پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1078 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : نقد درون گفتماني

دولت قضا
چالشهای دولت نهم در گفتگو با حجت الاسلام حميد رسايي

* با تشكر از شما كه دعوت ما را براي گفت و گو پذيرفتيد. به عنوان اولين سؤال مي خواستيم تحليل شما را درباره عملكرد دولت آقاي احمدي نژاد بدانيم و اينكه دولت اين سه سال را چگونه گذراند؟  
 - سه سالی که آقای احمدی نژاد پشت سرگذاشتند، در واقع افق ديد دولت ودولت مردان، رئيس دولت وکابينه وآنهايی که همراه احمدی نژاد و به شعارها و روش ها و منش هاي ايشان بودند را خيلی وسيع تراز گذشته کرد. اگر حوزه های مختلف را بخواهيم بررسی بکنيم فکر می كنم بحث ارتباط با مردم به ويژه مردم عامه و مردم مناطق محروم يک اصل شده است، آن فاصله ای که متأسفانه بعد ازسالهای نخست انقلاب، به ويژه بعد از جنگ بين مسئولين و مردم ايجاد شد، در دورۀ آقای احمدی نژاد بسيار كم شد و درواقع ما يک رجعت مقدسی داشتيم به آن چيزی که کمرنگ و حتي شايد فراموش شده بود. در اين زمينه واقعاً دولت موفق بود. درحوزه های اقتصادی دولت زحمات زيادی کشيد. اگرنبود اين زحمات دولت، شايد  مشکلاتی که امروز با آن مواجه ايم خيلی بيش از اينها بود. بالاخره اگر ما امروز مشکلاتی داريم، سختی ها و فشارهايی را داريم متحمل می شويم بايد بدانيم که اينها را در قبال چه چيزهايی بدست آورديم. اساسا، از روز اول پيروزی انقلاب با اين سختي ها و مشکلات مواجه بوديم، علتش هم اين است که ما روی يک سری اصول پافشاری کرديم . از ابتدای انقلاب هم پذيرفتيم که ما اين سختی ها را بکشيم ولی يک سری آرمان ها، اصول و ارزش هايی را که به خاطرآن انقلاب کرديم، حفظ بكنيم.
خوب، در دولت نهم اين اتفاقات افتاد؛ يعنی دولت در عمل مردم گرايی، مردم داری ، ارتباطات مردمی و توجه به محرومين را حفظ کرد. و در جبهه خارجی هم آن اصول و ملاک های نه شرقی، نه غربی، عزت و اقتدار انقلاب را هم توانست حفظ کند. در برابر يک سری فشارهای داخلی وخارجی از جمله بزرگ نمايی برخی از کمبودها و بازی با اعصاب و روان مردم ايستاد. من حيث المجموع، دولت در طول اين حرکت سه ساله اش، تقريباً به آن آرمان ها و اصولی که دولت با مردم هم قسم شده بود و شعارش را داده بود، پايبند بود. هر چند شايد دولت، در بخش هايی موفق نشده باشد اما اين عدم موفقيت، دليل عدم تلاش دولت نبوده بلكه به دليل وجود موانع ديگری بوده که طبيعی بوده است. انشاءالله كه در اين دورۀ يک ساله باقيمانده و انشاءالله  اگر آقای احمدی نژاد وارد ميدان شده و رأی آورد، دورۀ چهارساله بعدی بتواند آنها را اصلاح کند و موانع را بردارد.
* با توجه به اينكه شما هم مشاور وزير فرهنگ بوديد و هم اينكه در دولت احمدي نژاد يك مدير فرهنگي محسوب مي شديد تحليل تان از عملكرد دولت در عرصه فرهنگ چيست؟
 من دولت را درحوزه فرهنگ با توجه به آسيب ها و كاستي هايش موفق مي دانم. خيلی ازکاستی ها، به خاطر انحرافاتی است که از گذشته ايجاد شده است. ما در اين دولت آنها را اصلاح کرديم. شايد تفاوت اين دوره اين بود که ما در دولت نهم با دوره ای  مواجهيم که هم بايد نماز قضای دوره های قبلی را به جای بياوريم هم بايد نمازهاي خودمان را بخوانيم.  دوره های قبل را درست کنيم و به تعبيري بايد کفاره دوره های قبل را هم بدهيم، به خصوص در وزارت ارشاد. و اين گونه بود آن چيزی که اصلاح شد نگاه  به حوزه فرهنگ بود. در دولت قبل يا دوره قبل، اساساً به دليل نگاه غلطی که در رأس دولت و بعد در بخش های زيرمجموعة آن مثل وزارت ارشاد حاکم بود، دچار انحراف شديم. آن نگاه غلط، همان جهت گيری های غلط مثل بي توجهي و تساهل و تسامح در اجرای مبانی دينی بود. لااکراه فی الدين يعنی اينكه آدم نمی تواند کسی را مجبور به يک کاری بکند ولی وقتی يک چيزی را پذيرفت در اجرايش بايد پايبندی داشته باشد يا فعاليت  سياستمداران و مديران سياسی و فرهنگی دولت قبل باعث شده بود که به تعبيرمقام معظم رهبری، آنجا به پايگاه دشمن تبديل شود بسياری از اين نگاه های غلط و حتی سياست های غلط تصحيح شد.
 به عنوان کسی که دو سال و نيم مدير ارشاد قم بودم، چنان بازسازی را توانستيم انجام بدهيم و اعتمادی را بين علما وبزرگان دين ايجاد کنيم تا جايی که وزير ارشاد که يک زمان، درقم راهش نمی دادند و به نوعی، در مقطعی ممنوع الورود شده بود در دولت نهم، وزير ارشاد وارد حرم حضرت معصومه شد و طی دو سال حرم محل برگزاري دو جشنواره ملی کريمه اهل بيت(س) و طليعة ظهور در 16 رشته فرهنگی- هنری شد و برای اولين بار در شبستان حرم حضرت معصومه(س) صحنه های نمايشی حتی تئاتر اجرا شد و ما شاهد مخالفت علما نبوديم. اين پيامی بود ازقم، که من همان موقع گفتم اين قضايا نشان می دهد که دين و علمای دين ومتدينين با هنر مشکلی ندارند با فساد مشکل دارند. اگر هنر، به نوعي فساد باشد برخورد می کنند اما اگر نباشد بلکه وسيله ای برای نزديک شدن مردم به خدا و ارزشهای انسانی باشد، ازآن استقبال می کنند و حتی مکان مقدسی مثل حرم مطهر با رعايت حدود شرعی  دراختيار هنرمندان قرار می گيرد.  اين دوره واقعاً به شورای فرهنگ عمومی اهميت داده شد و ما شاهد بوديم که بحث طرح گسترش عفاف و حجاب از طريق همين شورای فرهنگ عمومی که زيرنظر وزارت ارشاد هست با مشارکت نمادهای مختلف مرتبط با حوزه فرهنگ عمومی شکل گرفت و دستگاه هاي مختلف به رعايت آن دستورالعملی که تهيه شده بود، مقيدتر شدند. بنابراين من حيث المجموع، دولت قدم های خوبی در حوزه فرهنگ برداشت ولی ما فاصله داريم با آن چيزی که ايده آل و مطلوب است چون اساساً حوزه فرهنگ حوزه ای نيست که فاصله کاشت و برداشتش، نزديک باشد. تا آن چيز مطلوب، خيلی فاصله داريم حتی در جايی مثل وزارت ارشاد يا آموزش و پرورش يا جاهای ديگر، اما نسبت به گذشته، پس رفت نداشتيم. حتی درحوزه های عمرانی بخش فرهنگ هم واقعاً اقدامات خوبی صورت گرفت؛ يعنی در بخش سخت افزار فرهنگی، واقعا"  اقدامات خوبی صورت گرفت، که وزير ارشاد توضيحاتش را مكررا" داده است و من به عنوان کسی که از نزديک درگير كار بوده، تصديق می کنم.
* آيا فكر مي كنيد شعارها و گفتمان آقاي احمدي نژاد در عرصه فرهنگ محقق شد؟
- چه شعارهايی؟
* فرهنگ سازی درزمينه گفتمان عدالت خواهي. عده زيادي معتقدند كه آقاي خاتمي، شعارها و گفتمان خودش مانند آزادي و تساهل و تسامح را در فرهنگ غالب، و حتي نهادينه كند.
- من مخالفم. من معتقد نيستم که آقای خاتمی توانست گفتمان خودش را غالب کند. چون اگر آقای خاتمی توانسته بود اين گفتمان را گفتمان غالب کند، يقيناً اين گفتمان ادامه پيدا می کرد. بله، چون آن دوره ابزارهايی که در اختيار داشتند كه ابزارهای مهمی چون نشريات و مطبوعات بودند كه هرچند گستره تأثيرگذاری آنها مثل صداوسيما نيست اما خواص جامعه با آن سر وکاردارند و اينها تعداد زيادی از اين تريبون ها را در اختيارداشتند.
* در اختيار داشتند يا با خودشان آوردند؟
 - در واقع فضاسازی می کردند. يک حبابی را نشان می دادند از پس اين گفته ها، اما اين گفتمان، گفتمان غالب نبود گفتمان غالب را زمانی شما می توانيد بگوييد يک گفتمان غالب است که در بدنه عامه مردم و در لايه های مختلف اجتماعی نفوذ پيدا کرده باشد. در خود دانشگاه ها همان سال هاي آخر دولت آقای خاتمی، شما ديديد كه جنبش های دانشحويی به يک بن بست و سردرگمی رسيدند به دليل اينکه گفتمانشان  اصيل نبود. اما اينکه آيا گفتمان آقای احمدی نژاد، گفتمان غالب شده، من فکرمی کنم، در يک بخش هايی شده. اگر آقای احمدی نژاد در دوره آينده انتخابات رياست جمهوري اش بر فرض در عالم دموکراسی رأی نياورد اما يقيناً هرکس در اين نظام رئيس جمهور باشد مردم از او انتظار پرکاری و کار شبانه روزی دارند، مردم از او انتظار دارند که به تمام نقاط کشور سر بزند، حتی روستاها را هم برود ببيند. وقتی که مردم اين مطالبه را بکنند و مطبوعات هم اگراين مطالبه را داشته باشند چيز خوبي است ولی بخش عمده مطبوعات موجود درکشور ما، واقعاً تريبون انعکاس صدای مردم ما نيستند. بخش عمده آن ها انعکاس تمايلات حزبی وگروهی و باندی و جناحی خودشان هستند. واقعيت اين است که الان  عدالت خواهی، ساده زيستی گفتمان غالبشان شده است. آقای احمدی نژاد اين فضا را شکست. الان مسئوليت در نظام جمهوری اسلامی، همراه محدوديت ارزش دارد يعنی اگرکسی مسئول بشود و مسئوليت را با محروميت نپذيرد و مسئوليت را با ريزه خواري ها واستفاده از امکانات مطالبه کند و بگويد، اگر من مسئول بشوم به شرطی که خانه ای فراخ به من بدهيد، پاداش های کلان بدهيد، وسيله نقليه بدهيد تا در نظام جمهوری اسلامی مسئول شوم، همه به او چپ چپ نگاه می کنند. می گويند يعنی چه؟ در جمهوری اسلامی ما يک مدلی داريم مثل مثلاً مدل احمدی نژادی كه اين گونه کار می کند، می گويد من مسئول می شوم و از جيبم هم می گذارم.
به نظرم گفتمان آقای احمدی نژاد به صورت يک لايه گسترده در تمام بخش ها و درتمام اجزای اين کشور رسوخ کرده است اما زمانی خودش را نشان می دهد که شما در رأس اين دولت، فرد ديگری را داشته باشيد وآن فرد پايبند به اين ارزش ها نباشد آن وقت می بينيد که چطور در جامعه، التهاب و مطالبه تحقيق آن روش و منش قبلی ايجاد می شود.
* يكي از انتقادات جدي بر دولت، انتخاب مديراني بود كه يا تجربه كافي در آن زمينه را نداشتند يا اينكه شيوه و منش و گفتمان آقاي احمدي نژاد را قبول نداشتند. آيا اين انتقاد را بر دولت مي پذيريد؟
 - من اشکالی را که شما به دولت وارد می کنيد، می پذيرم که در لايه های بعد از وزراء و حتی شايد بتوانيم بگوييم برخی از وزرا، اعتقاد به آن روش و منش آقای احمدی نژاد هنوز نهادينه نشده است. البته در سطح وزراء خيلی کمتراست. شايد مثلاً ما چند تا از وزرا را اين گونه داشته باشيم، بعد می آييم به مديران ستادی و استانی اين حرف را من از شما می پذيرم، ولی معتقدم که يک بخشی از اين اشکال به سيستم دوره قبلی ها بر مي گردد، يعنی بخشی از مديران آقای احمدی نژاد يا وزرای آقای احمدی نژاد بايد با رأی مجلس هفتم می آمدند، اين گونه که دولت دقيقاً وزرايی که مطلوبش بود و هماهنگی کامل را که بايد با هم داشته باشند تحقق پيدا نكرد. بلکه متأسفانه ديديم وزرايی آمدند كه حتي ما با هم تعجب کرديم که برخي از اين وزرا، روش و منش آقاي احمدي نژاد را قبول نداشتند هرچند با دولت در اين چند سال کارکردند. جايی مثل وزارت کشور كه خيلی تأثيرگذا ربود يا وزارت اقتصاد؛ يعنی هدف هايي که از آن ها در مصاحبه هايشان ، در مراسم توديعشان و ...شنيده شد، نشان مي داد که واقعاً يک چالش جدی با اين روش داشتند. البته خدا را شکرآقای احمدی نژاد آدم شجاعی بود و  اين ها را عوض کرد. بالاخره دولت اگر بخواهد راه برود بايد چهار چرخش در يک جهت حرکت کنند، اگرهرکدام از اين چرخ ها در جهتی حرکت کنند اصلاً اين ماشين حرکت نمی کند.
* فكر مي كنيد دولت چه كارهايي در عرصه فرهنگ مي توانسته بكند ولي نكرده است؟
- من اين را می خواهم بگويم، که دولت به تنهايی درحوزه فرهنگ نمی تواند کاری کند اين تعبير مهندسی فرهنگی که مقام معظم رهبری فرمودند واقعاً يک راهکار جدی است به دليل اينکه حوزه فرهنگی گسترده است. مثلاً مسير صد کيلومتری نيست که بگويم که هر يک کيلومترش، يک پيمانکار برود و اين دو پيمانکار زير نظردولت هستند. دولت يا يك نهاد فرهنگي غير دولتي می آيد اين يک کيلومتر را آسفالت می کند، وظيفه خودش را انجام می دهد، اما نمي توان يقه نهاد ديگري كه نقش خودش را انجام نداده است، يقه اش را بگيري که چرا انجام ندادی؟ در حوزه فرهنگ نهادهای مختلفی نقش دارند که بعضی وقتها موازی کاری می کنند، بعضی وقتها تلاش و برنامه هاي همديگر را خنثی می کنند، بعضی وقتها خنثی کردن هم نيست تضاد است. تا بحث موضوع مهندسی فرهنگی نکنيم طرح مهندسی فرهنگی علیرغم خيلی ها که می گويند سخت است يا نشدنی است، من می گويم مسأله راحتی است. ما بايد همه ظرفيت های فرهنگی، ابزارفرهنگی، نيروی فرهنگی و اعتبارات و بودجه فرهنگی را روی ميز بريزيم و به گونه اي تقسيم وظايف كنيم و هرکس يک گوشه ای را قبول کند تا بتوان در آن گوشه او را بازخواست كرد.
*يعني الآن فكر مي كنيد كه اين تقسيم وظايف هنوز صورت نگرفته است و كسي در حوزه كاري اش پاسخگو نيست.
˜ بله، بايد از اينها مطالبه بشود. مثلاً در حوزه قرآن، وزات ارشاد واحد مربوطه دارد، سازمان تبليغات واحد مربوطه دارد، بخش هايی ديگر هم واحد مربوطه دارند. هيچ کدام از اينها پاسخگو نيستند که در بخش قرآن چه اتفاقی دارد می افتد؟ چرا در ترويج قرآن موفق نبوديم؟ چرا نتوانستيم در اين زمينه يک انقلاب ايجاد کنيم با اينکه انقلاب ما يک انقلاب قرآنی بوده است. درحوزه کتاب می توان گفت متولی مشخص است از جهت اعطای مجوز تا توليد کتاب. اما در زمينه هاي ديگر سازمان تبليغات و صدا و سيما برای خودش توليداتی دارد، جاهای ديگر هم توليداتی دارند. شما الان در زيرمجموعه سازمان تبليغات، حوزه هنری داريد که دقيقاً همان کارهايی را می کند که عمدتاً معاونت هنری وزارت ارشاد انجام می دهد. يا در بخش هيئت های مذهبی باز ما شاهد اين تعدد مراكز تصميم گيري و فقدان پاسخگويي و بازخواست هستيم. نمي توانيم يقه کسی را بگيريم. ببيند که اين روند بهتر شده است ولی نسبت به مطلوب و ايده آلش بايد اين تقسيم بندی ها صورت بگيرد تا اين اتفاق بيافتد. به نظرم کمسيون فرهنگی مجلس هشتم، می توانند اين کار را در اين زمينه انجام دهد و باعث اين هماهنگي شود. اگرمجلس هشتم بتواند اين كار را انجام بدهد کار بزرگی را انجام داده باشد. لااقل اين است که بتواند آن مطالبات را انجام بدهد و نتيجه را به شورای عالی فرهنگی، که به عنوان يک نهاد اصلی در زمينه مهندسی فرهنگی است، ارائه دهد.
به خاطر آن ناهماهنگي ها يا موازي كاري ها، گاهي وزارت ارشاد چاهي را پر می کنيم و يکی خالی می کند. اينها چيزهايی است که واقعاً بايد به آن فکر کرد. همه اينها با مهندسی فرهنگی حل می شود.
* فكر مي كنيد مهمترين ناکامی که دولت آقای احمدی نژاد داشته، چيست؟ موانعي هم كه پيش روي دولت نهم بوده را ذكر كنيد؟
- ناکامی با موانع فرق دارد. موانع يک چيز ديگر است دو مقوله جدا از هم هستند. يکی از مهمترين ناکامي های آقای احمدی نژاد، اطلاع رسانی است. اين دولت، دولتی است که زياد کار کرده، زياد زحمت کشيده، ولی اطلاع نداده است. مهمترين انتقاد به دولت آقای احمدی نژاد، همين مسأله است كه از سطح زيرين جامعه شروع شد تا به رهبري انقلاب هم رسيد. هنوز هم اين برطرف نشده است. يک بار هم به آقای احمدی نژاد گفتم.گفتم شايد لازم باشد شما يک جايی بايستيد و برگرديد نگاه کنيد و داد بزنيد تا ببینند اين کارها را کرديد. همين طور جلو می رود.کار هم می کند. واقعاً زحمت هم می کشد اما اطلاع رسانی خيلی ضعيف است و نتوانسته زحمات و کارها و تلاشهايی که صورت گرفته، را به درستي معرفی کند.
يکی ديگرش همان چيزی است که در صحبت من و شما بود و اينکه، دولت در انتخاب مديرانش به گونه اي عمل نكرد که همه مديران در سطوح مختلف ستادی و استانی دقيقاً به شعارها و روشها و منشهای اين دولت اعتقاد داشته باشند يا با تمام وجود کار کنند. دولت نهم، دولت پرکار و کم خرجی است. دولت نهم، دولتی است که مسئوليت را با محروميت پذيرفته است. شما بايد بپذيريد اين طور نيست همه مديران ما حداقل تا سطح کل مديران استانی هم بايد اين اعتقاد را داشته باشند. دولت بدون اينها نمی تواند به آن موفقيتهای کامل برسد. اين به نظرم يک ناکامی مهمی است که هنوز هم وجود دارد.
در بخشهای تخصصی مثل اقتصاد يا فرهنگ، کارهای مختلفی دولت کرده است و زحمات زيادی کشيده است ولی ناکامي هايی هست که اينها طبيعی است. به نظرم نبايد اين را بزرگنمايی کرد. من معتقد نيستم دولت کارهايش، کارهای کارشناسی نيست. نه! کارهايش، کارهای کارشناسی است. من به اين معتقد نيستم كه بعضی ها در انتقاد از دولت مي گويند كه دولت از متخصصين استفاده نمی کند؛ از برخی استفاده نمی کند، چون روش و منش و جهت اينها فرق می کند. اساساً در روايات می گويند با آدم ترسو مثلاً قطع رابطه کن يا اينکه مشورت نکن، چون تو را می ترساند و نمی گذارد کاری انجام دهی. گاهی آدم شجاعت دارد منتها با کسی که تخصص دارد بايد مشورت کند. ناکاميها اينهاست.
*ارتباط و تعامل و يا همراه نمودن جدي تر با نخبگان چطور؟
- به عنوان نقص يا اشکال، اين همچنان به دولت نهم وارد است.
* بحث ديگر اين که موانعی که پيش روی دولت است چيست؟
- به نظر من مهمترين موانعی که پيش روی دولت است، آن ساختارهای غلطی است که از گذشته بود. طرح تحول اقتصادی در حوزه اقتصاد واقعاً طرحی است برای برداشتن اين موانع. دومين مانع، کسانی هستند که شعارها و جهت گيريهای دولت نهم، منافع آنها را به خطر انداخته است. اسمش را بگذاريد مافيای فرهنگی، اقتصادی يا اجتماعی. اينها تلاش می کنند و کسانی هستند که جلوی پای دولت سنگ اندازی می کنند. در بخشهای مختلف شما الان می بينيد سرمايه های کلان ناگهان وارد بازار مسکن می شود و بازار مسکن را دچار شوک می کند و دولت را مشغول به خودش می کند. با اعصاب و روان مردم بازی می کنند. خوب اين هست و نمی شود آن را انکار کرد.
من دشمنان دولت را چه در داخل و چه در خارج، مانع نمی دانم چون بعضی چيزها هميشگی هستند. دشمنی با انقلاب اسلامی بحث امروز نيست. انقلاب اسلامی اگر بخواهد انقلاب اسلامی باشد اين مشکلات، هميشه هست ولی برخی از دوستان ما در جبهه اصولگرايی که همچنان کينه های بدر و خيبر يعنی کينه های انتخابات رياست جمهوری دوره قبل در دلشان باقی مانده، همچنان در حال مبارزه انتخاباتی با دولت نهم هستند و در بخشهای مختلف تلاش می کنند که اين دولت را ناکارآمد و ناموفق نشان دهند که نمونه هايش هم مختلف و متعدد است. در بخشهای مختلف جامعه داريم می بينيم نوع ادبيات آنها و نوع گاردی که مي گيرند يا حتی انتقاداتی که بيان می کنند نشان می دهد که به نوعی به دنبال زمين زدن دولت هستند، علیرغم اينکه شعارهای دولت، شعارهای اصول گرايانه است. اهداف اين دولت اصول گرايانه است. حمايت هايی که مقام معظم رهبری از دولت مي كند هم سرمايه کمی نيست و برای ما اصول گراها ارزشمند است. اما متأسفانه ما شاهديم که اين اتفاقات به اين شکل می افتد. خلاصه اينكه، ساختارهای غلط، کسانی که منافعشان با سياستها و جهت گيريهای دولت به خطر افتاده يا مافياها در بخشهای مختلف و دوستانی که در حال رقابت انتخاباتی انتخابات نهم با آقای احمدی نژاد هستند، مهمترين موانع پيش روي دولت آقاي احمدي نژاد هستند.
* شما بر ساده زيستی مديران و احيای شعارهای انقلابی و اسلامی تاكيد كرديد و ان را از جمله نقاط قوت دولت برشمريد، آيابحث مهم ديگر، استفاده از مديران شايسته و کارآمد است. مثلاًَ شاهد بوديم خود آقای احمدی نژاد در بکارگيری نيروهای گماشتن يک سری وزارتخانه ها، آن عدالت و شايستگی را چندان رعايت نکردند.
- مصداقي بايد صحبت بكنيم. شايد نتوانسته يا چاره اي نداشته است. اينكه برخي از كانديداهاي وزارتخانه هايش، راي اعتماد مجلس را نياوردند.  البته من اين انتقادها را از نگاه بيرون درست می بينم. انتقاد درستی است ولی اينکه آيا رئيس دولت، بدون توجه به تمام اين حواشی اين تصميم را گرفته، نمی دانم. اين را بايد خودش جواب دهد. من نه می توانم دفاع کنم و نه می توانم حمله کنم. چون خودم به عنوان يک مدير البته تلاش کردم در آن دوره ای که در ارشاد قم بودم معاونينم را آدم هايی بگذارم که در رشته خودشان تخصص دارند حتی شايد برخی شان در آن رشته توانائيشان از من بيشتر باشد و اين را در واقع هنر يک مدير می بينم که بتواند از معاونين متخصص استفاده کند.
شايد آقای احمدی نژاد برای پاسخ دادن به اين انتقادها، حرف داشته باشد. ولی قبول دارم يک جاهايی انتصاباتی شده که اين انتصابات از نظر ظاهری اين شکلی است. منتها عرض می کنم بعضی وقتها طرف، آدمي را می گذارد و معتقد است اينجا بايد مديريت شود و آن هم بايد قدرت برقراری ارتباط با اين زيرمجموعه های تخصصی را داشته باشد و اگر او از زير مجموعه های تخصصی استفاده کند کار اصلی را انجام می دهد.
* شما موفق ترين نقطه مثبت دولت يا بهترين عملكرد دولت را در چه مي دانيد؟
- ارتباط مردم با مسئولين و شکسته شدن اين تابو که مسئولين يک چيز جدا بافته اي هستند. ديگر اين تابو شکسته شده و ديگر تابو نيست. خوب اين واقعاً بازتاب فرهنگی دارد و خواهد داشت. اگر شما از منظر سياسی هم بخواهيد نگاه کنيد من همين مثال را می زنم، از منظر فرهنگی هم سؤال کنيد من همين مثال را می زنم. چون هم بازتاب سياسی دارد و هم بازتاب فرهنگی. حالا اگر اقتصادی بگوييد شايد نشود اين مثال را زد ولی به عنوان تحول اجتماعی، تحول سياسی، تحول فرهنگی سفرهای استانی آقای احمدی نژاد و اين که مردم، مسئولين را ارباب خودشان ندانند و خادم خودشان بدانند و مسئولين هم خودشان را ارباب مردم ندانند و نوکر مردم بدانند، در اين زمينه آقای احمدی نژاد خيلی موفق بود.
*بهترين و يا موفق ترين  عملكرد دولت در عرصه فرهنگي چيست؟فكر مي كنيد در بحث قالب ها و ابزارهاي فرهنگي و هنري يا فرهنگ و هنر به معناي معموليش مانند سينما، تئاتر، مستند و ... چه عملكردي داشته است؟ در بخش حمايت از موسسات فرهنگي هنري براي توليد محصولات فرهنگي ارزشي چطور؟
- باز من دولت را موفق می دانم. چون واقعاً حمايتها را هدفمند کرده است. باز من نمونه هايی را که خودم در جريانم را عرض می کنم. مثلاً در دولت گذشته، اعتبارات حمايتی اختصاص داشت به يک مجموعه های خاص که اتفاقاً در اين مجموعه های خاص، برخی از مسئولين فرهنگی يا هيئت مديره اش بودند يا هيئت مؤسسش. در اين دولت واقعاً اين جو شکسته شد. مثلاً عرض می کنم ما يک بودجه يک ميليارد تومانی داشتيم که اين به هفت مؤسسه اختصاص می کرد. از اين هفت مؤسسه، در چهارتايش، وزير ارشاد سابق نقش و مسئوليت داشته است. اين اعتبار در اين دولت و درآن سالی که بودم رسيد به 5/3 ميليارد تومان فقط در قم افزايش يافت و از سه تا چهار مؤسسه به 36 مؤسسه رسيد که آنها هم فعاليت خودشان را آغاز يا جدي تر کردند و اين بودجه های کمکی را گرفتند. همه آنها هم مؤسساتی هستند که در راستای دين در حال حرکتند يا مثلاً در حوزه قرآن، افزايش اعتبارات ايجاد شد. مؤسسات قرآنی نفس کشيدند و الان دارند فعاليت می کنند. شايد الان راضی نباشند نسبت به حقی که قرآن دارد. عدم رضايت آنها درست باشد ولی نسبت به گذشته ما در خرج اعتباراتمان هم صرفه جوئي هاي خوبی داشتيم هم هدفگذاريهای خوبی داشتيم. در پاسخ ديگر گفتم كه ابزار، ابزار است و ما بايد آنها را در خدمت دين در بياوريم. اعتبارات در اين بخشها افزايش يافت حتي ساخت و سازها نيز بيشتر شد. اعتبار يا هزينه ای که صرف می شود، صرف يک چيزی می شود که ارزش دارد. در دوره دوم خرداد شما ديديد ما همه پولها را خرج می کرديم و از داخلش چه درمی آيد؟ فيلمهايي در می آمد که واقعاً آدم شرمش می شد آنها را ببيند. حالا در بخشهای مختلف فکر می کنم همچنان آن تغيير نگاه گذشته بايد صورت بگيرد تا محصولات خوبي داشته باشيم. كاري وزارت ارشاد اين دولت انجام داده و مي دهد.
* در فرصت باقی مانده،  چه راهکارهايي را به دولت پيشنهاد مي دهيد تا از اين  فرصت باقيمانده استفاده بهينه ای بکند و حداقل به آن شعارهايي که داده، نزديکتر شود؟
- من فکر می کنم دولت در يک سال باقی مانده، همچنان اصل کاری خودش را خدمت به مردم قرار بدهد. آن چيزی که برايش بايد مهم باشد اين است که همچنان خدمتگزار بی منت مردم باشد. نبايد خدا نکرده، دچار اين آفت شود که چون نياز به رأی دارد، به سمت راهکارها و روشهايي برود که متأسفانه در ميان سياستمداران متداول شده است.  دولت نهم چهارسال پيش، اين فضا را شکست و از ميان شيوه های تبليغاتی مختلف که رايج شده بود،  بر پايه منطق خود مردم حرف زد و توانست اعتماد بخش های مختلف جامعه را بدست آورد. اين سال، سال مهم و خطرناکی برای دولت است، سال آخراست. از طرفي هر مديری به ويژه مديري اجرايی در سطح کلان مثل رياست جمهوري در يك دوره چهار ساله نمی تواند همه برنامه های خودش را به ويژه آقای احمدی نژاد كه درحال ساختار شکستنی و تغيير روشها و منش هاست را به مرحله تحقق خارجی برساند. در اين دوره، بعضی دست و پايشان می لرزد و از  اصولشان دور می شوند، دولت نهم بايد مواظب باشد اين اتفاق نيافتد، پايبند به شعارهايش باشد حتی اگر رأی نياورد.
* شما بهترين دفاع از آقای احمدی نژاد و دولتش چيست؟
- بهترين دفاع ازآقای احمدی نژاد، بيان کارهايی است كه کرده؛ يعنی همان اطلاع رسانی. البته در يک سطحی واقعاً حمايت های مقام معظم رهبری از دولت حمايت های خاص است. رهبری از دولت های قبل تا اين حد و اندازه حمايت نکرده است ولی خوب اين دفاع خوبی نيست، چون بنا نسبت تا اين شکلی دفاع کنيم و از رهبري مايه بگذاريم. منتها رهبری به عنوان يک کارشناس مطلع از همه امور و به عنوان يک کارشناس منصف، به عنوان يک کارشناسی که براساس وظيفه قانونی و دينی خودش اگر به اين نتيجه برسد که اين جا يک نقص بزرگی است، وظيفه دارد آن را با تذکرات خودش اصلاح کند. وقتی ما می بينيم رهبری واقعاً حمايت های به اين شکل دارد آدم احساس    می کند دولت را دولت موفقی می بيند. اما اين چيزی هست که در جلسه خصوصی بشود مطرح کرد اما چيزی نيست که آدم برود پشت تريبون و روزنامه عنوان كند. دکتر الان درحوزه نفت کار جدی ای نکرده است چون خيلی آنجا مسئله دارد، آنجا خيلی مشکل و حرف وحديث دارد. فکر می کنم که بايد هم کارهايی که انجام شده را به مردم اطلاع رسانی کنيم که دفاع از اين دولت است.کارهايی که انجام شده، بايد عنوان شود.
* اگر راهکار مشخصی برای استفاده از پتانسيل نخبگان حزب اللهی و ارزشي در اين فرصت باقيمانده داريد، بفرماييد.
- در اين فرصت باقيمانده؟ يعنی در اين يک سال؟
*بله، در اين يک سال باقی مانده يا در صورت رأي مجدد مردم به ايشان در چهار سال آينده...
- ايده ای که آقای احمدی نژاد داشت و بد هم نيست و در وزارت ارشاد هم جواب داد، استفاده از مشاورين جوان بود. واقعاً کار تأثيرگذاری بود.کمک کار دولت و وزير ارشاد شد.کارگشا بود. اما اينکه الان دولت چه اقدامی را می تواند انجام بدهد راهکارهایي براي تقويت مشاورين جوان به عنوان يک مدلی که به نوعی هم تربيت مدير را انجام می دهيم  و هم از ظرفيتهای نيروهای جوان که با انگيزه، پرشور و با نشاط هستند استفاده می کنيم.  يا تدبير و طراحي شيوه هايی براي ارتباط گرفتن و دريافت نقطه نظرات و مشاوره آنها.
*مهمترين انتقاداتي كه بر دولت نهم وارد مي دانيد تا هر چه زودتر آنها را برطرف يا اصلاح كند؟
- دولت نهم بدون انتقاد نيست منتها واقعاً خوبيها، محاسن و تلاشهای دولت نهم هنوز آنقدر زياد است که نواقص و عيبهايش را در نگاه آدم، بزرگ نمی کند و هنوز واقعاً جا دارد که ما با تمام وجود از اين دولت حمايت کنيم تا برخی نواقصش برطرف شود و خوبيهايش با استقامت بيشتری پايدار شود.
نمی دانم در يكي از مصاحبه ها گفتم من واقعاً فکر نمی کردم مبارزه با فساد تا اين اندازه سخت باشد. بعضی از دوستان ما بيرون کارهای اجرايی اند. فعاليتهای اجرايی گاهی اوقات، مسيری مثل رودخانه است. رودخانه ای که آب هميشه از اين مسير رفته و راه را باز کرده و بسترش را ايجاد كرده است. بعضی وقتها شما يقين داريد که اين راه غلط است و آب نبايد از اين مسير می رفت ولی به دليل شرايط زمانی، آب در اين مسير افتاده است. حالا شما می خواهی مسير را عوض کنی. در برابر حرکت جريان آب، عوض کردن اين مسير بسيار سخت است. مدام تلاش می کنی ولی ناگهان متوجه می شوی که فقط بنا نبود اين کار شود بلکه قرار بود کارهای ديگری هم انجام دهی. منتها آنقدر اين مسير آب که از سابق آمده و اينجا را گود کرده است ما را به خودش مشغول کرده که بقيه چيزها يادمان مي رود. چاره ای نداريم اگر بخواهيم اتفاقی بيفتد بايد مسير را عوض کنيم. الان برخی از دوستان ما نيستند تا به اين کار برسند تا دولت به برنامه هايش برسد. در پايان حرفم را تکرار می کنم که خوبيهاي دولت آنقدر هست که ما سراغ اين حرفها نرويم.
                                   

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه