نداشته اند نيز حق دارندكه دولت رانقد كنند چراكه دايره نفوذ تصميمات دولت همه را دربرمي گيرد .
دولتمردان هم اگر نگاهي واقع بينانه به موضوع نقد داشته باشند بايد از آن استقبال كنند. نقد در درازمدت موجب افزايش كارآمدي وشناسايي ضعف ها وقوت ها ست دولتمردان البته حق دارند ازعملكرد خود دفاع كنند ونقد منصفانه را مطالبه نمايند اما به عنوان يك وظيفه خودبايد بستر مناسب را براي نظارت وارزيابي جامعه به ويژه نخبگان فراهم نمايند .
نحوه ي مواجهه بانقد وابسته به معنابخشي به آن است. مي توان نقدرا به خصومت ورزي معناكرد. ومي توان به نقد به ديده ي يك فرصت نگريست كه حامل درس ها وعبرت هايي براي دولتمردان است براي استفاده بهتر ازفرصت ها وبرطرف نمودن ضعف ها نيازي به انكار خصومت ورزي نيست امااين مساله نبايد مانع بهره مندي ازنقد گردد. مخاطب نقد فقط دولتمردان نيستند حاصل نقد به همه تعلق دارد حتي به نسل هاي آينده چراكه نقد كاركرد آموزشي وآگاهي بخشي نيز دارد . نقد خودآگاهي اجتماعي را ارتقا مي بخشد.
نقد نياز به معيار دارد .نقدبي معيار يا ابهام درمعيار سازنده نيست سردرگمي هارا  بيشتر مي كند. دولت ها مي توانند بستر نقد كارآمدرا فراهم كنند اگر اقدامات دولت ها مبتني بر برنامه باشد . تصوير روشني از واقعيت داشته باشند و بدانند كه چه فرصت هايی دراختيار دارندوبا چه چالش هايي مواجه هستند.
 اين حق طبيعي مردم است كه زمام قوه ي اجرايي كشور را دراختيار كساني قرا ردهند كه براي اداره كشور صاحب برنامه باشند .
همه دولت هاي پس از دوران دفاع مقدس دراين نقص اشتراك داشته اند كه بدون ارائه برنامه ي مشخص قوه ي مجريه را در دست گرفته اند . بيان كليات راهگشا نيست. نامزدهاي انتخاباتي بايد به پشتوانه نسخه هاي از پيش تهيه شده براي حل معضلات خودرا به مردم عرضه نمايند اينكه از چه راه حلي براي حل معضل اعتياد طرفداري مي كند. چه راهكاري را براي افزايش رتبه علمي كشور وارتقاي سطح آموزش وپژوهش پيگيري خواهد كرد ؟ چه برنامه اي براي حراست ازحريم محيط زيست ومنابع طبيعي ارائه مي كند ؟ روساي جمهور رياست قوه ي مجريه را برعهده مي گيرند تا بامشكلاتي همچون كاهش سوانح رانندگي، حل معضل آلودگي هوا، مشكل مسكن وازدواج واشتغال جوانان، بهبود شاخص هاي امنيت و ارتقاي سطح سلامت وبهداشت جامعه ودهها مورد ازاين قبيل دست وپنجه نرم مي كنند كه  البته بايد به فهرست طولاني مشكلات داخلي مقابله با چالش هاي بين المللي را نيز افزود .
مردم مابارها درغياب برنامه ها به  اشخاص راي داده اند . اين نقص پيش از آنكه متوجه راي دهندگان باشد ازضعف هاي ساختار سياسي وضعف احزاب سرچشمه مي گيرد.
شايد برخي برنگارند .خرده بگيرند وآفت هاي مترتب براحزاب را يادآوري كنند . قصد انكار اشكالات وارد براحزاب رانداريم اماخودرا در برابر اين پرسش مهم مي بينيم كه درچه فرايندي بايدكار سازي صورت گيرد ؟ آيا نيازمند رصد كردن وضعيت جامعه نيستيم ؟ وآيا اين مهم توسط افراد جدا ازهم وغير متشكل امكان پذير است ؟ بدون ساماندهي متشكل چگونه مي توان به برنامه اي جامع براي اداره ي جامعه وبه نيروهايي هماهنگ براي اجرا دست يافت ؟
اين مساله قابل انكار نيست كه احزاب ما از وظايف و كاركردهاي اصلي خودبه دور هستند اما راه حل انكار ضرورت تشكل نيست. نبايد آفت ها را ناديده بگيريم امااين نيز صحيح نيست كه به واسطه وجود برخي آفت ها برفعاليت تشكيلاتي ومنسجم گروهي معطوف به تحقق اهداف خط بطلان بكشيم .
عدم ارائه برنامه مشخص كه حاصل ضعف احزاب وتشكل هاي سياسي است تا حدزيادي نقد دولت را بادشواري مواجه مي سازد وارزيابي رويكردها و عملكردها راسخت مي كند .
ازسوي ديگر نقد عملكرد دولت  ازاين جهت نيز بامشكل روبروست كه گاهی معيار هاي فرهنگ انقلابي دچار ابهام است . نقد درغياب ارزش ها ي ديني وانقلابي را به رسميت نمي شناسيم امااين چنين نقدي مقدمه اي لازم وضروري دارد وآن از ابهام خارج نمودن ارزش هاي ديني وانقلاب است . اين طبيعي است كه اركان نظام جمهوري اسلامي براساس معيارهاي فرهنگ انقلاب اسلامي موردنقد قرار گيرد . درحاليكه دربسياري موارد مولفه هاي فرهنگ انقلاب اسلامي درنزد بسيار ي همچنان درحد اجمال باقي مانده وتصوير روشني ازآن وجود ندارد هنوز برخي ا رزش ها ناديده گرفته مي شود ودربعضي موارد ارزش ها به وزن واهميت واقعيتشان ديده نمي شود نسبت به موضوعات كم اهميت تر حساسيت ها ي نابجا داريم وازسوي ديگر نسبت به بعضي موارد كه حياتي ترند به صورت غيرقابل دفاع بي اعتنا هستيم . مفاهيمي همچون عدالت ،‌ آزادي ،‌ مصلحت ،‌ فساد ،‌ هنر متعهد ،‌ دانشگاه اسلامي ،‌ مشاركت سياسي ،‌ امنيت وحقوق فرهنگي هنوز در برخی حوزها در ابهام واجمال به سر مي برد واين وظيفه بردوش نخبگان جامعه ما سنگيني مي كند كه درتلاش باشند تا تصويري تفصيلي ازاين واقعي تر ين معيارهاي نقد ارائه دهند .  
      
 

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه