پيشرفته
 

موضوعات :

  • سیاست
  • عدالت اجتماعی
  • جنبش نرم افزاری و تولید علم

  • کلمات کليدي :

  • خانواده محوری
  • اصلاح امور جوانان
  • دانشگاه فقه مدیران

  • ياسر عسكري

    ديگر مطالب اين نويسنده :

  • چه کنيم؟

  • مسجد شبانه‌روزی (2)

  • آقاي هاشمي زندگي هوشي مين را که ديد تعجب کرد

  • تانک مبارزه با فقر

  • ميكاريم، درو نميكنيم

  • خطر جدي است

  • مطلب بعدي >   488 تعداد بازديد
    10.00 (1 راي ) امتياز مطلب < مطلب قبلي
    راه شماره 12 : پارازيت روي موج ايران

    حاضر نبودند از ما استفاده کنند
    بايسته هاي دولت دهم در گفتگو با دکتر وليالله نقي پورفر عضو هيئت علمي

    اشاره: مخاطبان نشريه كم و بيش با حجت الاسلام نقي پور فر استاد دانشگاه تربيت مدرس آشنا هستند. گفتگوي زير که براي رعايت اختصار سوال هايش حذف شده ديدگاههاي ايشان است درباره بايستههاي دولت دهم. نقي پورفر از جمله نخبگان حوزوي و دانشگاهي بود که در انتخابات به طور فعال و علني از احمدي نژاد حمايت کرد.

    اصلاح امور جوانان
    انقلاب اسلامي، اصلاح امور بندگان خداست. قبلاً هم در ويژهنامه انتخابات نهم و اوائل شكلگيري دولت نهم عرض كردم كه چهار گروه ضرورت و اولويت اصلاح دارند. گروه اول، جوانان هستند. گروه هاي بعدي، زنان و مديران هستند. اينها گروههاي توليدكننده هستند. گروه چهارم هم فقرا هستند كه مصرفكنندهاند. در منطق ديني، فقرا پيشتوانه نظامند. آبرومندترين فقراي جامعه ما همين جوانان هستند؛ يعني امور آنها از جهت اساسي و بنيادي ضرورت اصلاح دارد.
    دولت محترم اتفاقاً به جهت اينكه به شهرستان ها و روستاها رفته و از نزديك با مردم رو به رو شده و به سطوح پايين جامعه توجه كرده، اين رأي بالا را آورده است. اين امر نشان مي دهد كه مسيري صحيح را انتخاب كرده است. وظيفه اين است كه در همين راستا اما پختهتر، حكيمانهتر و باتدبير صحيح قدم بردارد.
    به نظرم ميرسد كه مسأله جوان، هنوز به عنوان برنامههاي بااولويت دولت، آن طور كه بايد، لحاظ نشده است. جوانان ما سه مسأله اصلي اقتصادي دارند. شغل، مسكن براي ازدواج و امكانات حداقل زندگي. در ترتيب اينها هم گاهي ازدواج بر شغل مقدم است. ما امكان ايجاد اشتغال سريع براي جوانهايمان را نداريم اما بيش از 13ميليون جوان در سن ازدواج داريم. معناي عملياتياش اين است كه اينها حداقل شش و نيم ميليون مسكن ميخواهند. ضرورت پرداختن به مسكن، يك مقصود دومنظوره و از جهاتي سه منظوره است. ساخت مسکن بيش از صد شغل فراهم ميكند. مسكن، در عقبهاش كارخانهها و كارگاههايي هستند كه توليد وسائل و لوازم مسكن را بر عهده دارند.

    فرهنگسرا و ورزشگاه اولويت جوان نيست
    من تأكيد ميكنم كه فرهنگسرا و ورزشگاه اولويت اول جوان ما نيست. ما امكانات کافي نداريم كه براي هر جايي، پول خرج كنيم. با همين امكانات، همين مقدار بس است. ما ضرورت حياتي به حل مشكلات "اصلي" جوانان داريم. قبل از انقلاب، برخي از انقلابيون با اصرار از امام(ره) ميخواستند كه براي محصولات فرهنگي اجازه بدهند كه از وجوهات خرج شود. حضرت امام(ره) اجازه نميدادند و فرمودند در جايي كه افراد متدين با يكي دو من برنج در مرزهاي ما از جهت فشار اقتصادي طعمه گروهكها ميشوند، جايز نيست كه اين پول ها را اينطوري خرج كرد. يعني خود اصلاح امور اقتصادي جوان، بزرگترين كار فرهنگي است.
    ما حتماً لازم نيست فرهنگسرا بسازيم. جوان حاضر است در بيابان بنشيند و از ما درس فرهنگي بگيرد. لزومي ندارد كه ما اينقدر ساختمان بسازيم و دفتر و دستك درست كنيم. حتي به نظرم حسينه و مسجد هم اولويت ندارد. يك جاهايي با عشق روي خاك ميتوان ايستاد و نماز و تجمعات ديني را داشت. همين جوان اگر امكانات نداشت با عشق از امكانات كم خودش خرج خواهد كرد و حسينيه و مسجد خواهد ساخت. پس اولويت اول، حفظ دين و ناموس جوان ماست.

     اولويتهاي مجلس و  سفرهاي استاني
    حتي در بودجهبندي مجلس هم بايد تغييرات اساسي رخ بدهد. نبايد كارهاي عمراني را به اين صورت كه به دنبال هم انجام ميشود، داشته باشيم. دولت سفرهاي استاني دارد. ما يك سري مسائل مشترك در تمام استان ها داريم كه جوان هر استان با آن دست به گريبان است. هر استان جوان دارد و جوان هم نياز به خانواده، مسكن و شغل دارد. اين مسأله مسأله مشترك استانهاست. بايد به اين مسأله اولويت داد. حتي آسفالت خيابان ها و جدول سازي اولويت ندارد. حتي تا حدي نوسازي خانهها هم اولويت اول را ندارد. نميخواهم به طور كلي منكر اين نوع فعاليت هاي عمراني و آباداني شوم اما بايد اولويتهاي اصلي را در نظر گرفت. روستاييهاي ما با همين وضع، چند صد سال زندگي كردهاند. الآن مسأله اصلي روستائيان ما، جوانانش هستند كه امكانات شغلي و ايجاد زندگي برايشان فراهم نيست. روستايي حاضر است در همين مسير و جاده شوسه رفت و آمد كند ولي مشكل جوانش حل شود.

     اولويت بازنشسته ها هم جوانهايشان است
    مسأله اول ما بازنشستهها نيستند. بازنشستهها مشكلشان را با همان كم و زيادش حل كردند. جوان اين افراد بازنشسته، دچار مشكل است. اساساً فكر و ذكر اين بازنشسته را جوانش به خود مشغول كرده است. بازنشستهها و از كار افتادههاي ما هم سهم دارند. بحثي در اين نيست. امّا كساني از بازنشستهها كه چرخ زندگيشان دارد ميچرخد، ما ميتوانستيم مطالباتشان را به تأخير بيندازيم امّا مطالبات جوان نقد است و اگر اصلاح نشود، بحرانساز است و حتي دغدغه براي بزرگترها ايجاد كرده است. هر قدر ما مشكل بازنشستهها را حل كنيم اما مشكل جوانش حل نشود، اوضاع به مذاقش تلخ ميآيد. به نظرم دولت، آنطور كه بايد، اهتمام جدي نكرده است. دولتهاي قبلي هم همين مشكلات را داشتند. مراكز تدبير و تصميم گيري ما مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجمع تشخيص مصلحت و حتي مجلس ما دچار اين خلأ و غفلت هستند.

     فتنه ها و جوانان مجرد بيکار
    ما غفلت جدي از اصلاح امر جوان كرديم. ما وزرشگاه ميخواهيم چهكار؟ باشگاه ميخواهيم چهکار؟ از محيط همين مدارس در روزهاي جمعه و تعطيلات استفاده كنيم. 40-30 سال پيش چه كار ميكرديم؟! مگر براي ما ورزشگاه ساخته بودند؟! يك توپ فوتبال بر ميداشتيم و در بيابان خدا ميدويديم و ورزش ميكرديم. ما الآن بودجه هاي وحشتناكي داريم براي ورزش خرج ميكنيم. اين ورزشگاههايي كه در مناطق مختلف مي سازيم چه ضرورت اوليه دارد؟ اگر قم ورزشگاه نداشت امور ورزشياش نميچرخيد؟ خوب با همين پول ورزشگاه 20 هزار نفري چند تا خانه 50 متري مي توانستيم بسازيم و كار چند تا جوان را راه بيندازيم. ما به شكل كاريكاتوري به مسائل مي پردازيم.

     اتلاف وقت در دانشگاهها
    نظام آموزش عالي بايد جهت پيدا كند. الان با چه سياستي تمام دانشآموزانمان را داريم وارد دانشگاه ميكنيم؟ با چه حكمتي؟ اين امر تدبير و حكمت صحيح ندارد. ما بايد بيشتر تكنيسين تربيت كنيم. همان كاري كه آلمان و ژاپن كردند و از خاكستر جنگ جهاني دوم، سر برداشتند و خودشان را بازسازي كردند. ولي ما داريم فقط عناصر نظري تربيت مي كنيم. اينها به چه درد ميخورند؟ کدام نياز ما را برطرف ميكند؟ همين سياست، فردا مطالبات سنگيني از حكومت و نظام خواهد داشت. چه كسي مي خواهد جواب بدهد؟ اين سياست، به شدت غلط است كه تمام دانش آموزان را وارد دانشگاه مي كنيم.
    دانشگاه، محل توليد علم و ورود و خروج افراد نخبه است. 90 درصد عناصر تحصيلي ما به درد كار و دانش و رشته هاي فني و حرفهاي ميخورند و10 درصدشان به درد اين ميخورند كه بتوانند توليد علم كنند. ما الآن افراد بسياري داريم كه در دانشگاهها دارند وقت تلف ميكنند.
    ما بايد تكنيسين هاي زيادي در حوزه هاي مختلف تربيت كنيم. با اين كار حتي صدور خدمات فني و كاربردي خواهيم داشت. الآن منطقه ما شديداً به تكنيسين احتياج دارد. عراق، افغانستان و كشورهاي آسياي ميانه به شدت به نيروهاي كاردان ما محتاجند. با اين سياست هم نياز داخل را تأمين مي كنيم و هم مي توانيم نياز منطقه را تأمين كنيم.

    رشته ها جنسيت دارند...
    ما بايد جنسيت را در دانشگاه ها لحاظ كنيم. چه معنا دارد كه دختران ما در مهندسي معدن يا مهندسي كشاورزي با 80-70 درصد نيرو وارد شود، در حالي كه ما در مسائل پزشكي زنان و مشاوره و تعليم و تربيت زنان، كارشناس و متخصص به اندازه كافي نداريم. از آن طرف، پسران هم وارد گرايش پزشكي مختص زنان ميشوند! اينها از نظر ناموسي، ديني، عقلي و شرعي توجيه ندارد. همين روزها در روزنامه كيهان خواندم كه كسي شكايت كرده بود كه چرا متخصص سونوگرافي زنان وجود ندارد و مرد پشت دستگاه قرار مي گيرد؟ ما متأسفانه نيروي كافي براي اين زمينه ها تربيت نكرده ايم و بعد زن ها را وارد شغلهاي مردانه كنيم. بايد در اينها اصلاحات جدي صورت گيرد.

    بسوي دانشگاههاي بومي
    دانشگاههاي بومي ضرورتي جدي براي حل معضلات و بحرانهاي بغرنج فرهنگي در مناطق مختلف است. الآن ما مسائل و معضلات بغرنج و تبعات دانشجويان غيربومي را در مناطق مختلف داريم كه فضاي فرهنگي نسبتاً سالم شهرستانهاي ما را، اين دانشجويان غيربومي دارند بههم ميريزند. الآن تخريبهاي هولانگيزي در سراسر كشور دارد رخ ميدهد. در مناطق شهرستاني و بكر ما، فرهنگهاي غربي كه بعضي از اين دانشجويان، با آن همراه و همسو هستند، رسوخ پيدا كرده است و طهارت نسبي فضاي فرهنگي آن منطقه به هم ريخته است. ما آسيبهاي فرهنگي جدي به مناطق مختلف داريم وارد ميكنيم، به عنوان اينكه داريم دانشگاه ها را گسترش ميدهيم.
    ما داريم دانشگاه ها را گسترش ميدهيم. عرض كردم اين نوع گسترشها، حكمت صحيح ندارد. بايد خانواده محوري و شغل محوري در اكثر اين تدبيرها لحاظ شود.

    خانواده محوري، اساس سياستگذاري نظام
    خانوادهمحوري بايد اساس سياستگذاري نظام باشد. كتاب «درآمدي بر مطالعات خانواده» نوشته«جان برناردز»، پروفسور انگليسي را بخوانيد كه ايشان ميخواهد در انگليس، اصلاً سرفصلهاي درسي خانواده راه بيندازد. ايشان و برخي از همفكرانشان به اين مسأله رسيدند كه بايد اصلاح امور خانواده در محور تدبير نظام باشد؛ يعني هر سياستگذاري كه در جامعه ميكنيم بايد در طول اصلاح خانواده باشد. اصل خانواده است. غربي ها هم به اين سمت رسيدهاند و به اين سمت حركت كردهاند. دولت و شهرداريها الآن هزينههاي سنگيني براي ايجاد ورزشگاه و بوستانهاي فرهنگي ميكنند در صورتي كه همه ادارات و ارگان ها بايد در جهت حل مشكلات اقتصادي، شغل و تشكيل خانواده جوان حركت اساسي داشته باشند.

    ناچار ميشوند تبعيت كنند...
    من بحثم كلي است و ربطي به اين دولت هم ندارد. صحبت سر اين است كه نگاه دولتهاي اسلامي بايد اين سبكي باشد و مراكز ديگر هم، هر كدام بايد در اين زمينه حركت كنند. اگر دولت نگاهي صحيح داشته باشد ميتواند در مراكز تصميمگيري تأثيرگذار باشد و با منطق قوي ميتواند جريانسازي كند. مجلس ما هم ديدگاه و نگاه مناسبي ندارد. اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم آن نگاه كلان و جامع و بااولويت را ندارند. مجمع تشخيص مصلحت ما هم دچار اين خلأ است. اصلاً اين اصلاح، در درجه اول به مراكز تصميمگيري ما هم برميگردد.
    دولت بايد در حد وسع خودش نگاهش را درست كند. در درجه اول، بايد بينش درستي داشته باشد و ثانياً اين طرح ها را درست و با جامعنگري، به پيش ببرد و عملياتي كند. اگر دولت بينش صحيحي پيدا كند و تدبيرهاي حكيمانهاي داشته باشد و اين مسائل را به عنوان مطالبات مردم مطرح كند، مراكز تصميمگيري ما هم ناچار ميشوند تبعيت كنند. ناچار ميشوند مغزشان كار كند. حساس ميشوند. درگير مسائل اساسي جامعه شوند. وادار ميشوند كه در اين راستا حركت كنند.

    يک صفحه و نيم اسم براي قدرداني
    يك مسأله اساسي كه مهم است و بااخلاص هم منافات ندارد، اين است در هر طرح و برنامه، هر نوع نخبهاي كه دخالت ميكند، نام او در پاي آن طرح و برنامه بيايد. در كتاب «پارادايمشناسي علوم انساني» نوشته آقاي برايان في، ايشان يك صفحه و نيم، از اشخاصي اسم ميبرد كه هر كدام در شكلگيري اين كتاب، نكاتي را به او تذكر دادهاند. حتي يادي مي کند از ناشناسي که در مجلهاي، نكتهاي را مطرح كرده و او از آن نکته در کتابش استفاده كرده! بايد  اين يك صفحه و نيم را تابلو كنيم براي تمام افراد دستاندركار تا زحمات هر شخص را به نام او ثبت كنند نه خودشان و دوستانشان. در مراكز تحقيقات ما، تحقيقات به نام رئيس آن مركز تمام شود. چرا نام افرادي كه در اين تحقيقات زحمت كشيدهاند، نميآيد؟

    با خودتان نه... با طرحتان كار داريم!
    يك علّت اين كه نخبگان اصلاً از همکاري با دولت استقبال نميكنند و طرح و برنامه نميدهند اين است که از حضور آنها در حاشيه استفاده ميشود. پروژه و طرح را ديگران بر عهده مي گيرند. گاهي اوقات، طرح و برنامهاي كه نخبهاي ارائه کرده به اين علت که خودش حضور ندارد تا از آن دفاع کند، گزينشي اجرا و آن طرح يا برنامه، قلع و قمع ميشود.
    وقتي كه از من استفاده مستقيم نميشود و فرصت نميدهند كه من از طرح خودم دفاع كنم، چه فايدهاي دارد؟ مكرر آمدند گفتند طرحتان را بدهيد. ما با خود شما كار نداريم، با طرح شما كار داريم! اين نه با انصاف و مروّت سازگار است و هم اينكه طرحها را خراب ميكنند. چون متخصص كار نيستند.
    اين رويكردها بايد اصلاح شود. اين بيماري عمومي در سيستم ماست كه نخبگان حاضر نميشوند سرويسدهي كنند. حاصل تلاش عمرش را بگيرند و با خودش هم كاري نداشته باشند و گزينشي هم برخورد كنند؟!

    دانشجويان هنگامي که مسوول ميشوند...
    19 سال است كه دارم در مقطع دكترا مديريت اسلامي تدريس ميكنم. بعضي از دانشجويان، جزو مسئولان كشور شدند. پروژهها را ديگران ميگرفتند. حتي در حاشيه هم حاضر نبودند از ما استفاده كنند. چرا؟ چون گاهي ممكن است ما در كنار موضع اصلاحي، موضع انتقادي هم داشته باشيم. اصلاً اصلاح بدون انتقاد صحيح ممكن نيست. ما و خصوصاً حاكمان و دولتمردان بايد ظرفيت انتقاد شنيدن را افزايش بدهيم. اين تذكر امام(ع) به مالك اشتر است كه ميفرمايند: «آنهايي كه منتقدين دلسوزند، بيشتر به خودت نزديك كن!» از اينها استفاده احسن بكن! ما ظرفيت انتقاد شنيدنمان محدود است. كم است. در حالي كه اساساً بدون آسيبشناسي صحيح، اصلاً درمان صحيح رخ نميدهد.

    فراريان احد را نبايد اعدام کرد...
    در جنگ احد، غالب فراريهاي از جبهه و جنگ، نخبگان و فرماندهان بودند. اينها نشان ميداد كه در عمليات ضعف دارند، امّا مغزشان كه تعطيل نشده است. خداي عالم در قرآن ميفرمايند كه در طرح و برنامهها با اينها مشورت كنيد ولو اينكه اينها از لحاظ قابليت عملياتي، ضعف شخصيتي دارند. اصلاً آيه «و شاورهم في الامر» براي نخبگان نظامي فراري از جبهه و جنگ است. ميفرمايد «فعفوا عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر» ما نبايد مطلقنگري كنيم. ما بايد از هر كس، در حوزهاش، از توانمندياش استفاده احسن و كريمانه بكنيم. در قسمتهايي كه ضعف دارد، رهايش كنيم امّا قوتهايي را كه دارد چرا ناديده بگيريم؟ صفر و يك نيست. همه را سفيد و سياه نبينيم.
    غفلت هم نبايد بكنيم. نبايد فکر کنيم اگر کسي در حوزهاي توانمندي دارد، در ديگر حوزهها هم توانمندي دارد. يا برعكس، اگر فردي ضعفي در حوزهاي دارد، به اين معنا نيست كه در ديگر حوزهها توانمندي ندارد. ما گاهي هر دو اشتباه را مرتكب ميشويم. اگر كسي در حوزهاي توانمند است، توانمندياش را در همه حوزهها سرايت ميدهيم و يكي هم كه در يك حوزهاي ضعف دارد، ضعفش را در تمام حوزههاي وجودي سرايت ميدهيم. لذا بدينگونه محروم ميشويم از افرادي كه توانمندي در حوزهاي دارند و در برخي حوزهها، ضعفهايي هم از خودشان نشان داد و لذا از او استفاده نميكنيم. ميشود از بدنه گروههاي مقابل انتخابات كه توانمنديهايي دارند، استفاده كنيم. از افراد بدنه رقيب در حوزهاي كه توانمندي و قابليتي دارند، استفاده بكنيم. يك نگاه واسع بايد داشته باشيم. اينكه نخبگان توانمند رقيب را حذف كنيم درست نيست.

    مدير جوان، مدير پير
    اميرالمومنين(ع) ميفرمايند كه رأي فرد پخته براي من، ارجح و احب از تلاش و جنب و جوش جوان است. فرموده است احب يعني محبوبتر است. يعني هر دويش خوب است. در مديريتمان بايد تركيبي از اين دو را داشته باشيم. پيران صاحب تجربه و پخته را در كنار جوانان توانمند در سلسله مراتب مديريتيمان قرار بدهيم. مثلاً يكي شود رئيس و ديگري شود معاون. كمك هم باشند. حضرت ميفرمايند كه من در تدبيرها، پير و پخته را مسئول ميكنم، معاونش را جوان ميگذارم تا بتواند آن طرح و برنامهها را اجرا كند و جلو ببرد. چون جرأت و جسارت دارد. لااقل تركيبي از اين دوتا مد نظرمان باشد. در طرح و برنامههاي سيستم بگوييم كه تركيبي از ريسكپذيري و جسارت جوانان و تجربه و نظر افراد مجرب و با سابقه خدمتي باشند.

    دولت گاردش را باز کند
    ماجراهاي بعد از انتخابات را از قبل برنامهريزي كرده بودند. اعتقادم اين است كه 30 درصد خود دولت با نوع تعاملاتش در ايجاد اين بحرانها، نقش داشت و ميتوانست با تدبير احسن جلوگيري كند و 70 درصد هم مربوط به طرف مقابل بود و حتي اگر دولت اين ضعفها را نداشت، آنها فتنهانگيزيشان را ميكردند، ولي اين اندازه پيامد نداشت.
    دولت بايد گاردش را باز كند. سعه صدر داشته باشد. از افراد توانمند گروههاي ديگر با داشتن مقدماتي، در حوزهاي كه توانمندي دارند، با احترام استفاده كند، بدون انگ گروهي. البته مراقبت خودش را داشته باشد كه خداي نكرده، اينها جهتگيري گروهكي، طرح و برنامهها را مسألهدار نكنند. به هر حال، افراد آزاده در هر گروه و جريان معتقد به نظام زيادند كه جهتگيري گروهي پيدا كرده است. امّا اگر فردي با شخصيت و توانمندي مناسب هست ميتواند از آنها استفاده كند. اثر اين رفتار هم اين است كه قرآن كريم ميفرمايد اين رويه باعث ميشود كه دشمن را دوست بكند. كدورتها از بين برود. دفع بدي با خوبي، اين قدرت و قابليت را دارد. دفع بدي با خوبي البته نسبت به كسي كه پررو و جسور نشود و حمل بر ضعف صاحب لطف نكند. ما بايد از اين روش هم استفاده احسن بكنيم.

    فقه مديران
    در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي، بخشي از مسأله ناشي از خلأهاي قانوني است.  مسأله دوم، برخورد جدي و قاطع با مفاسد است. ما متأسفانه فقه مديران را تبيين نكردهايم. تبيين فقه مديران، وظيفه حوزههاي علميه بوده كه از آن غفلت شده است. فقه مديران به اين معنا هست كه در عملكرد صحيح مديران، تكريم مضاعف دارند و در تخلفها هم مجازات مضاعف دارند. خداوند به عنوان مصاديق، همسران پيامبر(ص) را در اين حوزه قرار ميدهد. در حالي كه همسران پيامبر(ص) مسئوليت حكومتي نداشتند؛ يعني وابستگان درجه يك مدير، احكامي خاص براي مجازات در تخلفات دارند، چه رسد به خود مدير! اين از باب انتساب به مديريت اسلامي است. طبيعتاً وقتي از خانم و بچهها چنين حسابكشي سختي ميشود، مدير جاي خود را دارد. ما اين فقه مديران را نداريم. يك خلأ قانوني بزرگ از اين جهت داريم.
    در فقهي كه اميرمومنان(ع) تذكر ميدهد، دست مدير كه به سمت اختلاس و دزدي دراز شد، بايد قطع شود. براي قطع کردن دست مدير مختلس شكستن قفل ضروري نيست. چون او حق امضاء دارند.
    ما چون فقه مديران نداريم، احكام غلاظ و شدادي كه بايد تعريف بشود، تعريف نكرديم. ريسك و هزينه پذيرش پست، كم است. منافع دنيوي هست، ريسک نيست. طبيعتاً بيش از همه، منافقين براي پست ها صف ميكشند. ما از لحاظ قانوني و حقوقي در را باز گذاشتهايم. بايد فقه مديران را تعريف كنيم و آن را قانون كنيم. اين مسأله خودش جلوي بسياري از مسابقات براي رسيدن به قدرت را ميگيرد.

    دسته بندي هاي برگزيده
    آرشيو راه