پيشرفته
 

موضوعات :

  • ویژه نامه قیصر
  • شعر

  • کلمات کليدي :

  • شاعر انتظار
  • بفرمایید

  • سید احمد نادمی

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • رصد صبح

  • مطلب بعدي >   923 تعداد بازديد
    5.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 0  : قيصر به روايت قيصر

    به دنبال اویی که کو؟

     سيد احمد نادمی

    به گواه دفتر «دستور زبان عشق» آقاي قيصر امين پور، «شاعر انتظار» است. بيش از نيمي از شعرهاي كتاب مؤيد اين ادعا هستند. انتظاري كه گاه کانونِ معناي شعر است و گاه، رنگ دهنده به مضمون. اميدي كه در انتظار نهفته است اين قابليت را دارد كه «تيرگي آهنگ» و «تلخي رنگ» را كه شاعر ويژگي شعرهايش مي داند (شعر «آهنگ ناگزير» در صفحه ي 23) به روشني و حلاوت بكشاند.

    اگر در اولين شعر كتاب، انتظار، سادگيِ شاعر را - با توجه به ايهام اين صفت- مي رساند(.../و من چقدر ساده ام/كه سال هاي سال/در انتظار تو/كنار اين قطار رفته ايستاده ام/...)؛ در شعر صفحه ي 13، آتش، استعاره از ايماني است كه روشني اش را از انتظار مي گيرد.(تا نسوزم/تا نسوزانم/تا مبادا بي هوا خاموش...)

    اگر ديروز، شاعر اين كتاب، «شعري براي جنگ» نوشته است؛ امروز، «طرحي براي صلح» مي كشد كه جانمايه اش انتظار(بازگشت پدر) است.(كودك/با گربه هايش در حياط خانه بازي مي كند/مادر، كنار چرخ خياطي/آرام رفته در نخ سوزن/عطر بخار چاي تازه/در خانه مي پيچد/صداي در!/-«شايد پدر!»)

    همين «انتظار»، مضمون دستاوردِ آقاي امين پور در «دستور زبان عشق» (و به زعم من، بهترين شعر اين كتاب)  يعني غزل«بفرماييد!»است. شعري با لحني تغزلي و معطوف به طبيعت: 

     

    بفرماييد فروردين شود اسفندهاي ما

    نه بر لب، بلكه در دل گل كند لبخندهاي ما

     

    (امر مؤدبانه ي «بفرماييد»، اين شعر را به نيايشي باطراوت بدل كرده است.)

     

    بفرماييد هر چيزي همان باشد كه مي خواهد

    همان، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

     

    (اين بيت كه شكل شاعرانه اي براي تعريف فلسفي «عدل» است، موضع گيري اعتقادي شاعر را به شيوه اي مؤثر باز مي تاباند.)

     بفرماييد تا اين بي چراتر كار عالم، عشق

    رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما 

    (مواجهه ي پارادوكسيكال اين بيت با نام كتاب (كه در خود، «چون و چرا و چند» براي عشق تدارك ديده است)، و تركيب اخواني «اين بي چراتر كار عالم» براي عشق، انتظار را به ديگر موتيفِ اصلي اين كتاب، يعني عشق پيوند مي دهد.)

    فروردين، گل، لبخند، عشق، زلف افشاني، سرو و صنوبر فضاي شعر را با رنگ هاي گرم «بهاري كه مي آيد» روشن كرده اند.

    و در حسن ختام اين غزل كه بيت الغزل آن نيز هست، آقاي امين پور به طنز ظريف و زباني «فردا شدن فردا» دست مي يابد

    بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز

    همين حالا بيايد وعده ي آينده هاي ما 

    همين يك غزل هم كافي است كه آقاي قيصر امين پور را «شاعر انتظار» بخوانيم¡ 

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه