پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1215 تعداد بازديد
3.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : نقد درون گفتماني

وارث مدیریت سکولار
انتظارات برآورده نشده از دولت نهم در گفتگو با حجت الاسلام اشكوري

بارها در مصاحبه تاکید می کرد که چون هدفم نقد دولت است این ها رامی گویم وگرنه در مقایسه با دولتها، دولت نهم جلوتر است ونمره قابل قبولی می گیرد.

«اتفاقات عظیمی درراه است» تیتر شما درصحبتهای قبلی در ویژه نامه سوره بود. می توانید چندتا از آن هایی که اتفاق افتاده را بشمارید؟
احساس من این بود که آقای احمدی نژاد از آنجایی که تاکید بر دولت اسلامی می کند الان می خواهد این مفاهیم راعوض کند یعنی به مردم و ساختارها بگوید که اصل من توسعه معنوی است ومن دنبال توسعه معنوی هستم و برای اینکه ایجاد توسعه معنوی شود برخی مواقع باید یک کارهایی درزمینه توسعه مادی صورت بگیرد یک سری تقابلاتی ایجاد شود. الان باید تغییر جهت داد واصلاً ذهنیت ها یک مقداری عوض شود. تداوم انقلاب مبتنی بر این است که ما یک ندایی هستیم برای بازگشت انسان به خویشتن درمقابل ازخودبیگانگی عصر حاضر که یک چنین چیزی را می دیدم برای اینکه احساس می کردم آقای احمدی نژاد باشعارهای  دولت اسلامی با تعاملاتی که می خواهد ایجاد کند می خواهند به این سمت حرکت کنند.
* چه کارهایی باید انجام می شد تا آن تیتر مصداق پیدا می کرد؟
- برای مصداق پیدا کردن، کارهای زیادی باید صورت بگیرد. یعنی اگر شما بخواهید به سمت توسعه مادی بروید به صورتی که اگر تزاحم ایجاد شود بین توسعه درحیات معنوی و مادی، شما توسعه معنوی را فدا نکنید درآن صورت این توسعه معنوی خودش ساختارهای اجتماعی خودش را بوجود می آورد. اصلاً نقش سازمانها هم عوض می شود من اعتقاد داشتم چنین اتفاقاتی اتفاق خواهد افتاد. معتقد بودم با پافشاری آقای احمدی نژاد بر این قضیه یک چنین کاری اتفاق می افتد یعنی درساختارهایمان دربسیاری از جاها تحولات عظیمی اتفاق خواهدافتاد.
* مثال عینی بزنید کدام ساختارها کدام سیستمها کدام ادارت وبخش ها
- اولین جایی که می گویم ساختار اقتصادی است. الان حرکت دولت اقتصاد محوراست یا فرهنگ محور؟ بصورت کلی این اولین نقطه اشکال من به آقای احمدی نژاد است. ایشان اقتصاد محور است آقا هم می گوید که فرهنگ مظلوم واقع شده است. آقا می گوید که بخش فرهنگ شما مظلوم واقع شده یعنی الان دولتی دارید بسیار خدمتگزار، بسیار دونده وفعال ولی اقتصاد محور آیا باید اقتصاد محورحرکت کنیم یا فرهنگ محور؟ این امر بین رفتارها خیلی تفاوت می کند. اگر به من بگوییدکجا باید تغییر پیدا کند؟ می گویم : همه جا باید تغییر کند. اصلاً دید باید عوض شود این جایی که باید مشکلات حل شود همین کلیت است. یعنی مواقعی جامعه باید هزینه هایی را برای رسیدن به حدمطلوبی جوابگو باشد. وقتی این اتفاق نمی افتد ما دچار مشکل می شویم. اینکه می گویم اقتصاد محور نباید حرکت شود جاهای بسیاری خودش را نشان می دهد به طور مثال درآموزش عالی یا آموزش وپرورش از شما سوال می کنم که آموزش شما تعلیم محوراست یا تربیت محور؟ من احساس می کردم آقای احمدی نژاد که بیاید می خواهد این را تغییر بدهد مثلاً آموزش عالی شما همینطور است به کدام سمت دارد می رود؟  مثلاً سازمانهای فرهنگی به کدام سمت حرکت می کنند؟ چقدر شما اینجا تعامل ایجاد می کنید؟ دیگر جایی که توانایی دارد این تعامل را ایجاد کند حوزه های علمیه است. میزان تعامل دولت با حوزه های علمیه چقدراست؟ دولتی که اصولگرا است، یعنی چه؟ یعنی پیرو خط امام باشد. یعنی می خواهم ندایی باشم برای بازگشت انسان به خویشتن درمقابل ازخودبیگانگی امروز یا جاهلیت مدرن. این نیاز به حوزه دارد یا نه؟ از شما سوال می کنم که کدام تشکیلات در حوزه راه افتاد؟ کدام دفتر از حوزه زده شد؟ دولت می گوید ما با مراکز حوزوی تماس گرفتیم وگفتیم به ما خوراک بدهید. نگوبه ما خوراک بده بلکه باید ساختارش را ایجاد کنی. باید سازمانش را ایجاد کنیم. وقتی شما دربرنامه های دیگراقتصادی تان می خواهید کار کنید چطورکار می کنید؟ افراد اقتصاددان را استخدام می کند، پول و هزینه وامکانات به او می دهد و می گوید اینجا برای ما کارکن. ولی وقتی به حوزه های علمیه می رسیم چطور می شود که می گویند حوزه های علمیه شما تولید کنید وبرای من بیاورید. تازه اصلاً ضمانت اجرایی دارد که بشود تصمیم گیری کرد؟ می بینم دومرتبه دراین بخشها چیزی که اتفاق می افتد همان تفوق ساحت مادی بر ساحت معنوی است.  مثلاً توسعه ی متناسب با حیات معنوی چیست؟ که براساس آن رفتارهایمان وساختارهایمان را ایجاد کنیم. اینجا نیازمند تعریف است. نیازمند تعاملات است و نیازمند ایجاد ساختارست تا این تحول صورت بگیرد. من الان این را عنوان می کنم وسوال می کنم که آقای احمدی نژاد در دوره دولت های گذشته نسبت به سازندگی هایشان اشکال گرفتند. من می گویم تفاوت نحوه سازندگی این دولت با آن دولت ها چیست؟ آن دولت هم در مجلس اینطور عنوان کرد که من دولت کارهستم. می خواهیم بدویم و بسازیم. دولت جدید هم می گوید می خواهیم بدویم و بسازیم. فرض شود آن دولت می گوید در تهران می خواهد بسازد این می گوید از تهران می گیریم و میخواهیم در ایران بسازیم. ولی هردو دویدن است. آثار فرهنگی خاص خودش را دارد. باید این نسبت انجام شود که اینکارهایی که انجام می دهد چه نسبتی با فرهنگ دارد؟ منظورم از فرهنگ نه فرهنگ اصطلاح جامعه شناسی است. منظورم ساحت معنوی بشری است
*آیا حوزه علمیه آمادگی پشتیبانی نظری و فکری ازچنین ایده آلی را داشت؟
حوزه می گوید وظیفه من تربیت نیرو است. نمی گویم آدمهای موفقی تربیت کرده حوزه آنجا هم نقص دارد. ولی می گوید من آدمهایی باید تربیت کنم که چندتا خصوصیت داشته باشند. نسبت به اسلام انگیزه داشته باشند. مبانی دین اسلام را بشناسند .یکی از حوزه های علوم انسانی هم تخصص پیدا کنند. یعنی ما الان باید اقتصاددان حوزوی داشته باشیم. این را بایدتربیت کنیم واین آدمها هم تربیت شده اند. الان ما مجموعه ای از اقتصاددانان حوزوی داریم. مجموعه ای از آدمهایی داریم که روانشناسان حوزوی هستند. حقوقدانان حوزوی هستند. یعنی هم تخصصش را دارند و هم با مسایل روز آشنا هستند. هم آدمهای انقلاب هستند . هم معتقد به نظام وانقلاب هستند. فرض شما این است که من دولت بدون اینکه مقدمه را بچینم بگویم  حوزه تولید کن. کجای دنیا این اتفاق می افتد که اینجا بیافتد؟ من آن تحول را همین می دانستم. مثلاًسازمان برنامه وبودجه وقتی دارد برنامه می نویسد باید از صدر تا ذیل از این ها استفاده کنید نه اینکه فقط از دانشگاهیان استفاده کند. سازمان برنامه وبودجه برای مدیریت برنامه ریزی به دانشگاهها می گفت شما تولید کنید تا من استفاده کنم. با این که دانشگاه دولتی از صدر تا ذیلش با پول دولت است. یعنی پایان نامه با پول دولت نوشته می شود. رساله های دکتری وکارشناسی ارشد با پول دولت نوشته می شود. یا اینکه متخصصین آنجا در استخدام دولتند ولی برای او تعریف می کردند که شما در سازمان برنامه و بودجه در گروه فرهنگ ما یا اقتصاد ما هستی. اینجا بنشینید وتصمیم گیری کنید. خروجی کار شما می شود برنامه واین برنامه را به مجلس می دهیم. نمی شود من فقط اینجا بنشینم وبگویم حوزه کار را انجام بدهد بدون آن که مقدماتش را فراهم کند، من این کار را بازی سیاسی می دانم.
مثلا در تعلیم وتربیت رکن اول کاری که باید در اهداف تعلیم وتربیت انجام دهید این است که احساسات خام وغرایز حیوانی را تعدیل کنی و تصحیح اندیشه های غلط حاکم بر ذهن انسان. می گوید اینکار را باید انجام دهی . از آن طرف باید تعدیل کنی. حالا ما برویم و برنامه ریزی کنیم. چگونه برنامه ریزی کنیم؟ تعدیل عواطف واحساسات را چگونه برنامه ریزی می کنند؟
*اینها درحد تئوری است ونیاز به کارگروه دارد .کارگروه کجا باید شکل بگیرد؟ در وزاتخانه ها یا در حوزه؟
- نه. من تئوری رادارم شما برنامه ریزی کنید. یکی از کارهایی که بخواهد انجام شود این است که 1- با ادغام دختران پسران می توانیم تعدیل غرایز کنیم یا اینکه آنها را جدای از هم نگهداریم. یعنی دانشگاهی داشته باشیم که خانمها باشند ودانشگاهی که فقط آقایان باشند.
* مثلاً همین نکته. به نظر شخص شما مستقیم خود آموزش عالی تصمیم بگیرد یا یک گروه باید درحوزه باشد که آموزش عالی موظف شود که زیرنظر آنها کار کند یا راه سوم؟
- نه. اتفاقاً این بد است. من معتقد نیستم که آموزش عالی موظف شود که با جای دیگر کارکند.
*مثلاً الگوی صداوسیما که دربعضی فیلمها مشاور مذهبی دارد، باید در دیگر جاها هم بیاید؟
- ممکن است بگویید من مشاور مذهبی بکار گرفتم ولی جواب نداد. اما مگر غرب روز اولی که لیبرالیسم شکل گرفت توانمندی همه چیزش به قدرت امروز رسیده بود؟ خیر! از یک اجمالی به بساطت رسید. از چه طریقی؟ آزمون وخطا. امروز اگر شما بخواهی علم پزشکی مدرن غرب را بخوانی یا اقتصادش را بخوانی، چندسال باید درس بخوانی ؟ این حجم از اطلاعات چگونه بدست آمده؟ یک مبنایی داشتی، براساس آزمون خطا جلورفتی به آن اضافه شد واضافه شد تا اینکه آن اقتصاد لیبرالی دربانکداری پیشرفته امروز اینطور شده. علم جدید از یک اجمالی به این بساطت رسید. اگر بخواهید در صداوسیما کار کنید باید اینکار را انجام دهید. یعنی مبانی اولیه را دستش می دهید. بعد این مبانی در آزمون وخطا دائم پخته تر می شود وجلو می رود. ما سریال اول مذهبی که می ساختیم کجا بود؟ الان سریالهای مذهبی که می سازیم کجاست؟ فراگیر هم شده وآدمها را پای تلویزیون می نشاند. اگر شما الان بگویید که به آن نقد وارد نیست. می گویم الان هم نقد به آن وارد است. ولی از کجا شروع کردیم و امروز به کجا رسیدیم؟
شما نمی توانید به حوزه بگویید تئوری تولید کن! اجرا کن! آزمون خطا کن! بعد همه چیز را به من بده! من این معنا را نمی فهمم. من اتفاقاً آن تحول عظیم را که می گفتم .تغییر این نگرش بود. دوره قبل هم همین طور بود. به حوزه می گفتند که یک چیز رفته وشسته به من بده که هیچ دردسری نداشته باشد. آب در دل هیچکس هم تکان نخورد. می گویم به خدا قسم این را در دنیا تولیدنکرده اند. واقعاً اقتصاد لیبرالی به این جایی که  رسیده هزینه پرداخت نکرده؟ مشکلات ایجاد نشده؟آب هم در دل هیچ کس تکان نخورده. نه! هزار مشکل پدید آورده. جنگ های جهانی راه افتاده ولی انجامش دادهند. اگر قرار بود، آنجا می گفتند دست به هیچ چیز نزنید فکرمی کنید اقتصاد لیبرالی اینقدر رشد پیدا می کرد؟
لازمه دست یافتگی به توسعه فرهنگی (منظور ما ساحت معنوی است) این است که ما همه ساختارها وسازمانبندی های اجتماع را در جهت رشد فرهنگی تنظیم کنیم. بدین ترتیب اقتصاد نیز تابعی از فرهنگ خواهدشد. شهید آوینی می گوید که لازمه اولویت یافتن  به توسعه یافتگی اقتصادی این است که ما همه ساختارها(مدرسه، دانشگاه، صداوسیما، وزارتخانه وسازمان بندی وروابط اجتماعی را در جهت رشد اقتصادی تنظیم کنیم  مثلاً بگوییم تولید انبوه داریم .برای تولید انبوه مصرف گرایی را تبلیغ کنیم وبدین ترتیب ما نیز تابعی ازاقتصاد هستیم. منظورمان از تحول عظیم برعکس کردن این رابطه بود.
* ملزومات دیگر آن اتفاقات عظیم و مورد انتظار چه بود؟
دولت اصولگرا باآن ساحت معنوی دولت وحدت گرا است. عامل وحدت بین ماچه می شود؟ آیا این عامل وحدت احمدی نژادی بودن است یا پیرو ولایت بودن است؟ ما وقتی بخواهیم آدمها را تقسیم کنیم برچه اساسی تنظیم می کنیم؟ براساس احمدی نژادی بودن یا براساس ولایی بودن؟ اگر بگوییم که احمدی نژادی باش هرطور می خواهی باش یعنی از دولت حرف شنوی داشته باشد به هرصورتی که می خواهد باشد. مگر می شود اختلاف سلیقه وجود نداشته باشد؟ من معتقد بودم که دولت اصولگرایی که سرکار می اید یک ویژگی پیدا کند وآن اینکه تعاملش ولایت محوری باشد واین را عامل وحدت قرار دهد  و با همه گروهها تعامل کند. جای دیگر در انتخاب افراد است و دوردادن به افراد است. اصولگرایی یعنی واقعاً صلاحیت فرد بالاتر ازهمه  افراد دیگر است. مثلاً بسیاری از کسانی که می گویند ما حامی دولت هستیم در صحنه آینده برایم کاملاً مشخص است که وقتی احساس کنند قدرت به سمت دیگری برمی گردد سریع از دولت می برند وبه سمت دیگرمی روند. یکی از انتظارات که خیلی در ذهنم بود این بود که می گفتم دولت احمدی نژاد برآمده از نوع رفتار آقای احمدی نژاد در شهرداری تهران است. یعنی شهرداری تهران فرصتی بود در دست اصولگرایان که گفتند ما یک احمدی نژاد بیرون دادیم آن فرصت که نشان داده شود که اگر بیاییم اینگونه  عمل می کنیم. من انتظار داشتم وقتی دولت دست اصولگرایان آقای احمدی نژاد از داخل این دولت ده ها وصدها احمدی نژاد ظهور و بروز پیدا کند در همه عرصه ها این یعنی تضمین آینده انقلاب  ولی آیا غیراز احمدی نژاد شما جای دیگری چنین ظهور و بروزی می بینید؟ آیا اینطور شد؟ چرا نشد؟ مقداری به تقسیم بندی های خودمان برنمی گردد که چه کسی احمدی نژادی است وچه کسی احمدی نژادی نیست؟ یک مقداری به تعاملات خودمان برنمی گردد؟
*در یک جمع بندی کلی ارزیابی تان از دولت نهم چیست؟
 -یادمان باشد، دولت نهم وارث 16 سال مدیریت سکولار است.
اگر از من سوال کنیدکه شما به دولت نهم نمره قابل قبولی می دهید.؟ بنده می گویم: بله.
* اگرشما در همان شرایط قبلی قرار بگیرید دوباره همین دولت را انتخاب می کنید؟
- به نسبت دولتهای قبلی بله. همین دولت را انتخاب می کنم. من این دولت را جلوتر از دولت های دیگر می بینم. یک وقتی شما از من در سطح نقد دولت سوال می کنید؟ می گویم: بله. اینجا کار خوبی کرده و.... یک موقع نه! نسبت به یک انتظار دارید حرف می زنیدآن انتظار چه بود؟ این جمله خود آقای احمدی نژاد بود که می گفت تحولات عظیمی در راه است.

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه