پيشرفته
 

موضوعات :

  • ویژه نامه قیصر
  • شعر

  • کلمات کليدي :

  • قیصر
  • شعر آیینی

  • سید محمد جواد شرافت

    ديگر مطالب اين نويسنده :

    مطلب بعدي >   1086 تعداد بازديد
    (0 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 0  : قيصر به روايت قيصر

    در آیین آینه

     

    نگاهي به مفهوم شعر آييني در آثار قيصر

     

    يکي از مهمترين رهاورد انقلاب اسلامي، براي شعر معاصر، ارجاع دوباره به فرهنگ اهل بيت و زنده کردن توجه به ادبيات آييني در حيطه هاي جدي شعر است.

    بخشي از مهم ترين شعرهاي قيصر هم شعر هاي انتظار و شعر هاي آييني اوست. همچنين محور اصلي تصنيفهاي او توحيد است. محمد جواد شرافت، شاعر جوان نگاهي دارد به آيين اين آيينه

    براي بررسي اشعار آييني قيصر امين‌پور بايد به تمامي آثار او مراجعه کرد چه آثاري در فضاي بزرگسال و چه در حال و هواي نوجوان، چه در قالبهاي کلاسيک و چه در اشعار نو، چه در تصنيف و ترانه و چه در نثرهاي شاعرانه چه... اما به خاطر کوتاهي مجال در اين نوشتار، آثار آن شاعر ماندگار را در دو فضاي بزرگسال و نوجوان مورد بررسي قرار مي‌دهيم. البته سعي مي‌کنيم در اين دو بخش از قالبها و فضاهاي مختلف شعر و نثر او به عنوان شاهد مثال استفاده کنيم.

    در نگاه اول مي‌توان ارتباط موضوعات آييني با آثار قيصر امين‌پور را مدنظر قرار داد. موضوعاتي نظير مضامين توحيدي، اهل بيتي، دفاع مقدس، امام خميني و انقلاب و در موضوع توحيد و مناجات از آن شاعر عزيز آثار خوب و بلندي به يادگار مانده است. از تصنيف "خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا کن" تا ابياتي نظير "خداي ما اگر که در خود ماست/ کسي که بي خداست پس خودش نيست" و يا رباعي‌هايي از اين دست "از عمر دو روزي گذران ما را بس / يک لحظة وصل عاشقان ما را بس / هرچند دعاي ما اجابت نشود / هم صحبتي تو در جهان ما را بس" در فضاي شعر نوجوان نيز کارهاي فراواني را مي‌توان به عنوان شاهد مثال مطرح کرد که به چند شعر و نثر نگاهي کوتاه مي‌اندازيم. در شعر آغازين کتاب "مثل چشمه، مثل رود" شاعر مناجات و تسبيح طبيعت را درقالب چارپاره به تصوير مي‌کشد و در پايان نيز از لحظه سبز دعا مي‌گويد: "چشمه‌ها در زمزمه / رودها در شست وشو / موجها در همهمه / جويها در جست و جو /... شاخه‌ها گل مي‌کند / لحظه سبز دعا / دستها پل مي‌زنند / بين دلها تا خدا". در کتاب "به قول پرستو" نيز با مثنوي بلندي رو به رو مي‌شويم با اين مطلع "پيش از اينها فکر مي‌کردم خدا / خانه‌‌اي دارد ميان ابرها" شاعر ابتدا شبهه‌اي که در ذهن بسياري از نوجوانان رسوخ کرده است را بيان مي‌کند و در ادامه با ابيات زيبايي آنرا پاسخ مي‌دهد. ابياتي نظير "مي‌توانم بعد از اين با اين خدا / دوست باشم، دوست،پاک و بي‌ريا / مي‌توان با اين خدا پرواز کرد / سفرة دل را برايش باز کرد / چکه چکه مثل باران راز گفت / با دو قطره صدهزاران راز گفت. در "بي‌بال پريدن" هم در اين موضوع مي‌توان به نثرهايي با عنوان "تقسيم عادلانه" و "خدا در همسايگي ماست" رجوع کرد و از نگاه زيباي نويسندة آنها لذت برد.

    در زمينه اشعار اهل بيتي، اشعار فراواني را در آثار زنده‌ياد قيصر امين‌پور مي‌توان يافت با موضوعاتي نظير عاشورا، انتظار، اميرالمؤمنين، امام رضا و... که به بعضي از آنها اشاره‌اي داريم.

    از کارهاي سالهاي اخير دکتر امين‌پور به نظر مي‌آيد شعر "بفرماييد" براي ظهور حضرت موعود سروده شده است. "بفرماييد فروردين شود اسفندهاي ما / نه بر لب بلکه در دل گل کند لبخندهاي ما" تا اين ابيات "شب و روز از تو مي‌گوييم و مي‌گويند،‌ کاري کن / که مي‌بينم بگيرد جاي مي‌گويند هاي ما / نمي‌دانم کجايي يا که‌اي، آنقدر مي‌دانم / که مي‌آيي که بگشايي گره از بندهاي ما / بفرماييد فردا زودتر فردا شود امروز / همين حالا بيايد وعده آينده‌هاي ما" شعر "کوچه‌هاي خراسان" نيز نمونة خوبي است از اشعار اهل بيتي. اين شاعر عاشق، شعري با اين مطلع "چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند / موجهاي پريشان تو را مي‌شناسند. اما نگاه قيصر امين‌پور در اين موضوع، برخلاف بسياري از شاعران ديگر از مضمون زيارت و حرم دو کبوتر فراتر مي‌رود و مي‌سرايد از حديث سلسله‌الذهبي که امام در حال عبور از نيشابور ايراد فرمودند "از نشابور با موجي از "لا" گذشتي / اي که امواج طوفان تو را مي‌شناسند. در شعر نيمايي کوتاه "راستي آيا / کودکان کربلا/ تکليفشان تنها / دائماً تکرار مشق آب آب / مشق بابا آب بود؟!"

    شاعر با طرح سؤالي،نقدي دارد به نگاه کساني که عاشورا را فقط از دريچة غم و ماتم و ناخودآگاه تصوير کودکان بزرگوار کربلا را در کلاس اول و ابتداي راه ترسيم مي‌کنند.

    در فضاي شعر نوجوان نيز براي آثار اهل‌بيتي قيصري مي‌توان از کتاب "ظهر روز دهم" ياد کرد.

    اما در عرصة شعر دفاع مقدس از قيصر بسياربسيار گفته شده است. اگر چه هنوز فراوان فراوان ناگفته نيز باقي مانده است. بسياري از اساتيد و بزرگان او را بهترين شاعر دفاع مقدس مي‌دانند و مي‌خوانند شاعري با اشعار خواندني و ماندني فراوان در اين زمينه چه در فضاي بزرگسال و چه در حال و هواي نوجوان.

    ما هم براي اينکه اداي ديني کرده باشيم به آن شاعر دفاع مقدس،سعي مي‌کنيم که از زاويه‌اي ديگر بعضي از آثار او را به تماشا بنشينيم و درس بگيريم.

    بعضي از شاعران در اشعار دفاع مقدسي خود شهيدان را تا آسمان بدرقه مي‌کنند ولي پس از آن ناگهان بين شاعر و شهيد فاصله مي‌افتد و شعر رها مي‌شود. اما قيصر امين‌پور، در بعضي از آثار خود که به آنها اشاره‌اي داريم در بالاترين فراز شعر، زنده ماندن ياد و نام شهيدان و نيز ادامه راه آنها را گوشزد مي‌کند. براي نمونه شعر "راه ناتمام" او را مرور مي‌کنيم: "آن روز / بگشوده بال و پر / با سر به سوي وادي خون رفتي / گفتي: ديگر به خانه باز نمي‌گردم / امروز من به پاي خودم رفتم / فردا / شايد مرا به شهر بيارند _ بر روي دستها_ " اما / حتي تو را به شهر نياوردند / گفتند" "چيزي از او به جاي نمانده است / جز راه ناتمام".

    نمونه‌اي ديگر از آثار او اين دوبيتي مي‌تواند باشد: "مبادا خويشتن را واگذاريم/ امام خويش را تنها گذاريم/ ز خون هر شهيدي لاله‌اي رست / مبادا روي لاله پا گذاريم"

    ديگر دغدغة قيصر امين‌پور در زمينه دفاع مقدس فراموش نکردن خانوادة شهيد است. چنانکه مي‌گويد: "بيا به خانه آلاله‌ها سري بزنيم/ ز داغ با دل خود حرف ديگري بزنيم/ به يک بنفشه صميمانه تسليت گوييم/ سري به مجلس سوگ کبوتري بزنيم"

    در اشعار نوجوان نيز شاعر بزرگ ما همان نگاه و دغدغه را دنبال مي‌کند. مثلاً در شعر نيمايي و زيباي "حضور لاله‌ها" در انتهاي شعر دانش‌آموزان جاي خالي همکلاسي شهيدشان را پر مي‌کنند" ناگهان در دل خود زمزمه‌اي حس کرديم/ غنچه‌اي در دل ما مي‌جوشيد/ گل فرياد شکفت/ همه پاسخ داديم: / حاضر!/ ما همه اکبر ليلا زاديم. البته حسن بزرگ ديگري که در اين شعر جاري است نام دانش‌آموزان کلاس است "اصغر پورحسين"، "قاسم هاشميان" و "اکبر ليلازاد" که شاعر خيلي هنرمندانه با همين نامگذاري،دفاع مقدس ايران را با عاشوراي حسيني هم‌داستان مي‌کند.

    شعر "بوي ماه مهر" نيز صرفاً براي بازگشايي مدارس و حس و حال اوايل سال تحصيلي است، ولي وقتي موضوع دفاع مقدس در جان شاعر ما ريشه دارد،در بيت آخر همين شعر نيز اشاره‌اي زيبا دارد به شهيدان و درس گرفتن از آنها و چه حسن ختامي بهتر از اين: "روز اول لاله‌اي خواهم کشيد/ سرخ بر تخته سياه مدرسه".

    بعد از موضوع دفاع مقدس، سزاوار است نگاهي هم داشته باشيم به اشعاري که قيصر امين‌پور براي انقلاب و امام خميني سروده است. غزل زيباي "خلاصة خوبي‌ها" نشانگر ارادت شاعر به حضرت امام است "لبخند تو خلاصة خوبي‌هاست/ لختي بخند، خندة گل زيباست/ پيشاني‌ات تنفس يک صبح است/ صبحي که انتهاي شب يلداست/..." و با رباعي "مردي که طلايه‌دار مردان خداست/ از طايفة نور نوردان خداست/ قطبي که مدار چشم او قبله نماست/ قلبش گل آفتابگردان خداست". شاعراني که تربيت شدة مکتب امام خميني هستند نسبت به موضوع فلسطين نمي‌توانند بي تفاوت باشند. در آثار قيصر امين‌پور نيز با اشعاري براي فلسطين روبه رو مي‌شويم "در انتهاي کوچة شب زير پنجره/ قومي نشسته خيره به تصوير پنجره/... / اصرار پشت پنجره گفتگو بس است/ دستي برآوريم به تغيير پنجره/..." و يا منظومه صداي فلسطين که براي نوجوانان سروده شده است و اينگونه به پايان مي‌رسد: "ما ز چنگال خونين نترسيم/ از پر و بال خونين نترسيم/. بال در بال هم فوج در فوج/ پر بگيريم مستانه در اوج/ تا نشاني ز طوفان بپرسيم/ راه را از شهيدان بپرسيم/ تا که آن خانه را پس بگيريم/ آشيان را ز کرکس بگيريم/ مثل رگبار باران بباريم / خانه را سر به سر گل بکاريم."

    تا اين منظر از نوشتار هر چه گفتيم همه در "نگاه اول" بود ولي اگر نگاهي عميق‌تر و دقيق‌تر به مقولة شعر آييني و نيز آثار قيصر امين‌پور داشته باشيم، مي‌توانيم اينگونه ادعا کنيم که اکثر قريب به اتفاق آثار اين شاعر بزرگوار در مجموعة شعر آييني قرار مي‌گيرند و شاهد ما نيز چيزي نيست جز آثار او. دين ما آيين زندگي است. زندگي خوب در دنيا و آخرت. دين ما آيين آيينگي و پاکي است. آيين آسماني شدن در خاک است. پس هر موضوعي که موجب تکامل انسان و تعالي روحي اوست، بايد در مجموعه اشعار آييني قرار گيرد. پس از مقدمة کوتاه بالا آيا مي‌توان نثرهاي شاعرانة کتاب "بي بال پريدن" را آييني نخواند. کتابي که نه تنها نوجوان، بلکه بزرگسالان ما نيز با خواندن آن مي‌توانند نگاه بهتري به زندگي و زندگي بهتر داشته باشند".... من قرآن خواندن را ياد گرفته‌ام، قرآن کتاب خوبي است. قرآن حاشيه ندارد. هيچ کلمه‌اي را در حاشية آن ننوشته‌اند. من قرآن را دوست دارم همه چيز بايد مثل قرآن باشد."

    آيا مي‌توان اشعار کتاب "مثل چشمه، مثل رود" را آييني نخواند با اشعاري نظير اين شعر:"آبي دريا به رنگ آسمان / قطره‌ها بي رنگ و از دريا جداست/ قطره تنها چرا بي رنگ ماند/ رنگ درياهاي آبي از کجاست؟/ قطرة دريا به دور از قطره‌ها/ با خود آهنگ جدايي مي‌زند/ قطره‌هايي را که با هم مي‌روند/ آسمان رنگ خدايي مي‌زند/ اين "من" و "تو" حاصل تفريق‌ ماست/ پس "تو هم با من" بيا تا "ما" شويم/ حاصل جمع تمام قطره‌ها/ مي‌شود دريا، بيا دريا شويم"

    دو مورد از آثار نوجوان قيصر را بررسي مختصري کرديم. حال سري هم بزنيم به دنياي بزرگسال اشعار او.

    مگر شاعري را که از رقصي با تن بي سر نکردن مي‌نالد، شاعري را که دنبال چيزي فراتر از بودن است،‌ شاعري را که همزاد عاشقان جهان است، شاعري را که دستور زبان عشق را مي‌داند، شاعري که درد مردم زمانه را دارد، شاعري را که... مي‌توان شاعر آييني نخواند؟

    دوستان نزديک قيصر امين‌پور مي‌گويند که قيصر فاصلة بين شعر و شاعر را از بين برده است. يعني از شعر او مي‌توان به شخصيتش پي برد و از شخصيت او به شعرش. با توجه به اين نکته، بسا مد بالاي بعضي از کلمات و مضامين در شعر قيصر حکايت از ارتباط روحي او با آن موضوعات دارد. واژه‌هايي نظير "آيينه" که بارها در اشعار او موضوع اصلي بوده است و حتي در نام يکي از کتابهاي او نقش پررنگي دارد. "آينه‌هاي ناگهان" اشعاري چون "حرف آينه‌ها"، "پرده‌هاي ديدار"، "خانه تکاني"، "آينه" و... "آينه‌ها" (در چشم ما چه جاذبه‌اي دارند! / آيينه‌ها/ که دعوت ديدارند/ ديدارهاي کوتاه/ از پشت هفت ديوار/ ديوارهاي صاف/ ديوارهاي شيشه‌اي شفاف/ ديوارهاي تو/ ديوارهاي من/ ديوارهاي فاصله بسيارند/ آه!/ ديوارهاي تو همه آيينه‌اند/ آيينه‌هاي من همه ديوارند/) واژه‌هايي نظير "درد" که گذشته از اينکه بر بسياري از اشعار او سايه افکنده است در بعضي از آثار نيز نقش اصلي دارد، دردواره‌هاي يک، درواره‌هاي دو، "دردواره‌هاي سه"، "هنوز" و...(دردهاي من/ جامه نيستند/ تا ز تن درآورم/ چامه و چکامه" نيستند/ تا به "رشتة سخن" درآورم/ نعره نيستند/ تا ز ناي جان" برآورم/ دردهاي من نگفتني/ دردهاي من نهفتني است/  / دردهاي من/ گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست/ درد مردم زمانه است/...) واژه‌هايي نظير "عشق" که علاوه بر اينکه کليه آثار قيصر دم از آن مي‌گيرد در بعضي از اشعار نيز مستقيماً به ايفاي نقش مي‌پردازد. و اتفاقاً در نام آخرين کتاب قيصر نيز نقش اصلي را دارد "دستور زبان عشق". "از غم خبري نبود اگر عشق نبود/ دل بود ولي چه سود اگر عشق نبود/ بي‌رنگ‌تر از نقطة موهومي بود/ اين دايرة کبود اگر عشق نبود/.../ بي عشق دلم جز گرهي کور چه بود! / دل چشم نمي‌گشود اگر عشق نبود/ از دست تو در اين همه سرگرداني / تکليف دلم چه بود اگر عشق نبود؟ عشقي پاک و در اکثر موارد فراتر از خاک،عشقي که موجب سرايش "خدايا عاشقان را..." مي‌شود.

    پس قيصر شاعري است عاشق، اهل درد و آينه‌وار و اين صفات را در شعرش نيز مي‌توان شاهد بود. حال جان کلام آيين‌ ما چيست جز همين‌ها. عاشق آن حقيقت يگانه بودن، آيينه‌وار و پاک زندگي کردن، اهل درد بودن.

    زنده ياد قيصر امين‌پور روحي آييني داشت و اين مطلب را مي‌توان به خوبي در آيينة بي‌غبار اشعارش به تماشا نشست، نه ببخشيد به تماشا ايستاد.

     

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه