پيشرفته
 

موضوعات :


کلمات کليدي :


مطلب بعدي >   1157 تعداد بازديد
(0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
راه شماره  : نقد درون گفتماني

چند کلمه با وزیر ارشاد

در روزهای تودیع و معارفه هم از آقای مسجد جامعی و هم از آقای هرندی تقاضای مصاحبه کردیم.
آقای مسجدجامعی که سرش خیلی شلوغ بود. آقای هرندی هم.
« الو من هرندی هستم...»
«کی؟...»
«هرندی هستم.»
«بله، بله؛ حال شما خوبه؟...بفرمایید...»
«من الان توی مجلس‌ام. ان‌شا ء‌الله مصاحبه باشد برای بعد. خواستم عذرخواهی کرده باشم...»
« اختیار دارید. پس خبر از شما...»
...خبری نشد. چند وقت بعد از دفتر آقای وزیر و به امضای مدیر کل دفتر وزارتی نامه‌ای رسید:

به علت فشردگی برنامه‌ها متأسفانه درحال‌حاضر امکان مصاحبه با وزیر محترم میسر نمی‌باشد. ضمن عرض پوزش و تشکر از حسن توجه جنابعالی به فرهنگ و هنر امیدوارم در آینده نزدیک زمینه اجرای مصاحبه فراهم شود.
مدیرکل دفتر وزارتی
تا آن آینده نزدیک برسد فعلاً این پیشنهادها و پرسش‌ها را بخوانیم

در روزهای تودیع و معارفه هم از آقای مسجد جامعی و هم از آقای هرندی تقاضای مصاحبه کردیم.
آقای مسجدجامعی که سرش خیلی شلوغ بود. آقای هرندی هم.
« الو من هرندی هستم...»
«کی؟...»
«هرندی هستم.»
«بله، بله؛ حال شما خوبه؟...بفرمایید...»
«من الان توی مجلس‌ام. ان‌شا ء‌الله مصاحبه باشد برای بعد. خواستم عذرخواهی کرده باشم...»
« اختیار دارید. پس خبر از شما...»
...خبری نشد. چند وقت بعد از دفتر آقای وزیر و به امضای مدیر کل دفتر وزارتی نامه‌ای رسید:

به علت فشردگی برنامه‌ها متأسفانه درحال‌حاضر امکان مصاحبه با وزیر محترم میسر نمی‌باشد. ضمن عرض پوزش و تشکر از حسن توجه جنابعالی به فرهنگ و هنر امیدوارم در آینده نزدیک زمینه اجرای مصاحبه فراهم شود.
مدیرکل دفتر وزارتی
تا آن آینده نزدیک برسد فعلاً این پیشنهادها و پرسش‌ها را بخوانیم

ابراهيم حسن‌بيگي

امروزه فرهنگ ما با مقولات جانبي ديگري آميخته شده كه به روند فرهنگي جهت مي‌دهند. و هيچ‌گاه مباني فكري و سياسي را نمي‌توان جداي از فرهنگ ديد. به وزير فرهنگ و ارشاد پيشنهاد مي‌كنم كه به مقولات جانبي و تأثير آنها توجه داشته باشند و هيچ‌گاه به مقوله فرهنگ به عنوان يك مقوله مجرد نگاه نكنند.
ـ مسئله دوم مسئله معيشتي و رسيدن اهل قلم به يك رفاه نسبي است كه جز با حمايت دولت ميسر نمي‌شود. پيشنهاد مي‌كنم كه وزير محترم ارشاد به صورت جدي به وضعيت معيشتي آنان رسيدگي كند.
ـ مسئله ديگر هنر ديني است. در دهه اول انقلاب به مسائل ديني و مذهبي در مقوله فرهنگ و هنر بيشتر توجه مي‌شد اما در دهه اخير با كمبود جدي مفاهيم ديني مواجه بوده‌ايم كه بخش مهمي از اين بي‌توجهي در حوزه فرهنگ صورت گرفته است. به وزير فرهنگ آينده پيشنهاد مي‌كنم كه به مقولات ديني در فرهنگ و هنر ايران توجه بيشتري داشته باشند و اعتقادات و تفكرات اسلامي را در جامعه با فرهنگ صحيح پياده كنند.

مصطفي محدثي خراساني

از ايشان مي‌خواهم اولين و تنهاترين دغدغه‌اش مسئله فرهنگ باشد چرا كه در اين صورت بقيه مشكلات حل مي‌شود.

يعقوب توكلي

اصلي‌ترين مسئله در فرهنگ ما، بحران مديريت فرهنگي است. عمده سازمانهايي كه فعاليتهاي فرهنگي مي‌كنند مديران و مسئولانش غير فرهنگي هستند. حداكثر چيزي كه ب‍َل‍َدند اين است كه اداي فرهنگي در بياورند. خودشان عموماً فرهنگي نيستند يا فرهنگ و هنر را درست نمي‌‌شناسند. ما چاره‌اي نداريم، بايد در مديران فرهنگيمان جابه‌جايي صورت بگيرد.
خيلي از مديران ما تئاتريستند. يعني اگر مديران ارشد فرهنگي را از كار بركنار كنيد، زندگي‌شان را از چيزهايي غير از فرهنگ و كار فرهنگي در مي‌گذرانند، و به نظرم مشكل اساسي كشور همين است. نتيجه اينكه شاهد شكل‌گيري جريانهاي ضد فرهنگي و گاهاً ضد اسلامي در مجموعه‌ها و نهادهاي اسلامي هستيم. لذا به خاطر درك نادرست مديران است كه جريانهاي ضد فرهنگي در نظام رشد مي‌كند و اين تنها شامل يك مجموعه يا يك نهاد و سازمان نيست، در اكثر سازمانها اين مسائل وجود دارد.
مشكل اساسي ديگر بحث توزيع است. در بحث توليد هنرمندان و نويسندگان تلاش مي‌كنند و كتابها يا آثار خوبي توليد مي‌شود اما به دليل مديريت غير فرهنگي مجموعه‌ها اين توليدات به درستي توزيع نمي‌شود و به دست مخاطبان نمي‌رسد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آينده، اين مشكلات را پيش رو دارد كه بايد تدبيري براي رفع آنها بينديشد.

نادر طالب‌زاده

درباره مسائل سينمايي، يك تحول اساسي در خط‌مشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي لازم است، و اصلاح روند كارها مخصوصاً روندي كه الان در خط فكري و مذهبي سينماي ايران وجود دارد مورد انتظار است.

فيروز زنوزي جلالي

وزير ارشاد كمي جدي‌تر به مقوله ادبيات بپردازد و از وعده دادن خودداري كند. وزير آينده بايد معضلات را مورد بررسي قرار داده و در جهت رفع مشكلات فعالان عرصه فرهنگ و هنر برآيد.

علي موذني

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به فرهنگ و هنر قدر بگذارد و سطح جامعه را در عرض چند سال به سطح كيفي ارتقا ء بدهد. از روشهاي سليقه‌اي و برخوردهاي نامناسب پرهيز كند كه در غير اين صورت، هم هنرمند ضرر مي‌كند و هم جامعه ضرر مي‌بيند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، روش متناسب با شأن فرهنگ و هنر را اتخاذ كند تا تأثيرات آن در جامعه نمايان شود.
به آثاري كه بايد چاپ شود و به فيلمهايي كه بايد ساخته شود، نگاه فرهنگي داشته باشد و نگاه امنيتي را از آن بگيرد. در صورتي كه به مسائل جامعه و فرهنگ نگاهي به اصطلاح موضعي و سليقه‌اي نداشته باشد، مي‌تواند تأثيرگذار باشد.

رضا برجي

در اين چند ساله، در مسائل فرهنگي، خيلي انفعالي عمل كرديم. بايد به صورت جدي، نگاهي نو به مسائل فرهنگي داشته باشيم. فكر مي‌كنم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كار سختي را در پيش رو دارد. بعد از انقلاب اسلامي خصوصاً بعد از جنگ از همه سو با هجوم وحشتناك غرب به انقلاب اسلامي مواجهيم و در طول اين سالها در مقابل تهاجم فرهنگي منفعل عمل كرده‌ايم.
ما و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، در مسائل سينمايي، ادبيات و ديگر مسائل فرهنگي بايد كاملاً حالت تهاجمي به خود بگيريم تا بتوانيم در مقابل اين هجوم گسترده ـ به خصوص در اين دو سه سال گذشته و بعد از هجوم آمريكاييها به عراق‌ـ بايستيم و به جبران عملكرد ضعيفمان در مسائل فرهنگي حالت تهاجمي بگيريم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شخص وزير بايد فرماندهي اين مسئله را بر عهده بگيرد.
گمان نمي‌كنم كه با درمان اورژانسي، با يك دو آمپول بتوانيم اين مرض و ضعف را شفا بدهيم. بايد كار ريشه‌دارتري انجام دهيم. نمي‌توانيم با چند كار روبنايي جلوي تهاجم فرهنگي غرب ايستادگي كنيم. ما بيشتر در فرهنگ بيلبوردي كار كرده‌ايم و بايد فرهنگ بيلبوردي را به فرهنگ ريشه‌اي تهاجمي تبديل كنيم.
وزير فرهنگ و ارشاد بايد از تمامي نيروهاي انقلاب اسلامي براي اهداف كلي خط امام استفاده كند، نيروهايي كه در اين مدت ده سال و اندي دائماً فعاليت مي‌كردند. حركت فرهنگي احتياج به زمان دارد و با دو يا سه طرح و يك يا دو ماه كار، تحقق پيدا نمي‌كند. بايد كار وسيع، اصولي و ريشه‌اي فرهنگي انجام بگيرد. با در نظر گرفتن مذهبي كه در پوست و گوشت و خون مردم وجود دارد خيلي راحت‌تر مي‌توان مسائل فرهنگي را پيگيري كرد.
ان شا ء ا... كه وزير فرهنگ و ارشاد با استفاده از همه نيروهاي متعهد، فرهنگ مقاومت را از جبهه و جنگ به جامعه تزريق كند. همان‌طوري كه در زمان دفاع مقدس، فرهنگ ناب اسلامي از خطوط مقدم به پشت جبهه منتقل مي‌شد. كه متأسفانه تاكنون اين اتفاق نيفتاده است. اينك اگر اين اتفاق بيفتد ما مي‌توانيم ادعا كنيم كه در مسائل فرهنگي موفق عمل كرده‌ايم، همان‌طوري كه در جنگ موفق و پيروز شديم. ان‌شا ءا...

راضيه تجار

جناب آقاي وزير فرهنگ و ارشاد! سالها بود كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با هنرمندان متعهد مسلمان كاري نداشت. سالها بود كه بوي آشتي و مهر نمي‌آمد. هنوز هم پيدا نيست اين همه نامهرباني‌ها براي چه بود. اما هر چه كه بود و نبود، ظاهراً گذشته است و حال قرار است شما بياييد و سكان كشتي را به دست بگيريد. مسئوليت بزرگي است خصوصاً كه عده‌اي راه سوراخ كردن كشتي را خوب بلدند و اين امكان كه وقتتان را بگيرند زياد است. اما اميدمان اول به خدا، بعد هم به اخلاص و كارداني شما.
ان‌شا ءا... در دوره وزارت خود از افراد متعهد و مخلص و متخصص دعوت به همكاري كنيد، افرادي كه افقهاي دور را ببينند، ايده‌هاي فراوان، بينش بالا و روح بزرگي داشته باشند و براي فرهنگ اين مملكت دل بسوزانند. افرادي كه با ساحت فرهنگ، مشتركاتي داشته باشند و هنرمندان را وسيله قرار ندهند. بلكه شأن و منزلت آنها را شناخته و بستري فراهم كنند كه آنها هنر و خلاقيت خود را بنمايانند. فرهنگ در اين مملكت پيوسته قرباني سياست بوده. ان‌شا ءا... با حضورتان اجازه دهيد كه فرهنگ جايگاه واقعي خود را بيابد.

سميرا اصلان‌پور

ـ در حوزه نشر و كتاب، يارانه‌اي كه به نشريات تعلق مي‌گيرد و بازار سياه در نشر را جدي بگيرد. در حالي كه نويسندگان دغدغه زندگي و معيشتي دارند چرا ناشران سودهاي كلان مي‌برند؟ اين مشكلات با دادن يك سري امكانات اضافي به ناشران ايجاد شده است.
ـ نويسندگان بايد به عنوان يك صنف شناخته شوند و شأن و جايگاهي پيدا كنند به طوري كه براي گذران زندگي تحت ‌نظر ناشران نباشند.
ـ تا زماني كه نشر تبديل به يك صنعت واقعي نباشد نمي‌توان انتظار سوددهي داشته باشيم. كتاب بايد به صورت كالاي فرهنگي در آيد و سطح مطالعه بالا برود تا آثار نويسندگان از حالت ضعف خارج شوند.

جعفر ابراهيمي (شاهد)

معتقدم كسي كه به عنوان وزير فرهنگ انتخاب مي‌شود ـ كاري به اين ندارم كه چه كسي است‌ ـ زماني عملكرد خوبي خواهد داشت كه معاونين و مديران كلي كه انتخاب مي‌كند، اهل فرهنگ و هنر و باتجربه باشند. در اين صورت شاهد حركت جديدي در اين عرصه خواهيم بود. ممكن است يك وزيري خوب و باتجربه باشد ولي در انتخاب معاونان و مديران ارشد ضعيف عمل كند. اين معاونان و مديران رده‌هاي مختلف وزارت هستند كه كار را روي غلطك مي‌اندازند. اينها هستند كه تأثيرگذارند، كمك مي‌كنند، بسترسازي مي‌كنند تا سطح فرهنگ و هنر بالا برود و هنرمندان و نويسندگان مورد حمايت قرار بگيرند. بنابراين وزير ارشاد بايد در انتخاب معاونان و مديران خود، خيلي دقيق باشد و افرادي صاحب‌تجربه، خوش‌ذوق و اهل فرهنگ و هنر را به كار بگمارد.

مرتضي سرهنگي

وزارت فرهنگ و ارشاد، وزير نمي‌خواهد، پدري دانا و صبور مي‌خواهد. چند نكته به نظرم مي‌رسد كه بايد انجام بگيرد: جهاني كردن هنر و ادبيات ايران؛ چرا كه دنيا ما را با ادبيات و هنرمان بهتر مي‌شناسد تا با زبان سياستمان. در اين بخش يعني جهاني كردن ادبيات و هنر ايراني از دو شاخه مي‌توان بهره‌مند شد؛ يكي هنر و ادبيات سنتي و ديگر هنر و ادبيات انقلاب و دفاع مقدس.
روي هنر و ادبيات جنگ تأكيد مي‌كنم چرا كه عاريه نيست و از خودمان است. در جنگ و ادبيات مقاومت مردم و فرهنگ آنان را بهتر مي‌توان شناخت.

محسن مومني

درست هشت سال پيش در چنين روزهايي ما نگران وزارت ارشاد بوديم. هر چند وزير پيشنهادي آقاي خاتمي ادعا كرده بود وزارت ارشاد را زينت دولت مي‌كند و ... اما ما نمي‌توانستيم نسبت به واقعيتها بي‌اعتنا باشيم. ما نگران بوديم، فضاي سياسي‌اي ايجاد شده بود كه خيليها گمان مي‌كردند خاتمي را آنان روي كار آورده‌اند و لابد بايد ديدگاههاي فرهنگي آنان پياده شود و ... نگران بوديم كه فرهنگ و هنر كشور دچار آسيبهاي سيل ويرانگري شود كه از سوي غرب مي‌آمد تا را سالها از مقصدمان دور كند. مخصوصاً آن دوست عزيز ما ضعفهايي هم داشت كه به اين نگراني دامن مي‌زد. سرانجام البته نه به اندازه بدبينيهاي ما، ولي خوب، بر سر فرهنگ و هنر آن آمد كه آمد.
اما امروز باز هم نگرانيم. نه اينكه وزير انحرافي داشته باشد؛ نه اتفاقاً آن مقدار كه ما آقاي صفار را مي‌شناسيم شخصيتي انديشمند و اصيل است و متأسفانه بايد اذعان داشت شخصيت فرهنگي او تحت‌الشعاع موضع‌گيريهاي سياسي كيهان قرار گرفته و پنهان مانده است. بلكه، نگراني ما اين است كه احتمال دارد مانند هشت سال پيش، امروز هم خيليها احمدي‌نژاد را به نفع جناح و ديدگاه خود مصادره كنند و گمان كنند هيئت و محفل آنان بوده كه او را رئيس‌جمهور كرده است، پس بايد ديدگاههاي فرهنگي توأم با تحجر آنها را پياده كند. اين نگراني وقتي مضاعف مي‌شود كه اگر قبول كنيم بر خلاف رئيس‌جمهورهاي پيشين كه همگي داعيه فرهنگي داشته‌اند و حداقل از حوزه علوم انساني به اين جايگاه آمده بودند، رئيس‌جمهوري فعلي اساساً چنين داعيه‌اي ندارد و از حوزه مهندسي و راه و ساختمان به اين مقام رسيده‌ است. تاكنون هم در سخنرانيهايش حرف تازه‌اي در حوزه فرهنگ نزده و ديدگاهي ارائه نكرده است جز كلياتي بديهي از مسائل عمومي فرهنگ. از سوابقش در شهرداري نيز به نظر مي‌رسد استاندارد شخصيت فرهنگي در نظر او آدمي است در حد و حدود آقاي «مشاعي» معاون فعلي او در يك سازمان بزرگ فرهنگي. مسئوليت وزير ارشاد امروز هنگامي از اين هم سخت‌تر خواهد شد كه بپذيريم در هيچ دوره‌اي كابينه ما اين مقدار خالي از عناصر فرهنگي نبوده است و او در هئيت دولت تقريباً تنهاست. در هيئت دولت ما ديگر دكتر حسن حبيبي نيست. حتي ميرحسين موسوي مشاور هم نيست. حتي دكتر علي لاريجاني صدا و سيما هم نيست و جانشينان همه اينها يا با حوزه فرهنگ و هنر بيگانه‌اند و يا فاصله قابل توجهي با اسلاف خود دارند. پس در چنين اوضاع و احوالي ما چه انتظار شخصي و يا صنفي مي‌توانيم از وزير محترم ارشاد داشته باشيم؟ البته اين نگاه به بخش خالي ليوان است اما آقاي صفار يك شانس ديگري دارد كه شايد پيشينيان او نداشتند، و آن اينكه او در هيئت دولتي حضور دارد كه اشخاص جوان و باجرئتي هستند و مخصوصاً اينكه، داعيه فرهنگي ندارند تا وقت به اختلاف سليقه بگذرد و ... به همين دليل در برابر افكار جديد و طرحهاي نو، بي‌جهت ايستادگي نمي‌كنند. اگر آقاي صفار به جاي گرفتار شدن در اصلاح كارهاي از گذشته مانده طرحهاي جديدي ارائه كند و بخشهايي جديد ايجاد كند، احتمالاً از حمايت هيئت دولت برخوردار خواهد بود.
اميدوارم كه نه هشت سال، بلكه چهار سال ديگر ان‌شا ءا... اگر در چنين روزهايي قرار گرفتيم، ديگر نگران نباشيم. ان‌شا ءا... كه در دولت آقاي احمد‌ي‌نژاد اهالي فرهنگ و هنر در صدر نشينند و قدر ببينند.

عبدالجبار كاكايي

اول آنكه رعايت عدالت و انصاف در برخورد با هنرمندان محقق شود. چيزي كه در شانزده سال گذشته نسبت به بچه‌هاي مذهبي و جنگ كه عرق مذهبي و تعهدي نسبت به آن فضا داشتند، نديديم. دوم اينكه در عمق حركت كند نه در سطح، در سطح حركت كردن به ايدئولوژي ضربه مي‌زند و علاوه بر اينكه كار مفيدي نمي‌كند تأثير سو ء هم دارد.
پيشنهاد سوم در مورد سينماي ايران است كه سينماي ايراني مرغوب را از سينماي ايراني تجاري و جشنواره‌اي تفكيك كنند و به آن بها بدهند. سينماي ايراني از بطن جامعه نشئت گرفته است و بياني بدون اغراق دارد. اما سينماي جشنواره‌اي براي خوشامد ديگران خود را دچار اغراق‌زدگي مي‌كند. به حاتمي‌كيا، ميركريمي، رسول‌ ملاقلي‌پور كه در زمينة سينماي ايراني كار مي‌كنند، هيچ بهايي داده نمي‌شود. چرا كه دستهاي پنهان صهيونيست جهاني پشت سر سينماي تمام كشورهاست تا فرهنگ بومي و مردمي آنان را بكوبد. به همين دليل، بعضي فيلمسازان ما مرعوب مي‌شوند. اما در جشنواره‌هاي خارجي به سينماي ايراني واقعي ما هيچ بهايي نمي‌دهند. بايد به سينماي ايراني، ملي، مذهبي و ... بها داده شود و كسي را به عنوان معاونت سينمايي انتخاب كنند كه در اين عمق، خود غواص باشد.

علي تاجديني

1. فرهنگ و هنر كشور فاقد استراتژي است، وزارت ارشاد فاقد اتاق فكر در حوزه‌هاي گوناگون است. مثلاً ساخت فيلم، توليد داستان، ترجمه، پژوهشهاي ديني، .... بر مبناي تفكر قبلي نيست. در برخي حوزه‌ها كار زيادي صورت مي‌گيرد و در برخي حوزه‌ها اصلاً كاري انجام نمي‌شود، مثلاً درباره تاريخ اسلام و زندگي امامان (ع) ناشرين توجه خوبي نشان مي‌دهند، در حوزه ترجمه، كارهاي زيادي ترجمه شده، اما مثلاً در مباحثي همچون «مسجد» به عنوان نمونه ارشاد هيچ سياست مشخصي نداشته است. به نظر مي‌رسد هر قدر متخصصين فرهنگي و متدين در موضوعات مشخص دور هم جمع شوند و كار از فيلتر كارشناسي واقعي در آيد، نيازهاي فرهنگي جامعه بهتر تأمين مي‌شود.
2. در حوزه كتاب، مطبوعات و هنر، مقوله نقد بايد جدي گرفته شود. در حال حاضر آثاري مجوز دريافت مي‌كنند كه خط قرمز نداشته باشند، اما لزوماً هر اثري كه خط قرمزها را رعايت كرد به حال جامعه مفيد نيست. مثلاً در حوزه دين بسياري كتابها مض‍ّر است و جامعه را دچار گمراهي مي‌كند. راه حل اين مسئله آن نيست كه وزارت ارشاد متوسل به سازمان رسمي شود، بلكه از طريق شوراهاي علمي كه در خود ايجاد مي‌كند مي‌تواند كتاب را از منظر محتوايي نيز، حداقل كتابهاي حوزه دين را، بررسي نمايد. در همين راستا، معاونت فرهنگي ارشاد خوب است سايت مشاوره كتاب تأسيس نمايد. كار اين سايت هدايت مخاطبين و رفع نيازهاي آنان در زمينه كتاب‌خواني است. در حال حاضر جامعه ايراني با بحران عجيبي در مورد كتابهاي مناسب مواجه است. بسياري از اوليا ء در مورد معرفي كتاب خوب به فرزندانشان دچار سردرگمي هستند، همين سردرگمي در جوانان و دانشجويان نيز كاملاً محسوس است. باندهاي پخش، كتابهايي را بايكوت و كتابهايي را كه چندان مفيد نيستند ترويج مي‌كنند.
3. مطبوعات به نظر بنده مهم‌ترين وظيفه‌اش كنترل اصحاب قدرت است. در همه جاي دنيا مطبوعات چشمان تيزبيني محسوب مي‌شود كه از طريق نقد مديران و قدرتمندان، بهترين شكل نظارت اجتماعي يا امر به معروف و نهي از منكر را سامان مي‌دهند.
در كشور ما اين نقش فوق‌العاده كم‌رنگ است. جمهوري اسلامي هر قدر تلاش نمايد يا نظارت از بالا را تقويت كند، موفق نخواهد شد چون براي هر ناظري نيز بايد ناظري بگذارد. اما نظارت از پايين كه به مشاركت مردم نيز مي‌انجامد، مسئولين را در كارهايشان منضبط مي‌كند. اگر مطبوعات قادر باشند، دزديها و فسادها را منعكس كنند، مسئولين كشور جرئت انجام فساد را نخواهند داشت. البته براي آنكه مطبوعات يكه‌تاز نشوند قوانيني وضع گردد كه در صورت اتهام، آن مطبوعه موظف به غرامت گردد. سخن بسيار است انشا ءا... در فرصت ديگر.

مازيار بيژني

ـ وزيري كه ادعاي ارزشي بودن دارد نبايد آن هزينه‌هاي ميلياردي و سفرهاي خارجي كذايي را داشته باشد و بايد توقعات و انتظاراتش را به حداقل برساند.
ـ تحولي در سياست حمايتي از نويسندگان ايجاد كند. آن‌قدر به حمايت ناشران و فروش كتاب نپردازند و از حمايت نويسندگان باز نمانند.
ـ بايد به هنرهاي تجسمي، مخصوصاً كاريكاتور كه در آن زمينه از جانب مراكز مربوطه ـ مخصوصاً به بچه‌هاي انقلاب ـ كمترين توجهي صورت نگرفته است، بهاي بيشتر داده شود.

عبدالعلي دستغيب

ـ در امور فرهنگي بايد از اشخاص متخصص و هنرشناس دعوت به عمل آيد. براي پيش‌طرحها و پروژه‌ها و گردهماييها و رسيدگي به آثار هنري بايد از افرادي استفاده شود كه به اين كار وارد باشند.
ـ براي همه هنرمندان و سينماگران و نقاشان و شاعران و نويسندگان مكانهايي با امكانات كافي و كتابخانه‌هاي كامل در نظر بگيرند تا به صورت تخصصي در آنجا به فعاليت بپردازند و دسترسي كامل به كتاب داشته باشند، و با ديدار هم به تبادل افكار پرداخته و با اين كار قابليتهاي نقاط مختلف ايران را بهتر بشناسند. چرا كه فرهنگيان ما امروز اطلاعات كافي نسبت به جغرافياي فرهنگي و انساني ندارند.
ـ مميزي موجود در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نبايد بازدارنده باشد بلكه بايد تشويق‌كننده باشد چرا كه برخي كارهاي انجام‌شده در حيطه سينما و رمان و داستان در جهت مشخص كردن عيب و نواقص جامعه است. خانوادة وزارت فرهنگ بايد بدانند كه روشنگري ماهيت فرهنگ است. ما كه هميشه نمي‌توانيم در فرهنگ از گل و بلبل صحبت بكنيم، براي رفع مشكلات بايد به آنها پرداخت.

احمد عزيزي

چه پيشنهادي به وزارت فرهنگ و ارشاد بكنم وقتي كه تمام كتابهاي مرا چاپ مي‌كنند اما هيچ‌گونه امكاني براي تحصيل، تعليم و تدريس برايم نگذاشته‌اند، نه در حوزه هنري و نه در وزارت ارشاد. به هر روي اميدوارم كه هنرمندان ما در جهت برقراري عدالت‌ اجتماعي و محروميت‌زدايي كه در جامعه و حتي در ميان هنرمندان ما بيداد مي‌كند، توفيق فعاليت و تأثيرگذاري داشته باشند. من و امثال من هم كه با آمدن و رفتن افراد در وزارت و هر جاي ديگر تغييري در اوضاع و احوالمان ايجاد نمي‌شود. ما كه وامدار هيچ‌ كدام نيستيم و هيچ منفعتي هم با اين تغييرات نصيب ما نمي‌شود.

سيد مسعود شجاعي طباطبايي

ـ تز اصلي مسئولان فرهنگ و ارشاد و برنامه آنها اين بود كه به سمت نخبه‌گرايي بروند. نخبه‌گرايي كه فقط در فضاي قبل از انقلاب يا در ميان كساني كه عموماً هيچ قرابتي با نظام جمهوري اسلامي نداشتند، جست‌وجو مي‌شد. مطرح كردن بحث نخبه‌گرايي به اين صورت بسيار اشتباه است. در صورتي كه مي‌توانند براي هنر انقلاب و هنر متعهد و بروز خلاقيت جريان‌سازي و بسترسازي بكنند.
ـ فعاليت ارشاد در شهرستانها، ضعيف است و حتي مي‌توان گفت ادارات ارشاد در برخي شهرها و مراكز استان هيچ فعاليتي در اختيار ندارند. با اينكه قابليتها و ظرفيتها و استعدادها فراوان است. همه امكانات در تهران و آن هم در اختيار آدمهاي خاص (نور چشميها) قرار گرفته و از شهرستانها غافل مانده‌اند. چه استعدادها كه به خاطر نبود امكانات و توجه هدر مي‌رود. وزارت فرهنگ دولت جديد بايد براي بسترسازي و رشد خلاقيتهاي هنرمندان جوان انديشه كند و زمينه‌اي فراهم كند تا اين استعدادها شكوفا شود. در عرصه كاريكاتور ما اين شكوفايي را شاهد هستيم. موفقيتهاي بسيار بي‌نظيري كه در عرصه رقابت بين‌المللي كسب شده است. مسعود ضيايي كاريكاتوريست جوان شهرستاني هفتاد جايزه بين‌المللي و داخلي گرفته. هادي طبسي بزرگ‌ترين جايزه فستيوال كاريكاتور هند را دريافت كرده. در چين از بيست و هفت جايزه دوازده جايزه به ايران تعلق يافت كه بسياري از آنان به خاطر خلاقيتهاي شخصي حضور مؤثر در عرصه بين‌الملل داشتند.
ـ اين مسئولان اصرار و اتفاق نظر داشتند به اينكه به سمت هنري بروند با مفهوم هنر براي هنر. يك مفهوم كاملاً فرماليستي. جشنواره‌هاي زيادي برگزار كردند. كتابهاي زيادي چاپ كردند اما از نزديك كه نگاه كنيم در اين جشنواره‌ها اثر قابل توجه و تأمل نمي‌بينيم يا كمتر، آثاري با مفاهيم اسلامي و انقلابي پيدا مي‌كنيم، در سرتاسر اين كتابها و انبوهشان تنها چند كتاب محدود مناسب و متناسب با فرهنگ ديني و ملي پيدا مي‌كنيم، كه آن هم نتيجه تلاش بچه‌ها و نيروهاي مسلمان ماست كه شايد با حمايت و كمك ناچيزي مواجه شده باشند. بايد به جاي توجه صرف هنر براي هنر يا مفهوم فرماليستي آن، گرايش بايد به سوي هنر مفهومي جايگزين شود. هنري كه سرشار از باورهاي ملي، ديني، ارزشي و اعتقادي ما باشد. دولت جديد بايد به اين مسئله حساس باشد.
ـ مسئولان فرهنگ و ارشاد از هم‌فكري نسل انقلاب غافل شدند، از بضاعت و توانمندي بچه‌ها و نيروهاي مسلمان و انقلابي استفاده نمي‌كردند. مثلاً از آقاي چليپا (صاحب تابلوهاي معروف حر و عاشورا و ...) كه در دو جبهه دفاع مقدس و فرهنگ و هنر فعال است سال گذشته اثر جديدي نديديم ولي از آن طرف از فلان آقا در طول يك سال يازده ميليون تابلو خريده شده است. تابلوهايي كه قرابت چنداني با مسائل مذهبي و انقلاب ندارند. اين امكان براي اين افراد و دسته‌ها و آدمهاي نورچشمي فراهم مي‌شد ولي از طرفي حداقل اين امكانات از هنرمندان انقلاب دريغ مي‌شد. هنرمنداني كه در اوج توانمندي، لحظه‌لحظه عمرشان بركت و نعمت است و انگيزه‌هاي بالاي مذهبي و اعتقادي و ملي دارند. وزارت فرهنگ جديد، بايد در اين دوره به اين مسئله پاسخ دهد و كاستيهاي گذشته را جبران كند. فرصت زيادي نيست. با بحرانهايي كه بچه‌هاي هنرمند انقلاب پشت سر گذاشته‌اند بايد هر چه زودتر به اين افراد توجهي جدي شود.
ـ قطعاً با همدلي و همراهي يك گروه متخصص دردمند آشنا با عرق مذهبي و ملي است كه اين اتفاقات جديد روي خواهد داد. بنابراين وزير جديد بايد جمعي از ايرانيان را به عنوان مشاور انتخاب كند. نيروهاي انقلابي و متعهد حاضرند تمام وجودشان را در اين راه به كار بگيرند. در جمعي كه با جوانان و هنرمندان مسلمان و انقلابي داشتيم، مي‌گفتند اگر از ما كمك خواسته شود، در خدمتيم و كار مي‌كنيم.
ـ نگاهي به فعاليتهاي گذشته مسئولان فرهنگي نشان مي‌دهد كه برنامه مدون و منسجمي براي طرح اتفاقات و مسائل مذهبي، ملي، باورها و ارزشها نداشته‌اند و كارها به صورت هيئتي و با بي‌برنامگي صورت مي‌گرفته است. همه چيز به شكلي صورت گرفته كه حكايت از آن مي‌كند كه متأسفانه هنرمنداني كه بايد فعاليت كنند، امكان فعاليت از آنها گرفته شده يا محدود شده‌اند و فرصت به كساني داده شده كه در فضاي انقلاب و باورهايمان نبوده‌اند. بچه‌ها با جان و دل حاضرند با وزير محترم جديد همراه باشند. وزيري كه سابقه و تجربه دارد و داراي شخصيتي ارزشي است و در خانواده و محيطي ريشه‌دار و مذهبي رشد يافته است.
ـ در اين چند روز كه صحبتهاي وزير فرهنگ جديد را دنبال مي‌كردم احساس كردم بيشتر دغدغه‌شان درباره مطبوعات است و نگاهي هم به سينما داشتند ولي در زمينه هنرهاي تجسمي حرفي نزدند يا ما نشنيديم. وقتي به حوزه هنرهاي تجسمي مي‌رسيم بايد نگاهي بسيار دقيق‌تر داشته باشيم.
البته اين دغدغه و نگراني هم در اين زمينه برايمان پيش آمده كه شايد توجه جدي به آن نداشته باشند. اما با اوصافي كه ايشان دارند اميدواريم كه جايي براي مسائل در اين عرصه باز كنند. چرا كه نسبت به اين اتفاق حساسيتها زياد است و ان‌شا ءا... شاهد نگاهي نو در اين عرصه از ايشان باشيم.

سعيد صادقي

ـ ابتذال با ظاهري ديني در بدنه فرهنگ ديني انقلاب، ريشه كرده است. ابتذال با تجارت فرهنگ غرب رشد كرد. ابتذال، قلب ارزشهاي ديني و هويت ملي ايراني را نشانه رفته است. داعيه‌داران اين ابتذال در عرصه سينما، مطبوعات، تلويزيون، هنرهاي تجسمي و ... نقش برجسته‌اي يافته و نبض فرهنگي جامعه را در دست گرفته‌اند. اكنون شما با در نظر گرفتن وضع موجود، براي پياده كردن ارزشهاي اصلي و هويت واقعي فرهنگ ما، چه برنامه‌هايي داريد؟
ـ با روابط و حركتهايي كه در طول اين سالها در دل فرهنگ ما رخنه يافته و اميال شخصي در پيشبرد و تداوم آن مؤثر بوده، چه خواهيد كرد؟
ـ سالهاست كه نيروهاي صادق و وفادار به نظام، در ميان فرصت‌طلبان و رياكاران غرق شده‌اند، در سالهاي انقلاب و دفاع مقدس با رفتارها و عملكردهاي گروهي خاص از عرصه فعاليت رانده شده‌اند. در حقيقت معيار اعتقاد و اخلاص از بين رفته است و نيروهاي مومن كنار گذاشته شده‌اند. جناب‌عالي به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي براي از بين بردن رياكاريها و فرصت‌طلبيها چه برنامه‌اي خواهيد داشت؟

جواد طوسي

1. نگاه جامع‌الاطراف داشته باشد و تمام عرصه‌هاي فرهنگي‌ـ هنري را با ديدي كارشناسانه و منطبق با شرايط معاصر جامعه خودمان و جهان، مورد ارزيابي قرار دهد و در جهت ترميم نقاط آسيب‌پذير و رفع كمبودها برنامه‌ريزي جدي و اصولي اعمال نمايد.
2. براي ترويج مقوله فرهنگ در سطح جامعه بسترسازي كند و با وزارتخانه‌هاي تعيين‌كننده و شاخه‌هاي اجرايي دولت، در اين زمينه هم‌فكري مداوم داشته باشد و به ويژه گسترش فرهنگي را در جهت كاهش بزه‌كاري فردي و اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم در دستور كار خود قرار دهند.
3. با توجه به ب‍ُرد وسيع ارتباطي سينما و تئاتر، در برنامه‌ريزيها و سياستگذاريهاي كوتاه‌مدت و كلان خود توجه جدي و اساسي به اين دو رسانه داشته باشند. افزايش سالن در مناطق پر جمعيت، ارتقا ء سطح دانش هنري و بصري مخاطب و ايجاد انگيزه در آنها، توليد آثار متنوع با در نظر گرفتن ارزشهاي كيفي و ساختاري و مضموني و اجتماعي و ارائه تعريف درست و معاصر از ابتذال و برنامه‌ريزي دقيق براي جلوگيري از شكل‌گيري آن بدون متمايل شدن به ساخت و توليد آثاري خنثي، كم‌مخاطب، سفارشي و بريده از متن جامعه

دسته بندي هاي برگزيده
ويژه نامه